|
752
|
16/4/70
|
کار ناحیه شفاف هنگام ورود اسپرماتوزوئید
به درون تخمک
|
×
|
1
|
1
|
|
406
|
|
♣ تمام خواب : ساعت یک و پنج دقیقه
بامداد . اکنون از خواب بیدار و متوجه شدم خوابی دیده ام . فکر کردم اینها افکار
قبل از خواب است و من هنوز خوابم نبرده . اما وقتی دقت کردم متوجه شدم خواب دیده
ام و بلند شدم بنویسم . خواب دیدم در یک محوطه بزرگ بودم بطوریکه محوطه ای چمن
کاری و راهرو بود ( محل رفت و آمد مانند پارک ها ) ، شاید درخت های کوتاه بوته
ای هم در اطراف بوده . محوطه های بزرگ چهارگوش چمن کاری که دور این چمن احیاناً
درختچه های کوتاه بود ، در کل این محوطه محل تردد و رفت و آمد و خلوت بود . من
یادم است دوسر طنابی دست راستم بود و داشتم آنرا بطور معمولی دور سرم میچرخاندم
و به نقطه ای خاص با حالت دو نزدیک میشدم . این کار برایم یک بازی بود ولی از
اجرای آن قصدی داشتم . قصدم و برنامه ام این بود که افرادی را در طول بازی تا
رسیدن به مقصد از دور بازی خارج کنم و خودم به مقصد یعنی به نقطه اول که در جنوب
محوطه بود برسانم . طرز عمل و کار من همانطور که نوشتم تاب دادن آن طنابِ بازی
به دور سرم توی هوا و دویدن و زدن آن به افرادی بود که به طرفم میدویدند ( تا
مرا بگیرند ) و از دور خارج کردن آنها ، و دوباره ادامه بازی تا رسیدن به مقصد .
یک بار یادم است همینطور که داشتم میدویدم و به طرف مقصد یا اول بازی میآمدم
یکی دو نفر توانستند به من رسیده و مرا بگیرند ، ولی باز یادم است بازی از نقطه
ای دورتر ادامه داشت و من با جدیت فکری تمام میخواستم به اول بازی بدوم . کوششم
اول دوری از افرادی بود که به طرفم میدویدند و دوم خارج کردن آنها از دور بازی با
زدن طناب به آنها در حالتی که طناب را دور سرم تاب میدادم و میدویدم . آخرین
باری که بیدار شدم یادم است از خیلی دورتر از نقطه بازی شروع به دویدن کردم و
میدانستم فاصله ای ( تقریباً مانند از منزلم تا مغازه ♂ ) را باید بدوم تا به
اول برسم . از دور دیدم دونفر خیلی جلوتر یعنی در وسط راه و در طرفین هستند ،
بهمین جهت میانبر زدم و از میان چمن ها با سرعت میدویدم و طناب را در فضا دور
سرم تاب میدادم و میدیدم که آن دو دارند راه را میان بر میزنند ( از طرفین به
جلو ) تا جلوتر به من برسند و مرا بگیرند . من مثل اینکه جدا جدا از آنها گذشتم
و نگذاشتم آنها مرا بگیرند . داشتم به مقصد اول بازی نزدیک میشدم که دیدم یک نفر
دیگر دارد به طرفم میآید و میخواهد مرا بگیرد . من در حال دویدن و داشتن سرعت
زیاد داشتم فکر میکردم چگونه از این یکی رد شوم . میدانستم اگر طنابم به آنها
بخورد و آنها نتوانند طناب را بگیرند از دور بازی خارج هستند . ولی اگر طناب را
بتوانند بگیرند مرا هم خواهند گرفت . این گرفتن مرا ناراحت داشت بطوریکه باعث
میشد بیشتر و تند تر بدوم و بیشتر و تندتر از آنها حذر کنم و وقتی هم طنابم به
آنها خورد نگذارم مرا بگیرند . البته قبل از رسیدن به نفر آخر حتم داشتم مرا
خواهد گرفت و امکان گذشتن از او برایم نیست . ولی یادم است طناب به او هم خورد و
من از او گذشتم . اما میدانم در سراسر این خواب با وجودیکه موضوع برایم بازی بود
ولی مشکل فکری عجیبی برایم بود چون تصمیم داشتم از آنها بگذرم بطوریکه طنابم به
آنها بخورد و آنها نتوانند طنابم را که در حال دویدن دور سرم چرخ میدهم بگیرند .
ساعت یک و بیست و شش دقیقه بامداد . دوباره با همان سؤال بالا میخوابم . ♠
یافته ها : .
¶ . پزشکی : چرا سلول تخم پس از لقاح اجازه ورود به اسپرمی دیگر
نمیدهد : : در تاریخ 16/4/70 سؤالی کرده ام با این مضمون که کار ناحیه شفاف
هنگام ورود اسپرماتوزوئید به درون تخمک چیست . در این خواب یک محوطه چمن کاری با
راهرو و درختچه کوتاه دیده ام بعد دو سر طنابی در دستم بود دور سر میچرخاندم و
کسانی را از دور خارج میکردم . از آنجا که فهمیده ام ناحیه شفاف دور تخمک همان
بافت همبند پوست در بدن پرسلولی و کارش انتقال افکار است فکر میکنم ناحیه شفاف سلول
تخم کاری مانند پوست بدن پرسلولی داشته وظیفه اش محافظت از سلول و در مرحله ای
جلوگیری از ورود اسپرماتوزوئید دوم به درون تخمک باشد یعنی ناحیه شفاف با رسیدن
پیام از هسته سلول وجابجا شدن آن به دور سلول ( در تورینه ناحیه شفاف ) کار
جلوگیری از ورود اسپرماتوزوئید دوم و سوم به سلول را دارد 25/4/75 - 16.14 . ¶ . تفسیرها : - . ¶ . رؤیا و برنامه داده شده به مغز : خواب در پاسخ به سؤال است . ¶ . همانند و یکی بودن : محوطه چمن کاری : : طناب توی دست من
29/7/89 . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : محوطه چمن کاری / طناب
توی دست من : : سلول های فولیکولی
احاطه کننده ناحیه شفاف دورتخمک . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : پیاده روهای بین محوطه های چمن کاری شده : : ناحیه شفاف دور تخمک . ¶ . من یا دیگران : من درشرایط داشتن دوسرطناب دردستم وچرخاندن دور
سرم ناحیه شفاف دور تخمک ، و طناب درحال گردش دور سرم سلولهای فولیکولی احاطه
کننده تخمک بوده 29/7/89 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : خواب دیدم در یک محوطه بزرگ بودم بطوریکه
محوطه ای چمن کاری و راهرو بود ( محل رفت و آمد مانند پارک ها ) : : تورینه یا ناحیه شفاف دور تخمک آزاد شده از تخمدان زن 20/4/93 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : درختهای بوته ای کوتاه : : گیرنده های حسی مانند
چشم ، گوش ، و ... در ناحیه شفاف یا تورینه دور تخمک آماده لقاح . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : :
محوطه های بزرگ چهارگوش چمن کاری : :غشاء تخمک آماده لقاح زن در تماس با ناحیه
شفاف یا تورینه دور تخمک 20/4/93 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری
: دور سر من : : دور سر من غشاء هسته سلول تخم بوده
که کار آن کاری مانند پرده های مغز در انسان پر سلولی است 24/10/91
. ¶ . گفتمان خواب و بیداری : طناب بالای سرم : : لایه میانی غشاء هسته سلول
تخم و به عبارتی لایه آراکنوئید این غشاء 24/10/93 . ¶ . علمی / پزشکی : کوانتوم های بنیادی : : امروز متوجه شدم در کنار سلول های
بنیادیِ دنیای ماده و عناصر ، کوانتوم ها هم بنیادی و غیر بنیادی دارند مانند
کوانتوم های ناحیه شفاف یا تورینه دور تخمک که منشاء بنیادی از غشاهای کوانتومی
غشاء هسته سلول تخم دارند 24/10/93 . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۵ اردیبهشت ۳۱, جمعه
کار ناحیه شفاف هنگام ورود اسپرماتوزوئید به درون تخمک
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر