|
702
|
27/2/70
|
عزیز ... و بچه های او
|
|
1
|
1
|
|
380
|
|
♣ تمام خواب : ساعت ده صبح شنبه توی
اداره پست . صبح وقتی از خواب بیدار شدم متوجه بودم خواب یا خوابهائی روشن وواضح
دیده ام ولی هیچ صحنه ای یادم نبود اما به مرور چند کلمه یادم آمد که آنهم شاید
چنین چیزی نبوده ، البته به نظرم میرسد در خواب دیشب بود . اما حیف شد خواب به
این روشنی و جالب فرا موشم شد . وقتی بیدار شدم کلمه محمودِ
( محمودی که زن است ) در نظرم بود بعد توی کوچه یادم افتاد مثل اینکه عزیز ... یا بچه های او را هم در خواب دیشب
دیده ام که بیشتر یادم است خود عزیز ... را در سنین جوانی دیدم . بعد هم یادم به
باقر افتاد ( باقر ... ) چون فکر میکنم در خواب دیشبم اوهم بود . چیز دیگری یادم
نیامد در حالی که میدانم خوابی روشن با محتوای جالب دیدم که اصولاً با زندگی روز
مره ام جور نیست . ♠
یادداشت قبل از خواب :
ساعت یازده و پنجاه دقیقه عصر جمعه . تفسیری بر خوابهای چهار راه 27/4/68 و معنی بتول 17/2/70 . مطالعه شود .
یافته ها : . ¶ . تفسیرها : - . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۵ خرداد ۹, یکشنبه
عزیز ... و بچه های او
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر