۱۳۹۵ فروردین ۳۱, سه‌شنبه

گرد و خاک یعنی چه

885
18/7/70
گرد و خاک یعنی چه
×
1
1

470
تمام خواب : ساعت هفت و بیست دقیقه صبح جمعه . یکی دو ساعت است مرتب بیدار و خواب میشوم . خوابهائی می بینم ولی بلند نشده ام بنویسم . اکنون هر چه یادم است بصورت خلاصه مینویسم . یکی از صحنه ها جائی مثل دکان در ... که جای کافه سابق است ایستاده بودم و توجهم به جای پست و ساختمان پست بود . اینطور میدانستم که مینی بوس دُرچه ای آنجا است و میدانستم بعداً باید من آنرا برانم و رانندگی آنرا به عهده داشته باشم . درخواب یک جا میدانستم من رانندگی مینی بوس انجام داده ام و یک جا میدانستم تا کنون مینی بوس نرانده ام . ولی میدانم منتظر بودم و میدانستم از آنجا مینی بوس می آید و من میخواهم آنرا برانم .
صحنه دیگری ایتطور یادم است که در یک محوطه بازی بودم و یک درخت روبرویم بود . میدانم یک نفر مرد روی این درخت بود و داشت از درخت چیز یا چیزهائی میچید . من آن مرد را ندیدم ولی میدانم داشت چنین کاری میکرد . میدانستم من و او با هم هستیم و افکاری داشتم که اکنون یادم نیست چی بود . اینطور به ذهنم میرسد یک جا آن شخص روی درخت گفت این درخت شطرنج در آورده ( مهره های شطرنج ) . بعد دوباره یادم است منظره عممومی درخت جلوم بود و من داشتم به سرشاخه های آن نگاه میکردم . دیدم آن درخت درخت توت است و توت های آن توت های سیاه و درشت و کشیده است . فکر کردم یا میخواستم آن شخص توت ها را یکی یکی بچیند ولی دیدم مثل اینکه آنرا تکاند و بیشتر توت ها روی زمین ریخت . من اول فکر کردم تکانده نشود بهتر است ولی بعد دیدم تکانده هم بشود میشود آنرا از روی زمین برداشت و جمع کرد . بعد دوباره به سرشاخه های درخت نگاه کردم . دیدم از آن توتهای سیاه روی درخت مانده و یک گنجشک دارد روی درخت مینشیند و میخواهد از آن توت ها بخورد . من فکر کردم تا این توت ها روی این درخت است این گنجشک یا گنجشک ها هم زنده هستند چون غذا دارند بخورند . از این صحنه چیز دیگری یادم نیست ولی میدانم بیش از اینها بود .    
توضیحات و یافته ها : وقتی حالا از خواب بیدار شدم و داشتم خوابهایم را مرور میکردم منظره اطاقم توجهم را جلب کرد و این حرف یادم آمد که دو روز پیش با آمد اینجا و گفت اگر امسال ما آمدیم یقین میخواهی توی آن اطاق ما را بخوابانی . بعد از این فکر یخچال روشن شد و صدای یخچال مرا یاد شبی انداخت که با بچه ها اینجا بودند و دختر عمو هم بود و شب توی این اطاق خوابیدند . صبح گفت دیشب در موقع روشن شدن یخچال از صدای آن ترسیده . به هر صورت امروز با بیاد آمدن این خاطره ها یادم آمد که در خوابهای دیشبم یک جا شوهر ( ... ) را هم دیده ام . او حرفی زد و کاری کرد که یادم نیست ، ولی خوب یادم آمد ( شوهر ) را هم در خواب دیشب دیدم . و این موضوع جلب توجه مرا کرد که چطور یک خاطره باعث شد من یادم بیاید دیشب چی خواب دیده ام . در صورتیکه اصلاً در ذهنم نبود دیشب را در خواب دیده باشم . البته دیدن دیدن صحیحی است چون طبق خواب شناسی های من آن درخت و آن گنجشک و آن توت ها و آن مرد روی آن ، و حتی خود من در خواب دیشب باید همگی یک چیز باشیم و آن سیستم مردانه و احساس وجودم است . پس دیدن چیز درستی است زیرا آن مرد بر روی درخت همان و آن گنجشک هم همان است . ای که گنجشک است . من در خواب دیشب صحنه های خیلی بیشتری دیدم ولی یادم نیست . اما سعی میکنم نکاتی را که به نظرم میآید بنویسم .1 - آنجا که درخت توت را دیدم میدانم این درخت در یک محوطه بازی بود که زمین زیر آن شاید با بلوک های سیمانی فرش بود . زمین آن خاکی نبود ولی وقتی آن توت ها تکانده شد اول فکر کردم آن توت ها خاکی میشود ولی بعد دیدم میتوان آنها را از روی زمین جمع کرد . 2 - وقتی آن مردِ روی درخت گفت این درخت شطرنج در آورده و من توجه کردم . اینطور در نامفهومی به ذهنم رسید که درخت یک مهره رخ شطرنج ( شاید سیاه ) در آورده . 3 - اکنون که بیدارم این توجه را دارم که توت های سیاه درشت روی درخت شکلی کشیده ، مانند رخ سیاه شطرنج داشت . اصولاً توتهای سیاه درشت با قدی کشیده تقریباً به اندازه یک رخ شطرنج بر روی درخت دیدم . 4 - اگر توجه شود توت واقعی شکلی خاص دارد و من دیشب در خواب درخت توت و توت سیاه دیدم با همان شکل مخصوص آن . برای درک کردن حرف من ، خواننده این سطور باید یک توت را در ده بیست سانتی متری چشمهایش بگیرد و دقیق به آن نگاه کند تا بفهمد من در خواب دیشب توت را چگونه دیده ام . البته من توت را در این فاصله ندیدم بلکه در فاصله ای معمولی دیدم ولی کاملاً آن دانه های ریز روی توت در ذهنم است . 5 - وقتی گنجشک میخواست آن توت یا توتها را بخورد من میدانستم تا این توتها روی درخت است آن گنجشک هم زنده است . 6 - درخت یک درختی بزرگ با سر شاخه های زیاد بود که من از جائی مانند روی زمین به آن نگاه میکردم و بیشتر سر شاخه های سمت راست درخت مورد توجهم بود . 7 - در خواب دیشب   همان گنجشک و همان توت سیاه و همان شطرنج ( مهره رخ ) و همان خود من ( حسین + علی ) و تماماً معنی ای برای خاک و گرد بوده ایم . یعنی همه ما همان گرد بوده ایم . 8 - دیشب قبل از خوابیدن خواب 18/1/70 با عنوان آب و گرد و کارخانه شیر پاستوریزه را خواندم که در آن آب و گرد ، و ... دیده ام .
یافته ها : . . همانند و یکی بودن : مرد : : گتجشک 2.28 . . همانند و یکی بودن : مهره شطرنج : : توت 2.28 . . گفتمان خواب و بیداری : دانه های تشکیل دهنده یک توت : : گرانول های الکترون متراکم روی کریستاهای میتوکندری 12.158 . .تفسیرها : - . . پرسش و پاسخ : گرد و خاک یعنی چه : : مغازه / پُست خانه / / مرد / درخت توت / توت / شطرنج / درخت شطرنج / مهره های شطرنج / گنجشک / 4/9/89 . . همانند و یکی بودن : : : درخت توت / درخت شطرنج / پست خانه / مغازه / / و گرد وخاک سؤال شده . . همانند و یکی بودن : مرد : : / پُست / دُرچه ای / توت سیاه / مهره های شطرنج / گنجشک / گرد سؤال شده . . گفتمان خواب و بیداری : / درخت توت / درخت شطرنج / پست خانه / مغازه / / و گرد و خاک سؤال شده : : میتوکندری . . گفتمان خواب و بیداری : مرد / / پُست / دُرچه ای / توت سیاه / مهره های شطرنج / گنجشک / وگرد سؤال شده : : اطلاعات قبلاً بایگانی شده در سرهای کروی روی کریستاهای میتوکندری جابجا شده در درون ، در دوران خواب rem - 4/9/89 . . گفتمان خواب و بیداری : توت : : میتوکندری 26/8/90 . . گفتمان خواب و بیداری : درخت توت : : درختی که میوه هایش میتوکندری ها هستند . . همانند و یکی بودن : : : گنجشک . . گفتمان خواب و بیداری : میوه های توت بر سرشاخه های توت : : میتوکندریهای سلولهای مغز و اعصاب در بخشهای بالای مغز - بالاتر از مغز میانی . . گفتمان خواب و بیداری : میوه های توت ریخته بر روی زمین : : میتوکندریهای سلولهای پوست وگیرنده های حسی مستقر درپوست . پائین‌تر از مغز میانی . . گفتمان خواب و بیداری : مهره‌های شطرنج : : میتوکندریهای سلولها . . گفتمان خواب و بیداری : مهره های سیاه شطرنج : : میتوکندری‌های سلول‌های مغز و اعصاب بالاتر از مغز میانی . . گفتمان خواب و بیداری : مهره های سفید شطرنج : : میتوکندریهای سلولهای پوست و گیرنده های حسی مستقر در پوست . پائین تر از مغز میانی . . گفتمان خواب و بیداری : : : پیامهای ردوبدل شده بین میتوکندریهای مغز و اعصاب بالاتر وپائین تر از مغز میانی . . گفتمان خواب و بیداری : صفحه شطرنج : : مغز میانی . . علمی : مغز میانی : Sc : پردازشگر اطلاعات رفت و بر گشت شده بین درون و بیرون بدن . . پرسش و پاسخ : گردوخاک : : اطلاعات موجود در سرهای کروی میتوکندری های پوست و گیرنده های حسی مستقر در پوست ، در گردش مدام بین پوست و بالاترین نقاط مغز . . گفتمان خواب و بیداری : نیمه مهره های سفید صفحه شطرنج : : بخش تحتانی مغز میانی . . گفتمان خواب و بیداری : نیمه مهره های سیاه صفحه شطرنج : : بخش فوقانی مغز میانی . . معانی و مفاهیم : دُرچه : : دُرِ کوچک . . گفتمان خواب و بیداری : دُرچه : : سرهای کروی روی کریستاهای میتوکندری . . علمی / امکان آن هست : میکرو راکتورهای اتمی برای استفاده در صنایع و مصارف خانگی : Sc : امکان آن هست بتوان با تهیه نقشه و الگو برداری از کار پرده های مغز ( و میتوکندری ها ) که در کار و حوزه برخورد ذره های بنیادی است میکرو راکتورهای اتمی برای استفاده در صنایع و مصارف خانگی ساخت 26/8/90 . . گفتمان خواب و بیداری / معانی و مفاهیم : رُخ : : رُخ به معنی چهره و صورت اختصاصاً در رابطه با سه بخش پوست صورت و عموماً دررابطه با بخش های مختلف پوست بدن میباشد 29/8/90 . . گفتمان خواب و بیداری : توتهای سیاه درشت با قدی کشیده ، تقریباً به اندازه یک رُخ شطرنج بر روی درخت : : میتوکندر یهای سلولها در بخش فوقانی مغز میانی 29/8/90  . . گفتمان خواب و بیداری / معانی و مفاهیم : مینی بوس : : بوسه کوتاه ، پیامهای حسی حرکتی لبها 6/7/91 . . گفتمان خواب و بیداری : اصولاً توتهای سیاه درشت با قدی کشیده تقریباً به اندازه یک رخ شطرنج بر روی درخت دیدم : : میتوکندری های سلول ها در فضای مخ که در رابطه با پوست صورت میباشند 11/11/91 . .  

هیچ نظری موجود نیست: