۱۳۹۴ بهمن ۳۰, جمعه

فندق کوچک

1125
22/3/71
فندق کوچک

1
1

622
تمام خواب : ساعت هشت صبح . 1 - اولین بار یادم است توی یک روستای کوهستانی بودم که به سمت شرق سربالائی کوهستانی بود .یادم است در جائی از این ده داشتم از زنان یا مردان سؤال میکردم اسم این روستا چیست، و اینطور میدانستم که یک بار دیگر این ده را دیده و توی این ده بوده ام . بیشتر یاد دهی افتاده بودم که یک بار توی یکی از خوابهایم دیده ام . من اصرار بر این داشتم که بدانم نام این روستا چیست ، ولی به من گفته نمیشد و من میخواستم بفهمم . یادم است عاقبت در صحنه های بعد جائی به من گفته شد یا فهمیدم که نام این ر وستا فندق کوچک است، و از اینکه فهمیدم نام روستا فندق کوچک است خوشحال شدم . 2 - موضو ع دیگر ی که در این خواب برایم جالب بود سیستم این ده و روستا بود . این ده به سمت شرق سربالا بود . مثل اینکه در پائین این ده خانه هائی بود و بعد در سربالائی به طرف شرق کوچه ای، و بالا هم باز خانه بود . من اینطور یادم است که در این خواب ، بیابان ، کوهستان ، خانه و کوچه ای که میتوانم بگویم کنارش کوهستان بود دیدم . یک جا سربالائی رفتم و یک جا داشتم سرازیری کوچه ده را میآمدم ( همان مسیر رفتن ) . موقع آمدن در سرازیری ( بطرف غرب ) سمت راست کوچه یک جا، اول کوه دیدم در حالی که میدانستم آنطرفترکوه و دره است . حتی شاید فکر میکردم رودخانه ای باشد . منظره مثل جاده های کوهستانی بود که یک طرف دره و رودخانه ، ویک طرف کوه است ، اما درخواب دیشب طرف دره باز کوه بود اما کوهی که دره را میدیدم و میدانستم شاید رودخانه ای باشد ، یک جا که توجهم به جنس کوه یا سنگ بزرگی جلب شده بود دیدم یک قبر امام زاده است . متوجه شدم در کنار جاده در طرف راست یک قبر است که هر چه بیشتر توجه میکردم سنگ و کوه به قبر امام زاده بدل میشد . یعنی اول فکر میکردم کوه است ، بعد دیدم سنگ بزرگ کنار کوچه است ، بعد دیدم قبر است و بعد دیدم حالت سقاخانه و امام زاده دارد . و بعد اینطور فکر کردم منظره ... است و زیرآن خالی است و باز دره و شاید رودخانه باشد . 3 - یک جای دیگراین خواب اینطور یادم است . در بیابان بودم و شاید خانه هائی بود و یادم است یک اسلحه توی دستم بود و با بودن آن اسلحه اطمینان خاطر زیادی داشتم . البته یادم است اسلحه دست راست و به حالت آزاد توی دستم در کنارم بود ( سمت راست ) . 4 - منظره ده و کوهستان و کل خواب من یک حالت سیاه روشن بود ، میتوانم حالت منظره خواب خودم را سیاه روشن بگویم . مثل عکس های برقی . 5 - یک جا یادم است را دیدم ولی نمیدانم چی و چگونه بود . 6 - یک جا ممکن است را با دیده باشم که این دو باهم و در کنار هم بودند و مسائلی به هم داشتند ، ولی نمیدانم مسائلشان چی بود . این صحنه از خواب را دفعه دیگری بعد از بیدار شدن و خوابیدن دیده ام . فعلاً چیز دیگری یادم نیست اگر یادم آمد مینویسم .
توضیحات و یافته ها : 1 - دیشب و در کنار هم عکسها را دیدند و شاید و به این دلیل و با این سابقه ذهنی در خواب من آمده باشند . 2 - پریروز عصر که منزلم بود تلویزیون فیلمی از مغز نشان داد و صحبتی در باره تالاموس داشت و منظره ای درشت از یک مغز نشان داد . البته من متوجه نشدم کدام قسمت آن عکس تالاموس است ولی توجهم به قسمتی از مغز جلب شد که قبلاً شکل آنرا توی کتاب بافت شناسی دیده ام . 3 - یادم است در مطالعات قبلی ام در جائی از کتاب ، بافتی از مغز به فندق شبیه شده باید بگردم و آن را پیدا کنم ببینم کجای مغز است . نتیجه :  نتیجه اینکه خواب دیشب من باید در رابطه با موضوع پریروز باشد . البته دیروز عصر هم از همان سری فیلم ها فیلمی در رابطه با شبکیه چشم و سلول های استوانه ای و مخروطی در تلویزیون دیدم اما باید دنبال آن فندق کوچک بگردم ، بیشتر اطمینان دارم خواب من در رابطه با تالاموس یا آن قسمت مغز باشد که پریروز به آن توجه کردم . این خواب در دو نوبت نوشته شد . اکنون ساعت نه و ده دقیقه صبح است . منزل اصفهان .
یافته ها : . . همانند و یکی بودن : ده کوهستانی : فندق کوچک 2.209 . . همانند و یکی بودن : فندق در این خواب : : درخت انجیر در خواب ماشین خاور و تصادف با موتوری 15/8/72 - 2.209 . . گفتمان خواب و بیداری : فندق کوچک : : غده هیپوفیز 12.540 . . گفتمان خواب و بیداری : ده کوهستانی : : غده هیپوفیز 12.540 . . . تفسیرها : - . . گفتمان خواب و بیداری : فندق کوچک : : غده هیپوفیز . . همانند ویکی بودن : : ناهید : : عکس . 23/4/91  . . همانند و یکی بودن : ناهید و سروش : : عکس برقی  . . همانند و یکی بودن : سروش : : برقی یا براقی عکس  . . معانی و مفاهیم : این دو ( ناهید و سروش ) با هم و در کنار هم بودند و مسائلی داشتند و البته به هم : : مسائل ناهید و سروش همان مساله برقی بودن عکس به عکس بوده ، ناهید عکس ، سروش برقی بودن عکس 23/4/91 . . گفتمان خواب و بیداری : روستای کوهستانی : : غده هیپوفیز در محاط استخوان سر 1/4/93 . . گفتمان خواب وبیداری : به سمت شرق سربالائی کوهستانی : : به سمت هیپوتالاموس . . گفتمان خواب و بیداری : : این ده به سمت شرق سربالا بود : : برای رفتن به سمت پوست و گیرنده های حسی مستقر در پوست میباید به سمت تالاموس و هیپوتالاموس رفته میشد . . گفتمان خواب و بیداری : پائین دِه : : بخش مجزای تحتانی هیپوفیز در ارتباط با پیرامون بدن . . گفتمان خواب و بیداری : بالای دِه : : بخش مجزای فوقانی هیپوفیز در ارتباط با بالای مغز . .گفتمان خواب و بیداری :  در سربالائی به طرف شرق کوچه ای بود : : مسیر بین هیپوفیز و هیپوتالاموس تا پوست و گیرنده های حسی مستقر در پوست . . گفتمان خواب و بیداری : خانه هائی در بالا : : بخشهای مجزای سلولی فعال در لوب قدامی هیپوفیز با کارها و فعالیتهای متفاوت . . گفتمان خواب و بیداری : خانه هائی در پائین ده : : بخشهای مجزای سلولی فعال در لوب خلفی هیپوفیز با کارها و فعالیت های متفاوت 1/4/93 . .   

هیچ نظری موجود نیست: