۱۳۹۵ خرداد ۱, شنبه

کار ناحیه سانترومری بر روی زوج کروموزوم شماره دو ...

736
30/3/70
کار ناحیه سانترومری بر روی زوج کروموزوم شماره دو ...
×
1
1

395
تمام خواب : ساعت هفت صبح جمعه . اکنون با زنگ مأمور شهرداری بیدار شدم ، اول فکر کردم آمده دنبالم بروم فاتحه ، بعد دیدم ساعت هفت است و او نباید باشد . بعد شنیدم زنگ پائین هم زده شد و صدای چرخ گاری زباله او را هم شنیدم . وقتی بلند شدم متوجه دوسه صحنه از خواب دیشب شدم و یادم آمد خوابهای طولانی و زیادی دیده ام ، اما به ذهنم نمانده بود در صورتیکه میدانم صحنه های جالب و روشنی خواب دیده ام . خیلی دلم میخواست خوابم یادم بود چون خوابهای جالبی بود . یک صحنه یادم است لخت مادرزاد نشسته بودم ، نمیدانم چرا ولی میدانم لخت بودم و تصمیم گرفتم بروم چیزی بپوشم ، یادم است یک زیر شلواری گل و گشاد ( مثل زیر شلواری که دارم ) میخواستم بپوشم ولی میدانم زیر آن شورت نپوشیده بودم . توی لباسها هم یک پیراهن برای پوشیدن انتخاب کردم و دیدم آن یکی از پیراهن های است . چون این پیراهن را دوست داشتم میخواستم بپوشم ولی یادم نیست آنرا پوشیدم یا نه . اما یادم است پیراهن پوشیده بودم و به هر دو آستینم نگاه میکردم . یادم است مکان این خواب منزل بود و مثل اینکه میخواستیم جائی برویم . در اینجا چیزی یادم است به این صورت که نمیدانم زن من بود یا اینکه میدانستم زن من خواهد شد و یا دوست دارد زن من باشد . مثل اینکه در یک صحنه را هم دیدم . یک جا میخواستم دستم را بشویم که دیدم هرچه میمالم چرب تر میشود ( مانند یک خواب دیگر یعنی خواب رودخانه و دختری طاقباز کف رودخانه تاریخ 8/10/69 با موضوع عده ای در صف ، و مار ) . بعد فکر کردم دستهایم را با صابون بشویم و رفتم صابون بردارم ، یک صابون بزرگ با رنگ سبز حنائی خاص با لکه هائی روشن توی جاصابونی دیدم . صابون تمام ظرف جاصابونی زیر خودش را پرکرده بود . من دَرِ جا صابونی دستم بود و میخواستم آن در را روی جا صابونی بگذارم و در آنرا ببندم . یادم نیست دستهایم را شستم یا نه ولی یادم است قبل از برداشتن و یا دیدن صابون دستهایم را برای شستن بهم مالیدم . اول چیزی نداشت ولی دیدم هرچه بیشتر میمالم چرب تر و کثیف تر میشود ( با سرعت ) . دیگر چیزی یادم نیست ولی خوابم خیلی طولانی و با صحنه های خیلی بیشتری بود . شاید بتوانم بگویم یک‌صدم خواب را هم ننوشتم ولی چیزی از بقیه خوابهای دیشبم یادم نیست . فعلاً مطالب زیر به نظرم میرسد . 1 - در خواب دیشب میتوانم من همان باشم و زن من . 2 - اگر در بیداری ، ما دستهایمان را بالای سرمان ببریم شکل بدن ما شکل یک کروموزوم خواهد شد . در اینجا پوشیدن زیر شلواری و پوشیدن پیراهن معنی بهتری پیدا خواهد کرد . 3 - شاید پوشیدن پیراهن این معنی را بدهد که دوتا از بازوهای یک کروموزوم اطلاعات آمده از پیرامون ( ) و دو بازوی دیگر اطلاعات نوع دیگری را بر روی خود ضبط میکند . 4 - شاید صابون در این خواب همان خود من و دوتا دری جاصابونی پیراهن و زیر شلواری بوده . 5 - مکان این خواب ( آنطور که یادم است و حدس میزنم ) منزل بود ولی چیزی از شکل و موقعیت آن در ذهنم نیست .
یافته ها : . . تفسیرها : - . . گفتمان خواب و بیداری : خانه ( ماه + سلطان ) : : ناحیه سانترومری کروموزوم ، آن بخش خانه یا ناحیه سانترومری که در ارتباط با دو بازوی کوتاه کروموزوم میباشد خانه ماه . و بخش در ارتباط با دو بازوی بلند کروموزوم خانه سلطان  12/12/91 . . گفتمان خواب و بیداری : صابون بزرگ با رنگ سبز حنائی خاص با لکه هائی روشن توی جاصابونی : : ناحیه سانترومری کروموزوم ، مغز میانی کروموزوم 12/7/92 . . گفتمان خواب و بیداری : ظرف جا صابونی : : بخش تحتانی ناحیه سانترومری کروموزوم در ارتباط با دو بازوی بلند کروموزوم  . . گفتمان خواب و بیداری : درب جاصابونی : : بخش فوقانی ناحیه سانترومری کرموزوم در ارتباط با دو بازوی کوتاه کروموزوم . . گفتمان خواب وبیداری : جاصابونی و درب جاصابونی : : هردو دستهای مغز میانی یا ناحیه سانترومری کروموزوم بوده . . معانی و مفاهیم : یادم است قبل از برداشتن و یا دیدن صابون دستهایم را برای شستن بهم مالیدم . اول چیزی نداشت ولی دیدم هرچه بیشتر میمالم چرب تر و کثیف تر میشود : : در اینجا من مغز میانی یا ناحیه سانترومری کروموزوم و دستهای من جاصابونی و درب آن بوده به همین دلیل هرچه بیشتر دستهایم را بهم میمالیدم چرب تر میشده . . علمی / پزشکی/ درستی دیدگاه : قبلاً نوشته ام ناحیه سانترومری کروموزوم  مغز میانی کروموزوم میباشد : : اکنون با خواندن این خواب و مفاهیم بدست آمده از آن درستی این نظر من اثبات همچنین معلوم میگردد بخشهای تحتانی و فوقانی مغز میانی و ناحیه سانترمری کروموزوم دستهای مغز میانی و ناحه سانترومری است  12/7/92 . .

هیچ نظری موجود نیست: