|
840
|
18/6/70
|
فرق بین زنده و مرده چیست
|
×
|
2
|
3
|
|
449
|
|
♣ تمام خواب اول : ساعت
یک و بیست و پنج دقیقه بعد از نیمه شب. اکنون از خواب بيدار شدم و براي اولين
بار است كه در چنين شرایطی معنی خواب خودم را میدانم، من خواب دیدم در جایی
بودیم، اول بهنظر میآید رفته بوددیم پیک نیک و دورم شلوغ بود، اولین صحنه یادم
است در سمت راست خودم كمی دورتر در حالی كه فضا و منظره شب بود، عدهای نشسته
بودند. من در یک لحظه نگاه كردم ديدم مردي را كشتهاند و روي زمين انداخته اند،
من توجه بيشتري كردم، سر او همينطور كه روي زمين بود به طرف ما و خون آلود بود،
من باز توجه بيشتري كردم و بنا كردم براي ديگران گفتن و توجه آنها را بهموضوع
جلب كردن كه يك نفر را كشتهاند، بعد ديدم روي زمين به ترتيب گوسفندهایي كشته
شده و روي زمين ريخته شدهاند. يك نفر مرد كه تيپ لرياتي داشت آنجا چمباتمه
نشسته بود و بهنظر شاد نيامد، شايد غمزده بود و كسان ديگري (مرد) را هم اطراف او
ديدم، من همينطور كه دقت كرده بودم و براي اطرافيانم ميگفتم و توجه آنها را به
آن صحنه جلب ميكردم، از آن مرد لرياتي كه آنجا نشسته بود علت را پرسيدم. او
توضيح داد كه به آنها حمله شده و اينطور حالي من كرد كه كساني در اين حمله آن
مرد و آن گوسفندان را كشته و حالا قرار است (ژاندار مري) براي بررسي بيايند و او
معطل بود مأموران ژاندارمري برسند، من در اينجا فكر ميكنم پسر عمو و ♀ را
ديدم ولي نميدانم به پسر عمويم چيزي گفتم يا نه، يادم است در اين موقع سرو
صدایي و هلهلهاي از پشت سر و سمت راست من بلند شد و من اينطور حس و برداشت
كردم كه مأمورین براي رسيدگي به كشته
شدن آن مرد و آن گوسفندان آمدهاند. در همين حال باز اينطور حس كردم كه اين سرو
صدا و هلهله براي عروسي و در رابطه با عروسي است. متوجه شدم عدهاي دختر با لباسهاي
عروسي دارند اينطرف آنطرف ميروند و من اين افراد را سمت چپ خودم ديدم. در
اينجا باز من نميدانستم اين سر و صدا يك عروسي است يا مأموران هستند براي موضوع
آن مرد كشته شده و آن گوسفندان، با اين دو دلي كه داشتم و لاي آن دخترها و زنها
وول ميخوردم يك جا مثل اينكه به♀ گفتم مواظب پول و وسايلش
باشد كسي ندزدد، يك جا هم مثل اينكه به ♀ گفتم، ...
بيشتر يادم است به ♀ گفتم. من فكر كردم حالا، چه مأمور
براي تحقيق ، و چه برنامهاي براي عروسي، اينجا شلوغ خواهد شد و بايد به او كه
دنبالش ميگشتم بگويم مواظب كيف و پول و لوازم همراه خودش باشد چون ممكن است
دزديده شود. و باز نميتوانستم اين دو موضوع را از هم تفكيك كنم، چون در يكجا
زنها و و دخترهاي شاد و فعاليت هایي را ميديدم كه ميدانستم موضوع يك موضوع
عروسي است. ولي در ذهن و فكر خودم باز فكر ميكردم در رابطه با آن شخص و آن
گوسفندان مرده است و براي بررسي و تحقيق آمدهاند. موضوع جالب ديگر اين است كه
من نميدانم به يكي يا به چند دختر و زن كه مراجعه كردم و منظورم را كه حفظ
لوازم و وسايلشان بود گفتم، مثل اينكه در شرايطي بودند كه قادر به حركت نبودند
ولي من درخواب نميدانستم كه قادر به حركت نيستند، اما آنها را در حالت نشسته و
غير قادر به حركت ميديدم. بهر صورت زن بودند و شاد و چيزي از ديگران براي يك
عروسي كم نداشتند. ♠
توضیحات و یافتهها : ¶ برای اولین
بار است که بعد از دیدن خوابی به مفهوم آن واقف میشوم. من اکنون میدانم خوابم
چه میگوید و به مفاهیم آن واردم، زیرا دیشب قبل از خواب هم میدانستم فرق بین
زنده و مرده چیزی است مانند فرق بین زن و مرد، چون در خواب فرق بین زن و مرد
تاریخ 26/10/68 یکجا مادرم مرده و یکجا زنده شده بود و من آنرا اینطور تفسیر
کرده بودم که فرق بین زن و مرد فرق بین زنده و مرده است. حالا با سؤال فرق بین
زنده و مرده باید هم فرق بین زن و مرد در خواب نشان داده شود. جالب بودنهای این
خواب و آنچه اکنون به نظرم میرسد این است. 1- مردهها و مردها سمت راست من
بودند، و زنها و شادیهای آنها سمت چپ من. 2 - مرگ و مرده و غم و اندوه درون
مردها بود و رقص و شادی و جنب و جوش درون زنها . 3 - دو دل بودن و اینکه نمیدانستم
این است یا آن در مغز من بود و من فکرم به این صورت بود. من این اتفاق را که
آمدن مأموران یا آمدن کسانی که در حال عروسی بودند در پشت سر خودم میدانستم.
یعنی میدانستم این اتفاق در پشت سرم دارد میافتد. 4 - آنجا که مرگ بود و مرد
بود فضا تاریک و شب، و آنجا که زن بود و عروسی بود فضا روشن و شاد و رنگ و
وارنگ. ساعت دو بعد از نیمه شب. بهتر است بخوابم تا باز ببینم فرق بین زنده و
مرده چیست و تفسیر را بگذارم برای بعد چون با خواب امشب ¶ میتوانم
قبول کنم شناخت من از خواب و رؤیا شناخت درست و صحیحی است. مثل اینکه کمی سمت چپ
سرم یعنی حدود شقیقه چپ و بالای گوشم میخواهد تیر بکشد. فعلاً بخوابم.
تمام خواب دوم : ساعت شش و
پنجاه دقیقه صبح. ساعت پنج و نیم صبح كه زنگ ساعت زده شد يادم است خوابي ديده
بودم و چيزي مانند پنج انگليسي یا اِس ( S ) در ذهنم است که از سمت چپ به طرف سمت راست نوشته شده بود و تقریباً سه
عدد آن یادم است بغل هم بود. ولی بعد یادم نیست همانها تکرار شده بود یا چیز
دیگری بود و یا نوشتهای. البته ممكن است نوشته نبود و چيز ديگري بود درست نميدانم،
منتها از سمت چپ به راست حرف يا عدد بعدي كوچكتر بود (تقريباً ميتوانم يك
فورمول انتگرال را مثال بزنم كه سه تا نوشته شود و بعد علائمي سمت راست آن باشد).
ضمناً اين را هم يادم است كه اين ( 5
) يا ( S ) يا علامت انتگرال در وسط داراي خطوطي
احياناً سفيد بود. بهر صورت چيزي خواب ديدم كه وقتي بيدار شدم نتوانستم تصميم
بگيرم بلند شوم آنرا بنويسم. چون ديدم نميتوانم آنرا به ذهن و بر روي كاغذ
بياورم و هرچه بنويسم فكر ميكنم چيز ديگري بود. به همين دليل از خير آن گذشتم و
ننوشتم.
اكنون كه بيدار شدم اينطور در دهنم است كه اصفهان بوديم
و ♀ با
پسر عمو و بچهها ميهمان من بودند و از من خواسته بودند با آنها به منزلشان بروم
(مثل هر بار كه موقع رفتن از منزلم ميگويند تو هم بيا برويم). بعد يادم است در
جایي تقريباً خيابان صغير نزديك خانه قبليام در اصفهان (خيابان كمال)، داشتيم
به طرف خيابان صغير در خيابان ولي عصر ميآمديم. يادم است ♀ از
من خواست با آنها به خانهشان بروم، بعد يادم است نزديك و موقع رسيدن به سه راهي
صغير، ♂ همكار پستي ما با من بود و ميخواست برود سبزه ميدان نخود
و لوبيا بخرد. من ميدانستم او ميخواهد نرسيده به سبزه ميدان جایي كه نخود و
لوبيا هست برود و بخرد (تقريباً فكر ميكردم جایي بين سه راهي صغير و سبزه ميدان).
در سه راهي يادم است من با ♂ جدا شديم حالاچرا نميدانم، فقط ميدانم
او ميخواست به تنهایي برود و من يادم نيست ميخواستم چكار كنم. به هر صورت در
اينجا اول ♀ با
من بود و بعد ♂ ولي تمام داستان اين بود كه ♀ ميخواست
با آنها به منزلشان بروم و لحظهاي بعد ♂ با من بود،
من در خواب از كلماتي مانند خيابان صغير يا سه راه صغير يا ولي عصر و يا سبزه
ميدان چيزي به ذهنم نرسيد فقط ميدانم آن حدود بود و آن كارها را ميخواستيم
بكنيم، يادم است با ♀ صحبتي كردم ولي يادم نيست به او چي
گفتم. ♠
افکار و رفتارهای قبل از خواب :
ساعت یازده و ربع شب. از افکاری که اکنون در مغزم است و میخواهم بخوابم یکی
خواب دیشب و سوار دیوار بودنم و معنی آن است. یکی سؤال دیشب یعنی معنی مرده. اما
فکری دیگر که اَلآن بیشتر روی آن تمرکز دارم و میخواهم بخوابم این است که فرق
بین زنده ومرده چیست. زنده و مرده چه فرقی دارند.
یافتهها : . ¶ . تفسیرها : 8/2/70 - . ¶ . رؤیا و برنامه داده شده به مغز : خواب در پاسخ به سؤال است . ¶ . قانون مندیها : هرگاه سؤال برای
دیدن خواب متوجه فرق بین دو چیز یا موضوع باشد، نگاه خواب بیننده در خواب از جایی
مابین و مرز آن دو چیز به آن دو خواهد بود مثل همین سؤال و خواب دیده شده که ...
.
¶ . تحقیق شود : چیزی مانند پنج انگلیسی 5 یا اِس S در ذهنم است که ... این
موضوع مطرح شده در این خواب مرا یاد خواب 5/10/69 دکتر یعنی چه که : توی کوچه ♀ بودم (این طرف به آن طرف میرود و داشتن فکر). و خواب 9/5/70 چند نوع
اطلاعات در وجود خودمان داریم که در آن خطوطی مثل چوب کبریتهای بدون سر به
تعداد خاصی روی هم دیدهام می اندازد، باید روی این سه خواب و همانندیهای آنها
مطالعه کنم 14/10/88 . ¶ . علمی/ تحقیق شود : تاریخ دوران
حیات : : از شروع به تحقیق و مطالعه روی خواب و رؤیا متوجه شده و نوشتهام که تاريخ دوران حیات برای هر گونه
زیستمند حیات کنونی و زندگيهاي گذشته اجداد ژنتیکی آن گونه در مكانها و
زمانهاي گذشته تاريخ تا رسيدن به آغاز حيات است، و پذیرفتهام خاطرات
روزمره انسانها از طریق ژنها وسلول تخم به نسلهای بعد انتقال می یابد اما نمیدانستم
این انتقال از چه طریق میباشد، حال با توجه به شناخت دقایقی پیش که متوجه شدم
افکار و خاطرات روزمره بر روی dna قرارمیگیرد نظر من اثبات میگردد . ¶ . همانند و یکی بودن : جمله (پنج
انگلیسی5 یا اِس S) در اين خواب با سؤال فرق بين زنده و مرده همانندي دارد با : :
جمله (کلمه پنج انگلیسی یا
S اس، پنج هکتار) در خواب 10/6/70 با سؤال مرد يعني چه 22/11/89 . ¶ . علمی / نکتهها و
دلایل / در حاشیه : فرمول انتگرالِ هست و نیست حیات و کائنات : :
شانزدهم مهر ماه سال نود و یک ساعت یازده و نیم شب. اکنون در منزلم ... خیابان ... به عجیب ترین و کلیدی ترین یافته خود نائل شدم، به این صورت که
در حال پاکنویس خواب فرق بین زنده و مرده تاریخ 18/6/70 در فایل کامپیوتری بودم
که متوجه مطرح شدن نوعی فورمول انتگرال در یادداشت این خواب شدم. با توجه به
مجموعه دانستههایم در باره موج و جاذبه و اینکه ماهیت موج و جاذبه یکی و تنها
فرق آنها حرکت موج و سکون جاذبه است، و من تا اَلآن این حرکت و سکون، یا بود و نبود را مطلق میدانستم، امشب با
توجه به مفاهیم خواب معنی ♀ 27/6/69 که درآن ناهید را بهصورت (نا + هَید) که نا به معنی نیست و نبودن
+ و هید به معنی هست و بودن است میدانم (درآن خواب هست و نیست مطرح شده)، و با
این شک و شبهه که غیب شدن و نبودن آن شخص متوقف شدن زمان به حساب آمده، و با
توجه به داستانهای این دو خواب متوجه شدم غیب شدن و نبودن و مردن و سکون بهصورت
کامل و مطلق نیست بلکه تابع تعریف حد در ریاضیات (هندسه تحلیلی) و فورمول
انتگرال میباشد. یعنی هیچوقت نبودن، نبودن واقعی، و مرگ، مرگ واقعی نخواهد بود.
به عبارتی ذرات بنیادی جاذبه که بیحرکتی ذرات بنیادی است هر چقدر به سمت سکون و
بیحرکتی برود باز به بیحرکتی مطلق نمیرسد. جالب اینجا است که این خواب معنی
♀ نزدیک به بیست و یک
سال پیش دیده شده ولی من امشب بعد از بیست و یک سال متوجه معنی و مفهوم فورمول
انتگرال مطرح شده در آن شدم 16/7/91 . ¶ . امکان آن هست : بایگانی شدن
ذرات موج و جاذبه در مغز : : ... هر چند
در خوابهای ما پشت سر به معنی گذشته و زمانهای گذشته است میتوان یک معنی دیگر
هم برای آن قائل شد و آن اینکه ذرات جاذبه یا مرد و مردان و کشته و ... در سمت
راست پشت سر، و ذرات موج یا زن و زنان و شادی و ... در سمت چپ پشت سر انبار و
بایگانی شوند 16/11/91 . ¶ . همانند و یکی بودن : سه راهی صغیر و سبزه میدان : : در
این خواب سه راهی صغیر و سبزه میدان یکی و هر دو نمادی بوده برای بُعد زمان و
حیات وجود من که مغز میانی من باشد. 25/11/96
.
¶ .
|
|||||||
۱۳۹۵ اردیبهشت ۶, دوشنبه
فرق بین زنده و مرده چیست
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر