۱۳۹۵ فروردین ۲۵, چهارشنبه

معنی پل چیست، پل یعنی چه

937
3/9/70
معنی پل چیست، پل یعنی چه
×
1
1

506
چکیده خواب : ساعت شش و دوازده دقیقه صبح. دیشب تا حالا ... . بالاخره اَلآن که زوری بلند شدم فقط این یادم است من با زمانی و غفوری توی اتاقی که شاید مغازه‌ای بود نشسته مشغول صحبت و حرف زدن بودیم. صحنه خیلی معمولی و خودمانی بود و یادم نیست شخص دیگری را دیده باشم. درب این مغازه رو به شمال باز می‌شد ولی غیر از ما چیزی توی آن نبود. فکر می‌کنم به این دلیل آن را مغازه می‌گویم که یکی فکر نمی‌کنم اتاق بود و درب آن هم (شاید) توی کوچه باز می‌شد. بهر صورت ما سه نفر مثل نشستن توی اتاق دورِ هم نشسته بودیم و حرف می‌زدیم. من چهره زمانی و غفوری یادم است ولی چهره‌یِ دیگری یادم نیست. در مراحل اول چیزی از مردن زمانی یادم نیست ولی بعد یادم است می‌دانستم زمانی مرده است و تعجب کرده بودم چطور زنده است یا زنده بود. نمی‌دانم وقتی می‌دانستم زمانی مرده خودش را هم دیدم یا نه ولی می‌دانم که یادم بود زمانی مرده (در گذشته) و چطور حالا زنده است یا زنده بود. صحنه‌های دیگری هم یادم است بود ولی چیزی از آن صحنه‌ها یادم نیست شاید علی پسر زمانی را هم دیده باشم اما یادم نیست بهر صورت آنچه کاملاً یادم است بودن من و زمانی و غفوری با هم است که بعد می‌دانستم زمانی مرده است یا قبلاً مرده بوده. و اینکه چطور در حالی که مرده است باید پیش ما و با ما باشد.
یافته‌ها و نتیجه : سؤالی که کرده‌ام معنی پل است . من تا دیشب پل را سلول‌های مخروطی شبکیه چشم از زبان اطلاعات وارد شده به آن می‌دانستم. یعنی پیرامون این سلول‌ها را زیر پل و درون این سلول‌ها را روی پل فکر می‌کردم و می‌دانستم. به همین جهت با دیدن این خواب، معنی پل را به‌صورت جدیدی متوجه شدم چون فکر می‌کنم در این خوابِ کوتاه همان مراحل نشان داده شده و از این پس می‌توان با این خواب معنی کامل پل را در خواب‌هایم فهمید. برای مثال فرض می‌گیریم شخصی در قید حیات و زنده است و مشغول زندگی معمولی است و باز فرض می‌گیریم یکی دو هفته بعد مرده. حالا اگر این فاصله زمانی را بیاییم روی خطی پیاده کنیم برای اینکه آن شخصِ زنده به یک شخص مرده تبدیل شود مدت زمانی لازم است که این شخص در این فاصله زمانی از یک زنده به یک مرده تبدیل شود. من فکر می‌کنم این فاصله زمانی همان معنی پل در خواب‌های من باشد که یک زنده تبدیل به یک مرده می‌شود. با تجربه‌ای که دارم در وجود ما یکی از این پل‌ها در شبکیه و سلول‌های مخروطی است. یعنی این‌طور می‌توانم بگویم که پیام‌های نوری رسیده به شبکیه در لحظه ورود یک زنده، و یک پیام زنده است اما وقتی همین پیام به بایگانی مغز ما می‌رسد یک مرده است که من در خیلی از یادداشت‌های قبلی‌ام این مسئله را نوشته‌ام اما در به وجود آمدن این وضع لحظه حساسی هست و آن یک فاصله زمانی است (هر چند کوتاه و شاید چندین هزارم ثانیه) که این پیام از گذشته زنده به‌صورت مرده‌یِ آینده در آید. به نظر من این فاصله زمانی همان پل است و اختصاصاً در شرایط چشم‌ها لحظه‌ای است که پیام توسط سلول‌های مخروطی شبکیه از یک پیام زنده به یک پیام مرده تبدیل می‌شود. عملاً این‌طور می‌توانم بگویم که تا وقتی پیام درون ماده زرد رنگ لکه زرد نقطه فُؤا است زنده است و وقتی درون سلول‌های مخروطی و آماده انتقال به مغز است مرده است و پل این فاصله زمانی است. پس تعریف صحیح پل (در وجود ما) این‌طور می‌شود. پل آن فاصله زمانی است که یک زنده تبدیل به یک مرده می‌گردد و این فاصله زمانی پل نامیده می‌شود. ساعت شش و چهل و هفت دقیقه صبح. از آنجا که در این یادداشت صحبت از زنده و مرده زیاد شده باید گفت فاتحه. یعنی تمام.
یافته‌ها : . . تفسیرها : - . . رؤیا و برنامه داده شده به مغز : خواب در پاسخ به سؤال است . . معانی و مفاهیم : پُل : : در این خواب پاسخ داده شده برای معنی پل حد فاصل بین مرگ و زندگی است . . معانی و مفاهیم : زمانی و غفوری : : زمانی با معنی حیات و زندگی، و غفوری با معنی بسیار آمرزنده و مرگ . . من یا دیگران : من با زمانی و غفوری توی اتاقی که ... : : من همان پل سؤال شده یا حد فاصل بین زندگی و مرگ بوده‌ام . . معانی و مفاهیم : اتاقی که شاید مغازه‌ای بود : : اتاق با شرایط یک فضای بسته چهار دیواری و مغازه یک مکان با امکانات ورود و خروج، و خرید و فروش مخصوصاً با شرایط باز بودن درب آن به سمت شمال چیزی جز میتوکندری و میتوکندری‌های یک سلول نیست . . گفتمان خواب و بیداری : صحبت و حرف زدن : : تبادل اطلاعات بین گذشته و حال و به روز شدن اطلاعات در یک میتوکندری . . معانی و مفاهیم : درب این مغازه رو به شمال باز می‌شد : : ورود و خروج به این مغازه که نمادی بوده برای میتوکندری‌های پوست و گیرنده‌های حسی مستقر در پوست از بخش‌های بالای مغز مثل قشر منتشر و پرده‌های مغز بوده . . معانی و مفاهیم : تعجب کرده بودم : : همان‌طور که بارها نوشته‌ام شرایط احساسی مانند تعجب کردن در خواب نشانه عوض شدن و دیگر شدن در خواب است که در این جا منظور عوض شدن و دیگر شدن خود من از گذشته به آینده و از مرده به زنده است . . همانند و یکی بودن : زمانی : : من همان زمانی یا در اصل زمانی زنده شده بوده‌ام . . ذرات بنیادی : من : : ذرات بنیادی موج و جاذبه . . ذرات بنیادی : زمانی / زنده : : ذرات بنیادی موج . . ذرات بنیادی : غفوری / بسیار آمرزنده / مرده : : ذرات بنیادی جاذبه . . گفتمان خواب و بیداری : زمانی: : بخش تحتانی مغزمیانی 2/4/92 . . گفتمان خواب و بیداری : غفوری : : بخش فوقانی مغزمیانی . . گفتمان خواب و بیداری : مغازه : : مغز میانی 2/4/92 . . گفتمان خواب و بیداری / من یا دیگران : من با زمانی و غفوری توی اتاقی که شاید مغازه‌ای بود نشسته مشغول صحبت و حرف زدن بودیم : : ما سه نفر نمادی برای اولین مولکول جهان هستی بوده‌ایم که قبلاً با شناخت کلامی آنها را نیست، حیات، و هست نام داده‌ام اما اکنون برای این اولین مولکول جهان هستی نام خشت اول را به‌صورت سه بُعد نیست و زمان و هست انتخاب می‌کنم 22/12/95 . . علمی / نکته‌ها و دلایل / هست و نیست : زمان و حاشیه‌های آن : : در تاریخ ... آخرین نظر من در رابطه با زمان و زمانی به این صورت بوده «زمان یک پدیده است یک بعد نیست، پدیده‌ای وابسته و همانند با جوهره‌یِ آنچه در رابطه با هستی و حیات است مانند شعور، روشنایی، حرکت، نگاه، سخت‌افزار، تفکر، انرژی فعال، بینش، اختیار، زنده، مثبت، موج، بی‌نظمی، و  ... که هرگاه یکی از آن میان نباشد دیگران هم نخواهند بود» اما اکنون و این زمان با توجه به مفاهیم این خواب با سؤال معنی پُل متوجه شده‌ام زمان و زمانی و به عبارتی پل سؤال شده "هست و نیستِ" هستی است و ... . خیلی خلاصه این که زمان، یکی از سه بُعد اولین مولکول هستی است که من نام خشت اول به آن داده‌ام، دو بُعد دیگر نیست، و هست خواهند بود 22/12/95 . . گفتمان خواب و بیداری / من یا دیگران : یادم است من با زمانی و غفوری توی اتاقی که شاید مغازه‌ای بود نشسته مشغول صحبت و حرف زدن بودیم : : من و زمانی و غفوری نمادی برای سه بُعد اولیه خشت اول هستی بوده‌ایم که همه‌یِ بود و نبود و دانش و بینش در وجود آن نوشته شده، نوشته‌ای که خود نویسنده‌یِ آن است. به این ترتیب : غفوری با معنی و مفهوم بسیار آمرزنده، بُعدِ "نیست"، زمانی بُعد "هست و نیست"، و من بُعد "هست بوده‌ام 22/12/95 . . گفتمان خواب و بیداری : مغازه : : در تاریخ 2/4/92 مغازه مطرح شده در این خواب را مغز میانی و این زمان اولین مولکول هستی دانسته‌ام این به آن دلیل است که در وجود ما کار و فعالیت‌های مغز میانی الگو گرفته شده از کار و فعالیت‌های اولین مولکول هستی یا خشت اول است 22/12/95 . . معانی و مفاهیم : نوشته‌ام «در مراحل اول چیزی از مردن زمانی یادم نیست ولی بعد یادم است می‌دانستم زمانی مرده است و تعجب کرده بودم چطور زنده است یا زنده بود. نمی‌دانم وقتی می‌دانستم زمانی مرده خودش را هم دیدم یا نه ولی می‌دانم که یادم بود زمانی مرده (در گذشته) و چطور حالا زنده است یا زنده بود» : : در خواب و رؤیا این نوع گفتمان نشان دهنده‌یِ بود و نبود است یعنی زمانی هم بوده و هم نبوده. حال با توجه به این گفتمان و مفاهیم آن به درستی می‌توان پذیرفت که معنی و مفهوم زمان و زمانی بود و نبود و هست و نیست است 10/2/96 . . من یا دیگران : من با زمانی و غفوری توی اتاقی که ... : : زمانی (زمان) همان پل سؤال شده یا حد فاصل بین زندگی و مرگ بوده است 10/2/96 . . معانی و مفاهیم : پُل : : در این خواب پاسخ داده شده برای معنی پل حد فاصل بین مرگ و زندگی و به عبارتی حد فاصل بین نیست و هست می‌باشد : غفوری با معنی بسیار آمرزنده "نیستِ نیست". زمانی با معنی و مفهوم زمان یا "هست و نیست". و خودِ من که اِشراف به همه چیز از جمله به غفوری و زمانی و فضا و دیوار و درب مغازه و کوچه داشته‌ام " هستِ هست" نهایت افق رویداد خشت اول بوده‌ام، به عبارتی این خشت اول می‌تواند اولین و اصلی‌ترین پُل بین هست و نیست عالم باشد 10/2/96 . . گفتمان خواب و بیداری / هست و نیست / مرز مشترک : علی پسر زمانی : : علی پسر زمانی در خواب معنی پل تاریخ ... همان زمانی مرده بوده که مدام زنده می‌شده و می‌مرده. در اصل این مرحله نشان دهنده‌یِ تکرار تبدیل "نیست به هست" و "هست به نیست" شدن و نتیجه‌اش پیداییِ مرز مشترک بین هست و نیست با نام زمان و زمانی است 18/3/96 . . علمی : سرعت نور و بعد زمان : : با توجه به این شناخت که یافته‌ام بُعد زمان مرز مشترک یا نقطه‌یِ لغزش بین هست و نیست می‌باشد می‌پذیرم سیصد و چند هزار کیلومتر سرعت نور در ثانیه هم در رابطه با این لغزش و جابجایی است. 19/3/96 . . علمی : کالبد شناسی و کالبد شکافی ذره‌یِ خدای هستی : : دلایلی به نظرم رسیده که اثبات می‌شود خشت اول، ذره‌یِ خدای هستی است : الف : در خواب معنی پُل تاریخ 3/9/70  بُعدِ نیست یا هیچی با نماد غفوری مطرح شده که معنی آن بسیار آمرزنده است و این در حالی است که می دانیم آمرزنده و آمرزیدن در رابطه با خدا و خداوند است. غفوری در این خواب به دلیل بسیار آمرزنده بودن می‌تواند بسیار هیچ و به تبع آن بسیار خدا باشد. ب : گفته‌ام زمانی در این خواب نماد بُعد زمان به صورت مرز بین هست و نیست است. دلیل درستی این شناخت دانش آن لحظه‌یِ من در باره مرده و زنده بودن او است چرا که می‌دانستم او، یعنی زمانی، در گذشته مرده ولی می‌دیدم الان زنده است و باز می‌دانستم خواهد مرد. دیدن پسر او یعنی علی هم نشان دهنده‌ی زنده شدن زمانی مرده شده است. ج : من در این خواب همان هست و بودن بوده‌ام. با توجه به اِشراف من به همه چیز مثل توجه به غفوری، توجه به زمانی، توجه به پسر زمانی که زنده شده‌یِ زمانی مرده است، توجه به این که آنجا یک اتاق یا مغازه است، توجه به این که آنجا در ورود و خروج دارد، توجه به بَعد از آن در خروج که یک کوچه است، توجه به این که ... من، بُعدِ هستِ خِشتِ اول و ذره‌یِ خدا بوده‌ام. 19/4/96 . . علمی : کوانتوم مانند بودن همه‌یِ سیاه چاله‌ها به جز سیاه چاله‌یِ ذره‌یِ خدای هستی : : امروز متوجه این موضوع شدم که سیاه چاله‌های کوانتوم‌ها و کوانتوم‌مانند ها (به جز سیاه چاله‌یِ ذره‌یِ خدای هستی) هر کدام یک کوانتوم مانندند در حالی که سیاه چاله‌یِ ذره‌یِ خدای هستی، فقط علوم ریاضی محض است. 16/10/96 . .

هیچ نظری موجود نیست: