|
929
|
26/8/70
|
باران و سیل
|
|
1
|
1
|
|
501
|
|
♣ تمام خواب : صحنه های خواب من مثل
اینکه در روستا اجرا میشد و من در روستا بودم . بیشتر فکر میکنم کریزگون بودم
ولی صحنه های خواب با صحنه های واقعی کریزگون تفاوت داشت . یک جا یادم است هوا
بارانی و طوری بود که من فکر میکردم سیل خواهد آمد . منظره خیلی زیبائی در پیش
نظرم بود . من داشتم به سمت غرب نگاه میکردم . هوا را بارانی و میدانستم سیل
خواهد آمد . بارانی که من میدانستم و در خواب از آن درک داشتم باران زمان بیداری
نبود . به نظر من زمین وآسمان همه آب بود و هیچ احساس آمدن باران در آن لحظه
نمیکردم . در افق دید من تمام فضا آب بود و این آب را باران میدانستم . در حالی
که آنرا آب هم نمیدانستم . خواب خودم را اینطور میتوانم مثال بزنم که انسان در
جائی ابر آلود و مه آلود ایستاده باشد درحالی که در دید او تمام این مِه ها آب
باشد . البته بگذریم از اینکه مِه اصولاً آب است ولی من دریائی آب در اطراف و
دور دست خودم مخصوصاً در فضا میدیدم که باز خودم را توی آب حس نمیکردم و
میدانستم بعداً سیل خواهد آمد . ... ، بهر صورت همانند این صحنه ای که نوشتم و
زیبائی آن ، صحنه های زیادتری هم بود ولی یادم نیست . شاید یک جا هم یادم به
دائی ♂ افتاده باشد ولی
نمیدانم صحنه چگونه بود . باران یا آبی که من دیشب درمقابلم روی زمین و توی فضا
و در تمام دید و نظرم دیدم مانند نگاه کردن به دریا از درون دریا بود . میدانم
اطرافم آب نبود و باز میدانستم
بعداً باران و سیل خواهد آمد . توضیح :
این جزء کوچکی از خوابی بود که دیده بودم اما دلیل روانی آن فکر میکنم خیالبافی
من در باره سیل و باران در دو روز قبل از آن باشد . پریروز عصر وقتی توی منزل
بودم هوا ابری شد و شروع به آمدن باران کرد ، من خیالبافی هائی در باره آمدن
باران و سیل کردم و افکاری در اینباره داشتم . شاید آن خیالات داستانی برای خواب دیشب من شده ولی فکر میکنم
موضوع و محتوای خواب دیشب من همان معنی ♀ بوده باشد . باید باز در این
باره فکر کرده سؤالی مطرح کنم . ♠
افکار و رفتار های قبل از خواب : ساعت ده و بیست و دو دقیقه صبح
. دیروز عصر با ♀ و خانواده به اصفهان
منزل ♂ رفتم . شام آنجا
بودیم و ساعت نه شب به منزل ♂
و بعد هم به تیران آمدیم . من سؤال نکردم و خوابیدم ولی یادم است چون متوجه شده
بودم اسم خانم ♂ ♀ است روی کلمه ♀ و خوابی که یک بار در آن ♀ ... را دیده بودم افکاری داشتم
ولی این فکر خودم را بصورت سؤال و توجه در نیاوردم و خوابیدم . بعد یادم است
نیمه های شب بیدار شدم و خوابی دیده بودم ولی در فکر بلند شدن و یادداشت کردن
نبودم و بعد هم تا صبح خوابهای زیبا و روشن و پشت سر هم دیدم . خوابهای من هیچ
کم و کاستی نداشت و همه چیز عادی و پشت سر هم بود هیچ جا فکر نمیکردم چیزی غیر
عادی باشد در صورتی که امکان بوجود آمدن آن در زندگی نیست .
یافته ها : . ¶ . معانی و مفاهیم : کهریزگون : : در خوابهایم به دفعات کهریزگون
را دیده یا در آنجا بوده ام ولی تا حالا 25/3/74 معنی درستی برای آن نداشتم و نمیدانستم کهریزگون
نماد کدام بافت یا سیستم درونی است . حال با خواندن خلاصه این خواب توجهم به
کهریزگون جلب شد زیرا جائی بوده ام که
زمین و آسمان همه آب بوده ، از طرفی دیگر در صحنه ای از خواب 24/8/70 با
موضوع طناب های موئی مدرسه دخترانه ، پست خانه را طبقه ششم دیده و دانسته ام این
پست خانه طبقه ششم همان سطح ششم قشر منتشر مغز است در نتیجه با توجه به آب بودن
زمین و آسمان و پست خانه طبقه ششم متوجه شدم کهریزگون باید نمادی برای سطوح شش
گانه قشر منتشر مغز باشد . بعد به فرهنگ عمید مراجعه کردم دیدم کلمه گون پسوندی
است که در آخر کلمات در می آید و معنی شبیه و رنگ را میرساند و اینجا بود که
فهمیدم کهریزگون به معنی شبیه و رنگ کهریز است و میتواند اسم مناسبی برای قشر
منتشر مغز باشد زیرا سطوح شش گانه این قشر شبیه کهریزی است در تماس با زمین که
همان پیرامون بدن باشد 3.24 . ¶ . من یا دیگران : : من در
کهریزگون همان باران و سیل و ابر و مه یا به عبارتی افکار بینائی انبار شده در
لوب پس سری بوده ام 4.22 . ¶ . من یا دیگران : در این خواب من در شرایط حاکم بر خواب افکار
بینائی انبار شده در لوب پس سری قشر منتشر مغز بوده ام 28/11/75 - 6.20 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : کهریز گون : : قشر منتشر مغز 12.59 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : کهریزگون : : لوب پس سری 12.265 . ¶ . تفسیرها : -
. ¶ . رؤیا و برنامه داده شده به مغز : نمیدانم برای دیدن این رؤیا
مغز من چه برنامه ای داشته ولی هرچه بوده این خواب در رابطه با قشر بینائی در پس
سر میباشد ، با توجه به مفاهیم بدست آمده از خواب 31/1/76 با سؤال معنی فاطمه .
و خواب 7/10/72 با سؤال معنی کشور اسرائیل . 1/11/91 . ¶ . معانی و مفاهیم : روستا : : پرت ، دور افتاده ، جدا از دیگر
مناطق . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : روستا : : در این خواب قشر بینائی در پَسِ سر . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : سِیل : : افکار بینائی آمده و خواهد آمد به قشر بینائی ( لوب پس سری )
. ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : هوا بارانی و ابری : : افکار بینائی تمام دوران عمرآمده به قشر بینائی
در پسِ سر . ¶ . معانی و مفاهیم / گفتمان خواب و بیداری : زمین وآسمان همه آب
بود : : تمام لوب پس سری قشر بینائی ،
پر از پیامهای بینائی آمده از چشمها و دیگر موارد حسی رسیده به آن مانند پوست و
ماهیچه ها . ¶ . همانند و یکی بودن/ گفتمان خواب و بیداری : آب ، باران ، ابر ،
مِه ، سیل : : پیامهای حسی رسیده از پیرامون به قشر بینائی 1/11/91 . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۵ فروردین ۲۸, شنبه
باران و سیل
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر