۱۳۹۵ اردیبهشت ۶, دوشنبه

معنی عروسی چیست ، عروسی یعنی چه

847
23/6/70
معنی عروسی چیست ، عروسی یعنی چه
×
1
2

452
تمام خواب : ساعت شش و نیم صبح . اکنون از خواب بیدار شدم . یادم است خواب میدیدم در جائی مثل خیابان ... حدود ناسیونال ایستاده بودم . دیدم از طرف ... و کارخانه عده ای مرد دارند میآیند . آنها در دو گروه سنی بودند . یک عده جوان و یک عده مردانی که مسن تر بودند . آنها داشتند از روبروی من میآمدند و من دیدم بصورت یک گروه ویک عده با هم هستند . اول فکر کردم آنها برای شعار دادن میآیند ، ولی بعد که از مقابل من رد شدند دیدم آنها ( مردان مسن ) بارهای کشمش همراه آورده اند ، وقتی هم از من رد شده بودند اینطور به نظرم آمد که بارهای کشمش بار الاغهائی شده دارند میبرند . جلوترکه رفتند به نظرم رسید عده ای به آنها حمله کردند و دیدم شلوغ پلوغ و قرم قاطی هستند . من اول فکر میکردم درگیری سیاسی است ، بعد متوجه شدم کسانی به این افرادی که کشمش بار کرده و می‌برند حمله کرده اند ، بعد متوجه شدم آنها اعتراض دارند چرا کشمش‌ها صادر میشوند و میخواستند نگذارند صادر شود . نقطه ای که به آنها حمله شده بود دورتر از من و طرف شرق خیابان بود ( طرف چپ من ) . من همانطور که نگاه کردم مثل اینکه یک گروه دیگر را هم در جلو اینها دیدم که آنها هم قرم قاطی بودند و به آنها هم حمله شده بود . باز همان جائی که بودیم طرف غرب را دیدم که گروهی دیگر به همان صورت اول دارند میآیند . من میدانستم به اینها هم حمله خواهدشد . میخواستم به آنها بگویم ولی نمیدانم کسی از آنها به من گفت یا خودم متوجه شدم که به آنها پنج بار حمله میشود . بهر صورت درست نمیدانم چی شنیدم یا درک کردم ، ولی اینها هم مثل گروه اول که دیدم عده ای مسن‌تر و عده ای جوان‌تر بودند . من میدانستم آنها بار کشمش آورده اند و کسانی برای اینکه نگذارند این کشمش ها صادر شود به آنها حمله میکنند . البته بیشتر اینطور به نظرم میآید همین جوانها بودند که وقتی به من میرسیدند بار کشمش بودند و وقتی هم دور تر از من بودند الاغهائی با بار کشمش بودند و عده ای مرد مسن‌تر که همراه این بارها بود . یادم است در بین این مراحل زن ندیدم فقط مرد مسن ، مرد جوان ، بار کشمش ، الاغ و درگیری که عده ای میخواستند نگذارند این کشمش ها صادر شود .
یک صحنه دیگر هم یادم است یک جا دیدم ( که البته صحنه ای با داستانی طولانی بود ولی یادم نیست در کجای خواب اتفاق افتاد ) و آن این است که را دیدم با همان عبا و عمامه و لباس معمولی روحانیت دورتر روبروی من دراز کشیده بود روی زمین ( شاید توی یک ایوان ) ، نمیدانم در فکر بود یا مطالعه میکرد ، به نظر من بیشتر اینطور میرسد که داشت مطالعه میکرد ، اما کتابی یادم نیست در دست یا کنار او دیده باشم . من با دیدن او اینطور به نظرم رسید که او نباید به این صورت مطالعه یا فکر کند و برای او درست نیست . ولی او در عالم خودش بود . صحنه ای دیگر هم که خیلی طولانی بود ولی یادم نیست ، به این صورت بود که یک جا کودکی توی بغل من بود و من بیشتر آنرا بچه میدانم . این کودک بنظر من پسر بود و خیلی کودک آرامی بود ، میدانستم مدتی است در بغل من است و آرام است و من میخواستم با او بازی کنم . به همین جهت او را که ساکت و آرام بود روی زمین خواباندم و خودم را رویش انداختم ولی آرنج دست راستم را زیر خودم در روی زمین تکیه کردم که روی بچه نیفتم ، اما متوجه شدم که آرنجم روی پارچه ای که دور کودک است قرار گرفته ، مثل اینکه کمی از بدن کودک هم زیر فشار آرنج من قرار گرفت و متوجه شدم که نق نق بچه در آمد . البته من نمیخواستم او را اذیت کنم فقط میخواستم با آن کودک بازی کنم ، اینرا هم میدانم که تقریباً برنامه داشتم صدای او را در بیاورم . به همین جهت مشغول بازی با او شدم . در اینجا فکر میکنم هم در کنار من بود ولی درست یادم نیست ، اما یادم است اگر هم بود اولاً در سمت راست من بود ، دوماً اوهم کودکی در بغل داشت و احیاناً با او بازی میکرد . چیز دیگری یادم نیست .  
افکار و رفتارهای قبل از خواب : دیشب عروسی بود و ساعت دو بعد از نیمه شب خوابیدم . امروز عصر هم بوندر تخت بود و من ... بودم . در این دوسه روز رقص و آواز و شادی زیاد دیده ام ، اکنون نظر به اینکه در بعضی از خوابهایم کلمه عروسی آمده یا صحنه هائی از عروسی دیده ام و همچنین به دلیل آمادگی فکری که دارم امشب این سؤال را مطرح میکنم که معنی عروسی چیست و عروسی یعنی چه . ضمناً کمی هم سرم سنگین است . نمیدانم از غذا است یا میخواهم مریض شوم .
یافته ها : . . همانند و یکی بودن : مردان مسن : : الاغ ها 2.97 . . همانند و یکی بودن : یک عده جوان : : کشمش ها 2.97 . . همانند و یکی بودن : بار های کشمش همراه الاغ ها : : جوان های همراه مردان مسن 2.97 . . همانند و یکی بودن : : : دست راست من 2.97 . . همانند و یکی بودن : محل جنگ وجدل برای صادر نمودن کشمش در این خواب : : ایوانک چوبی مسافرخانه در خواب موجود خون آشام 27/1/75 - 2.115 . . معانی و مفاهیم : فکرکردن : : الان متوجه شدم فکرکردن در خواب ارتباط برقرار کردن یک جسم پر سلولی یا بافت با پیرامون خودش است . یعنی دادن پیام از درون به پیرامون و گرفتن پیام از پیرامون و ارسال به درون است ، در این خواب معنی عروسی ، تناسلی مرد و ایوان تناسلی زن بوده . نزدیکی این دو که دادن و گرفتن پیام از همدیگر است نوعی فکر کردن هم میباشد 3.33 . . معانی و مفاهیم : ناسیونال : : فکر میکنم ناسیونال در این خواب با معنی و مفهوم قومی ملی و نژادی در خواب ظاهر شده به دلیل موضوع جلوگیری از صادر شدن کشمش که در اصل جلوگیری از خارج شدن پیام از بدن میباشد 3.38 . . من یا دیگران : من در این خواب در مکانی مثل خیابان ... حدود ناسیونال ، مغز میانی بوده ام 21/2/75 - 6.14 . . گفتمان خواب و بیداری : : : پوست تناسلی 12.156 . . گفتمان خواب و بیداری : خیابان ... حدود ناسیونال : : مغز میانی 12.158 . . همانند و یکی بودن : مردان مسن : : الاغ ها . . گفتمان خواب و بیداری : الاغها بابار کشمش : : افکار سکسی آمده از قشر منتشر . . گفتمان خواب و بیداری : / ایوان : : مغز میانی . . گفتمان خواب و بیداری : خیابان ... ... : : سیستم عصبی قشر منتشر تا دستگاه تناسلی . . تفسیرها : 27/6/70 - 31/3/72 - 23/2/81 - . .

هیچ نظری موجود نیست: