|
736
|
30/3/70
|
کار ناحیه سانترومری بر روی زوج
کروموزوم شماره دو ...
|
×
|
1
|
1
|
|
395
|
|
♣ تمام خواب : ساعت هفت صبح جمعه .
اکنون با زنگ مأمور شهرداری بیدار شدم ، اول فکر کردم ♂ آمده دنبالم بروم
فاتحه ♂ ،
بعد دیدم ساعت هفت است و او نباید باشد . بعد شنیدم زنگ پائین هم زده شد و صدای چرخ
گاری زباله او را هم شنیدم . وقتی بلند شدم متوجه دوسه صحنه از خواب دیشب شدم و
یادم آمد خوابهای طولانی و زیادی دیده ام ، اما به ذهنم نمانده بود در صورتیکه
میدانم صحنه های جالب و روشنی خواب دیده ام . خیلی دلم میخواست خوابم یادم بود
چون خوابهای جالبی بود . یک صحنه یادم است لخت مادرزاد نشسته بودم ، نمیدانم چرا
ولی میدانم لخت بودم و تصمیم گرفتم بروم چیزی بپوشم ، یادم است یک زیر شلواری گل
و گشاد ( مثل زیر شلواری که دارم ) میخواستم بپوشم ولی میدانم زیر آن شورت
نپوشیده بودم . توی لباسها هم یک پیراهن برای پوشیدن انتخاب کردم و دیدم آن یکی
از پیراهن های ♀ است . چون این پیراهن ♀ را دوست داشتم
میخواستم بپوشم ولی یادم نیست آنرا پوشیدم یا نه . اما یادم است پیراهن پوشیده
بودم و به هر دو آستینم نگاه میکردم . یادم است مکان این خواب منزل ♀ بود و مثل اینکه
میخواستیم جائی برویم . در اینجا چیزی یادم است به این صورت که نمیدانم ♀ زن من بود یا اینکه
میدانستم زن من خواهد شد و یا دوست دارد زن من باشد . مثل اینکه در یک صحنه ♂ را هم دیدم . یک جا
میخواستم دستم را بشویم که دیدم هرچه میمالم چرب تر میشود ( مانند یک خواب دیگر
یعنی خواب رودخانه و دختری طاقباز کف رودخانه تاریخ 8/10/69 با موضوع عده ای در
صف ، ♂ و
مار ) . بعد فکر کردم دستهایم را با صابون بشویم و رفتم صابون بردارم ، یک صابون
بزرگ با رنگ سبز حنائی خاص با لکه هائی روشن توی جاصابونی دیدم . صابون تمام ظرف
جاصابونی زیر خودش را پرکرده بود . من دَرِ جا صابونی دستم بود و میخواستم آن در
را روی جا صابونی بگذارم و در آنرا ببندم . یادم نیست دستهایم را شستم یا نه ولی
یادم است قبل از برداشتن و یا دیدن صابون دستهایم را برای شستن بهم مالیدم . اول
چیزی نداشت ولی دیدم هرچه بیشتر میمالم چرب تر و کثیف تر میشود ( با سرعت ) .
دیگر چیزی یادم نیست ولی خوابم خیلی طولانی و با صحنه های خیلی بیشتری بود .
شاید بتوانم بگویم یکصدم خواب را هم ننوشتم ولی چیزی از بقیه خوابهای دیشبم
یادم نیست . فعلاً مطالب زیر به نظرم میرسد . 1 - ¶ در خواب دیشب میتوانم
من همان ♂ باشم
و ♀ زن
من . 2 - اگر در بیداری ، ما دستهایمان را بالای سرمان ببریم شکل بدن ما شکل یک
کروموزوم خواهد شد . در اینجا پوشیدن زیر شلواری و پوشیدن پیراهن معنی بهتری
پیدا خواهد کرد . 3 - ¶ شاید پوشیدن پیراهن ♀ این معنی را بدهد که
دوتا از بازوهای یک کروموزوم اطلاعات آمده از پیرامون (♀ ) و دو بازوی دیگر
اطلاعات نوع دیگری را بر روی خود ضبط میکند . 4 - ¶ شاید صابون در این
خواب همان خود من و دوتا دری جاصابونی پیراهن و زیر شلواری بوده . 5 - مکان این
خواب ( آنطور که یادم است و حدس میزنم ) منزل ♀ بود ولی چیزی از شکل
و موقعیت آن در ذهنم نیست . ♠
یافته ها : . ¶ . تفسیرها : - . ¶ . گفتمان
خواب و بیداری : خانه ♀ ( ماه + سلطان ) : : ناحیه سانترومری
کروموزوم ، آن بخش خانه یا ناحیه سانترومری که در ارتباط با دو بازوی کوتاه کروموزوم
میباشد خانه ماه . و بخش در ارتباط با دو بازوی بلند کروموزوم خانه سلطان 12/12/91 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : صابون بزرگ با رنگ سبز حنائی خاص با لکه
هائی روشن توی جاصابونی : : ناحیه سانترومری کروموزوم ، مغز میانی کروموزوم 12/7/92
. ¶ . گفتمان خواب و بیداری : ظرف جا صابونی :
: بخش تحتانی ناحیه سانترومری کروموزوم در ارتباط با دو بازوی بلند کروموزوم . ¶ . گفتمان
خواب و بیداری : درب جاصابونی : : بخش فوقانی ناحیه سانترومری کرموزوم در ارتباط
با دو بازوی کوتاه کروموزوم . ¶ . گفتمان خواب وبیداری
: جاصابونی و درب جاصابونی : : هردو دستهای مغز میانی یا ناحیه سانترومری
کروموزوم بوده . ¶ . معانی و مفاهیم : یادم
است قبل از برداشتن و یا دیدن صابون دستهایم را برای شستن بهم مالیدم . اول چیزی
نداشت ولی دیدم هرچه بیشتر میمالم چرب تر و کثیف تر میشود : : در اینجا من مغز میانی یا ناحیه سانترومری کروموزوم و دستهای من جاصابونی
و درب آن بوده به همین دلیل هرچه بیشتر دستهایم را بهم میمالیدم چرب تر میشده . ¶ . علمی / پزشکی/ درستی دیدگاه : قبلاً
نوشته ام ناحیه سانترومری کروموزوم مغز
میانی کروموزوم میباشد : ☺ : اکنون با
خواندن این خواب و مفاهیم بدست آمده از آن درستی این نظر من اثبات همچنین معلوم
میگردد بخشهای تحتانی و فوقانی مغز میانی و ناحیه سانترمری کروموزوم دستهای مغز
میانی و ناحه سانترومری است 12/7/92 . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۵ خرداد ۱, شنبه
کار ناحیه سانترومری بر روی زوج کروموزوم شماره دو ...
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر