۱۳۹۵ تیر ۱, سه‌شنبه

ماشین توالتی ، من و فرامرز و رفتن به تهران

599
24/11/69
ماشین توالتی ، من و فرامرز و رفتن به تهران

1
1

315
تمام خواب : ساعت شش و چهل و پنج دقیقه صبح . خواب میدیدم در ... و منزل پدری ام بودیم . فضا مانند دالان و راه ورودی به خانه در شکل اولیه آن که اکنون کوچه باریکی شده بودیم . توی خانه و بیرون کسانی بودند و کارهائی داشت انجام میشد که یادم نیست . زنها و مردهائی دیدم که بیشتر زن بودند . این افراد اقوام یا همسایه های آن محیط و کلاً تیرانی بودند . من توی دالان ( دالان بدون طاق و رویم به توی خانه ) ایستاده بودم ، دیدم زن با هیکل چاق و درشت خودش دارد میآید . نمیدانم کسی دیگر همراهش بود یا نه . او همینطور که داشت از روبروی من میآمد و میخواست از منزل بیرون رود نگاه معنی داری هم به من داشت . او قیافه و رفتارش طوری بود که من احساس کردم اسهال دارد . من از حالت چهره و طرز راه رفتن و گذاشتن دستش روی شکم اینرا فهمیدم . یعنی اینطور فهمیدم که او اسهال دارد و دارد میرود . بعد کسانی را دیدم که در خواب آنها را میشناختم ولی الان یادم نیست چه کسانی بودند . مثل اینکه من میخواستم مسافرت بروم ویک ماشین هم آماده بود . بعد از این صحنه اینطور یادم است که توی کوچه و پشت دیوار خانه بودیم . یک ماشین توالتی آنجا ایستاده بود و من میخواستم با به تهران بروم . راننده را نمیشناختم ولی فامیل او بود یعنی میدانستم ماشین یک ماشین توالتی است و من با میخواهیم به تهران برویم و راننده مان است . جلو ماشین تقریباً شکل یک ماشین ماشین خاور بود . اول رفت سوار شد و بعد من میخواستم سوار شوم . باز در اینجاهم مثل اینکه آشناها و همسایه ها دورمان بودند . این صحنه حالتی شبیه این را داشت که چون ما میخواستیم به مسافرت برویم بقیه هم آمده بودند ما را رد کنند . اول سوار شد و بعد من میخواستم بالا بروم و سوار شوم ، دیدم جلو ماشین خیلی بالا است و نمیتوانم سوار شوم . ضمناً متوجه شدم ماشین زنگ زده و قدیمی است و سکو و جای دست گرفتن و پا گذاشتن ندارد . ناراحت شدم که حالا جلو همسایه ها و آشناها زشت است من نتوانم سوار شوم . مرتب میگشتم یک جای پا و جای دستی پیدا کنم که دیدم راننده از بالا و مردم از پائین کمکم کردند و با معطلی زیاد بالاخره سوار شدم . بعد میخواستم جلو ماشین روی صندلی بنشینم دیدم باز جایم نیست و جای تنگی دارم و با فشار و سختی نشستم . جایم طوری بود که سمت چپ من یک نفر نشسته بود و سمت راست من در ماشین بود و ما میخواستیم به تهران برویم . پایان          
یافته ها : . . همانند و یکی بودن : زن : : ماشین توالتی . . درستی دیدگاه : تصاویر خواب جانشین هم میشوند : Sc : در این خواب یک جا زن را دیده و دانسته ام اسهال دارد و بعد سوار ماشین توالتی شده ام ، به نظر من اسهال داشتن زن چیزی مانند نجاست داشتن ماشین توالتی است ، یعنی زن و ماشین توالتی در این خواب یکی بوده واین درستی نظر من را میرساند که صحنه های دیده شده در خواب جانشین هم میشوند 15/2/72 - 5.10 . . تفسیرها : - . . معانی و مفاهیم : : : در این خواب هدایتی با معنی راهنمائی و هدایت کننده آمده که در اصل همان راننده ماشین خاور بوده . . گفتمان خواب و بیداری : ماشین توالتی : : روده ها . . معانی و مفاهیم : : : در این خواب فرامرز با معنی آنسوی مرز که بر اساس داستان خواب خارج مقعد باشد ظاهر شده . . گفتمان خواب و بیداری : چادر نمایشگاه کتاب : : با توجه به داستان این خواب و مسائل مطرح شده در خواب 12/9/71 با عنوان من خواب هستم مرا بیدار کن که مشغول مطالعه روی خواب ورؤیا و یادداشت هایم بودم ، چادر نمایشگاه کتاب نمادی بوده برای آنوس . . معانی و مفاهیم : تهران : : بر اساس داستان خواب ، تهران در این خواب با معنی ته + ران که همان آنوس باشد ظاهر شده . . گفتمان خواب و بیداری : رقص کردی : : شکل خاص حرکت در روده ( حرکات ریتمیک پا و دست ) . .

هیچ نظری موجود نیست: