|
1139
|
18/4/71
|
در خواب من، مردن و زنده شدن مادرم
چگونه است
|
×
|
1
|
1
|
|
630
|
|
♣ تمام خواب : ساعت هشت و بیست دقیقه صبح . دیشب بعد از خوابیدن یکی دو
بار بیدار شدم و خوابی ندیده بودم اما یادم به سؤال میآمد که چنین سؤالی کرده ام
. بعد خوابی دیدم با صحنه های متفاوت که چیز زیادی از آن یادم نیست . بعد از
آنهم تا حالا چندین بار خواب و بیدار شده غیر از آن خواب خواب دیگری ندیده ام .
مکان خواب من تیران بود ولی با واقعیت تیران در بیداری خیلی فرق داشت . در یکی
از صحنه ها جائی بودم که بیشتر باید محله و خانه قدیمی ... ♂ در تیران باشد ، یعنی میدانستم سمت
غرب دروازه هادی است . بعد یادم است داشتم به طرف دروازه هادی میآمدم و در محوطه
باز بزرگی بودم که به سمت غرب سرازیری بود . من آنجا را جائی مانند دروازه هادی
تیران میدانستم . محوطه ، محوطه خیلی بازی بود که تماماً به سمت غرب سرازیری بود
. من در سربالائی آمده بودم و میخواستم در سرازیری به سمت غرب بروم . در اینجا
یادم است همینطور که از طرف شرق به دروازه
هادی میآمدم دیدم جلو مردم را گرفته و آنها را نگه داشته اند . بعد متوجه شدم آن
مردم را به صف کرده اند . فکر کردم منهم باید توی صف آنها بروم ولی به سمت چپ صف
آنها با فاصله بیست سی متر رفتم . میخواستم نایستم و بگذرم ولی فکر کردم نگه
داشتن آنها دلیلی داشته ، به همین جهت خودم ایستادم ولی داشتم موقعیت را برانداز
میکردم که بگذرم . روبروی من سرازیری و محوطه اطراف من محوطه باز بزرگی بود . در
ذهنم بود روبروی من سمت خانه قدیمی پدری ام میرود . سمت راست من عده کمی از مردم
( آمده از مسیر من ) ایستاده و صف بودند که میدانستم جلو آنها را گرفته اند .
پلیس و ژاندارم یا کسی با لباس مخصوص ندیدم . بیشتر میتوانم اینطور بگویم که
مامورین انتظامی جلو آنها را گرفته بودند . سرازیری مورد نظر من چیزی مانند بودن
روی یک تپه یا شیب یک تپه بود . یعنی محوطه دروازه هادی بصورت یک تپه و ما ، در
دامنه این تپه بودیم . نگاه و مسیر دید من به سمت غرب و میدانستم سمت راست شمال،
و سمت چپ من جنوب است . بعد از این صحنه شاید جائی بوده ام ولی یادم نیست . اما تمام
صحنه های خواب را در تیران و مکانهائی از تیران میدانم هرچند هیچ صحنه ای با
واقعیت فعلی تیران جور نبود .
یافته ها : . ¶ . تفسیرها : - . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۴ بهمن ۲۹, پنجشنبه
در خواب من، مردن و زنده شدن مادرم چگونه است
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر