۱۳۹۵ فروردین ۳۱, سه‌شنبه

معنی راه پله در خواب

888
20/7/70
معنی راه پله در خواب
×
1
2

472
تمام خواب اول : ساعت شش صبح . اکنون از خواب بیدار شدم . اول خواب دیدم توی حیات منزل پدری ام در تیران یعنی منزل لب خط بودم . متوجه شدم که در محل مطبخ سابق که فعلاً اطاق است و دالان ، یک دیوار کشیده شده و آن قسمت از بقیه محوطه خانه جدا است . دیوار تازه کشیده شده بود و میدانستم توالت و مطبخ از بقیه بخش خانه جدا شده ، با این وجود فکر میکردم این دیوار میباید در قسمت جنوب خانه یعنی دور توالت کشیده شده باشد . در اینجا منظره دید من از توی محوطه خانه به دیوارکشیده شده بود . بعد یادم است در درون فضای مربوطه بودم . یعنی داخل محوطه ای بودم که دیوار دور آن کشیده شده بود . در اینجا دیدم ازسمت شمال به جنوب به دیوار غربی ، اول توالت بود ، بعد تنور نان پزی مادرم ، بعد محوطه باز ، و بعد چیز دیگری بود که یادم نیست . جالب اینجا است که توالت و تنور به همین اشکال اصلی موجود آنها بود . یعنی توالت یک اطاقکی کوچک و تنور نان پزی مادرم هم مثل الان که در کنار دیوار و در محوطه باز . من از جائی مثل مطبخ سابق و دالان نگاه میکردم . در اینجا یادم است مادرم را هم دیدم و باز این فکر را داشتم که این مجموعه یعنی توالت و مطبخ ( تنور ) و مورد دیگر و دیوار دور آن ، باید در محوطه جنوب خانه ( جای توالت سابق ) میبود و دیوار از آنجا کشیده میشد . شاید در اینجا کسانی دیگر را هم دیده باشم ولی فعلاً فقط یادم است مادرم را دیدم . اما این موضوع را میدانستم که این دیوار را کشیده و کشیدن این دیوار کار است . فعلاً چیز دیگری از اینجا یادم نیست غیر از اینکه تاکید کنم یک بار از توی محوطه خانه به این دیوار نگاه کردم و میدانستم پشت آن چه چیزهائی هست و میدانستم دیوار تازه کشیده شده . یک بار هم در پشت همین دیوار و توی محوطه آن بودم ، میدانستم (دیوار جدیداً کشیده شده) محوطه خانه است و مسائل داخل محوطه را دیدم . نگاه من در اول خواب از سمت شرق به طرف غرب بود و مسیر نگاه من در درون محوطه دوم از جنوب به طرف شمال غرب و غرب که میدانستم دیوار کشیده شده سمت راست من است ( ولی آنرا ندیدم ) . سمت چپ و روبرو چیزهائی بود که نوشتم .
تمام خواب بعدی : در خواب بعد اینطور یادم است که در یک بازار مکاره بودم . عده ای فروشنده بطور ردیف در سمت چپ من بودند و من از سمت غرب به طرف شرق میرفتم ، فروشنده ها کمی بالاتر از من و شاید روی سکوئی بودند . چیز زیادی از این صحنه یادم نیست ولی میدانم اینطور بود . تنها موردی که بطور وضوح از این صحنه یادم است این است که یکی از فروشنده ها که زن بود مشغول جدا کردن دو پیراهن از هم بود ، یعنی دو پیراهن دوخته شده ( مثل پیراهن های بازاری تا نشده ) که فروشنده سمت دیگر این پیراهن را در دست دارد و با قیچی میخواهد این پیراهن دوخته شده را از دیگری ( که فقط میدانم پیراهنی دیگر بود ولی ندیدم ) جدا کند . عقلاً اینطور میفهمم که قیچی در دست راست او و پیراهن بعدی در دست چپ او بود ، یقه پیراهن در سمت خودش و دنباله پیراهن به طرف من بود . من اینطور میدانم و دیدم که قیچی او در حال چیدن بود و مرحله چیدن آنرا در وسط دیدم . یعنی هنوز دو پیراهن جدا نبود ولی میدانم بالاخره جدا میشد . همانطور که نوشتم من پیراهن سمت خودم را بطور وضوح دیدم ولی پیراهن سمت دیگر را ندیدم ولی میدانم بود . اکنون که بیدارم تعجب میکنم چگونه این کار شدنی است چون پیراهنی که من دیدم باید دارای آستین سمت چپ باشد و نمیتواند با پیراهن بعدی به هم چسبیده باشد تا بتوان با قیچی جدا کرد . من آستینی ندیدم فقط یادم است یقه و شکل عمومی پیراهن را دیدم . البته یادم است پیراهن مردانه بود . همانطور که نوشتم در اینجا فروشنده های مختلفی بودند . این یکی را من در این حال دیدم در صورتی که میدانم بازار یک بازار مکاره بود و همه چیز برای فروش موجود بود . صحنه بعدی یادم است شاید دنباله همین مسیر بازار مکاره از راه پله ای طولانی در سمت شرق مکان خواب بالا میرفتم . شاید اطراف یا سمت چپ این راه پله هم بازاری وجود داشته و فروشندگانی بوده اند ولی یادم نیست . اما میدانم راه پله ای طولانی بود و بعد من در بالای راه پله باز در محوطه ای سر پوشیده بودم که باز اینطور به نظرم میآید آنجا هم بازار مکاره بود . اکنون چیزی از آنجا یادم نیست . صحنه بعدی یادم است در یک محوطه سرپوشیده بودم و اتفاقاتی افتاد که یادم نیست . الان این یادم است که جائی سرپوشیده بودم و میدانستم بیرون از اینجا باز بازار مکاره و محل خرید و فروش است ( احیاناً آنرا بازار مکاره اولی میدانستم ) ، سمت چپ دید من به طرف شمال دیواری با طاق کوتاه مقابلم بود که بصورت هائی با بیرون و پشت آن دیوار رابطه داشت . یک جا متوجه شدم صدای تخلیه چیزی آمد نگاه کردم دیدم در پشت آن دیوار یعنی طرف من ظرفی چهار گوش که ته آن باریکتر و در آن کمی گشادتر بود ( مثل زباله های فلزی اداره مان ) به دیوار بود . من اول صدائی شنیدم و بعد چیزی مانند زباله که نوشتم توی آن دیدم . بعد اینطور متوجه شدم که در پشت این دیوار چیزهای خریده شده یا چیزهائی را که دیگر نمیخواهند با سیستمی به این طرف میفرستند و این بطور خودکار انجام میشود . البته قبل از آن که ببینم فکر کردم پشت دیوار باید نان خشکه ریخته باشد و اینطرف آمده باشد . وقتی نگاه کردم دیدم این طرف توی آن ظرف چهارگوش فلزی غیر از نان خشکه چیزهای دیگر هم هست که میتوان در باره آن ، مورد زباله را بکار برد ولی زباله کاملی نبود . میدانستم غیر از موارد زباله چیزهای دیگری هم هست که بشود استفاده کرد . من در اینجا یک تسمه پروانه و ... یک وسیله مکانیکی را دیدم . اینطور برداشت کردم که در پشت این دیوار چیزهائی که خریده میشود بطور خودکار ( با سیستم ماشینی و دستگاههای مکانیکی ) به این طرف فرستاده شده و در این ظروف ریخته میشود . بعد زمانی کوتاه طول میکشد و دوباره این کار انجام میشود یعنی تخلیه صورت میگیرد . در خواب نظرم اینطور بود که تخلیه وسایل خریده شده در پشت این دیوار یا داده شده در مقابل خرید با زمان بندی و بطور خودکار به این طرف انتقال مییابد . من غیر از آن ظرف ظرفی دیگر را هم دیدم که توی آن مثل اینکه تکه های پارچه بود و میدانستم آنهم با همان روش و اساس به این طرف تخلیه شده .
توضیحات : 1 - اولین برداشتی که از این خواب دارم این است که فکر قبلی من در باره معنی راه پله صحیح است و راه پله میتواند ربط دادن دو فضای جداگانه بهم معنی داشته باشد . مثل دو بافت یا دو سلول که من بیشتر پله و راه پله را سلولهای عصبی میدانستم ، ولی میتواند بین دو بافت یا دو سلول در دیگر بافتها غیر از سلولهای اعصاب هم باشد . 2 - تا کنون اینطور شناخت داشتم که در خوابهای من خراب کننده و ویران کننده معنی میدهد ولی امشب در خواب میدانستم آن دیوار را کشیده که این مخالف فکر و شناخت قبلی من بود ، اما وقتی روی آن فکر میکنم میبینم این کار هم کار صحیحی است و غیر از خراب کردن و شکافتن کار سازندگی و درست کردن را هم انجام میدهد . اگر به خواب کار کروموزوم شماره یک از گروه c کروموزومها توجه کنم ، در آنجا اول توی کوچه باغ دیواری در شمال کوچه دیدم و دانستم اینجا دیوار نبوده و آمده اند دیوار گذاشته اند که این میتواند همان دیوار کشی توسط کروموزوم شماره یک باشد . بعد دیدم با من حرف میزد که من نمیخواستم با من حرف بزند و این میتواند خراب کردن دیوار معنی دهد . بهر صورت الان این معنی را از این خواب بدست آوردم که یا کروموزوم شماره یک از گروه c کارش سازندگی و خراب کردن است . بصورت کاملتر میتوان گفت کروموزم شماره یک گروه c همان شکل دهنده به بافها است و چهار چوب فضائی کلیه بافتها و سلولها را تعیین میکند . 3 - نکات جالب دیگری هم از این خواب بدست میآید که میگذارم برای بعد . خواب خوبی بود . 4 - ساعت هشت و چهل و پنج دقیقه عصر . دیشب قبل از خواب برای چندمین بار فیلم مراسم مذهبی بودائیان را از تلویزیون دیدم . در این فیلم ، هم صحبت از راه پله شد و هم صحبت از بازار مکاره . فکر میکنم دیدن بازار مکاره در خواب دیشب از آمادگی مغزی من بوده .
یافته ها : . . همانند و یکی بودن : : : قیچی 2.67 . . همانند و یکی بودن : پله : : پیراهن 2.119 . . گفتمان خواب و بیداری : پله : : میتوکندری / 12.233 . . تفسیرها : 8/3/71 - 14/4/72 - . . گفتمان خواب و بیداری : : : حد و مرز و تعیین کننده مرز . . وظایف وکار : کار کروموزوم شماره یک از گروه c  : Sc : در توضیحات این خواب نوشته ام : « تا کنون اینطور شناخت داشتم که در خواب های من خراب کننده و ویران کننده معنی میدهد ولی امشب در خواب میدانستم آن دیوار را کشیده که این مخالف فکر و شناخت قبلی من بود اما وقتی روی آن فکر میکنم میبینم این کار هم کار صحیحی است و غیر از خراب کردن و شکافتن کار سازندگی و درست کردن را هم انجام میدهد ، اگر به خواب کارکروموزوم شماره یک از گروه c تاریخ 6/5/68  توجه کنم در آنجا اول توی کوچه باغ دیواری در شمال کوچه دیدم و دانستم اینجا دیوار نبوده و آمده اند دیوار گذاشته اند که این میتواند همان دیوار کشی توسط کروموزوم شماره یک باشد و بعد دیدم با من حرف میزد که من نمیخواستم با من حرف بزند واین میتواند خراب کردن دیوار معنی دهد ، به هر صورت الان از این خواب این نتیجه را بدست آوردم که یا کروموزوم شماره یک از گروه c کارش سازندگی و خراب کردن است ، بصورت کاملتر میتوان گفت کروموزوم شماره یک گروه c همان شکل دهنده به بافت هاست و چارچوب فضائی کلیه بافت ها و سلول ها را تعیین میکند . .

هیچ نظری موجود نیست: