|
615
|
7/12/69
|
من چند سال دارم ، عمر من چقدر است
|
×
|
1
|
1
|
|
323
|
|
♣ تمام خواب : ساعت پنج و سی و پنج
دقیقه صبح چهار شنبه . ... ، فقط این یادم است که در شهری شاید تهران میخواستم
به دکتر مراجعه کنم و بروم نوبت بگیرم . وارد خیابانی که میدانم سربالائی بود شدم
. در اینجا صحنه هائی دیدم که یادم نیست . بعد یادم هست دم درب محلی بودم که
میخواستم بروم توی آن نوبت دکتر بگیرم . اینجا یادم است سوار بر چرخ های معلولین
بودم و برای پایم میخواستم نوبت بگیرم . از دم درب تا نزدیک میز ویزیتور سرازیری
بود و من سوار بر آن چرخ معلولین بودم . نمیدانم هنگام پائین رفتن مثل نرده در
کنارم بود و من دستم را به آن گرفتم یا نه ، ولی میدانم وقتی نزدیک میز آن مرد
سِکرِتر رسیدم او حرفی زد که من مضمون آنرا اینطور میدانم که مرا پیر مرد خطاب
کرد . اینطور حالی من شد که او گفت یا میخواست بگوید ببین پیر مرد به این روز افتاده
. او در موقع گفتن این حرف سرش را به سمت چپ و بالای سر من گرداند و مثل اینکه
طرف صحبت او شخصی دیگر بود . من متوجه شدم کسی از جائی بالاتر از اینجا که ما
بودیم گفت او پیر مرد نیست . و این حرف را طوری گفت که یعنی من جوان هستم ( پیر
نشده ام ) ، من او را ندیدم ولی حدس میزنم ♀ دختر ♂ بود ، این مرا به فکر
انداخت که او کیست ولی حدس زدم باید از خانواده ♂ باشد . بهر صورت یادم
است میخواستم پول بدهم و بدانم چقدر بدهم ولی آن مرد سکرتر مبلغ نگفت . البته
چیزی گفت ولی من اینطور برداشت کردم منظورش این است هرچند خودم میخواهم بدهم ،
دانستم منظورش این است از حد لزوم بیشتر بدهم . من در اینجا خودم فکر کردم که
باید چقدر بدهم ولی یادم نیست . مثل اینکه شصت تومان دادم ولی میدانستم ده تومان
آن زیادی است . یعنی خودم از مبلغ مقرر ده تومان اضافه داده ام . پولهایم مثل
اینکه یک پنجاه تومانی بود بایک ده تومانی . البته یک اسکناس ده تومانی کاملاً
در ذهنم است بود ، و بیشتر با یک پنجاه تومانی به او دادم . این برایم مسلم است
که میدانستم از مبلغ مقرر ده تومان اضافه داده ام . در اینجا بطور گنگ یک چهل
تومان هم در ذهنم است ، یعنی اینطور از کل این جریان اطلاع دارم که نمیدانم او
گفت چهل یا پنجاه تومان و من شصت تومان دادم و میدانستم که ده تومان آن زیادی
است . بعد بیرون آمدم ولی هنوز در فکر بودم شخصی که گقت او پیر نیست از خانواده ♂ بود یا نه . بیشتر در
خواب اینطور متوجه بودم که او ♀ بوده . بعد یادم هست بیرون از
مطب بودم و داشتم خیابان را برانداز میکردم تا یاد بگیرم وقتی خواستم بیایم آدرس
را بلد باشم . اینطور فکر میکنم که نوبت گرفته بودم و میخواستم بروم و به موقع
یبایم پیش دکتر ، ولی چون به آن مطب و خیابان و محیط آشنا نبودم داشتم آنجا و
محیط را ورانداز میکردم . این یادم است که آن مطب در خیابان فرعی نزدیک به
خیابان اصلی بود . و میدانستم وقتی به این پیچ خیابان رسیدم دیگر تا مطب چیزی
راه نیست . مثل اینکه آنجاها درخت هم توی خیابان دیدم . دیگر از اینجا چیزی یادم
نیست . یادم است در این خواب♂ را حتماً دیدم وشاید ♂ را هم ، یادم نیست در
چه صحنه و کجا بود ولی بیشتر قبل از رفتن به مطب دکتر برای گرفتن نوبت بود که ♂ را دیدم . ♠
توضیحات و یافته ها : ا - ¶ این اولین بار است آنچه را در
بیداری حدس میزدم در خواب به وقوع پیوست . یعنی ¶ من دیروز این فکر به نظرم رسید
که پول نشانه عمراست و این به واقعیت پیوست و دیشب در خواب به من نمایانده شد .
2 - ¶ برای اولین بار است
که صد در صد میتوان گفت خوابهای ما جوابگوی سؤالات ما است . همانطور که نوشتم
این خواب جواب همان سؤال دیشب من است که من چقدر عمر و چند سال دارم . اکنون این
موضوع برایم نامفهوم است چون پولی که دیشب دادم بابت ویزیت دکتر مبلغ معین و
خاصی نیست ، نمیدانم زیادتر دادن یعنی چه و یا چهل تومان یعنی چه بعداً مطالعه
کنم .
یافته ها : . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : پا : : عمر . ¶ . تفسیرها : 8/12/69 - . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۵ خرداد ۳۱, دوشنبه
من چند سال دارم ، عمر من چقدر است
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر