|
630
|
15/12/69
|
تاب دادن اشیاء در فضا
|
|
2
|
3
|
|
332
|
|
♣ تمام خواب اول : ساعت یک و پنجاه
دقیقه بعد از نیمه شب . الان پنج دقیقه ای است بیدار شده ام . خوابی جالب میدیدم
که صحنه های اول آن یادم نیست . فقط صحنه آخر آن یادم است که در جائی ، شاید
پایان یک مسیری ، دیدم کسی یا کسانی دارند کاری میکنند . اول کاری را که میکرد
میدیدم . من میدیدم کسی چیزی را در هوا تاب میدهد . سپس آن چیز خودش توی هوا تاب
میخورد و بعد آن شخص آنرا میگیرد . وقتی دقت کردم دیدم یک بار یک شخص شال گردنی
را دور کوزه گُلی پیچیده و آنرا در فضا روبروی خودش با دست تاب داد . بعد آن
کوزه گل خودش توی هوا داشت تاب میخورد . دیدم مثل اینکه آن شال دور آن کوزه گل
در فضا توسط یک نفر گرفته و روی شانه اش انداخته شد ولی هنوز کوزه گل در هوا تاب
میخورد . بعد دیدم دوباره آن شخص چیزی دیگر را به همین صورت که ( اول با یک دست
آنرا در فضا و در مقابل خودش میگرفت ) آن وسیله و دستش را توی هوا تاب میداد . و
بعد از یک یا یک دور و نیم که دستش همراه آن وسیله توی هوا تاب میخورد آن وسیله
را ول میکرد . و باز آن وسیله بدون اینکه نقطه اتکائی داشته باشد توی هوا تاب
میخورد . و بعد از اینکه مقداری به تنهائی توی هوا تاب میخورد آن شخص آنرا در
فضا میگرفت . یک جا هم دیدم آن شخص یک کتری استیل را که میدانستم داخل آن چایی
است توی هوا تاب داد . بهر صورت این کار او از ابهام اولیه به ترتیب که تکرار شد
بصورت روشن تر و قابل فهم تری برایم در آمد و چندین بار این کار او تکرار شد و
هر بار یک وسیله که بیشتر میتوان آنها را وسایل متنوع منزل نام برد در هوا تاب
میداد . جهت حرکت دست آن شخص بصورت عکس عقربه های ساعت و با یک دست بود . یعنی
اول دست او اتکاء آن جسم و آن جسم بصورت سکون در فضا . و بعد بنا میکرد دست خودش
را با آن چیز در جهت عکس عقربه های ساعت تاب دهد . یک یا یک دور ونیم که این دو
را با هم تاب میداد بعد دستش را از حمایت آن برمیداشت و آن جسم یا چیز بدون
اینکه روی زمین بیفتد با همان دایره ای که آن شخص به آن داده بود در فضا تاب
میخورد . البته آن شخص نگاهش به آن بود وآخر بار نیز آنرا در فضا میگرفت . من
چیزهای زیادی دیدم که او تاب داد ولی سه چیز مشخص در نظرم است . یکی آن شال گردن
که نمیدانم به تنهائی آنرا تاب داد یا دور یک کوزه گل گرفت . و آن کوزه گل که
میدانم یک بار هم بدون آن شال گردن بود . یک بار هم یک کتری استیل که میدانستم
چایی دم شده توی آن است و فکر میکردم ممکن است چایی آن بریزد . یک جا یادم است
که یک نفر دیگر هم بصورت شاگرد کمک او در گرفتن چیزها از فضا است . یک جا هم
دیدم به تنهائی آنچه را تاب میدهد در فضا میگیرد . اگر بخواهم دایره تاب خوردن
آن وسایل را در فضا نسبت به خودمان شکل بدهم مثل این است که این دایره را در فضا
اگر پائین بیاوریم با سطح زمین مماس شود . یعنی تمام نقاط پیرامون آن نسبت به
سطح زمینی که ما ایستاده باشیم به یک فاصله باشد . ساعت دو و شش دقیقه بعد از
نیمه شب ، دارد باران می آید منهم دوباره میخوابم . ♠
تمام خواب دوم : ساعت پنج و
بیست دقیقه صبح . ... ، اول اين بود كه يادم است يك جا چيزي مانند يك سركليدي
دستم بود ، اين چيز كه الان در بيداري آنرا سركليدي ميگويم داراي شكل خاصي بود ،
مثل اينكه تمام يا قسمتي از آن چرمي بود ولی یادم نیست چکار کردم و چی شد . اما
خوابی که اکنون میدیدم و بیدار شدم این است .
دنباله خواب دوم : اين خواب
هم خيلي طولاني و با داستاني مفصل بود كه باز يادم نيست ولي در ابهام چيزهائي
يادم است ، در اين خواب من چهره ♀ و♂
يادم است كه بصورت آشنا ديدم ، چهره يك زن ديگر را هم بصورت واضح و روشن ديدم ،
يك جا هم مثل اينكه ♂ و ♀ را
هم ديدم كه ♀ خيلي در ابهام يادم است بود . شايد
هم فكر كرده ام بوده ولی ندیده ام . اما ♂ را یادم
است دیدم که با من مثل اینکه حرفی نزد و شاید بی محلی کرد . اصل خواب تا آنجا که
فکر میکنم اتفاق افتاده این بود که توی یک منزل بودیم و یادم هست ♀ را
دیدم ولی چکار میکرد نمیدانم . بعد یادم هست توی حیاط این منزل که حیاط بزرگی
بود و یک باغچه بزرگ هم وسط این حیاط بود بودم . و کاری در کنار حوض ( باغچه )
در سمت جنوب آن میکردم . نمیدانم کارم چی بود ولی یادم هست که میدانستم دارد آب
توی باغچه بزرگ این خانه ( همان حوض ) می آید . یک بار میدانستم و دیدم که آب تا
وسط باغچه آمده و باغچه از آب نیمه شده و دوباره مثل اینکه چیزی یادم نیست . بعد
یادم است آمده بودم در سمت شمال حیاط این خانه کنار باغچه و تصمیم داشتم شیر آب
را ببندم . در اینجا اول دیدم دو تا زن کنار این باغچه ( که اکنون دیگر یک حوض پر
آب بود ) خوابیده اند . یکی از آنها ♀ و دیگری یک
زن جوان بود که چهره اش را دیدم ولی او را نشناختم . بعد از دیدن آنها درست لب
حوض و کنار باغچه بودم و دیدم دو تا شیر آب لب حوض است . آب آمده بود بالا بطوری
که دور شیرهای آب هم آب ایستاده بود . من دیدم اگر بخواهم شیرهای آب را ببندم
باید پایم را توی آب بگذارم ، به همین جهت نگاه کردم و صحنه آب و باغچه و حوض
طوری به نظرم آمد که میدانستم یک باغچه بزرگ خاکی پر از آب شده . لبه باغچه هم
خاکی و بالا و پائین بود و جائی سفت ندیدم . اما یک جا یک کمی برآمدگی زمین و
تکه سنگی دیدم که میخواستم پایم را روی آن بگذارم . نمیدانم گذاشتم یا نه ولی
یادم است دولا شده بودم و دستم به یکی از شیرهای آب برای بستن بود . بین من و
شیر آب هم آب بود . یعنی من از روی آب کنار باغچه دولا شده بودم تا شیر آب را که
نزدیکتر به توی باغچه بود ببندم . در اینجا همانطور که نوشتم دو تا شیر آب بود .
یکی از آنها که من میخواستم ببندم دراز و بصورت شیرهای آب قدیمی بود ، شیرهای
آبی که شکل شیر فعلی سماور است . و یک شیر دیگر که فکر میکنم بصورت گرد بود .
البته من گرد بودن آنرا ندیدم و نفهمیدم این دو شیر از یک لوله آب میگیرند یا نه
. بیشتر جدا بود چون میدانستم اگر یکی را ببندم آن یکی را هم باید ببندم تا آب
بند بیاید . فعلاً مشغول این بودم آن شیر که دراز بود را ببندم . من آنرا به
اندازه یک چهارم بستم ولی متوجه شدم باید یک چهارم یا یک دوم دیگر هم تاب دهم تا
بسته شود . این مرا در خواب به فکر وا داشت . یعنی در ضمن اینکه میدانستم باید
یک چهارم تاب دهم ولی نمیدانم آنرا یک دوم یا سه چهارم یا ... تاب دادم . در
اینجا یادم است متوجه شدم دهان خودم آبکی است و مثل زمانی است که در خواب از
دهان من آب میرود . قبل از این هم که آن دو زن را دیدم بالای این باغچه خوابیده
اند متوجه شدم که بیدارند یا دارند بیدار میشوند . بین اینکه ♀ یا
آن زن دیگر کدامشان بیشتر بیدار بودند فکر میکنم ♀
بیداری بیشتری داشت . یا اینکه زودتر از آن یکی داشت بیدار میشد . در اینجا من
میدانم که باغچه پر آب شده بود ، حتی از آن بیرون زده و کناره ها هم آمده بود .
به همین دلیل من در نوشتن این یادداشت بیشتر میخواستم آنرا حوض آب بنویسم . در
رابطه با دیدن ♂ و ♀
فکر میکنم بعد از این صحنه بوده که آنها را در طرف شمال این خانه یا باغچه یا
حوض و شاید توی اطاقها دیده ام . ولی ( خیلی اینجا برایم گنگ است ) اکنون که
بیدارم با شناخت خواب شناسی که پیدا کرده ام شاید ♂ و ♀ را
در مکان اطاقها هم ، و ساختمان دیده ام . یعنی جای اطاقی یا توی اطاقها ، خیلی
مبهم است این موضوع . ♀ را هم فکر میکنم همان اول خواب دیدم
و او را در رابطه با جنوب خانه و طرفی که معمولاً مطبخ است میدانم . خودم هم اول
در جنوب و کنار باغچه کاری میکردم که یادم نیست و نوشتم ،آخر هم در شمال باغچه .
این خواب خیلی صحنه های دیگری هم داشت ولی نمیدانم چی بود . یادم نمیآید شخص
دیگری را دیده باشم شاید هم کسانی دیگر
بوده اند . ♠
یافته ها : . ¶ . همانند و یکی بودن : باغچه پرآب وسط حیاط : : دهان پرآب خودم
2.37.189 . ¶ . تفسیرها : - . ¶ . گفتمان
خواب و بیداری : چایی ، چای دم شده : : افکار ، با توجه به مفاهیم خواب 20/6/70
با عنوان دو شیشه چای دم شده خوش رنگ 13/10/91 . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۵ خرداد ۲۴, دوشنبه
تاب دادن اشیاء در فضا
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر