|
708
|
3/3/70
|
اولین شناخت از خواب معنی تله پاتی
|
|
|
|
×
|
|
|
♣ تمام یادداشت و
یافته ها :
ساعت دوازده ظهر . دیروز ... ، یک ساعتی پیش خواب و یادداشت 20/2/70 خودم را با
سؤال معنی تله پاتی میخواندم . متوجه شدم این خواب در رابطه با سؤال است ، اما
وقت زیادی میبرد تا روی آن فکر کرده مطالب آنرا ترجمه و تفسیرکنم . فعلاً به
مسائلی رسیده ام که دو باره آنرا میخوانم و آنچه را اکنون میفهمم بصورت خلاصه
مینویسم تا بعداً آنرا کامل کنم . 1 - کوچه جلو منزل ♀ : ¶ چون منزل ♀ با شناخت فعلی ام
سلولهای ... تشکیلات مشبک پایه مغزی است پس کوچه جلو منزل ♀ راه ورود به این
سلولها در تشکیلات مشبک است . 2 - داشتم توی سرازیری کوچه نگاه میکردم : ¶ سرازیری همانطور که تا کنون
فهمیده ام یعنی به طرف بیرون از بدن ، ¶ یعنی مسیری که به بیرون بدن میرسد
و پایانش خارج از بدن است . پس معنی شماره یک و دو مسیری از سلولهای ... تا بیرون
از بدن که گودال توی زمین یاحدقه چشمهای من است . 4 - دوتا کودک دیدم که نصف بدن
آنها پیدا بود : ¶
دوتا
کودک چشمهای ما و نصف از بدن در اینجا میتواند چند معنی داشته باشد . الف : ¶ شاید نیمه ای از نگاه ماست که با
آن نیمه به بیرون پیامی شاید مغناطیسی میفرستیم . ب : ¶ شاید نیمه دیگر از نگاه ماست که
با آن از بیرون پیام دریافت میکنیم . ج : ¶ شاید پیدا بودن نصف بدن آنها یعنی
تماس با من و پیدا نبودن نصف دیگر یعنی تماس نداشتن با من معنی دهد . با شناخت
مطالب بالا این معنی مفهوم میشود که نیمه ای از اطلاعات دریافت شده توسط چشمها
به تشکیلات مشبک میرسد و نیمه ای دیگر به این تشکیلات نمیرسد . دال : ¶ شاید نیمه توی زمین سیستمی از
پیام رسانی بدن است که از درون به بیرون پیام میرساند و این ممکن است همان تله
پاتی یا چشم و نظر و شوری چشم باشد که قبلاً در باره آن مطلب نوشته ام . هه :
باید کتاب فیزیو لوژی گایتون در اینباره خوانده شود . ضمناً خواب کار سلولهای
کیاسمای چشم 14/9/68 دوباره مطالعه شود . ¶ هر چه هست هر چشم ما دو کار انجام
میدهد که نیمی در رابطه با درون و نیمی در رابطه با بیرون بدن است . 5 - آنها به
نظر بی اندازه زرنگ و فرز آمدند : ¶ زرنگ و فرز بودن آن دو کودک حرکت سریع چشمها به این سوی و
آن سوی است مخصوصاً در موقع دیدن رؤیا . 6 - متوجه شدم آنها دارند برای عراق
جاسوسی میکنند : ¶
جاسوسی
یعنی دادن اطلاعات از جائی به جائی دیگر که هیچ ربطی به اولی ندارد و حتی نباید این
اطلاعات داده شود . من از این قسمت اینطور برداشت دارم که ¶ چشمهای ما همانطور که از بیرون
اطلاعات جمع کرده به درون میفرستند ¶ همینطور هم اطلاعات درونی بدن و مغز ما را به بیرون انتقال
میدهند . ¶ این شناخت میتواند برداشت
صحیحی باشد چون بهر صورت ما شناختها و اطلاعات درونی خودمان را بصورتی به بیرون
انتقال میدهیم . ¶
مثلاً
همین نوشتن افکار توسط دست من بر روی کاغذ انتقال اطلاعات درونی من به بیرون است
، یعنی همان جاسوسی ، ¶ یعنی همان دادن اطلاعات به جائی که نباید یا باید داده شود . اما چون
در جمله یاد شده کلمه عراق آمده و ¶ قبلاً هم در خواب معنی رؤیا 1/1/69 فهمیده ام عراق یعنی بیرون از بدن ، پس معنی
دشمن یعنی کسی که نباید به درون راه داده شود ، یعنی کسی که نباید به آن اطلاعات
داد . لذا من از کل اینها اینطور برداشت میکنم که ¶ چشمهای ما دو کار انجام میدهند
یکی از بیرون بدن اطلاعات جمع آوری به درون میفرستند و یکی از درون اطلاعات
گرفته به خارج از بدن میرسانند . ¶ این دو کار بطور دائم انجام میشود در صورتی که تا حالا ما
چشمهایمان را فقط در رابطه با دریافت اطلاعات از بیرون و ارسال به درون مورد
مطالعه داشته ایم . ¶ با این بر داشت در اینجا علوم و مواردی مانند تله پاتی ، هیپنوتیزم ،
چشم و نظر ، و شاید احظار روح واقعیت علمی پیدا کرده مفهوم میشوند . بعداً در این
باره بنویسم . 7 - و فکر میکنم داشتند با بی سیم با عراق صحبت میکردند : این
جمله معنی را کامل میکند . معنی آن این است که ¶ چشمها با بیرون از بدن در تماس
بوده اند و صحبت میکرده اند ، یعنی پیام میفرستاده اند ، یعنی تماس داشته اند ،
یعنی عملی با بیرون از بدن انجام میداده اند ، یعنی همین کلمات نوشته شده من ،
یعنی نوشتن در مقابل خواندن . ¶ مطلب خوبی به نظرم رسید چون همین خواندن و نوشتن همان دوتا کار چشمهای
ما است . نمیدانم میتوانم منظورم را برسانم یا نه ولی اگر دقت شود ¶ ( خواندن ) این معنی را
میدهدکه ما مطالبی و اطلاعاتی را که از ما نیست به درون مغز خودمان انتقال
میدهیم¶ اما نوشتن طرف مقابل
خواندن است ، یعنی اطلاعاتی از درون بدن و مغز خودمان به بیرون میفرستیم و
میدانیم این اطلاعات به دیگران انتقال مییابد . هم اکنون موضوع دیگری به نظرم
رسید و آن شنیدن و حرف زدن است . اگر توجه شود شنیدن و حرف زدن هم همین مفهوم را
میرساند ¶ چون با شنیدن اطلاعات
پیرامون خودمان رادریافت میکنیم ¶ درحالی که با حرف زدن اطلاعات به پیرامون و اطراف میدهیم . در اصل ما
از درون خودمان اصواتی و یا امواجی به بیرون میفرستیم که روی سیستم شنوائی
دیگران اثر میگذارد ( هر چند با دیگران تماس جسمی مستقیم نداریم ) . .... ¶ من میتوانم بپذیرم و اطمینان دارم
چشمهای ما دو کار انجام میدهند که میتوان آنها را با نام شنیدن و حرف زدن مثال
زد ¶ یعنی چشمهای ما ، هم
میشنود و هم حرف میزند . ¶ شنیدن آن همان دیدن ولی حرف زدن آن تا کنون بررسی و شناخته نشده .
البته من میتوانم موضوع را درک کنم و¶ لزومی هم ندارد حرف زدن چشم چیزی ملموس باشد چون حرف زدن و
ارسال پیام توسط زبان و حنجره ما هم چیزی ملموس و پیدا نیست فقط علت شناخت و درک
آنها جدا بودن سیستمهای ارسال و دریافت است در حالی که چشمهای ما یک سیستم است و
بهمین دلیل تا کنون شناخته نشده بوده . اگر به گذشته برگردیم می بینم ¶ انسان در گذشته به درک این مساله
رسیده بوده و میدانسته در چشمهای ما چیزی غیر از دیدن هست وآنرا در چهارچوب هائی
مانند چشم و نظر و هیپنوتیزم قرار داده ولی چون دلیلی علمی برای آن نداشته هنوز
باورش نشده . اما اکنون ¶ من میپذیرم که چشمهای ما دو تماس متقابل با اطراف و پیرامون دارند ¶ یکی درک پیامهای رسیده به چشم و
یکی ارسال پیام به پیرامون و اثرگذاری روی اطراف و اشخاص ، چیزی مانند حرف زدن و
... ساعت یک پنج دقیقه کم بعد از ظهر کمی استراحت میکنم و قدم میزنم بعد دنباله
مطالبم را مینویسم . تا اینجا که خوب آمده ام .
ساعت دو و چهل دقیقه بعد از ظهر ... ، وقتی بیرون توی حیاط قدم میزدم
متوجه شدم در خواب 20/2/70 آن دو کودک و گودال را جلو یا جای خانه ♂ دیده ام ولی کلمه ♂ را ننوشته ام . ¶ اکنون میتوانم بپذیرم آن دو کودک
همان ♂ یا
همان خانه ♂
بوده اند . معنی ♂ را هم قبلاً نوشته ام و یادداشت دارم که ♂ چشمهای ما است .
بگذریم . 8 - نوشته ام چشم یکی یا هر دو آنها مثل اینکه می پیچید ولی خیلی زبر و
زرنگ و فرز به نظر آمدند : برای این جمله چند معنی میتوانم فکر کنم . الف :
همانطور که میدانم و نوشته ام چشم راست من در ناحیه فوا مشکل دارد به همین دلیل
خطوط در مرکز دید چشم راستم میشکند و طبق گفته دکتر ♂ دچار بیمای دروزن است
و باز همان دکتر ♂ به من گفت که چشم چپم هم دچار این بیماری است . ¶ شاید پیچیدن چشم آن دو کودک که
دوتا چشمهای من هستند همان بیماری چشمای من است. ¶ اکنون متوجه شدم این نظر میتواند
صحیح باشد چون کودکان چشمهای من هستند ، ¶ پس چشمهای آن کودکان یا چشمهای من
همان رتین یا پرده شبکیه است . یعنی ¶ اگر مجموعه کره چشم من آن کودک باشد پس چشم آن کودک پرده
شبکیه چشم من است . ب : موضوع دوم که قصد داشتم بنویسم و به همین دلیل موضوع
بالا را الف گذاشتم با دانستن اصل قضیه منتفی شد ولی اینطور حدس میزدم شاید
پیچیدن چشمهای آن کودکان دو نیمه بودن بینائی چشمهای ما است که نیمی در رابطه با
بیرون و نیمی در رابطه با درون است اما همانطور که نوشتم شناخت قسمت الف صحیح
است . 9 - من بنا کردم به طرف آنها بروم ، آنها مواظب من بودند و کارشان را
میکردند . ¶ به نظر جلوتر توی
سرازیری کوچه چیزی یا اتفاقی بود که داشتند گزارش میدادند ( به عراق ) : ¶ این جمله نشان دهنده همان معنی
تله پاتی است . ¶
در اینجا
من یا آن اتفاقات توی سرازیری بوده ایم که توسط چشمها به بیرون گزارش میشده ایم
. یعنی پیام دادن به بیرون از بدن یعنی حرف زدن چشمها . ¶ من در اینجا سمبلی از جریان یک
پیام بوده ام که به بیرون میرفته ام و چشمها آنرا به عراق میداده اند . در اینجا
یاد خواب معنی رؤیا 1/1/69 افتادم که در
آن یادم است جنگ بین ایران و عراق شروع شده بود و من باز یادم است عراق با اسلحه
هائی که خومان به او داده بودیم به ما حمله کرده بود ، و بعد آن اسلحه ها تبدیل
به ♂ شد
. اما من ♂ را سمبلی از پیامهای حسهای پنج گانه خودم
دانستم ولی معنی دادن اسلحه به عراق توسط خودمان را نمیدانستم چیست . اما اگر
این دو خواب را کنار هم بگذاریم در خواب 20/2/70 چشمهای ما دارد برای دشمن ما
عراق جاسوسی میکند و پیام میفرستد و از آنطرف در خواب معنی رؤیا عراق با اسلحه
هائی که ما در اختیار او گذاشته ایم به ما حمله میکند ... دارم شاخ در میآورم
اینها چه معنی میتواند بدهد . کمی قدم میزنم بعد مینویسم .
ساعت سه و هفده دقیقه عصر . چون فکر میکنم تلویزیون باید برنامه داشته
باشد و ضمناً خسته هم شده ام کمی قدم زدم و روی مساله بالا فکر کردم به این
نتایج رسیدم که مینویسم . الف : ¶ بدن ما و مغز ما و اطلاعات بایگانی شده مغز ما خواب ندارد بلکه وجود ما
تماماً دارای دو برنامه رؤیا و بیداری است . ¶ رؤیا همان خواب ماست و بیداری هم
که برایمان مفهوم است . ب : ¶ از زبان درون ، رؤیا و خواب دوست ولی بیداری دشمن یا عراق است . ج : ¶ بر اساس مفاهیم خواب معنی رؤیا
1/1/69 در زمان بیداری رؤیا یا همان خواب دیگر نخواهد بود و نابود میشود ، ¶ و برعکس مسلماً زمان خواب بیداری
شکست خورده نابود میشود . دال : ¶ این رفتن از مرحله خواب به بیداری یا بالعکس توسط خواب یا رؤیا انجام
میشود ( خواب چهارراه ) . هه : ¶ شاید امواجی از چشم به بیرون از بدن در فضا میرود و سپس این امواج توسط
حسهای بینائی یا شنوائی دریافت و باعث بیداری میشود . باید مطالعه شود . فعلاً
تلویزیون را باز میکنم . 10 - ... ، بعد یادم هست توی سرازیری کوچه بودم و از
سربالائی دیدم یکی از همان کودک ها سوار دوچرخه است و دارد توی سرازیری کوچه
میآید . من او را دیدم و او چشمش به من افتاد ایستاد ، من دانستم این همان است
که جاسوس عراق است ... این قسمت را همراه چند سطری دیگر خواندم و مطالبی به ذهنم
رسید مثل این موضوع که آن کودک خود من است و دو چرخه هم که همان سیستم بینائی ما
است و ... و ... چون دارم گیج میشوم این یادداشت را تمام و کمی پاکنویس میکنم .
اگر بخواهم این خواب را ادامه دهم دوسه روز معطل میشوم و کارم به ... میکشد
فعلاً بس است .
|
|||||||
۱۳۹۵ خرداد ۹, یکشنبه
اولین شناخت از خواب معنی تله پاتی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر