۱۳۹۵ اردیبهشت ۷, سه‌شنبه

سمبل پوست بدن من در خواب چه کسی است

837
15/6/70
سمبل پوست بدن من در خواب چه کسی است
×
2
2

444
تمام خواب اول : ساعت چهار وده دقیقه صبح . خواب ميديدم توي باغ و صحرا بودم ، توي يك باغي كه آخر اين باغ به سمت مشرق و زمينِ گود بود ، من گاهي توي اين گودي زمين وگاهي بيرون بودم ، ميخواست آبياري كند و مثل اينكه يك جا من كمكش ميكردم ، يك جا هم مثل اينكه شب بود و من چراغي دستم بود ، يك جا توي اين گودي زمين كه شايد گودي آن از قد من هم بيشتر بود آشغال هائي ديدم و ميخواست كاري كند ، من بهتر ديدم آنجا تميز شود و بعد ديدم آن گودال جارو و نظافت شده ، ولي باز ديدم در كنار گودال آشغال هائي هست ، منهم مقداري جارو كردم ، يعني يك ذره از بقيه و مانده شده را جارو كردم ، مثل اينكه يك لوبيائي كه كمي از آن كنده شده بود توي درز زمين گودال گير كرد كه با چند بار جارو كردن و فشار جارو نميدانم خارج شد يا نه ، من يك گودال بيشتر نديدم اما مثل اينكه بغل آن گودالي ديگر هم بود ولي يادم نيست و شايد نبود ، بچه هاي هم بعضي مواقع بودند و كارهائي كردند كه يادم نيست ، يك بار از در باغ به ته باغ و محل گودال نگاه ميكردم ولي گودالي نديدم ، فكر كردم اين گودال در قديم چيز ديگري مثل زير زمين بوده و براي اينكه از بيرون كسي متوجه نشود ته باغ را گود كرده اند ، ميدانستم اگر توي باغ گياه و بوته ( علف و مو ) كاشته باشد ته باغ و گودال و كسي كه توي آن است پيدا نيست . صحنه هاي بيشتري هم بود ولي يادم نيست ، مثل اينكه يك جا بيرون از باغ و توي كوچه بودم ولي يادم نيست ، شايد موقعي كه آبياري ميكرد من كمكش كردم .    
تمام خواب دوم : ساعت شش و بیست دقیقه صبح ، خواب ديدم كاغذي در ديد و نظرم بود كه ميدانستم آنرا داده و آن تعهدي است كه بر اساس آن بايد ماهي دو هزار تومان داده شود ، اين تعهد نامه را داده بود ولي مثل اينكه من بايد اجرا ميكردم و ميبايد ماهي دو هزار تومان به داده ميشد ، به ذهنم مبلغ دو هزار تومان رسيد ولي روي كاغذ ديدم بصورت عددي نوشته شده و فكر ميكنم بصورت ريال بود ، كاغذ را نخواندم ولي تصوير آن در ذهنم است كه با خط فارسي و مبلغ آن عددي بود و ميدانم تعهد كرده ماهي دو هزار تومان داده شود ( به ) و ميدانستم اين كار را بايد من بكنم . توضيح : عدد دو و صفرهاي سمت راست آن يادم است ولي نميدانم چند صفر بود فقط همين ميدانم كه من آنرا دوهزار تومان مبدانستم ولی باز میدانستم عدد نوشته شده به ریال است .    
توضیحات : ساعت پنج و پنجاه دقیقه عصر شنبه . مکانهائی که در خواب یادم است بودم : یکی توی گودال ، یکی سر بالائی سمت راست گودال ، یکی جای در و دیوار باغ بطوری که منظره عمومی باغ را میدیدم و میدانستم گودال در ته باغ است . یکی توی کوچه باغ ( سمت غرب باغ ) و دیدن در حال آبیاری و احیاناً کمک به او ، یکی توی گودال و دیدن شیاری که آن لوبیا توی آن گیر کرده بود ، یک جا دیدن بچه های که کاری میکردند و ... .
يافته ها : . . گفتمان خواب و بیداری : باغ و صحرا : : پوست بدن 12.156 . . تفسیرها : -  . . رؤیا و برنامه داده شده به مغز : خواب در پاسخ به سؤال است . . گفتمان خواب و بیداری : گودی توی زمین : : بخش زیری و پائینی پایه مغزی در ارتباط با پوست بدن . . گفتمان خواب و بیداری : : : هر دو بخش بالائی و پائینی پایه مغزی . . گفتمان خواب و بیداری : :  : پایه مغزی . . گفتمان خواب و بیداری : باغ و صحرا : : پایه مغزی  . .

هیچ نظری موجود نیست: