۱۳۹۵ مرداد ۲۳, شنبه

کار رشته‌های کلاژن در زیر مخاط لب من

542
29/9/69
کار رشته‌های کلاژن در زیر مخاط لب من
×
1
3

281
تمام خواب : ساعت هفت صبح . اولین خوابی که یادم است این است که ... بلند شده بود و مثل اینکه به دلایلی دست روی آن می‌مالیدم. یک بار متوجه شدم قسمت گلانس پنیس جدا شده، یعنی درست قسمت برآمدگی گلانس پنیس از پنیس جدا ولی کامل جدا نشده بود. متوجه شدم داخل پنیس، چه آن قسمت جدا شده، و چه آن قسمت که بود مثل یک استوانه توخالی است. البته نه کاملاً توخالی بلکه می‌توانم بگویم به‌صورت دایره یک قسمت غضروف داشت و وسط آن استوانه سفت و غضروفی نبود بلکه حالت خالی و شاید مایع یا چیزهایی دیگر داشت. به هر صورت من آن را با دست چپم دوباره چسباندم، یعنی کوشش کردم به‌چسبانم و یادم هست با حوصله قسمت گلانس پنیس را این طرف و آن طرف کردم تا قسمت جدا شده جای اول خود قرار گیرد و بعد هم بچسبد. دیدم درست قرار گرفت ولی فکر کردم شاید دوباره وربیاید. به همین جهت با دست چپ هوای آن را داشتم و داشتم دنبال یک باند پارچه‌ای یا گاز استریل می‌گشتم که آن را ببندم. نمی‌دانم در اینجا چه جوری متوجه شدم که هم این طور شده. نمی‌دانم قبلاً این طور شده بود یا نه ولی می‌دانستم هم این طور شده. من در شرایطی بودم که کسانی دیگر هم بودند . از نظر روانی یادم نیست چه حالتی داشتم ولی می‌دانم ناراحت بودم از این که چنین اتفاقی افتاده. این خواب خیلی طولانی و صحنه‌های دیگری هم داشت که یادم نیست.
خواب بعدی : دوم یا سوم : خواب دیگری که یادم است این است مثل این که ما توی اتاق بودیم و بیرون رفته بودیم. یک خیابان دیدم که جوانی در وسط خیابان سوار بر موتور بود. یک پایش را در ضمن سوار بودن بر موتور بالا گرفته و بندی پارچه‌ای به انگشت پایش وصل بود. مثل‌اینکه با همین بند موتورسواری می‌کرد. موتورسواری او درست در وسط خیابان بود. یک صحنه من دیدم او سوار بر موتور در وسط خیابان و پایش بالا است، درحالی‌که آن بند پارچه‌ای به انگشت پای سمت راستش وصل بود. یک صحنه دیگر در جهت مخالف این صحنه دیدم که در وسط خیابان داشت موتورسواری می‌کرد، و باوجودی که با سرعت موتور می‌راند و از من دور می‌شد باز همان نخ به پایش و پایش را توی هوا بلند کرده بود. صحنه بعد دوباره در جهت مخالف اَلآن یعنی در مسیر اول داشت با سرعت موتور می‌راند. من متوجه شدم که نخ وصل شده به‌پایش پاره شده و او تصمیم داشت درحالی‌که با سرعت موتور می راند پایش را به آن نخ بزند و پایش به آن نخ پارچه‌ای بند شود. یعنی می‌خواست در ضمن راندن، پایش را به آن نخ بزند و بند کند. صحنه بعد دیدم آن جوان موتوری با سرعت هرچه بیشتر از زمین بالا آمد و با موتور و صورت به کف خیابان خورد و خودش و موتورش پهن وسط خیابان شدند. مثل‌این‌که کسانی دیگر همراه من بودند و این صحنه را دیدند. من مثل‌اینکه نزدیک شدم دیدم خودش و موتورش کف خیابان پهن‌شده و صورت آن جوان زخمی و کلاشی‌ده و درب و داغان شده. در این موقع دیدم یک جوان دیگر که کامل‌تر از جوان موتوری بود از مسیر روبرو داشت می‌آمد. این جوان موتوری بلند شد و در همان حال زخمی از این کمک خواست و با این شخص بنا کرد با لهجه هندی وارد حرف شود. من متوجه شدم که آن شخص دوم و موتوری هر دو هندی هستند. و این جوانی که زمین‌خورده از هم‌زبانی خودش کمک می‌خواهد. به هر صورت صحبت آنها به زبان اردو و هندی بود. دیدم تیپ آن‌ها هم هندی یا پاکستانی است. بعد‌ازاین صحنه در همان نقطه‌ای که بودیم وارد اتاق شدم. عده‌ای هم پشت سر من وارد شدند. من نمی‌دانم آن‌ها ایرانی یا پاکستانی بودند. ولی آن‌ها را هم میهمان و همانند خودم، و هم غیر از خودم و پاکستانی یا هندی می‌دانستم. من دیدم اتاق و بالش‌ها به هم ریخته و شروع به درست کردن اتاق و گذاشتن بالش‌ها به دور اتاق کردم.
خواب بعدی : سوم یا دوم : نمی‌دانم این خواب من قبل از خواب دوم بود یا بعد‌از‌آن، هرچه بود من از یک زاویه تقریباً چهل‌وپنج درجه بالاتر داشتم ردیف اول تماشاچی‌های یک سالن سینما یا چیزی مثل آن‌ها می‌دیدم. این دیدن من به این صورت بود که گاهی صحنه دید من تنگ می‌شد و از جمعیت ردیف جلو و شاید ردیف عقب تعداد کمتری را می‌دیدم. و گاهی هم دید من طوری می‌شد که تعداد بیشتری را می‌دیدم. یعنی مثل یک دوربین فیلم‌برداری که در نقطه‌ای ثابت گاهی صورت و تصویر یک نفر و گاهی از همان زاویه همان (نفر یا نقطه) جمعیت بیشتری را نشان دهد. اما نحوه دید من به این صورت بود که دید من مانند دوربین فیلم برداری زوم نمی‌شد بلکه هر وقت یک نفر یا دو نفر را می‌دیدم قسمت‌های دیگر صحنه دید من تاریک می‌شد. هر وقت هم جمعیت بیشتری در دید من قرار می‌گرفت بقیه صحنه و در اصل تمام صحنه روشن بود. یعنی دید من زوم نمی‌شد بلکه درصحنه آنچه را نمی‌دیدم تاریک می‌شد و چیزی از آن نبود. صحنه ردیف جلو تماشاچی یک سینما بود که چندین بار این کم دیدن و زیاد دیدن جمعیت تکرار شد. من آن جمعیت را یک بار تماشاچی‌های سینما در زمان گذشته ( قبل از انقلاب ) می‌دانستم یعنی زن‌ها را با سرِ باز و موهای پیدا می‌دیدم . و گاهی هم زن‌ها را با روسری و مانتو مثل بعد از انقلاب. به هر صورت جلوه‌ای از هر دو بود. اگر به خواهم از تمام برداشت‌هایم یک نتیجه بگیرم این‌که آن جمعیت هم مرد و هم زن با‌لباس و فرم آرایش قبل از انقلاب و هم با‌لباس و آرایش بعد از انقلاب بودند. یعنی زن و مرد در دو حالت که زن‌ها با روسری و بی روسری بودند. من اول آن صحنه را فیلم می‌دانستم یعنی می‌دانستم که دارم فیلم می‌بینم. بعد متوجه شدم که آن جمعیت توی سینما هستند و دارند فیلم می‌بینند. و بالاخره این خواب هر دو این معنی را می‌رساند. دست‌آخر متوجه شدم که تعدادی از زن‌ها در آن جمع آشنا هستند. شاید فکر کردم و و دیگران هستند که به صورت سر باز بودند. متوجه شدم این فیلم را موقع فیلم‌برداری دیده‌ام و مثل اینکه به یا شاید دیگری گفتم این همان فیلمی است که از برداشته‌شده (برداشتم یا برداشتند). و در این حال چهره کامل را دیدم. البته در حالت چهره بیمار او یعنی با بیماری ... و پوست صورت او که دچار بیماری است. ولی خندان و شاد بود. من در اینجا این دو برداشت را داشتم که این صحنه یعنی آن جمعیت و دیدن اَلآن یک فیلم است که قبلاً برداشته شده. می‌دانستم این نگاه کردن و دیدن من مال اکنون است که دارم با دیگری ( ) حرف می‌زنم. یعنی مال همین اَلآن است. به هر صورت غیرازاین خواب‌ها خواب‌های دیگری هم دیدم که جالب و کامل بود ولی یادم نیست.
یافته‌ها : . . همانند و یکی بودن : هند / صحبت با لهجه هندی : : پنیس 2.55 . . همانند و یکی بودن : پاکستان : : گلانس پنیس 2.55  . . همانند و یکی بودن : چسباندن گلانس پنیس : : چیدن پشتی‌ها دور اتاق 2.56 . . همانند و یکی بودن : گاز استریل و باند : : بالش‌های دور اتاق / چسب 2.56 . . همانند و یکی بودن : لهجه اردو : : پاکستان / پاکستانی . . همانند و یکی بودن : لهجه هندی : : هندی / اهل هند 2.57 . . همانند و یکی بودن : : : گاز استریل و باند / چسب / ایران 2.57 . . همانند و یکی بودن : موتور : خیابان 2.57 . . همانند و یکی بودن : پنیس : : خیابان / موتور / جوان موتور‌سوار / پای موتور‌سوار 2.58 . . همانند و یکی بودن : پای راست جوان موتور‌سوار : : تایر جلو موتور . . همانند و یکی بودن : پای چپ جوان موتور‌سوار : : تایر عقب موتور 2.59 . . همانند و یکی بودن : زخمی شدن و کلاشیدِ شدن صورت جوان : : چهره ... 2.59 . . همانند و یکی بودن : جدائی گلانس پنیس : : جدائی پاکستان از هند 2.59 . . همانند و یکی بودن : هندی بودن هر دو موتوری : : سالم و یکی بودن دو سرِ کُلاژن 2.59 . . همانند و یکی بودن : وارد شدن به اتاق : : نگاه به درون محل جداشده گلانس پنیس 2.59 . . همانند و یکی بودن : دیدن بالش‌های ریخته شده وسط اتاق : : توجه به مسائل میان پنیس 2.60 . . همانند و یکی بودن : چیدن بالش‌ها دور اتاق : : ترمیم و غضروفی کردن محل زخم 2.60 . . همانند و یکی بودن : : : ایرانی 2.60 . . درستی دیدگاه : مربوط بودن خواب به رشته‌های کلاژن : : با توجه به یادداشت 27/1/74 تفسیر خواب 29/9/69 کار رشته‌های کلاژن در زیر مخاط لب. دیدن چهره در پایان خواب و بیماری ... نشان‌دهنده مربوط بودن خواب به رشته‌های کلاژن است چون این‌ بیماری، بیماری بافت همبند و رشته‌های کلاژن است 28/1/74 - 5.35 . . من یا دیگران : من کلاژن و ترمیم کننده رشته‌های کلاژن در زیر مخاط لب بوده‌ام 28/1/74 - 6.9 . . نکته‌ها و دلایل : گاز استریل و باند و توانائی جوش دادن زخم : : در این خواب ظاهر شدن گاز استریل و باند با توجه به توانائی آن‌ها در جوش دادن دو قسمت یک زخم بوده 28/1/74 - 8.8 . . نکته‌ها و دلایل : در این خواب ظاهر شدن نمادهای هند و پاکستان به دلیل یکی بودن این دو کشور در‌گذشته و جدا شدن آن‌ها به دو کشور هند و پاکستان بوده که در این خواب قصد اصلی یکی کردن دو باره آن‌ها یعنی همان چسباندن گلانس پنیس جدا شده پنیس (پاکستان) به پنیس بوده (هند) 28/1/74 - 8.8 . . آلت تناسلی : : رشته‌های کلاژن در زیر مخاط لب 12.40 . . چسباندن گلانس پنیس : : ترمیم زخم رشته‌های کلاژن . . گفتمان خواب‌وبیداری : بند پارچه‌ای : : تناسلی زن . . گفتمان خواب‌وبیداری : انگشت پای جوان موتور سوار : : پوست یا گلانس پنیس . . گفتمان خواب‌وبیداری : هندی بودن هر دو موتوری : : سالم و یکی بودن دوسر کلاژن . . گفتمان خواب‌وبیداری : ایران (به‌جای هند و پاکستان) : : سالم شدن زخم کلاژن . . گفتمان خواب‌وبیداری : به‌هم‌ریختگی اتاق : : زخم و جدا شدن کلاژن 12.42 . . تفسیرها : 1/10/69 - 1/10/69 . . رؤیا و برنامه داده‌شده به مغز : خواب در پاسخ به سؤال است : هرچند سؤال من رشته‌های کلاژن لب دور دهانم بوده اما پاسخ داده‌شده در باره لب گلانس پنیس (دور دهانه سوراخ پیشاب‌راه) بوده . 23/6/89 . . گفتمان خواب‌وبیداری : ردیف اول تماشاچی‌های یک سالن سینما : : قشر منتشر مغز . . گفتمان خواب‌وبیداری : هند : : دو فضای غاری پشتی پنیس . . پاکستان : : گلانس پنیس . . معانی و مفاهیم : هند و پاکستان : : در این خواب هِند که نام کشور هندوستان است همان هَند انگلیسی یا دست بوده که در این خواب نماد دو فضای غاری پشتی پنیس قرارگرفته و پاکستان که نام کشور جداشده از هندوستان است . بامعنی پاهای فراوان نماد گلانس پنیس بوده که وظیفه انتقال پیام‌های جنسی تناسلی را به بالای مغز دارد 23/6/89  . .

هیچ نظری موجود نیست: