|
885
|
18/7/70
|
گرد و خاک یعنی چه
|
×
|
1
|
1
|
|
470
|
|
♣ تمام خواب : ساعت هفت و بیست
دقیقه صبح جمعه . یکی دو ساعت است مرتب بیدار و خواب میشوم . خوابهائی می بینم
ولی بلند نشده ام بنویسم . اکنون هر چه یادم است بصورت خلاصه مینویسم . یکی از
صحنه ها جائی مثل دکان ♂ در ... که جای کافه سابق است ایستاده بودم و توجهم
به جای پست و ساختمان پست بود . اینطور میدانستم که مینی بوس ♂ دُرچه ای آنجا است و میدانستم
بعداً باید من آنرا برانم و رانندگی آنرا به عهده داشته باشم . درخواب یک جا
میدانستم من رانندگی مینی بوس انجام داده ام و یک جا میدانستم تا کنون مینی بوس
نرانده ام . ولی میدانم منتظر بودم و میدانستم از آنجا مینی بوس ♂ می آید و من میخواهم
آنرا برانم .
صحنه دیگری ایتطور یادم است که در یک محوطه بازی بودم و یک درخت روبرویم
بود . میدانم یک نفر مرد روی این درخت بود و داشت از درخت چیز یا چیزهائی میچید
. من آن مرد را ندیدم ولی میدانم داشت چنین کاری میکرد . میدانستم من و او با هم
هستیم و افکاری داشتم که اکنون یادم نیست چی بود . اینطور به ذهنم میرسد یک جا
آن شخص روی درخت گفت این درخت شطرنج در آورده ( مهره های شطرنج ) . بعد دوباره
یادم است منظره عممومی درخت جلوم بود و من داشتم به سرشاخه های آن نگاه میکردم .
دیدم آن درخت درخت توت است و توت های آن توت های سیاه و درشت و کشیده است . فکر
کردم یا میخواستم آن شخص توت ها را یکی یکی بچیند ولی دیدم مثل اینکه آنرا تکاند
و بیشتر توت ها روی زمین ریخت . من اول فکر کردم تکانده نشود بهتر است ولی بعد
دیدم تکانده هم بشود میشود آنرا از روی زمین برداشت و جمع کرد . بعد دوباره به
سرشاخه های درخت نگاه کردم . دیدم از آن توتهای سیاه روی درخت مانده و یک گنجشک دارد
روی درخت مینشیند و میخواهد از آن توت ها بخورد . من فکر کردم تا این توت ها روی
این درخت است این گنجشک یا گنجشک ها هم زنده هستند چون غذا دارند بخورند . از
این صحنه چیز دیگری یادم نیست ولی میدانم بیش از اینها بود . ♠
توضیحات و یافته ها : وقتی حالا از خواب بیدار شدم و
داشتم خوابهایم را مرور میکردم منظره اطاقم توجهم را جلب کرد و این حرف ♂ یادم آمد که دو روز
پیش با ♀
آمد اینجا و گفت اگر امسال ما آمدیم یقین میخواهی توی آن اطاق ما را بخوابانی .
بعد از این فکر یخچال روشن شد و صدای یخچال مرا یاد شبی انداخت که ♀ با بچه ها اینجا
بودند و ♀ دختر عمو هم بود و شب توی این اطاق خوابیدند . صبح ♀ گفت دیشب در موقع
روشن شدن یخچال از صدای آن ترسیده . به هر صورت امروز با بیاد آمدن این خاطره ها
یادم آمد که در خوابهای دیشبم یک جا ♀ شوهر♀ (♂ ... ) را هم دیده ام
. او حرفی زد و کاری کرد که یادم نیست ، ولی خوب یادم آمد ♂ ( شوهر♀ ) را هم در خواب دیشب
دیدم . و این موضوع جلب توجه مرا کرد که چطور یک خاطره باعث شد من یادم بیاید
دیشب چی خواب دیده ام . در صورتیکه اصلاً در ذهنم نبود دیشب ♂ را در خواب دیده باشم
. البته دیدن♂ دیدن صحیحی است چون ¶ طبق خواب شناسی های من
آن درخت و آن گنجشک و آن توت ها و آن مرد روی آن ، و حتی خود من در خواب دیشب
باید همگی یک چیز باشیم و آن سیستم مردانه و احساس وجودم است . ¶ پس دیدن ♂ چیز درستی است زیرا
آن مرد بر روی درخت همان ♂ و آن گنجشک هم همان ♂ است . ♂ ای که گنجشک است . من
در خواب دیشب صحنه های خیلی بیشتری دیدم ولی یادم نیست . اما سعی میکنم نکاتی را
که به نظرم میآید بنویسم .1 - آنجا که درخت توت را دیدم میدانم این درخت در یک
محوطه بازی بود که زمین زیر آن شاید با بلوک های سیمانی فرش بود . زمین آن خاکی
نبود ولی وقتی آن توت ها تکانده شد اول فکر کردم آن توت ها خاکی میشود ولی بعد
دیدم میتوان آنها را از روی زمین جمع کرد . 2 - وقتی آن مردِ روی درخت گفت این
درخت شطرنج در آورده و من توجه کردم . اینطور در نامفهومی به ذهنم رسید که درخت
یک مهره رخ شطرنج ( شاید سیاه ) در آورده . 3 - اکنون که بیدارم این توجه را
دارم که توت های سیاه درشت روی درخت شکلی کشیده ، مانند رخ سیاه شطرنج داشت .
اصولاً توتهای سیاه درشت با قدی کشیده تقریباً به اندازه یک رخ شطرنج بر روی
درخت دیدم . 4 - اگر توجه شود توت واقعی شکلی خاص دارد و من دیشب در خواب درخت
توت و توت سیاه دیدم با همان شکل مخصوص آن . برای درک کردن حرف من ، خواننده این
سطور باید یک توت را در ده بیست سانتی متری چشمهایش بگیرد و دقیق به آن نگاه کند
تا بفهمد من در خواب دیشب توت را چگونه دیده ام . البته من توت را در این فاصله
ندیدم بلکه در فاصله ای معمولی دیدم ولی کاملاً آن دانه های ریز روی توت در ذهنم
است . 5 - وقتی گنجشک میخواست آن توت یا توتها را بخورد من میدانستم تا این توتها
روی درخت است آن گنجشک هم زنده است . 6 - درخت یک درختی بزرگ با سر شاخه های
زیاد بود که من از جائی مانند روی زمین به آن نگاه میکردم و بیشتر سر شاخه های
سمت راست درخت مورد توجهم بود . 7 - در خواب دیشب ¶ ♂ همان گنجشک و همان توت سیاه و همان شطرنج ( مهره
رخ ) و همان خود من ( حسین + علی ) و تماماً معنی ای برای خاک و گرد بوده ایم .
یعنی همه ما همان گرد بوده ایم . 8 - دیشب قبل از خوابیدن خواب 18/1/70 با عنوان
آب و گرد و کارخانه شیر پاستوریزه را خواندم که در آن آب و گرد ، و ... دیده ام .
یافته ها : . ¶ . همانند و یکی بودن : مرد : : گتجشک 2.28 . ¶ . همانند و یکی بودن : مهره شطرنج : : توت 2.28 . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : دانه های تشکیل دهنده یک توت : : گرانول
های الکترون متراکم روی کریستاهای میتوکندری 12.158 . ¶ .تفسیرها : - . ¶ . پرسش و پاسخ : گرد و خاک یعنی چه : : مغازه ♂ / پُست خانه / ♂ / مرد / درخت توت / توت / شطرنج / درخت شطرنج / مهره
های شطرنج / گنجشک / ♂ 4/9/89 . ¶ . همانند و یکی بودن : ♂ : :
درخت توت / درخت شطرنج / پست خانه / مغازه ♂ / ♂ / و گرد
وخاک سؤال شده .
¶ . همانند و یکی بودن : مرد : : ♂ / پُست / دُرچه ای / توت سیاه / مهره های شطرنج / گنجشک / گرد
سؤال شده . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : ♂ / درخت توت / درخت شطرنج / پست
خانه / مغازه ♂ / ♂ / و گرد
و خاک سؤال شده : : میتوکندری . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : مرد / ♂ / پُست / دُرچه ای / توت سیاه / مهره های شطرنج / گنجشک / وگرد سؤال شده : :
اطلاعات قبلاً بایگانی شده در سرهای کروی روی کریستاهای میتوکندری جابجا شده در
درون ، در دوران خواب rem - 4/9/89 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : توت : :
میتوکندری 26/8/90 . ¶ . گفتمان
خواب و بیداری : درخت توت : : درختی که میوه هایش
میتوکندری ها هستند . ¶ . همانند و یکی بودن
: ♂ : : گنجشک . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : میوه های توت بر سرشاخه های توت : :
میتوکندریهای سلولهای مغز و اعصاب در بخشهای بالای مغز - بالاتر از مغز میانی . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : میوه های توت ریخته بر روی زمین : :
میتوکندریهای سلولهای پوست وگیرنده های حسی مستقر درپوست . پائینتر از مغز
میانی .
¶ . گفتمان
خواب و بیداری : مهرههای شطرنج : : میتوکندریهای سلولها
.
¶ . گفتمان
خواب و بیداری : مهره های سیاه شطرنج : : میتوکندریهای
سلولهای مغز و اعصاب بالاتر از مغز میانی . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : مهره های سفید شطرنج : : میتوکندریهای
سلولهای پوست و گیرنده های حسی مستقر در پوست . پائین تر از مغز میانی . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : ♂ : : پیامهای ردوبدل شده بین میتوکندریهای مغز و اعصاب بالاتر وپائین تر از
مغز میانی .
¶ . گفتمان
خواب و بیداری : صفحه شطرنج : : مغز میانی . ¶ . علمی : مغز میانی : Sc : پردازشگر اطلاعات رفت و بر گشت شده بین درون و بیرون بدن . ¶ . پرسش و پاسخ : گردوخاک : : اطلاعات موجود در سرهای کروی میتوکندری های
پوست و گیرنده های حسی مستقر در پوست ، در گردش مدام بین پوست و بالاترین نقاط
مغز .
¶ . گفتمان
خواب و بیداری : نیمه مهره های سفید صفحه شطرنج : : بخش تحتانی مغز میانی . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : نیمه مهره های سیاه صفحه شطرنج : : بخش
فوقانی مغز میانی .
¶ . معانی و مفاهیم : دُرچه : : دُرِ کوچک . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : دُرچه : : سرهای کروی روی
کریستاهای میتوکندری . ¶ . علمی / امکان آن هست :
میکرو راکتورهای اتمی برای استفاده در صنایع و مصارف خانگی : Sc : امکان آن هست بتوان با تهیه نقشه و الگو
برداری از کار پرده های مغز ( و میتوکندری ها ) که در
کار و حوزه برخورد ذره های بنیادی است میکرو راکتورهای اتمی برای استفاده در صنایع
و مصارف خانگی ساخت 26/8/90 . ¶ . گفتمان
خواب و بیداری / معانی و مفاهیم :
رُخ : : رُخ به معنی چهره و صورت اختصاصاً در رابطه با سه بخش پوست صورت و
عموماً دررابطه با بخش های مختلف پوست بدن میباشد 29/8/90 . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : توتهای سیاه درشت با قدی کشیده ، تقریباً به اندازه یک رُخ شطرنج بر
روی درخت : : میتوکندر یهای سلولها در بخش فوقانی مغز
میانی 29/8/90 . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری / معانی و مفاهیم : مینی بوس : : بوسه
کوتاه ، پیامهای حسی حرکتی لبها 6/7/91 . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : اصولاً توتهای سیاه درشت با قدی کشیده تقریباً به اندازه یک رخ شطرنج
بر روی درخت دیدم : : میتوکندری های سلول ها در فضای مخ که در رابطه با پوست
صورت میباشند 11/11/91 . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۵ فروردین ۳۱, سهشنبه
گرد و خاک یعنی چه
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر