|
951
|
18/9/70
|
معنی شورت چیست
|
×
|
1
|
2
|
|
519
|
|
♣ تمام خواب : ساعت پنج و چهل دقیقه
صبح . ... یک جا یادم است توی اطاقی کوچک بودم . شاید در قسمت شمال آن میز کار
من بود و روبرویم میز کار ♂
. برای من داشت مشتری میآمد و جنس میآوردند بفرستم خارج . بعد توی نوبت اطراف من
مینشستند . هم مشتری زن داشتم هم مشتری مرد . یک جا یادم است یک زن آمد و
نمیدانم چطوری و به چه دلیل بهانه ای از او گرفتم و او را ناراحت کردم . بعد
دیدم اطراف من نشسته دارد گریه میکند ( سمت راست و روبرو روی صندلی و شاید نزدیک
پشت میز ) . من همینطور که مشغول کار بودم قُر میزدم و میخواستم اینرا بنمایانم
که شاید چهارسال پیش با او برسر موضوعی بحثم شده و میدانستم این موضوع یادم
نرفته و حالتی طلبکارانه از آن زن داشتم . بعد یادم است مردی مراجعه کرد ،
نمیدانم همان مرد یا دیگری وسایلش را روی صندلی ♂ در
روبروی من گذاشت . من خواستم و خودم هم کمک کردم آنها را بردارد چون ♂
خوشش نمیآمد روی صندلی اش چیزی بگذارند . همینطور که رفتم بردارم و آن شخص جوان
هم داشت برمیداشت دیدم چیزهائی است که در خواب برایم طبیعی بود ولی الان که
بیدارم برایم عجیب است که چه چیزی بود . یکی از وسایلش تقریباً مثل یک داربستی
بود که چیزهائی به آن آویزان کرده باشند . بعد یادم است میخواستم ببینم ساعت چند
است تا بتوانم حساب مشتری ها را بگیرم و بدانم چند مشتری نگه دارم . اینرا یادم
رفت بنویسم که یک بار دیگر مثل اینکه قبل از آمدن مشتری ساعتم را نگاه کرده بودم
، شاید ساعت حدود بالای پنج و تا پنج و نیم بوده ولی اینجا باز هم ساعتم را نگاه
کردم و قبل از دیدن حدس میزدم ساعت باید نُه صبح باشد ولی وقتی نگاه کردم دیدم
فقط جعبه ساعتم یعنی جعبه فلزی آن هست و عقربه های آن با سرعت بطوریکه از سرعت
زیاد قابل دیدن نیستند در حال گردش است . یعنی قاب ساعت بود ولی شیشه و چرخ دنده
و بقیه مسائل آن نبود . البته گودی قاب را هم حس کردم و دیدم ولی باز دیدم عقربه
ها در کف گودی قاب ساعت با سرعت درحال گردش هستند . گردش آنها درست یادم نیست به
کدام سمت بود ولی بیشتر فکر میکنم گردش عقربه ها از راست به چپ بوده باشد . یادم
است بعد از اینکه این صحنه را دیدم داشتم با ♀
مشورت میکردم . به او گفتم ساعتم آنطور است و از او خواستم ساعتش را به من بدهد
( ساعت مچی ) ولی یادم نیست به من داد یا نه . موضوع دیگر اینکه وقتی ساعت خودم
را به آن حالت دیدم اینرا هم متوجه شدم که توی ساعت یعنی درون چاله و گودی ساعت
در کف آن مقداری آب هست ، یک لحظه یادم است آن آب را دیدم ولی دیدنم ادامه نیافت
. بعد مثل اینکه یک باردیگر هم این دیدن ساعت به آنصورت تکرار شد و دیدم ساعتم
شیشه و وسایل دیگرش را ندارد ، فقط جعبه آن است و در گودی جعبه عقربه ها باسرعت
دارند میچرخند . چه قبل از این صحنه هائی که نوشتم و چه بعد از دیدن صحنه آخر ،
حتی بین این صحنه ها مسائلی دیگر و صحنه های دیگری هم بود ولی یادم نیست . بعد
یادم است چندین بار بیداروخواب شدم این فکر را هم داشتم که دیر نشود و خوابم
نبرد و برای رفتن به اداره بلند شوم . بعد دیدم ساعت زنگ زد و متوجه شدم تازه
ساعت پنج و نیم است و میتوانم لحظاتی دیگر باز بخوابم .
بعد از زنگ زدن ساعت باز صحنه هائی خواب دیدم . فکر میکنم
یک جا من بودم و♂ هم بود . یادم است نوشته ای دیدم و
مثل اینکه آنرا خودم نوشته بودم . بالای یک ورق کاغذ در باره آن نوشته و مسائل
دیگر با ♂ صحبتی داشتیم و احیاناً کسانی دیگر را هم دیده ام ولی
یادم نیست . یک جا هم مثل اینکه حرفی از چک یادم است بود . با ♂
حالت و برخوردی دوستانه و خودمانی داشتم . ساعت شش و ده دقیقه صبح . ♠
یافته ها : . ¶ . تفسیرها : - . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۵ فروردین ۱۶, دوشنبه
معنی شورت چیست
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر