۱۳۹۵ فروردین ۳۱, سه‌شنبه

منتظری با معنی انتظار و منتظر

894
23/7/70
منتظری با معنی انتظار و منتظر



×

تمام یادداشت و یافته ها : ساعت پنج و ده دقیقه عصر . دیشب تیران بودم ... ، امروز عصر مشغول پاکنویس شدم . داشتم خواب 21/7/70 را برای پاکنویس آماده میکردم که مطالبی به ذهنم رسید . چند تای آنرا بصورت یادداشت کوتاه در صفحه بیاد آمده ها نوشته ام ، اکنون مطالبی به ذهنم رسیده که باید در یادداشتی طولانی بنویسم . 1 - در این چند لحظه و به دنبال افکار قبلی ، متوجه شدم تصویر شدن ... در خواب باید در رابطه با معنی اسم فامیل او یعنی انتظار و منتظر باشد ، برای نمونه چند خواب در ذهنم مجسم کردم و اینطور نتیجه گرفتم که هر وقت در خوابهای من ظاهر شود همان انتظار پیامها با جنسیت مردانه مغز من است ، رفتار و گفتار او درخواب نشانه آخرین پیام رسیده به مغز است . مثلاً در خواب کار کروموزوم شماره یک 21/4/68  که به من گفت یا حالی کرد پدر مرده این گفته به این معنی است که پیامهای بایگانی شده مغزی ، مردن اسپر ماتوزوئید یا بایگانی شدن اطلاعات اسپر ماتوزوئید را در مغز سلول تخم درک کرده ، و این آخرین پیامی بوده که به اطلاعات در حال انتظار مغز رسیده ، میخواهم اینطور بگویم که در خوابهای من حالت انتظار اطلاعات بایگانی شده مغزی من است . باید به خوابهای دیگری که در آنها دیده شده مراجعه کنم و با این شناخت آن خوابها را مورد بررسی قرار دهم . مثلاً در خواب 5/5/68 با سؤال چرا و چگونه سلول های بدن سرطانی میشوند باید حالت انتظار اطلاعات مغزی من باشد که منتظرآخرین پیام از وضعیت من در وجود من میباشد . باید خوابهای دیگرم را هم بررسی کنم . مثل دومین خواب 5/5/68 که دیدم روی سکوئی نشسته بود و داشت چیز مینوشت ، بالای سر و اطراف او آرد بود . البته شبیه این خواب را مادرم هم دیده بود منتها بجای که من خواب دیدم او پدرم را دیده بود که آسیابان شده یا به آسیاب رفته بوده و همانند خواب من آرد به طاق بالای سر او بوده . خیلی جالب و عجیب ! الان متوجه شدم معنی داده شده من برای کلمه درست است چون مادرم این ضرب المثل را میدانسته و تکرار میکرد که « آسیاب است و پَسّا » ( آسیاب به نوبت ) . در نتیجه در خوابِ مادرم ، پدرم در انتظار نوبت بوده و در اصل انتظار میکشیده ... 2 - اصلاً وقتی شروع به نوشتن این یادداشت کردم منظور و تاکید من موضوع دوم بود ولی از بس هول شدم یادم رفت موضوع دوم چی بود . کمی فکر میکنم بعداً مینویسم . چون ساعت ... ، من امشب بی اندازه خوشحال هستم که معنی کلمه را در خوابهایم فهمیدم و باز فهمیدم خود من با اسامی همنام خودم در خوابها ظاهر میشوم . مثلاً در خواب دیشب ، خود من بوده ام که در رابطه با معنی او نبوده . فکر میکنم تصویرهای خوابهای من آنجا که خود من با اسم ظاهر میشوم دارای معنی نیست ولی آنجا که تلفظی از اسم و فامیل من نیست باید در رابطه با معنی باشد ، مثلاً در همین خواب دیشب به دلیل داشتن کلمه دادخواه خود من هستم و حالت انتظار فکر و مغز من بوده . شاید هم این سیستم وجودی من از زمان بیداری و آن چیزی باشد که من با خودم حرف میزنم و حالتی از سیستم فکری من . البته این طرز فکر را به این دلیل میگویم که در خواب دوم 21/7/70 با سؤال علت قرمز شدن پوست بازویم . دیدم از من خواست دست باند پیچی شده اش را تا کنم یا ( تاب دهم ) در صورتیکه این فکر و عمل زمان بیداری من بود که دست راستم را تاب دادم . اگر درست فکر شود خواست درخواب که خواست خود من در بیداری بوده یکی است ولی عملی که انجام شد و دست تاب داده شد در خواب توسط من در مقابل و در بیداری توسط مغز و فکر من انجام شد یعنی من در بیداری همان تصویر مقابل من در خواب است که باز خود من است . و من در خواب همان فکر من در زمان بیداری است . از زاویه ای دیگر میشود این موضوع را اینطور بررسی کرد که در زمان بیداری من تصمیم گرفتم دستم را تا کنم و تاب دهم . در این حال مغزم و فکرم این کار را کرد ولی در خواب در مقابل من خواست دستش را من تاب دهم و تا کنم که این کار را کردم . نتیجه صحبت های من این میشود که در بیداری با وجودیکه من و مغز من یکی است . من خودم را میبینم و بعد از فکر کردن خودم انجام میدهم . در صورتی که در خواب این من و این خودم به دو شخص و شخصیت تبدیل میشود . یکی آنکه مقابل من است و یکی آنکه در خواب من ، من است ولی او را نمیبینم . نمیدانم توانستم منظورم را بفهمانم یا نه ولی تجربه کرده ام بعضی مواقع وقتی فکری به ذهنم میرسد باید سریعاً آنرا یادداشت کنم ، حتی خودم باید برای یادگیری دوباره آنرا بخوانم و مرور کنم چون فراموش میکنم . بهمین دلیل باید بعداً این یادداشت امروزم را بخوانم تا خودم مقصود و منظور خودم را بهتر بفهمم . این یافته امروز من کلید مهمی برای تفسیر خوابهایم خواهد بود . باید روی آن تکیه مجدد و مطالعه عمیق شود . البته خواب بیماری پوست ( علت قرمز شدن پوست بازویم ) و خواب دیشب میتواند مطالب مهمی را به من بفهماند ، مخصوصاً باید یادداشت دیشبم را که باعث دیدن خواب امروز صبح شده مجدداً بخوانم چون انتظار در خواب دیشب همان مفهوم یادداشت دیشب است . آن گربه با بچه هایش و آن خرگوش سفید در حال فکر و خواب هم خودم بوده ام . باید روی آنها عمیقاً فکر و مطالعه شود . موضوع دیگری که امروز به ذهنم رسید این است که دست باند پیچی شده در خواب همان دست بیمار من است که توجه مرا جلب کرده بود .  معنی باندپیچی عضوی از بدن در خواب هم باید بیماری آن عضو را برساند . که با این شناخت باید ببینیم در آن خوابی که دختر عمویم بدنش باندپیچی شده بود دارای چه معنی است . اما امروز عصر ، اول این یادداشت را نوشتم و از آنجا که بی اندازه خوشحال بودم چندین بار پوست قرمز شده دستم را که باعث شده بود من آن خواب را ببینم و به این معانی برسم بوسیدم . حالا ببینم این حرکت من چه موقع و در کدامیک از خوابهایم ظاهر میشود . مساله دیگری که میخواستم بنویسم این است که مغز من در خواب همه نماد ها را بهم ربط میدهد و تصویر شدن هر نماد در خواب باید یک ارتباط خاصی با نمادی دیگر داشته باشد . مثلاً در خواب دیشب که مغز من میخواسته انتظار و منتظر بودن را برساند بهترین شخص بوده که انتخاب کرده . بعد در مقابل آن که میباید شخصی را بجای من انتخاب کند بهترین فرد همان بوده چون روز 18/7/70 جشن افتتاح ... بود و میهمانهائی از ادارات دعوت شده بودندکه یکی از آنها بود . فکر میکنم این مساله دلیلی شده برای ظاهر شدن در خواب دیشب من در حالیکه اگر این چند روز را ندیده بودم ، و موضوع خواب هم آمدن میهمان نبود ، میتوانست آقای یا ... در خواب دیشب بجای من ظاهر شوند . خلاصه اینکه خوابهای ما دنیای جالبی است و کاملاً دارای معنی و مفهوم است ، این حرف جامعه پزشکی که خوابهای ما بی معنی است از طرف من رد شده و اشتباه است . بنظر من خوابهای ما عالیترین قوانین و مفاهیم را دارد و در حد اعلای معنی و قانون مندی است . فقط این ما هستیم که در بیداری از آن چیزی نمی‌فهمیم . امروز برای من روز قشنگ و عالی ای بود . من مسائل مهم و کلیدی ای را در خوابهایم شناختم و دارم به حقیقت و جوهر رؤیاهایمان پی میبرم . من به مغز خوب خودم افتخار میکنم ... .. ساعت یازده و سی و پنج دقیقه شب بلند شوم بخوابم . شب خوش .   
یافته ها : . . نکته ها و دلایل : خوابهای ما درحد اعلای معانی و مفاهیم و قانونمندی است 16/4/72 - 11.11 . .

هیچ نظری موجود نیست: