۱۳۹۵ فروردین ۲۶, پنجشنبه

معنی مردن و فرق بین زندگی و مرگ چیست

931
28/8/70
معنی مردن و فرق بین زندگی و مرگ چیست

1
2

503
تمام خواب : ساعت شش و بیست دقیقه صبح . دیشب تا حالا دوسه بار بیدار شده ام . خوابی دیده بودم که بلند نشدم بنویسم و اکنون مینویسم . اینطور یادم است در مسیری شاید سربالائی به طرف شمال میدویدم . میدانستم در بین راه کسانی هستند که میخواهند مرا بگیرند ولی کوششم بر این بود نگذارم آنها مرا بگیرند و از دست آنها فرار کنم و همین کار را هم کردم . نمیدانم موانع منظور من چی بود ، بیشتر مثل اینکه میخواستند اشخاصی مرا بگیرند و من مواظب بودم مرا نگیرند . یادم است وقتی به آنها میرسیدم فشار روانی زیادی به من وارد میشد تا از دست آنها بگریزم ، مثل اینکه با آنها درگیری و برخورد هم داشتم ولی خیلی فشار روحی برمن وارد میشد . صحنه بعد یادم است در مسیری به طرف شرق میدویدم و به همان صورت ناراحت بودم کسی مرا نگیرد . من با سرعت میدویدم و موانع را پشت سر میگذاشتم . اینجا هم فشار روحی زیادی تحمل میکردم بطوریکه حالت خستگی روحی زیادی به من دست میداد . یک جا مثل اینکه جلوم شخصی یا گوسفندانی دیدم که باز فکر میکردم آن شخص یا گوسفندان هم مانع دویدن من و در فکر گرفتن من هستند . شاید هم اینها را هنگام دویدن در مسیر غرب دیده باشم ولی آنجاکه در مسیر شرق میدویدم یک جا خواهرم را دیدم و مثل اینکه از تنه درختی بالا رفت یا جای یک تنه درخت بود که من میدانستم باید از بالای آن درخت رد شود . البته این فکر را نداشتم که خواهرم مرا میگیرد ولی همان مشکل را داشتم که میدانستم باید از این مسیر فرارکنم . یعنی اینطور میتوانم بگویم که باید از درون درخت یا از درون ... بگذرم و یادم است موقع رسیدن به او دستم را به پشت ... گذاشتم ، حالا چرا نمیدانم . اما همان فشار روحی سخت و خسته کننده را داشتم چون میخواستم فرار کنم و به دویدنم ادامه دهم ولی آنها را مانعی برای این کار میدانستم و میدانستم مرا خواهند گرفت . بهر صورت در این خواب من فقط میدویدم و میدانستم مرا میخواهند بگیرند و خستگی روحی فراوانی احساس کردم .
الآن که بیدار شدم خواب میدیدم توی اداره پست بودم و داشتم امانت و اجناس برای خارج میفرستادم . شکل و منظره باجه تقریباً مثل همین باجه بود ولی کسانی میتوانستند مستقیماً از آن طرف باجه به کنار من بیایند ولی باز میدانستم آن طرف ایستاده اند و باید باشند . چند مشتری داشتم و کاری که میکردم این بود که داشتم ... خودم را باند پیچی میکردم ، مثل اینکه ضد عفونی هم میکردم و میخواستم آنرا به خارج بفرستم . در همین موقع مشتری هائی به من مراجعه کردند و میخواستند چیز به خارج بفرستند . یک جا یک زنی ( روسری مانتو ) مراجعه کرد و وسائلی ارائه داد و مثل اینکه سؤال کرد فلان چیز را میفرستی یانه . من بیشتر مشغول خودم بودم و نفهمیدم چی میگوید . او رفت خرید و برگشت و دیدم یک ارّه کوچک با یک ذرّه بین خریده . این دو را بهم بسته بود و من ارّه کوتاهی قد یک شانه و یک ذرّه بین دیدم . اول ارّه را دیدم و بعد دنبال ذرّه بین گشتم . دیدم ( ذره بین ) مثل اینکه در پشت با نخ به ارّه بسته شده . متوجه شدم اول هم همین را پرسیده بود که میفرستم یانه . باز مشغول خود وضد عفونی کردن ... خودم و باند پیچی آن شدم چون میخواستم آنرا به خارج بفرستم . در این صحنه اتفاقات جالبی افتاد ولی یادم نیست . یک جا یک کودک از آنطرف باجه آمد پهلوی من . البته مستقیماً آمد و مثل اینکه راهی بود ولی من او را برگرداندم به آنطرف باجه . او هی خودش را لوس میکرد که اینطرف بماند ولی من او را آنطرف فرستادم ( نو جوان بود ) . مثل اینکه او هم میخواست به خارج چیزی بفرستد . بعد شاید زنی دیگر مراجعه کرده که من متوجه شدم یکی از مشتری ها را نمیرسم و باید بعداً بیاید ، بنا کردم بین مشتری ها بگردم ولی نمیدانستم کدام یک از آنها است که به او گفته ام بایستد و الان میخواستم بگویم برود بعداً بیاید . در اینجا نمیدانم خودم فهمیدم یا شخص آشنائی به من گفت که او کیست . بهر صورت این خواب مسائلی در رابطه با خارج و فرستادن جنس به خارج بود که بیشتر مشغول خودم و ... خودم برای فرستادن به خارج بودم . از شکل و تیپ ... چیزی در ذهنم نیست ولی میدانستم داشتم آنرا ضد عفونی و باند پیچی برای ارسال به خارج میکردم . من در قسمت شمال باجه و مشتری هایم در قسمت جنوبی باجه بودند و گاهی هم باجه نبود . یک بار هم زنی را دیدم سمت چپ روبرویم ( جای باجه ) روی زمین نشسته و کار میکند . ساعت شش و چهل و پنج دقیقه صبح . خوابهای خیلی زیادتری هم دیده ام که یادم نیست .  
افکار و رفتار های قبل از خواب : ساعت ده و پنجاه دقیقه شب . معنی مردن چیست ، مردن یعنی چه ، مرگ و مردن چه معنی میدهد ، سؤالم را پس میگیرم چون تا کنون ثابت شده هر احساسی را که سؤال کرده ام همان احساس در زمان خواب در من پدید آمده . مثل احساس غم و اندوه تاریخ 12/7/68 ، میترسم با مطرح کردن سؤال بالا امشب احساس مرگ کرده و احیاناً مرگ به سراغم بیاید اما چون نمیخواهم امشب بمیرم سؤالم را پس میگیرم و این سؤال را مطرح میکنم که زندگی و حیات چیست . شاید بهتر باشد این سؤال را مطرح کنم که فرق بین زندگی و مرگ چیست ، یعنی حیات و مرگ چه فرقی دارند .
یافته ها : . . همانند و یکی بودن : تنه درخت : : ... 2.95  . . گفتمان خواب و بیداری : تنه درخت : : مغز میانی 12.153 . . گفتمان خواب و بیداری : خواهرم : : مغز میانی 12.153 . . گفتمان خواب و بیداری : ... : : مغز میانی 12.154  . . تفسیرها : -  . . رؤیا و برنامه داده شده به مغز : با اطمینان صددرصد بخش اول خواب در پاسخ به سؤال است ، در رابطه با ادامه خواب فعلاً چیزی نمیدانم 1/11/91 . . معانی و مفاهیم / گفتمان خواب و بیداری : در مسیری شاید سربالائی به طرف شمال میدویدم : : حرکت در سربالائی بطرف شمال در خوابها ، حرکت و جابجائی به سمت بالای مغز است ، در این خواب من میتوانم پیامهای حسی حواس پنجگانه و پیامهای حسی حرکتی ماهیچه ها به سمت بالای مغز باشم 1/11/91 . . گفتمان خواب و بیداری : درخت : : کل سیستم اعصاب و مغز انسان 2/11/91 . . گفتمان خواب و بیداری : ریشه های درخت : :اعصاب خارج شده از نخاع رسیده به پوست و گیرنده های حسی مستقر در پوست برگشت شده به بالای نخاع رسیده به پایه مغزی و مغز میانی . . گفتمان خواب و بیداری : تنه یِ درخت ( قامه و بلندی درخت ) : : پونس و پایه مغزی . . گفتمان خواب و بیداری : تنه درخت ( نقطه جدا شدن شاخه ها و سر شاخه ها ) : : پایه مغزی ، مغز میانی . . معانی و مفاهیم : : : از خود بریده و به خدا پیوسته . . همانند ویکی بودن : : : تنه درخت ، نقطه جدا شدن شاخه ها و سر شاخه ها . . گفتمان خواب و بیداری : : : مغز میانی . . نکته ها و دلایل / درستی دیدگاه : با معنی از خود بریده و به خدا پیوسته که جای تنه درخت و نمادی برای مغز میانی بوده : Sc : برای من شناخته شده است که مغز میانی به دو بخش فوقانی و تحتانی تقسیم میشود ، کار بخش فوقانی گرفتن پیامهای حسی حرکتی آمده از پیرامون به مغز میانی ، میراندن و بی حرکت کردن آنها ، سپس ارسال به بالای مغز . اما کار بخش تحتانی گرفتن پیامهای حرکتی حسی آمده از بالای مغز ، زنده کردن و به حرکت در آوردن آنها ، سپس ارسال به پوست و گیرنده های حسی مستقر در پوست . بهر صورت این توان میراندن و زنده کردن مغز میانی دلیلی است برای اینکه  با معنی از خود بریده و به خدا پیوسته همان تنه درخت یا در اصل مغز میانی باشد . . معانی و مفاهیم : آنجاکه در مسیر شرق میدویدم یک جا ... را دیدم و مثل اینکه از تنه درختی بالا رفت یا جای یک تنه درخت بود : : از آنجا که شرق به معنی شروع میباشد و با توجه به بقیه موارد ، من و ... اعصاب و پیامهای برگشت شده به بالای مغز رسیده و نرسیده به پایه مغزی و مغز میانی بوده ایم ، بالارفتن ... از تنه درخت و قرار گرفتن جای تنه درخت ورود من و ... به تنه درخت ، و جانشین تنه درخت شدن ورود به مغز میانی قسمت تحتانی بوده . . معانی و مفاهیم : یعنی اینطور میتوانم بگویم که باید از درون درخت یا از درون ... بگذرم : : من یا پیامهای حسی حرکتی رسیده به مغز میانی باید از درون مغز میانی که ... جانشین آن بوده بگذرم . به بالای مغز بروم 2/11/91 . . من یا دیگران / معانی و مفاهیم / گفتمان خواب و بیداری : یادم است موقع رسیدن به او دستم را به پشت ... گذاشتم ، حالا چرا نمیدانم : : من در این مرحله بخش تحتانی مغز میانی و پیامهای حسی حرکتی رسیده به این بخش بوده ام ، پشت ... یعنی گذشته و گذشته های ... ، دستم به پشت ... یعنی دریافت گذشته های ... که همان گذشته خودم بوده ، در اصل اینجا نقطه تماس دستم به پشت ... سطح مشترک و نقطه تماس دو بخش تحتانی و فوقانی مغز میانی بوده ، با توجه به معانی و مفاهیم خواب 20/10/72 با سؤال کار سربرال پدونکل یا پایه مغزی ، در این لحظه من مرده در حال شست و شو شدن آن خواب بوده ام . . همانند ویکی بودن : الان متوجه شدم نقطه تماس دستم به پشت ... در این خواب که آنرا سطح مشترک و نقطه تماس دو بخش تحتانی و فوقانی مغز میانی دانسته ام دیوار دیده شده بین بدن و سر مرده در حال شست وشو در خواب کار سربرال پدونکل یا پایه مغزی بوده . . پزشکی / علمی : تفکیک دو بخش تحتانی و فوقانی مغز میانی : Sc : تا کنون متوجه مغز میانی و دوبخش تحتانی و فوقانی آن شده بودم اما شناختی به تفکیک آن نداشتم تا امروز که متوجه شدم پایه مغزی بخش تحتانی مغز میانی است ، بخش فوقانی آن هم هسته های سلولی بالای پایه مغزی است . . پرسش و پاسخ : پرسش من معنی مردن و فرق بین زندگی و مرگ بوده : : پاسخ داده شده نشان میدهد دنیای زیر پایه مغزی که همان بخش تحتانی مغز میانی از نوک پاها تا قله پایه مغزی است ز ندگی و حیات . و از قله پایه مغزی تا پرده های مغز و بالاتر مرگ و نیستی است . دلیل درستی این دیدگاه خواب بولونی توی زمین تاریخ 30/11/72  است که من در درون پایه مغزی که همان بولونی توی زمین بوده در حال زاده شدن بوده ام . اما وقتی از آن پایه مغزی و یا بولونی خارج شده ام ( با معنی : اندوهگین ، افسرده ، پژمرده ، ملول ، دلتنگ ) و یا کلاغ های قبرستان قلاقی ، و در اصل مرده های آسمان مغز بوده ام  2/11/91 . .

هیچ نظری موجود نیست: