|
829
|
9/6/70
|
مرد یعنی چه ، معنی مرد چیست
|
×
|
2
|
2
|
|
437
|
|
♣ تمام خواب اول : ساعت
چهار صبح : اكنون خواب ميديدم آن موضوعي را كه قصد داشتم بنويسم دارم مينويسم يا
اينكه دارم يادداشت ميكنم . چيزي و كاري نزديك به معلمي يا كتاب يا نوشتن در
ذهنم است و درخواب متوجه شدم . ولي در يك لحظه همسايه منزل ما توي كوچه موتور
خودش را روشن كرد و همان يك ذره هم كه در ذهنم بود فراموشم شد . ميتوانم به جرأت
بگويم از خواب دیشب چيزي مانند نوشتن يا كتاب ، يا كاري مانند معلمي در ذهنم است
. ♠
تمام خواب دوم : ساعت پنج و
چهل و دو دقیقه صبح . اكنون خواب ميديدم با♂ و ♀ داشتيم
ميرفتيم جائي . من داشتم آنها را منزل زن دائي♂
ميبردم ، البته ميدانستم كه ♂ و زن دائي ♂
آشنا نيستند ولي من داشتم ♂ را آنجا ميبردم ، ميدانم ♀ هم
بود ولي چهره او در خواب در ذهنم نيست ولي ميدانم بود . به در منزل كه رسيديم
مثل اينكه زنگ زدم اما چيزي در اينباره يادم نيست . بعد ديدم آخر شب است و همه
خوابيده اند و تاريك است . تقريباً از آمدن پشيمان شدم و برنامه ام اين بود كه ♂ را
به زن دائي ♂ معرفي كنم ، البته تا اينجا ميدانستم آنها آشنا نيستند و
همديگر را نميشناسند . مثل اينكه♂ يك كادو هم به همراه داشت و من ديدم
دارد دنبال كادوئي كه آورده ميگردد تا آنرا به منزل زن دائي♂
بياورد ، اول ديدم دارد چند تا صفحه گرامافون را جا بجا ميكند و زيرچند صفحه
گرامافون دارد ميگردد . فکر کردم صفحه گرامافون کادو آورده و یادم آمد که کادو
او صفحه گرامافون نیست و دیدم چیزی کادو پیچی کرده دستش است . از آنطرف دیدم مثل
اینکه زن دائی♂ بیدار شده و اطاق آنها روشن است ولی
توی اطاق داشت کاری میکرد . فکر میکنم داشت بچه هایش ( دختر ها ) را بیدار میکرد
. بعد او بیرون آمد و یادم است داشت به طرف ما میآمد . بعد یادم است از ما دور
شده بود و داشت به طرف♂ میرفت . باز
تا اینجا میدانستم که آنها همدیگر را نمیشناسند و من میخواستم ♂ را
به زن دائی ♂ معرفی کنم و ♂ را پسر
دائی ♂ ... معرفی کردم و متوجه شدم زن دائی ♂ با
این طرز معرفی ♂ را میشناسد . زن دائی♂ و ♂
دست دادند و من دیدم زن دائی چهره خود را نزدیک برد تا دست ♂ را
ببوسد . اول فکر کردم او نباید این کار را بکند و بعد دیگر توجه به این امر
نداشتم و دیدم زن دائی♂ دیگر دستش توی دست ♂
نیست و دارد دنبال دست ♂ میگردد تا دست او را بگیرد و آنرا
ببوسد . بعد دیدم مثل اینکه دوسه بار نوک انگشتان دست♂ را
لمس کرد و آنرا دوسه بار بوسید ولی در اینجا دست ♂
مثل اینکه زیر پوشش بود و به همین دلیل زن دائی♂
دست ♂ را کاملاً نمیتوانست در دست بگیرد یا ببوسد . بهر صورت
دو سه بار از روی آن پوشش بوسید . من بیشتر فکرم در این مدت این بود که حالا زن
دائی♂ فکر میکند من ♂ را برای
خواستگاری او آورده ام در صورتی که من چنین قصدی نداشتم و ♂ را
فقط برای آشنا شدن آورده بودم . حتی وقتی دیدم شب است و تاریک و همه خوابیده اند
پشیمان شدم ولی میدانستم از راه دور آمده ایم . بعد مثل اینکه دیدم در دالان
همان منزل هستم و احساس کردم مردهائی از همسایه های زن دائی ♂
یکی یکی دارند بیدار میشوند و میآیند نزدیک ما ولی من نمیخواستم این اتفاق
میافتاد . بهر صورت یادم است توی آن دالان نشسته بودم و آن مردها هم یکی یکی
بیدار میشدند و میآمدند اطراف ما و من دیگر در اینجا ♂ و
زن دائی ♂ را ندیدم ولی آن مردهائی را که میدانستم همسایه های زن
دائی♂ هستند میدیدم میآمدند و آنها هم اطراف من یکی یکی می
نشستند . ♠
توضیحات : 1 - قبل
از این خواب که نوشتم صحنه های دیگری هم بود که من با ♂ و
زن ♂ بودیم ( ♀ ) ولی یادم نیست . 2 - چهره ♂ در
ذهنم است ولی چهره ♀ در ذهنم نیست ولی یادم است ♂ با
زنش بود . 3 - زن دائی♂ را میدانم خودش بود ولی چهره واقعی
او در ذهنم نیست . 4 - فکر کردم حالا زن دائی♂
فکر میکند ♂ برای خواستگاری آمده . 5 - دیدم شب بود و تاریک و
میدانستم حالا خوابیده اند و نباید میآمدیم ولی دیگر آمده بودیم . 6 - زن دائی♂
اول با ♂ معمولی دست داد ولی وقتی میخواست دست ♂ را
ببوسد دست♂ زیر پوشش پارچه ای بود و زن دائی♂ با
دست و لبهایش دنبال دست ♂ میگشت که آنرا ببوسد . 7 - زن دائی♂
چادر سرش نبود و با پیراهن و لباس معمولی منزل بود .
یافته ها : . ¶ . همانند و یکی بودن : صفحه گرامافون در این خواب : : رادیو در
خوابهای دیگر 2.97 . ¶ . تفسیرها : 13/6/70 - . ¶ . من یا دیگران : چهره ♂ در ذهنم است ولی چهره
♀ در ذهنم نیست ، یادم است ♂ با زنش بود : در این خواب من همراه ♂ همان ♀ زن او بوده ام .
3/12/90 .
¶ .
|
|||||||
۱۳۹۵ اردیبهشت ۷, سهشنبه
مرد یعنی چه ، معنی مرد چیست
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر