۱۳۹۵ خرداد ۲۱, جمعه

حرف زدن با ♀ درباره تکه ای از کاهو یا کَلَم

642
25/12/69
حرف زدن با درباره تکه ای از کاهو یا کَلَم

1
1

342
تمام خواب : ساعت شش و پانزده دقیقه صبح . اکنون از خواب بیدار شدم . خوابی دیده ام که یادم نیست فقط جسته و گریخته چیزهائی میدانم ، چون فکر میکنم موضوع جالبی در آن بوده هر چه را یادم است مینویسم . 1 - یک جا یادم است چیزی خوردنی مثل یک تکه برگ کاهو یا کلم در دستم بود یا اینکه در دست دیگری بود و دیدم . 2 - یک جا را روبرویم دیدم با قیافه ای باز و شاد که با او حرف میزدم . یک جا من کلمه پنج هزار یا شش هزار یا نه هزار سال و شاید هم پنج ملیون سال یادم است که گفتم ، بهر صورت یکی از اینها را گفتم که بیشتر فکر میکنم کلمه پنج هزار سال را بکار بردم . 2 - وقتی اینها را من بهم ربط میدهم و با چیزهای دیگری که از خواب دیشب در ذهنم است مربوط میکنم اینطور نتیجه گیری میکنم که من به گفته ام تو پنج هزار سال است که اینرا دوست داری . البته منظور من همان چیز خوردنی بوده که توی دستم یا دستش بوده . منظور آن تکه ای از نوعی خوردنی که شاید سبزی و آنهم کاهو یا کلم یا چیزی در این حدود بوده . ساعت شش و بیست و دو دقیقه صبح شنبه .
یافته ها : . . تفسیرها : - . . گفتمان خواب و بیداری : برگ کلم : : ماهیچه های چشم . . گفتمان خواب و بیداری : برگ کاهو : : ماهیچه های پنیس . . گفتمان خواب و بیداری : : : پوست صورت . . گفتمان خواب و بیداری : : : تناسلی زن . .

هیچ نظری موجود نیست: