|
1136
|
12/4/71
|
مرده شوی خانه و قبرستان چه فرقی
دارند
|
×
|
1
|
2
|
|
628
|
|
♣ تمام خواب : ساعت پنج و چهل دقیقه صبح ، خواب میدیدم جائی بودم که یک
زن یک موتور خیلی دقیق و مرتب داشت ، اینطور میدانم موتورِ دست او روشن بود ، در
آنجا منهم نزدیک او بودم ، شاید نوع موتور هوندا بوده چون صدائی آرام و مقطع
داشت ، یکجا یادم است ♀ هم با کودکی بود ، او خیلی به من
نزدیک بود ( از نظر دوستی ) ، و یک جا من میخواستم با ♀ و
کودکش با آن موتور و شاید آن زن جائی برویم ، آن زن میخواست موتور را روشن کند
ولی با وجودی که هندل میزد روشن نمیشد ، او با دست سیستم موتور را عوض میکرد و
باز هندل میزد و وقتی روشن نمیشد باز با دست ( راست ) سیستم آنرا عوض میکرد ،
برای عوض کردن سیستم هم دستش را ( راست ) حدود موتور موتور سیکلت میآورد و کاری
میکرد ، بعد هندل میزد که باز روشن نمیشد . عاقبت اینطور معلوم شد که باید موتور
برود سرویس ، من فکر کردم آن موتور را روشن کنم ولی باز همان زن این کار را کرد
. در اینجا یادم است چندین بار سیستم موتور را عوض کرد و هندل زد ولی روشن نشد ،
هندل زدن او هم با دست و خیلی آرام بود که من متوجه این موضوع شدم و فکر کردم ما
در ایران ، اولاً با پا هندل میزنیم و دوماً با سرعت این کار را میکنیم ، ولی آن
زن خیلی آرام و واقعاً خیلی آرام با دست هندل میزد . وقتی هم موتور روشن نمیشد
سیستم آنرا عوض میکرد و دوباره آرام و خیلی آرام هندل میزد . من متوجه شدم آن
موتور سیکلت بصورتی است که باید هرچه آرامتر روشن شود و با چند سیستم کار میکند
، درست نمیدانم چند سیستم عوض کرد ولی شاید چهار پنج سیستم عوض کرده باشد . من
در این صحنه اینطور توجه داشتم که در کشوری دیگر هستیم ، شاید ژاپن چون موتور و
آن زن باید ژاپنی بوده باشند . فکر میکردم در ایران ما موتور را با پا و با سریع
هندل زدن روشن میکنیم ولی وقتی روشن نشد اینطور برداشت کردم که باید موتور را به
جائی دیگر برای بکار انداختن برد .
یک صحنه دیگر اینطور یادم است در خانه ای ( دارای اطاق و
حیاط ) بودیم و هوا شاید شب و تاریک و روشن بود . من یادم است ♀
همراه کودکی بود و یک جا یادم است ♀ طاقباز خوابیده بود و پیراهن
دکولته ( زیرپوش رکابی ) پوشیده بود . من کنار سمت راست و نزدیک سینه و زیر بغل
راست او بودم . او دست راستش را بالا برده بود و دست چپش را روی سینه و
پستانهایش گذاشته بود بطوریکه این دست هر دو سینه او را میپوشاند . من متوجه
منظره زیر بغل راست و سینه و دست های او در آن شرایط که نوشتم بودم . اینطور
میدانستم او کودک خود را روی سینه و در کنار دارد ولی من کودکی ندیدم . در عوض
خودم هوس داشتم به سرو سینه او ور بروم ببوسم ، این کار را هم کردم و کمی به او
ور رفتم ، ولی آن لذت صد در صد را برایم نداشت . چون از یک طرف او دست چپش را
روی سینه و پستانهایش گذاشته بود . و از طرفی دیگر متوجه شدم سینه های او برآمده
و ورقلمبیده نیست بلکه سینه ای صاف و غیر برآمده دارد . من به همین دلایل : یکی بودن
دست او روی سینه اش ، یکی صاف بودن سینه هایش و یکی پوشیده بودن سینه ( قسمتی از
آن ) با زیرپوش دکولته ( رکابی ) زیاد به او ور نرفتم ، ولی هوس داشتم ور بروم و
اینرا به وقتی دیگر موکول کردم ، چون میدانستم میتوانم بعداً او را در بغل بگیرم
و آنطور که میخواهم به او ور بروم . در این صحنه ها من ♀ را
در کنار خود و با خودم میدانستم و لذت کنار زن بودن را در تمام صحنه های خواب
داشتم . میدانم او هم کنار من و با من بود در حالی که میدانم او کودکی داشت و با
کودک خود بود . صحنه ای دیگر یادم است یک جا نمیدانم به ♀ ور
رفتم یا به ♀ یعنی یکی از اینها را بغل کردم و
بوسیدم و در اینجا یادم است ♀ حسودی اش شد و تلویحاً حالی ♀ یا
♀ کرد که اگر خودت نمیخواستی نمیرفتی . ( توی بغل من و ور
رفتن من به او ) . صحنه دیدن آن موتور و آن زن که فکر میکنم ژاپنی بودند یا در
ژاپن بودیم و صحنه های دیگر ، بیشتر توی یک خانه با داشتن اطاق در ( سمت ) شمال
و داشتن حیاط و صحن خانه اتفاق افتاد در حالی که میدانم صحنه های دیگری هم بود
ولی یادم نیست . مثلاً یک جا یادم است با ♀ و
کودکش جائی داشتیم میرفتیم ( شاید روضه ) . . ♠ .
توضیحات : ساعت شش
و دوازده دقیقه صبح . ... ، علت اینکه من در خواب دیشب قکر میکرده ام شاید
میخواسته ام روضه بروم این است که دیشب یک ساعتی با چرخ توی خیابانها گشتم وآنچه
توجه مرا جلب کرد مجالس روضه و مساجد و جمعیت در آنجاها بود . ساعت هشت شب
14/4/71 وقتی خوابیدم توجه من به خواب 9/4/71 و مرده شورخانه و قبرستان سرپل در
تیران بود یعنی صحنه های این خواب و صحنه های واقعی آن مکان مورد توجه من و در
فکر من بود .
یافته ها : . ¶ . تفسیرها : 5/5/71
- . ¶ . رؤیا و برنامه داده
شده به مغز : : با توجه به تفسیر این خوب در تاریخ 5/5/71 خواب اول در پاسخ به
مرده شوی خانه و ادامه آن در پاسخ به قبرستان میباشد . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : موتور : : هسته قرمز . ¶ . همانند ویکی بودن : این دو خواب مرده شوی خانه و قبرستان خوابی همانند با
خوابهای 10/6/70 با پرسش مرد یعنی چه و معنی دیدن جهره مرد در خواب چیست میباشد 20/10/92
.
¶ . من یا دیگران :
نوشته ام « میدانم او هم ( ♀ ) کنار من و
با من بود در حالی که میدانم او کودکی داشت و با کودک خود بود » من در این خواب
همان کودک ♀ و ♀ مادر من بوده . ¶ . معانی و مفاهیم / من
یا دیگران : نوشته ام « من کنار سمت راست و نزدیک سینه و زیر بغل راست او بودم .
او دست راستش را بالا برده بود و دست چپش را روی سینه و پستانهایش گذاشته بود
بطوری که این دست هر دو سینه او را میپوشاند » این نشان دهنده این است که ♀ مادر من و من همان کودک او ، و پوشاندن سینه ها با دست از شیر گرفتن من است
. به خواب 2/4/68 با سؤال اتفاق فردا مراجعه شود که افراد را در گروه های پنج
نفری در خانه های مصادره ای ( قشر منتشر مغز ) سکونت و بعدگرسنگی میدادند تا از آن
خانه ها بروند . این خواب داستانی در رابطه با یکی از آن خانه هاست . ¶ . معانی و مفاهیم : فاطمه : در سراسر خوابها
و یادداشتهایم فاطمه را زن یا مادری دانسته ام که کودک خود را از شیر میگیرد ،
اما تا کنون متوجه مکان این از شیر گرفتن نشده بودم تا اکنون که دانستم یکی از
این مکانها قشر منتشر مغز است 20/10/92 . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۴ بهمن ۲۹, پنجشنبه
مرده شوی خانه و قبرستان چه فرقی دارند
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر