|
931
|
28/8/70
|
معنی مردن و فرق بین زندگی و مرگ
چیست
|
|
1
|
2
|
|
503
|
|
♣ تمام خواب : ساعت شش و بیست دقیقه
صبح . دیشب تا حالا دوسه بار بیدار شده ام . خوابی دیده بودم که بلند نشدم
بنویسم و اکنون مینویسم . اینطور یادم است در مسیری شاید سربالائی به طرف شمال
میدویدم . میدانستم در بین راه کسانی هستند که میخواهند مرا بگیرند ولی کوششم بر
این بود نگذارم آنها مرا بگیرند و از دست آنها فرار کنم و همین کار را هم کردم .
نمیدانم موانع منظور من چی بود ، بیشتر مثل اینکه میخواستند اشخاصی مرا بگیرند و
من مواظب بودم مرا نگیرند . یادم است وقتی به آنها میرسیدم فشار روانی زیادی به
من وارد میشد تا از دست آنها بگریزم ، مثل اینکه با آنها درگیری و برخورد هم
داشتم ولی خیلی فشار روحی برمن وارد میشد . صحنه بعد یادم است در مسیری به طرف
شرق میدویدم و به همان صورت ناراحت بودم کسی مرا نگیرد . من با سرعت میدویدم و موانع
را پشت سر میگذاشتم . اینجا هم فشار روحی زیادی تحمل میکردم بطوریکه حالت خستگی
روحی زیادی به من دست میداد . یک جا مثل اینکه جلوم شخصی یا گوسفندانی دیدم که
باز فکر میکردم آن شخص یا گوسفندان هم مانع دویدن من و در فکر گرفتن من هستند .
شاید هم اینها را هنگام دویدن در مسیر غرب دیده باشم ولی آنجاکه در مسیر شرق
میدویدم یک جا خواهرم را دیدم و مثل اینکه از تنه درختی بالا رفت یا جای یک تنه
درخت بود که من میدانستم باید از بالای آن درخت رد شود . البته این فکر را
نداشتم که خواهرم مرا میگیرد ولی همان مشکل را داشتم که میدانستم باید از این
مسیر فرارکنم . یعنی اینطور میتوانم بگویم که باید از درون درخت یا از درون ♀ ... بگذرم و یادم است
موقع رسیدن به او دستم را به پشت ... گذاشتم ، حالا چرا نمیدانم . اما همان فشار
روحی سخت و خسته کننده را داشتم چون میخواستم فرار کنم و به دویدنم ادامه دهم
ولی آنها را مانعی برای این کار میدانستم و میدانستم مرا خواهند گرفت . بهر صورت
در این خواب من فقط میدویدم و میدانستم مرا میخواهند بگیرند و خستگی روحی
فراوانی احساس کردم .
الآن که بیدار شدم خواب میدیدم توی اداره پست بودم و داشتم امانت و
اجناس برای خارج میفرستادم . شکل و منظره باجه تقریباً مثل همین باجه بود ولی
کسانی میتوانستند مستقیماً از آن طرف باجه به کنار من بیایند ولی باز میدانستم
آن طرف ایستاده اند و باید باشند . چند مشتری داشتم و کاری که میکردم این بود که
داشتم ... خودم را باند پیچی میکردم ، مثل اینکه ضد عفونی هم میکردم و میخواستم
آنرا به خارج بفرستم . در همین موقع مشتری هائی به من مراجعه کردند و میخواستند
چیز به خارج بفرستند . یک جا یک زنی ( روسری مانتو ) مراجعه کرد و وسائلی ارائه
داد و مثل اینکه سؤال کرد فلان چیز را میفرستی یانه . من بیشتر مشغول خودم بودم
و نفهمیدم چی میگوید . او رفت خرید و برگشت و دیدم یک ارّه کوچک با یک ذرّه بین
خریده . این دو را بهم بسته بود و من ارّه کوتاهی قد یک شانه و یک ذرّه بین دیدم
. اول ارّه را دیدم و بعد دنبال ذرّه بین گشتم . دیدم ( ذره بین ) مثل اینکه در
پشت با نخ به ارّه بسته شده . متوجه شدم اول هم همین را پرسیده بود که میفرستم
یانه . باز مشغول خود وضد عفونی کردن ... خودم و باند پیچی آن شدم چون میخواستم
آنرا به خارج بفرستم . در این صحنه اتفاقات جالبی افتاد ولی یادم نیست . یک جا
یک کودک از آنطرف باجه آمد پهلوی من . البته مستقیماً آمد و مثل اینکه راهی بود
ولی من او را برگرداندم به آنطرف باجه . او هی خودش را لوس میکرد که اینطرف
بماند ولی من او را آنطرف فرستادم ( نو جوان بود ) . مثل اینکه او هم میخواست به
خارج چیزی بفرستد . بعد شاید زنی دیگر مراجعه کرده که من متوجه شدم یکی از مشتری
ها را نمیرسم و باید بعداً بیاید ، بنا کردم بین مشتری ها بگردم ولی نمیدانستم
کدام یک از آنها است که به او گفته ام بایستد و الان میخواستم بگویم برود بعداً
بیاید . در اینجا نمیدانم خودم فهمیدم یا شخص آشنائی به من گفت که او کیست . بهر
صورت این خواب مسائلی در رابطه با خارج و فرستادن جنس به خارج بود که بیشتر
مشغول خودم و ... خودم برای فرستادن به خارج بودم . از شکل و تیپ ... چیزی در
ذهنم نیست ولی میدانستم داشتم آنرا ضد عفونی و باند پیچی برای ارسال به خارج
میکردم . من در قسمت شمال باجه و مشتری هایم در قسمت جنوبی باجه بودند و گاهی هم
باجه نبود . یک بار هم زنی را دیدم سمت چپ روبرویم ( جای باجه ) روی زمین نشسته
و کار میکند . ساعت شش و چهل و پنج دقیقه صبح . خوابهای خیلی زیادتری هم دیده ام
که یادم نیست . ♠
افکار و رفتار های قبل از خواب : ساعت ده و پنجاه دقیقه
شب . معنی مردن چیست ، مردن یعنی چه ، مرگ و مردن چه معنی میدهد ، سؤالم را پس
میگیرم چون تا کنون ثابت شده هر احساسی را که سؤال کرده ام همان احساس در زمان
خواب در من پدید آمده . مثل احساس غم و اندوه تاریخ 12/7/68 ، میترسم با مطرح
کردن سؤال بالا امشب احساس مرگ کرده و احیاناً مرگ به سراغم بیاید اما چون
نمیخواهم امشب بمیرم سؤالم را پس میگیرم و این سؤال را مطرح میکنم که زندگی و
حیات چیست . شاید بهتر باشد این سؤال را مطرح کنم که فرق بین زندگی و مرگ چیست ،
یعنی حیات و مرگ چه فرقی دارند .
یافته ها : . ¶ . همانند و یکی بودن : تنه درخت : : ... ♀
2.95 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : تنه درخت : : مغز میانی 12.153 . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : خواهرم ♀ : : مغز
میانی 12.153 .
¶ . گفتمان خواب و بیداری : ... : : مغز میانی 12.154 . ¶ . تفسیرها : - . ¶ . رؤیا و برنامه داده شده به مغز : با اطمینان صددرصد بخش اول
خواب در پاسخ به سؤال است ، در رابطه با ادامه خواب فعلاً چیزی نمیدانم 1/11/91
. ¶ . معانی و مفاهیم / گفتمان خواب و بیداری : در مسیری شاید
سربالائی به طرف شمال میدویدم : : حرکت در سربالائی بطرف شمال در خوابها ، حرکت
و جابجائی به سمت بالای مغز است ، در این خواب من میتوانم پیامهای حسی حواس
پنجگانه و پیامهای حسی حرکتی ماهیچه ها به سمت بالای مغز باشم 1/11/91 . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : درخت : : کل سیستم اعصاب و مغز انسان 2/11/91 . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : ریشه های درخت : :اعصاب خارج شده از نخاع رسیده به پوست و گیرنده های
حسی مستقر در پوست برگشت شده به بالای نخاع رسیده به پایه مغزی و مغز میانی . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : تنه یِ درخت ( قامه و بلندی درخت ) : : پونس و پایه مغزی . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : تنه درخت ( نقطه جدا شدن شاخه ها و سر شاخه ها ) : : پایه مغزی ، مغز
میانی . ¶ . معانی و مفاهیم : ♀ : : از خود بریده
و به خدا پیوسته .
¶ . همانند ویکی بودن : ♀ : : تنه درخت ،
نقطه جدا شدن شاخه ها و سر شاخه ها . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : ♀ : : مغز میانی . ¶ . نکته ها و دلایل / درستی دیدگاه : ♀ با
معنی از خود بریده و به خدا پیوسته که جای تنه درخت و نمادی برای مغز میانی بوده
: Sc : برای من شناخته شده است که مغز میانی به دو بخش فوقانی
و تحتانی تقسیم میشود ، کار بخش فوقانی گرفتن پیامهای حسی حرکتی آمده از پیرامون
به مغز میانی ، میراندن و بی حرکت کردن آنها ، سپس ارسال به بالای مغز . اما کار
بخش تحتانی گرفتن پیامهای حرکتی حسی آمده از بالای مغز ، زنده کردن و به حرکت در
آوردن آنها ، سپس ارسال به پوست و گیرنده های حسی مستقر در پوست . بهر صورت این
توان میراندن و زنده کردن مغز میانی دلیلی است برای اینکه ♀ با معنی از خود بریده و
به خدا پیوسته همان تنه درخت یا در اصل مغز میانی باشد . ¶ . معانی و مفاهیم : آنجاکه در مسیر شرق میدویدم یک جا ... را دیدم
و مثل اینکه از تنه درختی بالا رفت یا جای یک تنه درخت بود : : از آنجا که شرق
به معنی شروع میباشد و با توجه به بقیه موارد ، من و ... اعصاب و پیامهای برگشت
شده به بالای مغز رسیده و نرسیده به پایه مغزی و مغز میانی بوده ایم ، بالارفتن
... از تنه درخت و قرار گرفتن جای تنه درخت ورود من و ... به تنه درخت ، و
جانشین تنه درخت شدن ورود به مغز میانی قسمت تحتانی بوده . ¶ . معانی و مفاهیم : یعنی اینطور میتوانم بگویم که باید از درون
درخت یا از درون ♀ ... بگذرم : : من یا پیامهای حسی حرکتی
رسیده به مغز میانی باید از درون مغز میانی که ... جانشین آن بوده بگذرم . به
بالای مغز بروم 2/11/91 . ¶ . من یا دیگران / معانی و مفاهیم / گفتمان خواب و بیداری : یادم
است موقع رسیدن به او دستم را به پشت ... گذاشتم ، حالا چرا نمیدانم : : من در
این مرحله بخش تحتانی مغز میانی و پیامهای حسی حرکتی رسیده به این بخش بوده ام ،
پشت ... یعنی گذشته و گذشته های ... ، دستم به پشت ... یعنی دریافت گذشته های
... که همان گذشته خودم بوده ، در اصل اینجا نقطه تماس دستم به پشت ... سطح
مشترک و نقطه تماس دو بخش تحتانی و فوقانی مغز میانی بوده ، با توجه به معانی و
مفاهیم خواب 20/10/72 با سؤال کار سربرال پدونکل یا پایه مغزی ، در این لحظه من
مرده در حال شست و شو شدن آن خواب بوده ام . ¶ . همانند ویکی بودن : الان متوجه شدم نقطه تماس دستم به پشت ...
در این خواب که آنرا سطح مشترک و نقطه تماس دو بخش تحتانی و فوقانی مغز میانی
دانسته ام دیوار دیده شده بین بدن و سر مرده در حال شست وشو در خواب کار سربرال
پدونکل یا پایه مغزی بوده . ¶ . پزشکی / علمی : تفکیک دو بخش تحتانی و فوقانی مغز میانی
: Sc : تا کنون متوجه مغز
میانی و دوبخش تحتانی و فوقانی آن شده بودم اما شناختی به تفکیک آن نداشتم تا
امروز که متوجه شدم پایه مغزی بخش تحتانی مغز میانی است ، بخش فوقانی آن هم هسته
های سلولی بالای پایه مغزی است . ¶ . پرسش و پاسخ : پرسش من معنی مردن و فرق بین زندگی و مرگ بوده :
: پاسخ داده شده نشان میدهد دنیای زیر پایه مغزی که همان بخش تحتانی مغز میانی
از نوک پاها تا قله پایه مغزی است ز ندگی و حیات . و از قله پایه مغزی تا پرده
های مغز و بالاتر مرگ و نیستی است . دلیل درستی این دیدگاه خواب بولونی توی زمین
تاریخ 30/11/72 است که من در درون پایه
مغزی که همان بولونی توی زمین بوده در حال زاده شدن بوده ام . اما وقتی از آن
پایه مغزی و یا بولونی خارج شده ام ♂ ( با معنی : اندوهگین ، افسرده ،
پژمرده ، ملول ، دلتنگ ) و یا کلاغ های قبرستان قلاقی ، و در اصل مرده های آسمان
مغز بوده ام 2/11/91 . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۵ فروردین ۲۶, پنجشنبه
معنی مردن و فرق بین زندگی و مرگ چیست
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر