۱۳۹۵ شهریور ۲۵, پنجشنبه

کُره‌خر توی حیاط قدیمی که بعد گوساله شد

527
7/9/69
کُره‌خر توی حیاط قدیمی که بعد گوساله شد

1
1  

270
تمام خواب : ده‌دقیقه‌ای است از خواب بیدار شده‌ام. خواب می‌دیدم توی خانه پدری‌ام بودم. خرند جلو اطاق زن‌عمو و حیاط جلو طویله و کاهدان در نظرم آمد. یادم است وارد حیاط جلو کاهدان و طویله شدم. سه حیوان توی حیاط دیدم که یکی از آن‌ها را یک کُره‌خر دیدم. به نظرم شب و تاریک بود ولی دیدم که آن کُره‌خر به دلیل باز بودن درِ حیاط از کنار من بیرون آمدورفت روی خرند جلو خانه زن‌عمو. من اول که رفتم توی حیاط متوجه نبودم و اصولاً فکر می‌کردم آن کُره‌خر کوچک نباید آنجا باشد. بعد که آمد بیرون و من هم بیرون آمدم دیدم روی خرند بالائی با یکی دوتا حیوان دیگر است. دیدم او می‌خواهد برود زیر مادرش شیر بخورد. در اینجا دیدم که مادر او یک گاو است و آن کُره‌خر یک گوساله است. او می‌خواست برود زیر مادرش شیر بخورد و من خواهرم را پشت سر او دیدم که شاید از اطاق زن‌عمو بیرون آمده بود. من تقریباً نزدیک دالان ایستاده بودم و می‌خواستم خواهرم برود جلو آن گوساله را بگیرد ولی ندیدم او کاری بکند، در عوض دیدم کودکی که شاید سعید ... بود داشت جلو گوساله را می‌گرفت که زیر مادرش نرود و من همان‌جا ایستاده بودم.
یافته‌ها : . . تفسیرها : -  . .

هیچ نظری موجود نیست: