|
618
|
8/12/69
|
معنی فکر اندیشه و خیال
|
×
|
2
|
2
|
|
325
|
|
♣ تمام خواب اول : ساعت پنج صبح . اکنون
از خواب بیدار شدم . خوابی دیده بودم و خیلی کم میتوانم صحنه ای از آنرا برای
بازگوکردن جمع و جور کنم . مکان این خواب در ابهام یادم است نزدیک
حمام و قبرستان سرپل در تیران و آن حدود بود ، من فقط این یادم است که در جائی
من و یکی دوسه نفر دیگر بودیم و ♂ هم بود . یادم هست کتابی از
کتابهایم را که آنرا کمیاب میدانستم به ♂ داده بودم
و او میگفت چون مطالب مذهبی توی کتاب بوده آنرا دور انداخته ، من ناراحت بودم که
چرا چنین کاری کرده و باز بار دوم هم همین صحنه پیش آمد و ♂
کتابی را که به او داده بودم نداشت بدهد و میگفت به دلیل اینکه مطالب مذهبی توی
آن بوده آنرا دور انداخته . من میدانستم این دور انداختن نتیجه اش این است که
دیگر من آن کتاب را ندارم و بی اندازه ناراحت بودم ، حتی داشتم به مرز تنفر از
او میرسیدم و میخواستم حالی او کنم که این مطالب هرچند از نظر او مطالب مذهبی
بوده در اصل به طرفداری مذهب نبوده ، بهر صورت حالتی شبیه خشم و سرخوردگی به من
دست داده بود . من بار دوم اسم آن کتاب را میدانستم و میگفتم چرا آنرا دور
انداخته ولی وقتی بیدار شدم دیدم دیگر اسم آن کتاب یادم نیست ، من بیشتر آن کتاب
را از کتابهای کسروی میدانم بود و اگر هم از او نبوده نوشته هائی در آن مایه
بوده . ♠
تمام خواب دوم : ساعت شش و
ده دقیقه صبح . ساعت شش با صدای زنگ ساعت بیدار شدم و میخواستم اخبار رادیو را
بگیرم ولی خوابم برد . در یک لحظه خواب و بیداری متوجه شدم که کسی گفت ♂
مرده و تا آمدم متوجه شوم فهمیدم ♂ دوست ثبت احوال علویجه ای من مرده و
فوراً متوجه شدم که ♂ مرده و اینرا ♂
همکار اداری ما که با ♂ آشنا است به من گفت . یعنی اول در
ابهام یادم است صدای بلند گوی مسجد شنیدم و فهمیدم کسی مرده سپس گفته شد ♂ و
بعد ♂ گفت ♂ و بعد گفته شد ♂ .
این خواب مثل اینکه از تاریکی شروع شد و به روشنائی رسید یعنی اول مبهم و گنگ و
تا آمد به آخر برسد روشن و کامل و مفهوم شد که من حتی یاد بیماری ♂ هم
افتادم که مریض بود ولی این صحنه آنقدر فوری اتفاق افتاد که من فقط حالتی هول
زده و متعجب پیدا کردم ولی یادم نیست ناراحت شده باشم فقط متعجب و بیدار شدم . ♠
یافته ها : . ¶ . همانند و یکی بودن : دور انداختن کتاب : : مردن ♂ ♂ ♂ 2.2 . ¶ . همانند و یکی بودن : حالت هول زده ومتعجب : : احساس خشم و
سرخوردگی 2.24 .
¶ . همانند و یکی بودن : ♂ : : کتاب 2.55 . ¶ . همانند و یکی بودن : مردن : : دور انداختن 2.95 . ¶ . همانند و یکی بودن : ♂ : : حمام سرپل
2.201 . ¶ . معانی و مفاهیم : ♂ : : در فرهنگ مغز من ♂ به
معنی توده ای عظیم از برف و ♂ فردی برتر و بالاتر است از آنجا که
میدانم ♂ در خواب های من نمادی برای اطلاعات بایگانی شده قشر منتشر مغز
است باید ♂ توده ای عظیم از ♂ یا توده ای از اطلاعات بایگانی شده
مغز باشد و چون میدانم کتاب در خواب های من خیال و تصور است ♂ باید
توده ای عظیم از کتاب باشد و باز چون مکان من در این خواب حمام و قبرستان سرپل
بوده کتاب ها و ♂ باید مرده ها یا اطلاعات بایگانی شده قشر
منتشر مغز باشند در اصل ♂ به معنی توده ای از کتاب ، توده ای
تفکر و خیال و توده ای مرده خاک شده در قبرستان بوده 3.15 . ¶ . احساس حس شده در خواب : احساس خشم و سرخوردگی : : در پایان خواب
اول معنی خیال نوشته ام حالتی شبیه خشم و سرخوردگی به من دست داد 25/2/72 - 7.5
. ¶ . احساس حس شده در خواب : احساس هول زده و متعججب : : در پایان
خواب دوم معنی خیال نوشته ام حالتی هول زده و متعججب پیدا کردم 25/2/72 - 7.5 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : دور
انداختن کتاب : : بایگانی شدن فکر ،
اندیشه و خیال در مغز 12.32 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری :کتاب : : پیامهای ارسال شده از پایه مغزی به قشر منتشر مغز 12.499 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : جائی
بین حمام و قبرستان سرپل : : جائی
بین پایه مغزی و قشر منتشر . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : حمام
سرپل / ♂ : : پایه
مغزی . ¶ . گفتمان خواب و بیداری :
قبرستان سرپل : : قشر منتشر مغز
12.500 .
¶ . تفسیرها : 9/12/69 - 11/12/69
- 22/2/71 - 23/2/71 - . ¶ . رؤیا و برنامه داده شده به مغز : خواب در پاسخ به سؤال است . ¶ . معانی و مفاهیم : حدود حمام و قبرستان
سرپل : : بین زندگی و مرگ . ¶ . همانند و یکی بودن
: حمام و قبرستان : : حالت خشم و سرخوردگی /
حالت هول زده و متعجب . ¶ . معاني / زبان رؤيا : حالت خشم و سرخوردگی : :
زنده شدن و دوباره مردن 2/11/89 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : حالت خشم :
: زنده شدن .
¶ . گفتمان
خواب و بیداری : حالت سرخوردگي : مردن . ¶ . پرسش و پاسخ : معنی فکر اندیشه و خیال چیست : : نتيجه اينكه فكر
انديشه وخيال زنده كردن مرده و دوباره ميراندن آن است ، مثل خواندن حروف وكلمات
و جملات در بيداري ، و نوشتن دوباره آنها به همان صورت يا بصورت جديد و به روز
شده يِ آن . ¶ . ذرات بنيادي : حمام : ذرات بنيادي موج . ∞ . قبرستان : :
ذرات بنيادي جاذبه . ¶ . ذرات بنيادي : خشم : : ذرات بنيادي موج . ∞ . سرخوردگي : : ذرات بنيادي جاذبه . ¶ . ذرات بنيادي : هول زده : : ذرات بنيادي موج . ∞ . متعجب : : ذرات بنيادي جاذبه 2/11/89 . ¶ . پرسش و پاسخ : فکر ، اندیشه ، و خیال : : کثیری ، کارشناس ، کسمائی
28/10/92 .
¶ .گفتمان خواب و بیداری : کثیری ، با معنی کسی که کثیر و فراوان است : : فکر
و افکار در همه زمانها و مکانها در تمام وجود . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : کارشناس ، با معنی دانشمند و بخرد و خبره
اختصاصاً فکر و افکار پردازش شده در مغز میانی . ¶ . گفتمان خواب و بیدری : کسمائی ، با معنی و مفهوم منسوب به کسما ، ( دهی
از بخش صومعه سرا در شهرستان فومن ) که در خوابهای من نمادی میباشد برای فکر و
افکار بخشهای مختلف پوست بدن . ¶ . وظایف و کار : وظایف و کار قشر
منتشر مغز در رابطه با فکر و افکار : : با توجه به شناخت و یافته های امروز در
رابطه با این خواب با سؤال فکر اندیشه و خیال ، وظایف و کار قشر منتشر مغز
بایگانی کردن تمام فکر و افکار آمده از سراسر وجود در ستونهای سلولی قشر منتشر
میباشد .
¶ . وظایف و کار : وظایف و کار مغز میانی در رابطه با فکر و افکار : : بر
همین اساس از وظایف و کار مغز میانی اندیشیدن و خِرَد ورزی است . در اصل میشود
گفت کار مغز میانی کار پردازشگری افکار و اطلاعات است . ¶ . وظایف و کار پوست بدن و گیرنده های حسی مستقر در پوست : : کار پوست بدن و
گیرنده های حسی مستقر در پوست به تصور و خیال در آوردن فکر و افکار است 28/10/92
.
¶ .
|
|||||||
۱۳۹۵ خرداد ۲۶, چهارشنبه
معنی فکر اندیشه و خیال
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر