۱۳۹۵ فروردین ۱۶, دوشنبه

اعداد از یک تا پنج آمده در خوابهایم

953
20/9/70
اعداد از یک تا پنج آمده در خوابهایم



×

تمام یادداشت و یافته ها : ساعت چهار و بیست دقیقه عصر . یک ساعتی پیش بقیه خواب 17/9/70 با سؤال معنی شورت را پاکنویس کردم . موقع پاکنویس اینطور به ذهنم رسید که جعبه ساعت مچی دیده شده در خواب چهارگوش بوده ولی در باره چهارگوش یا دایره بودن آن در خواب چیزی یادم نیست . الان هم نمتوانم تصمیم بگیرم بپذیرم آیا چهارگوش بوده یا دایره ولی بیشتر میتوانم همان چهارگوش بودن را بپذیرم . همین مطلب مرا یاد بعضی اعداد آمده درخوابهایم انداخت و فکر کردم یادداشتی در باره آنها بنویسم چون بعضی اعداد در خوابهای مختلف تکرار و تصویر شده و معانی خاصی برای آنها پیدا کرده ام . البته برای هر کدام جداگانه یادداشتی دارم ولی بصورت یکجا ندارم ، اکنون میخواهم یادداشتی خیلی خلاصه در باره اعداد از یک تا پنج بنویسم . الف . عددیک : از عددیک و یکی بودن موضوع خاصی در ذهنم نیست ، یادم نیست توانسته باشم مساله خاصی را به یکی و یگانه بودن نسبت دهم . البته کلماتی و تصاویری مثل یک دوچرخه یا یک ماشین و یا یک خانه و نظائر آن در خوابهایم زیاد آمده ولی معنی مشترکی برای آنها پیدا نکرده ام . ب : عدد دو : عدد دو بصورت های مختلف و مسائل متفاوت در خوابهایم آمده مثل دوچرخه یا دو راهی ولی اینها یک معنی خاصی در رابطه با هم نداشته اند هر چند یک دو گانگی در وجودم شناخته ام که بی اندازه مهم است و این همان دو گانگی شناخته شده جسم و روح است . دو مساله ای که جدا از هم ولی با هم هستند و نمیتوان هیچکدام را در دیگری ادغام کرد ( از نظر معنی کلمات ) هر چند هر کدام به تنهائی و بدون دیگری معنی در حیات ندارند چرا که حیات نتیجه همکاری و در کنار هم بودن این دو است . البته اکنون به ذهنم رسید شاید کلمه حیات را بتوان در گروه الف یعنی عددیک قرار داد ولی چون روی آن فکر نکرده ام فعلاً به همین صورت جلو میروم . من تجربه کرده ام که خوابهای ما یعنی تصاویر و صدا و مسائل دیگر آن تماماً در دو گروه قرار میگیرد و هرکدام از تصاویر یک گروه میتواند جانشین تصویری دیگر در همان گروه شود . با در نظر گرفتن تمام مسائل مطرح شده در خواب و درک منظور اصلی خواب و درک موضوع ، باید توضیح بیشتری بدهم ولی بهتر است با مثال منظورم را بیان کنم . مثلاً ممکن است در خواب ضمن مطرح شدن داستانی تصویر یک کتاب ببینیم . از نظر من این کتاب در همان خواب یا خوابهای دیگر ما ممکن است با تصاویر دیگری مثل مرد ، گوسفند ، درخت و سبزه یا مرده ظاهر شود ولی هر گز این کتاب در همان خواب یا خوابهای دیگربصورت تصویر زن یا شادی و یا آب ظاهر نخواهد شد . در اصل میخواهم بگویم ما دو گروه شناخت داریم و تمام شناخت ها و کلمات فرهنگ مغز ما در دو گروه قرار میگیرند که هیچکدام از این گروه ها قاطی گروه های دیگر نمیشود . ... ج . عدد سه : در خواب 22/4/70 دیدم از سه گوشه یک دیوار بالا میرفتم و بعد دیدم روی دیوار هستم و سه سیم برق فشار قوی بالای سرم است که یکی سمت چپ ، یکی سمت راست و یکی بالای سرم بود . یا در خواب 18/6/70 دیدم سمت چپم عروسی و شادی و سمت راستم مرده و مرد و کشته و مرگ ، بعد توجه کردم متوجه شدم همه اینها پشت سرم با هم هستند منتها باز بصورت سمت چپ و سمت راست پشت سر ( پشت سر در اینجا به معنی نزدیک و یا درون سر از پشت ) تا اینجا نوشته بودم که آمد و دیشب هم اینجا بود . اکنون با رفتن او و اینکه ساعت هشت صبح پنج شنبه است توی منزل نشسته ام و میخواهم دنباله یادداشتم را بنویسم . من امروز مرخصی گرفته ام بروم کلاس حسابداری ولی نمیروم . بگذریم بروم بر سر اصل موضوع . دو نمونه ذکر شده در بالا یا نمونه های دیگری که الان یادم نیست مثلاً سه راهی کوچه باغ در یکی از خوابهایم همگی نشانه ای از یک سه گانگی در وجود من است که من این سه گانگی را به ( سه شکل مجزای از هم حیات وجودم ) تعبیر میکنم ، این سه گانگی هیچکدام نمیتواند به تنهائی حیات محسوب شده و بتوان نام حیات به آنها داد ولی وقتی هر سه اینها در کنار هم قرار میگیرند حیات بوجود میآید ، هرگونه زیست یا زیستمندی باید دارای شرایط سه گانه مورد بحث این قسمت از یادداشتهای من باشد تا بتوان آنرا یک زیستمند و دارای حیات با شناخت فعلی دانست . این سه بخش به شرح زیر است . 3 . 1 : ماده یا جسم یکی از پایه های زیست و حیات است و اجباراً باید وجود داشته باشد تا حیات معنی پیدا کند یعنی اگر ماده ای در میان نباشد حیاتی هم وجود نخواهد داشت . این ماده یکی از همان دو گروه اصلی موضوع بند ب این یادداشت است که در خوابهای ما با تصاویر خاصی نمایان میشود .  این تصاویر میتوانند جانشین هم شوند و بر اساس داستان خواب با شکل های گوناگون تصویر شوند . یرای نمونه اینها میتوانند تصویر یک زن ، یک دیوار ، یک اطاق ، روشنائی ، شادی ، عروسی ، زنده و شکل های دیگری که فعلاً در ذهنم نیست نمودار گردند .  3 . 2 : روح : روح گروه دوم از این سه گانگی است . البته من کلمه روح را به این دلیل بکار بردم چون شناخته شده تر از هر کلمه دیگری است و لی میتوانیم بجای روح کلمات دیگری بکار ببریم که توضیح داده خواهد شد . این روح در فرهنگ های مختلف به صُوَر گوناگون تعریف شده و هر کس برداشتی از آن دارد ولی آنچه من میدانم و در خوابهایم درک کرده ام روح چیزی است که شاید نتوانم در کلمات بگنجانم ولی ... خیلی فکر کردم تا یک تعریف از روح منظور خودم بدهم ولی نتوانستم به همین جهت با آوردن مثال منظور خودم را میرسانم . مثال یک : کپسول عدسی چشم یک ماده است و بر اساس تعریف کتاب بافت شناسی پایه صفحه سیصد و سی و سه این کپسول ارتجاعی است و از کلاژن نوع IV و گلیکو پروتئین بی شکل تشکیل شده . ماده و جسم این کپسول در خواب 27/7/68 با تصویر یک اطاق و دیوار ظاهر شده و روح و حیات آن بصورت یک گربه خشک شده درون دیوار و یک گربه نیمه زنده نمایانده شده . حال از نظر من روح این کپسول همان حالت ارتجاعی کپسول است که در چشمهای من ... در حال از بین رفتن است و در خواب فوق بصورت گربه خشک شده و یا نیمه زنده نمایانده شده.
توضیح : تا اینجا نوشته بودم که در رایطه با مثال دو آمده در زیر مطلبی به ذهنم رسید . اول آنرا جداگانه نوشتم و الان که ساعت یازده و بیست و دو دقیقه صبح است دنباله این یادداشت را مینویسم . مثال دو : همانطور که در یادداشتهای گذشته ام آمده در خواب کار یون آهن در خون 6/12/78 من یک یون آهن بوده ام و کیسه های پلاستیکی محتوی کلاغ گلبول های قرمز خون ،  به نظر من کیسه پلاستیکی همان غشاء یا در اصل ماده و جسم گلبول قرمز وکلاغها روح مواد تشکیل دهنده گلبول . در اصل اینطور میتوانم بگویم که یک گلبول قرمز دارای توانائی هائی برای انجام کارهائی است که این کارها و این توانائی ها به عقیده من همان روح آن اجسام است که در مجموع روح وجان گلبول قرمز را تشکیل میدهد اما وقتی گلبول قرمز بر اساس شناخت من توسط یون آهن پاره و متلاشی شد روح یا فعالیتی را که در ساختار سلولی خود داشته از دست میدهد و دیگر به عنوان یک گلبول قرمز فعالیتی ندارد اما مواد تشکیل دهنده آن بر اساس فعالیت های جدا گانه در سیستم های جداگانه ای دارای روح هستند و کاری انجام میدهند . من این کار و فعالیت و حیات یک جسم یا ماده را روح آن جسم یا ماده میدانم ، به همین دلیل میتوان این تصور را نمود که ما یا منِ نوعی ، هر چند بظاهر دارای یک روح هستیم ولی این روح مجموعه ای از ارواح است که در قالب یک روح تجسم یافته . مثال سه : مثال بعدی را در قالبی خارج از انسان و جاندار میزنم . برای مثال ما منبعی آب در بالای پشت بام منزلمان داریم که هرگاه آن آب را به پائین و در سطحی پائین تر قرار دهیم میتوانیم با آن کاری انجام دهیم در حالی که در وزن و حجم و اصولاً در کم و زیاد شده آب تغییری حاصل نشود ، البته این عمل در فیزیک به این صورت گفته شده که آب دارای انرژی پتانسیل است و این انرژی پس از قرار گرفتن آب در سطحی پائین تر تبدیل به کار میشود و آن انرژی از بین میرود من این انرژی و وجود آنرا در بطن آب همان روح آن آب میدانم . نتیجه : نتیجه ای که میخواهم بگیرم این است که دومین سیستم از سیستم سه گانه وجود ما همان روح است که در خوابهای من با تصاویر مرد ، مرده ، درخت ، غم ، گوسفند ، کتاب ، آهن ، فلز و حیوان ظاهر میشود و دومین گروه از تصاویر خوابهای ما را تشکیل میدهد . این تصاویر در گروه خودشان میتوانند جانشین هم شوند ولی در گروه دیگر قرار نمیگیرند . مثلاً وقتی در یک خواب جسمی از  وجود ما با تصویر زن ظاهر شد امکان اینکه در خوابی دیگر بصورت دیوار ظاهر شود هست ولی هر گز با تصویر یک حیوان مثلاً گوسفند یا کلاغ ظاهر نخواهد شد مگر اینکه بر اساس معنی خود تصویر شده باشد مانند که در خوابهایم به معنی پاک و پاکیزه ظاهر میشود یا که نشانه انتظار در خوابهای من است . مثال مشخصی که با استناد به خوابهایم میتوانم بزنم همان دیدن گربه خشک شده در درون دیوار بجای حالت الاستیک و ارتجاعی کپسول عدسی است یعنی اگر در خوابی دیگر مغز من بخواهد بجای این گربه که سمبل حالت الاستیک کپسول عدسی چشم است تصویری دیگر نشان دهد مسلماً آن تصویر دیگر تصویری از مجموعه تصاویر گروه جسم و ماده مثل زن ، دیوار ، شادی و امثال آن نخواهد بود ولی امکان جایگزین شدن تصاویری مانند مرد ، مرده ، درخت و یا کتاب خواهد بود . تا اینجا که نوشتم دو مورد از سه گانگی وجود من بود که در بند ب این یادداشت هم آمده ولی سومین مورد . 3.3 : پیام : در انتخاب کلمه ای برای گروه سوم این قسمت خیلی فکر کردم و عاقبت کلمه پیام را انتخاب کردم هر چند باید پیام در گروه دوم یعنی روح قرار گیرد و بهتر میبود برای این گروه کلمه پیام رسان انتخاب میشد . علت این انتخاب این است که گروه سوم از سه گانگی مورد بحث یعنی پیام چیزی است تشکیل شده از موارد یک و دو یعنی پیام ماده ای است همراه با روح یا روحی است که همراه ماده و جسم است ولی پیام هیچکدام از روح یا جسم به تنهائی نیست . یعنی اگر گروه یک یا ماده را با گروه دو یا روح در هم بیامیزیم چیزی بوجود میآید که من نام آنرا پیام میگذارم هر چند پیامبر یا پیام رسان حالت زنده و حیات یک ماده است . البته اکنون اینطور به ذهنم میرسد که در یک برنامه تلویزیونی چیزی در اینباره دیده ام و حتماً در کتابهای زیست شناسی هم خوانده ام که ... رفتم صفحه صدوچهل و دو کتاب زیست شناسی عمومی را خواندم در این کتاب از مولکولهای شیمیائی خاصی صحبت شده که .... من میخواهم گروه سوم یا گروه پیام خودم را چیزی مانند همین mrna ذکر کنم که هم پیام است و هم ماده یعنی هم جسم است و هم روح . بهتر است مثالهائی از خوابهای خودم بیاورم . مثال یک : در خواب کار کروموزوم شماره یک 21/4/68  وقتی توی اطاق بوده ام و را توی درب اطاق دیده و بعد با شورت بیرون رفته میخواسته ام درب کوچه را ببندم . در این خواب و این صحنه من همان ماده همراه با پیام بوده ام که ماده من همان خود من و پیام همراه من همان شورتی بوده که پوشیده بوده ام یعنی با پیامی روحی و جانی بیرون رفته ام . این نظر من به این دلیل است که شورت در خوابهای من درگروه روح و جان قرار میگیرد و همین شورت میتواند درخوابی دیگر بصورت حیوان ، مرد ، مرده ، یا کتاب ظاهرشود . یعنی اگر من نوشته بودم با کتاب بیرون رفتم باز همین منظور از این خواب رسانده میشد ولی من تجربه کرده ام تصاویر دیده شده در خواب بر اساس موضوع خواب هم هست یعنی چون صحنه قبلی به این صورت بوده که من در اطاق با بوده ام و ترس داشته ام کسی بیاید ( میدانسته ام میآید ) باید وقتی هم از اطاق بیرون میروم با شورت باشم اما اگر داستان خواب بجای موضوع فوق این بود که من در اطاق داشتم کتاب میخواندم مسلماً در این صحنه که میخواستم از اطاق بیرون بروم با در دست داشتن کتاب میرفتم یعنی کتاب جانشین شورت میشد یا اگر خواب میدیدم درون طویله ای هستم و گوسفندانی اطرافم هستند مسلماً در صحنه بعدی آن که منظور ما است بیرون رفتن من از طویله همراه با یک گوسفند نمایانده میشد . میخواهم اینرا بگویم که شورت در اینجا همان مفاهیم گروه دو بند جیم این یادداشت است و من یا ( من در اینجا بوده ام ) ماده این پیام یا جسم این پیام هستم مثلاً اگر من خواب دیده بودم توی اطاق فرضاً با هستم مسلماً باید یا توی در اطاق ظاهر میشد و من با شورت بیرون میرفتم که در آن حال من همان یا میبودم . این مثال نمونه خوبی است برای نشان دادن تصاویر نوع سوم از سه گانگی در موجودیت ما که در خوابهایمان بصورت تصاویری خاص نمایان میشود . مثال دوم : در خواب 22/4/70 با عنوان بالا رفتن ازسه گوشه یک دیوار . دیدم از سه گوشه یک دیوار میخواستم بالا روم و بعد دیدم روی دیوار هستم ولی بالای سرم سه سیم برق فشار قوی بود که مانع بلند شدن من روی دیوار میشد ، باز در آن خواب دیده ام که مردی میخواسته با مغزش حرف بزند ولی اصل خواب این بود که من با یک مانع سه گانه روبرو بودم . تفسیری از این خواب نوشته ام اما برای روشن شدن نتیجه ای که میخواهم بگیرم دوباره برداشتم را از این خواب بصورت خلاصه مینویسم . این خواب تصویری از فعالیت من و خواست من برای ورود به مغز و صحبت و تماس با مغز خودم است که کوشش دارم به ثمر برسانم . اما در این خواب سه مانع بر سر راه من نمایانده شده و اصل بحث در بند جیم این یادداشت هم همین سه مانع است . اول سیستم مادی ما است ، دوم سیستم روحی و سوم همین سیستم پیامی یعنی اگر این سه مانع وجود نداشت ما کاملاً میتوانستیم با مغز خودمان حرف بزنیم و تمام اطلاعات آنرا بدست آوریم . اما در این خواب کوشش اولیه من بالا رفتن از سه گوشه یک دیوار بود . البته دیوار در اینجا و بقیه خوابهایم معنی مانع و سد ، و جمله بالا رفتن هم در خوابهایم معنی درون میدهد . کوشش من در این خواب این بوده که وارد مانعی شوم که این مانع خودش در سه مانع دیگر قرار دارد . کلمه سه گوشه یک دیوار همان معنی سه مانع در یک مانع است و یا سه سیم برق فشار قوی بالای سر من وقتی روی دیوار بودم . نتیجه این خواب این است که کوشش من برای رسوخ و رفتن درون مانع یا بقول خواب رفتن روی دیوار به ثمر رسیده و من درون مانع قرار گرفته ام ، و این درون مانع بودن همان روی دیوار بودن صحنه بعدی خواب است . ( روی هر چیزمیتواند به معنی درون آن چیز باشد ) البته در صحنه بعدی من روی دیوار یعنی درون دیوار و درون مانع بوده ام اما نمیتوانسته ام روی دیوار یا همان درون دیوار بلند شوم ( معنی بلند شدن را فعلاً نمیدانم ) چون سه مانع برق فشار قوی بالای سرم بوده . یکی سمت چپ یکی سمت راست و یکی بالای سرم . این سه مانع را من همان سیستم سه گانه وجودم میدانم . به این صورت که سیم برق فشار قوی سمت چپ من همان مانع مادی است چون سمت چپ معنی ماده و زن میدهد . دوم سیم برق فشار قوی سمت راستی که معنی روح و مرد میدهد . سوم سیم برق فشار قوی بالای سرم که معنی درون سر میدهد و آن همان گروه پیام یا گروهی است که جسم  و روح  با هم هستند و در بدن پر سلولی ما اطلاعات بایگانی شده مغزی ما میباشند  . مثال سه : مثال سوم میتواند خواب معنی من 6/3/69 باشد . در این خواب زنی را با مردی سیاهپوست دیده و میدانسته ام آن زن میخواهد به آن مرد زن بدهد . این تصاویر در پاسخ به سؤال معنی من آمده بود . یعنی خواب من وجود مرا در این سه خلاصه کرده و همانطور که تا کنون نوشته ام زن در این خواب سمبل چشم و ماده وجود من است که بجای آن میتواند در گروه خودش تصاویری مانند دیوار یا اطاق ظاهر شود . مرد این خواب همان روح و جان است که میتواند با تصاویر مرد ، مرده ، کتاب ظاهر شود . اما گروه سوم گروه پیام است که با هم بودن ماده و جسم است ، در این خواب ما تصاویری از این گروه نمی‌بینیم فقط یادی و نامی از آنها شده که همان زن دادن به آن مرد است یعنی با هم شدن ماده و روح که ذکر آن رفت . دال : عدد چهار : عدد چهار درخوابهای من مانند عدد دو در معانی مختلف آمده و من توانسته ام چند تائی از آنها را در یک گروه و سیستم قرار دهم . گروهی از خوابهای من که حرف چهار با شکل های گوناگون ظاهر شده مثل چهارراه بیمارستان ، چهار باغ ، و یا چهارگوش . نتیجه ای که از این دسته چهارها میگیرم این است که همگی سمبلی از تشکیلات مشبک پایه مغزی است و در هر خواب بر اساس داستان خواب و مکان آن بصورت های فوق ظاهر شده . مثال یک : اولین این خوابها خواب چهارراه بیمارستان 27/4/68  است که بی اندازه یادداشت در باره آن دارم ، اگر توجه شود منظور خواب از چهارراه بیمارستان همان تشکیلات مشبک پایه مغزی یا مجموعه سلول های ... است . مثال دو : در خواب معنی زن 30/4/70 که یک شاخه درخت گردو دستم بوده ، دریچه چهار گوش روی پشت بام باز همان تشکیلات مشبک پایه مغزی است که برای فهمیدن مطلب باید معانی خوابهایم دانسته شود و از زاویه دید من نگاه شود . ... . مثال سه : در چند تا از خوابهایم دروازه دولت و چهارباغ را دیده ام و با مطالعاتی که کرده ام دروازه دولت باز همان تشکیلات مشبک پایه مغزی است و اینرا هم در یادداشتهایم بطور کامل نوشته ام . هه : عدد پنج : اولین خوابی که در رابطه با عدد پنج یادم است دیدم خواب اتفاق فردا 2/4/68  بود که در آن دیدم عده ای خانه هائی را مصادره کرده و در خانواده های پنج نفره توی آن خانه ها نشسته اند . بعد هم با تحقیقاتی که کردم متوجه شدم این خانواده های پنج نفره همان ستونهای سلولی پنج گانه قشر مغز است که اطلاعات وارد شده به مغز در دسته های پنج نفری یا صحیح تر اینکه در پنج سطح قشر منتشر مغز بایگانی میشوند . در این رابطه یاداشت زیاد دارم بعداً هم متوجه شدم سطح ششم از سطوح ششگانه سلول های قشر منتشر مغز دو گونه کار انجام میدهد یکی اینکه رُل خانه و مکان زندگی را یازی میکند مشابه پنج سطح دیگر مغز ، دیگر اینکه مسیری برای انتقال اطلاعات در داخل مغز است . البته این موضوع را به استناد خواب 12/7/70 با سؤال احساس لذت چگونه احساسی است میگویم که پشت دیوار سمت شمال آن خانه را یک بار خیابان و کوچه و یک بار اینطور دیدم که خانه و اطاق است . مثال دو : در خوابی دیگر 19/12/69  قوطی های روغن پنج کیلوئی بار ماشین دیده ام که به نظر من همین پنج سطح سلولی قشر منتشر مغز است . مثال سه : خواب دو سه روز پیش همکارم آقای هم همانطور که در یادداشت خواب ، خواب  17/9/70  نوشته ام میتواند این سطوح پنج گانه قشر منتشر مغز او باشد چون او گفت خواب دیده دزد آمده و پنج تا بشکه نفت آنها را خالی کرده ، یعنی هر سطح از سلولهای قشر منتشر مغز یک بشکه نفت تصویر شده . مثال چهار : الان هرچه فکر کردم مورد دیگری از خوابهایم یادم نیامد که کلمه پنج در آن بکار رفته باشد ولی میدانم خوابهای دیگری هم دارم که کلمه پنج یا سمبلی از پنج در آن بکار رفته است . الان ساعت چهار و بیست دقیقه بعد از ظهر روز پنج شنبه 21/9/70 است من دیروز عصر ساعت چهار و بیست دقیقه نوشتن این یادداشت را شروع کردم و تا الان دارم آنرا مینویسم. البته دیشب اینجا بود ومن صبح اداره نرفتم . این تنها یادداشتی است که اینقدر معطل آن شدم ولی باز آنطور که دلم میخواست نشد ولی یادداشت خوبی در رابطه با معانی اعداد از یک تا پنج شد.

هیچ نظری موجود نیست: