|
1148
|
27/4/71
|
بیاد آمده ها شماره چهارده : تعداد
بیست و هفت عدد .
|
|
|
|
×
|
|
|
♣ تمام بیاد آمده ها :
شماره اول 13/3/71 : پریروز
هنگام پاکنویس یادداشت 8/3/71 متوجه شدم ¶ کلماتی
مانند خانه پدری ، پیراهن مردانه ، و راه پله سنگی باید در گروه پیام قرار گیرد
. علتش هم این است که هر کدام از اینها از دو کلمه تشکیل شده و در گروه های جدا
از هم قرار دارند . ¶ مثلاً خانه ، پله ، ، و پیراهن در گروه زن قرار
میگیرند در صورتی که ¶ پدری ، سنگی ، و مردانه در گروه مرد . ¶ پس باید این
کلمات و امثال آن در گروه پیام قرار گیرند . البته باید بیشتر مطالعه کنم ببینم
این مرکب بودن و پیام بودن چیست . مثلاً خانه پدری یعنی چه چون در ظاهر امر میشود
زنی که مرد است . مسلماً منظور خواب من رساندن یک پیام و یک معنی است باید آن
معنی شناخته شود . شماره دوم 17/3/71 : ¶ تا کنون
متوجه شده ام چهره اشخاص در خوابهای ما به دلیل معنی آنها هم ظاهر میشود ، مثل
الان که هنگام خواندن فرهنگ فارسی انگلیسی آریانپور توجهم به کلمه طاهره جلب شد
. یادم است در خواب کار زبان تاریخ 25/8/68 جاده خوانسار و تمیز کردن آنرا دیده
ام و سپس چهره طاهره را . چون موضوع آن خواب تمیز شدن بوده ¶ باید طاهره
جمع طاهر به معنی پاک و پاکی و تمیزی باشد. ¶ در اصل باید
چهره طاهره در آن خواب نشان دهنده تمیز شدن و کامل شدن نظافت جاده خوانسار باشد
. ¶ یعنی
چهره طاهره در آن خواب به دلیل معنی طاهره ظاهر شده . شماره
سوم 17/3/71 : ظهر توی اداره متوجه کلمه معاف در کتاب آریانپور شدم و
یادم افتاد در خوابی ( خواب 13/10/70 با عنوان پله ، پور معافی ، حالتی خاص در
پاهایم ) آقای ... را دیده ام . فکر کردم چون معاف به معنی بخشودگی است ، پور
معافی باید فرزند بخشودگی معنی دهد و بنظرم رسید در آن خواب باید ... دارای معنی
بوده و به دلیلی در آن خواب ظاهر شده باشد . بعداً در این باره تحقیق کنم . شماره چهارم 18/3/71 : فکر کرده بودم جایگزین شده
ها را دیگر ننویسم چون تصاویر هر گروه میتواند جایگزین تصاویر دیگر گروه شود ولی
فکر کردم شاید این یک قانون کلی نباشد و بهتر دیدم جایگزین شده ها را به ترتیبی
جدید بنویسم . شماره پنجم 18/3/71 : اکنون خواب
19/12/69 را با سؤال معنی بی بی جان و ناهید خواندم . در این خواب اسمی از آقای
مغزی ... برده ام و دو خواب جالب دیده ام . ¶ میدانم این
خوابها در رابطه با مغز و فعالیت های مغزی است ولی نمیتوانم آنرا تفسیر کنم
مثلاً ¶ میفهمم
آمدن بسته از خارج همان دریافت احساس از پیرامون است و ¶ آقای مغزی کل
سیستم مغزی من در گروه مرد . ¶ و زنهای پیر و جوان از پا فلج ماده مغزی و .. .
بالاخره میدانم ¶
کلیه مطالب این دو خواب در رابطه با فعالیت های سیستم مغزی من است اما چون
شناختی از بافتهای مغزی و کار آنها ندارم نمیتوانم تفسیری درست از آنها بدست
بدهم . شماره ششم 18/3/71 : اکنون داشتم
یادداشت 17/3/71 بیادآمده ها را میخواندم متوجه شدم در خواب کار عدسی چشم
30/6/68 طاهره را دیده ام . فکر کردم ممکن است در آن خواب هم طاهره به معنی
پاکیزگی و تمیزی آمده باشد . آن خواب را خواندم و ضمن اینکه به این نظر خود
بیشتر راسخ شدم متوجه گردیدم ¶ نظافت کردن من در خواب اول باید همان گرفتن کتاب
از آب در خواب دوم باشد و آشغال های خواب اول کتاب خواب دوم است . البته این
موضوع در خوابهای دیگر من اثبات شده اما موضوع جالبی را هم متوجه شدم و فهمیدم
در خوابهای آن شب ¶
آب و کتاب ( در خواب دوم ) جانشین باد و آشغالهای خواب اول شده که به این
ترتیب باد در گروه زن و آشغال در گروه مرد قرار میگیرد . شماره هفتم 18/3/71 : اکنون داشتم فکر میکردم ، یا
سؤال طرح کنم و یا با افکار یادداشت شده چند لحظه پیش بخوابم . اینطور به ذهنم
رسید درخواب 22/2/69 ¶ کشیده شدن رشته ها بین چپ و راست همان کشیده شدن رشته
ها بین دریا و ساحل است ( چون دریا سمت چپ و ساحل سمت راست تصویر شده ) ¶ که البته در
این صورت آن رشته های ژله مانند میتواننددر گروه پیام یعنی چیزی که هم روح است و
هم ماده قرار گیرد . به عبارتی ژله ها ماده هائی است که به سمت روح میروند .
بهتر است بعداً آن خواب دوباره خوانده شده روی این مساله باز فکر شود . شماره هشتم 21/3/71 : اکنون اداره خلوت است و ...
من در عالم خود داشتم به اخلاق و رفتار مرد و زن فکر میکردم . اینطور توجه پیدا
کردم که باید مرد نوعی عمل و زن نوعی عکس العمل باشد . یعنی زن موجودی است که
بیشتر رفتار او عکس العمل است . ¶ در این صورت میتوان مرد را نوعی کُنِش ، و زن را
نوعی واکُنِش و عکس العمل به حساب آورد . شماره نهم
23/3/71 : دیشب کمی کتاب خواندم و متوجه شدم در یادداشتهای قبلی ام دچار
اشتباه شده ام . من در یکی از یادداشتهایم نوشته ام اعصاب ذائقه از تالاموس
نمیگذرد و نتایجی گرفته ام در صورتی که دیشب متوجه شدم اعصاب بویائی است که از
تالاموس نمیگذرد . البته درست یادم نیست در آن یاداشت چی نوشته ام ولی حتماً در
یادداشتهایم اشتباهاتی هست . شماره دهم 23/3/71 :
اکنون به این فکر افتادم ¶ شاید دِه و روستا به معنی گذشته و قدیمی و مانده
هم باشد یعنی بتواند جانشین کهنه و قدیمی گردد ¶ که البته
این کهنه و قدیمی در رابطه با مغز و بایگانی مغزی دارای مفهوم است . معنی اش
میشود اطلاعات گروه مرد بایگانی شده در مغز که از پیرامون رسیده باشد . شماره یازدهم 26/3/71 : ¶ در بیشتر
یادداشتهایم رئیس و ریاست را به معنی آخرین اطلاعات وارد شده به مغز دانسته ام
در حالیکه الان اینطور برداشت میکنم که باید رئیس جمع تمام اطلاعات وارد شده به
مغز باشد . مثل خواب کار کروموزوم شماره دو که در آن ♂
گفت رئیس کارخانه آرد یا چوب بری است . یا خوابی که در آن رئیس بانک صادرات را
دیدم و میتواند دربرگیرنده تمام اطلاعات گروه مرد موجود در مغز و سیستم مغزی
باشد ، حتی آخرین اطلاعات رسیده به مغز . شماره
دوازدهم 27/3/71 : اکنون فکر کردم برای گروه بندی جسم و روح باید یک
سیستم عمومی و همه جانبه و جود داشته باشد . اول متوجه شدم باید هر چه روی خشکی
و در رابطه با خشکی است در گروه مرد و روح و هر چه مربوط به دریاست در گروه زن
قرار گیرد ولی متوجه شدم این درست نیست چون ¶ ستاره
دریائی به دلیل جاندار بودن در گروه روح و مرد قرار میگیرد . همچنین دلایل دیگری
هم هست که نمیتواند پیشنهاد بالا درست باشد . باید کوشش کنم در اینباره یک قانونمندی
بدست بیاورم مثلاً ¶
یکی از قانونمندی ها میتواند این باشد که جانداران در خوابهای ما در گروه
مرد و روح قرار میگیرند مثل ستاره دریائی و گربه و درخت و سبزه و سوسک ولی فعلاً
نمیتوانم صد در صد چنین نظری بدهم چون امکان دارد مواردی غیر از این هم باشد . شماره سیزدهم 27/3/71 : اکنون خودم را آماده کرده
ام بروم عروسی ♂ پسر ♂ .
برای گذراندن وقت ، خواب و یادداشت 23/1/71 را در رابطه با بیماری ♀
خواندم . دوگانگی مسیب ... و مسیب ... توجهم را جلب کرد همچنین جواب دو پهلوی ♂ .
اگر این خواب پاسخی به توجه و سؤال میباشد باید بگویم بیماری لوپوس تخریب بافت
همبند ( کلاژن ) و نوسازی نشدن این بافت است یعنی این بافت برای نوسازی تخریب
میشود ولی ساخته نمیشود . شماره چهاردهم 2/4/71 : امروز توی اداره یک کلمه
محیط بانی توی روز نامه دیدم . فکر کردم بهتر است سیستم دوگانه مغز خودمان را با
نامهای درون بانی و برون بانی یا مغز درون نگر و مغز برون نگر اسم گذاری کنم و
از این پس چنین اصطلاحاتی را در یادداشتهایم بکار ببرم . شماره پانزدهم 2/4/71 : امر وز عصر متوجه شدم تاریخ
16/11/70 در یادداشت شماره 9 بیاد آمده ها کلمه پا را درگروه زن قرار داده ام در
صورتی که همین کلمه در تاریخ 28/2/71 در گروه مرد قرار گرفته . بدلیل این دو
گانگی روی آن فکر کردم متوجه شدم مورد 28/2/71 صحیح است و باید پا در گروه مرد
قرار گیرد . بعد مطالب خواب چهار راه را در ذهنم مرور کردم و متوجه شدم ... صحیح
آن همان گروه مرد است . من در آن خواب یک جا نوشته ام ( خواب چهارراه ) ♂ را
روی تخت دیدم ، بعد نوشته ام با کمک دست و پاهایم حرکت میکردم و بعد هم صحبتی از
کبوترهای چوبی شده . ¶ از نظر من این سه مورد یکی است و همه آنها معنی
جسم و روح میدهد . ¶
در اصل تمام آنها پیام هستند . ¶ مثلاً کبوتر در خواب قبلی جای پای
خود و پاهای ♂ قرار گرفته در حالی که چوبی جای دست
و تخت آمده . در این صورت باید کلمه پا در گروه مرد قرار گیرد و مورد 16/11/70
غلط است . شماره شانزدهم 3/4/71 : بدنبال
افکار دیروز و دیشب ، اکنون اینطور به ذهنم میرسد . ¶ بال زدن در
رؤیا حرکت با جسم و راه رفتن حرکت با روح است . برای مثال در خواب چهارراه وقتی
داشتم به طرف چهار راه میآمدم جسم و ماده وجود من اصل بوده و به همین دلیل هم
قبل از آن نوشته ام بعد از نگهبانی من نوبت نگهبانی و کار ♂ است . ¶ البته در خواب بعدی هم این راه رفتن با جسم بصورت
پرواز کبوتر تصویر شده . شماره هفدهم 4/4/71
: اکنون به فکر افتادم تحقیق کنم بدنبال
هم بودن صحنه های خواب چگونه است . یعنی در چه شرایطی میتوان گفت دو صحنه دنبال
هم بوده و به هم مربوط است . و یا در چه شرایطی ربطی بهم ندارند . مثال یک :
وقتی توی خواب در یک مکان ایستاده یا نشسته باشیم و از همان نقطه به صحنه هائی با
زاویه های مختلف نگاه کنیم مثل خواب همانند سازی ... که من اول لین سید ♂ بودم
و لین خودمان را دیدم و خاطره مهین یادم آمد . و باز از همان نقطه توجهم به وسط
لین و آن باغچه کاری جلب شد . مثال دو : وقتی در خواب از مکانی ناظر باشیم که
قبل از آن ، از آن نقطه این مکان فعلی
خود را دیده باشیم . باز مثل همان خواب همانند سازی که یک جا سر لین سید ♂
سبقی را دیدم و بعد خودم در سبقی بودم و داشتم لین سید ♂ را
میدیدم . مثال سه : وقتی ما صحنه های متفاوتی از یک مکان ببینیم و آن صحنه ها به
دلایلی مربوط به هم باشند . مثل صحنه های مختلف از یک شهر یا صحنه های مختلف از
یک ساختمان . مثال چهار : وقتی ما در مکانی باشیم که در صحنه قبل از آن فکری و
برنامه ای روی آن داشته ایم مثل خواب چهارراه که در صحنه اول داشتم به طرف
چهارراه میرفتم و صحنه دوم باید همان چهارراه باشد . مثال پنج : وقتی فکری یا
موردی در صحنه قبل از صحنه بعد یا در صحنه بعد از صحنه قبل باشد مثل خواب دوم
چهارراه که اول شنیدم کسانی شعار میدهند و فکر کردم پهلوی مادر ♀
بروم ( ♀ ) و بعد ♀ و آن نوجوان را دیدم . باز
هنگام دیدن آنها میدانستم اینها همانهائی هستند که قبلاً فکرشان بوده ام یا
صدایشان را شنیده ام . بعداً بیشتر مطالعه شود . شماره
هجدهم 4/4/71 : اکنون داشتم روی معنی کلمات مخصوصاً معنی کلمه طاهره فکر
میکردم . به ذهنم رسید در خوابی که موش هائی جاده خوانسار را تمیز میکردند یک جا
طاهره اسمی از جن ها برده و من در خواب میدانستم منظور او از جن موشهائی است که
جاده خوانسار را تمیز میکردند . بعد هم به فکر افتادم جن در ذهن من ( یک بود و
نبود ) است . یعنی هم هست و هم نیست . شماره نوزدهم
6/4/71 : با توجه به خواب ♂ در سال شصت و هشت و تعریف آن برای
من ، و یکی دو خواب خودم حدس میزنم تلفن در گروه زن و گوشی تلفن در گروه مرد
قرار گیرد . بعداً تحقیق شود . شماره بیستم 9/4/71
: دیشب خوابی دیده ام که در آن به ♂ گفته ام دعا کن یا آرزو کن وقتی
مردیم ما را اینجا بیاورند خاک کنند تا با هم فوتبال بازی کنیم . این صحنه از
خواب مرا یاد خواب کار کروموزوم شماره دو در تاریخ 22/4/68 انداخت که در صحنه
اول آن یادم است توپی به طرف من میآمد و من با پا به آن میزدم و کسی میگفت آهسته
یا تند بزن . از نظر من آن خواب و صحبت من با ♂ در
خواب دیشب یک معنی میدهد و آن تماس روحی اطلاعات بایگانی شده در مغز است که باید
باز روی آن مطالعه کنم . و اما مکان اول خواب دیشب ، باید مرده شوی خانه یِ
قبرستان سرپل . رودخانه خواب ، رودخانه تیران در محلی بین مرده شوی خانه و
قبرستان . پل خواب دیشب ، پل بین این دو . و اما جائی که جوانها را دیدم و درگیر
شدم باید قبرستان سرپل باشد . شماره بیست و یکم
11/4/71 : چند روز پیش یک میز تحریر فلزی خریدم به سه هزار و نهصد تومان
و امروز اولین بار است پشت آن نشسته دارم یادداشت مینویسم . هنگام پاکنویس خواب
8/4/71 متوجه مطلبی شدم که مینویسم . در این خواب نوشته ام در مغازه سید ♂
توی بازار سر پوشیده بندر ماهشهر به طرف من گلوله ای پرتاب شد و ... اکنون متوجه
شدم گلوله در اینجا باید به معنی چیزی گرد و کروی باشد و احیاناً این خواب هم
چیزی مانند خواب دولت چیست و ... است و
کشته شدن من در این خواب هم باید همان مردن و مرده خوابهای دیگرم باشد ¶ که در اصل
بی حرکت شدن پیام وارد شده به بدن و انتقال آن به بایگانی مغزی است . شماره بیست و دوم 11/4/71 : در خواب 9/4/71 ¶ منظره پل
توی کوچه ، باید همان مرده شوی خانه محله سرپل در کنار رودخانه باشد . ¶ یعنی جائی
که من در آنجا مرده ام و از مرحله ای به مرحله ای دیگر رفته ام . جالب اینجاست
بگویم در آن خواب و آن صحنه ، سمت راست من در طرف رودخانه جوی بود و از سمت چپ
پل چیزی یادم نیست . یعنی در سمت چپم جوئی ندیدم و آن پل و جوی توی کوچه حالتی
مانند پل روی جوی ( آسیاب پَر ) را داشت که آب از زیر آسیاب بیرون میآمد و الان
خانه ♂ است . شماره بیست و سوم
14/4/71 : اکنون مشغول پاکنویس خواب 12/4/71 با سؤال فرق بین مرده شوی
خانه و قبرستان بودم . در این خواب یک جا نوشته ام من فکر کردم آن موتور را روشن
کنم ولی باز همان زن این کار را کرد . ¶ بر اساس
مسائل خواب شناسی ، من در اینجا باید همان زن بوده باشم . البته اینرا به این
دلیل مینویسم که در اصل من همان زن و آن موتور هستم ولی باز میدانم باید یکی از
آنها ارجعیت داشته و مساله اصلی باشد که با این شناخت من همان زن بوده ام و
موتور در رده دوم قرار میگیرد ( هر چند آن موتور هم باز خودم بوده ام ) . شماره بیست و چهارم 14/4/71 : دیروز صبح ... دختر
برادرم به من زنگ زد خواست در باره منزل ... با من صحبت کنند . قرار گذاشتیم عصر
ساعت سه به بعد بیایند منزلم و آنها آمدند . سه ربع ساعتی اینجا بودند و ... . شماره بیست و پنجم 16/4/71 : میدانم سلول های
مخروطی شبکیه چشم ماده ای ترشح کرده به سلولهای دو قطبی میدهد اما نمیدانم این
ماده چگونه در طول سلسله اعصاب به مغز میرسد ... . شماره
بیست و ششم 20/4/71 : موضوعات مهم نوشته شده با دلایل اثبات شود . 1 - برای
مثال خودمان و ما بودن تصویرهای دیده شده در خواب به این صورت که صدا یا تصویر دیده شده ، ما و خودمان هستیم . الف : ¶ خواب دامن
زرد و خواستن از ♀ که دامنم را ببیند و بعد خودم دیده
ام . ب : ¶ خواب
کار کپسول عدسی چشم تاریخ 27/7/68 که اول دیدم گربه ای توی دیوار خشک شده و بعد
خودم توی دیوار گیر کرده ام . ج : ¶ خوابی که در آن خواستم توجه خواهرم
را به ... جلب کنم و بعد خودم ... را دیده ام . 2 - ¶ رنگ آبی در
گروه زن و رنگ قرمز در گره مرد قرار میگیرد . به یادداشت دیروز مراجعه شود . شماره بیست و هفتم 22/4/71 : پریشب وقتی از خواب
بیدار شدم شماره تلفن دیده شده در خواب یادم بود ولی فراموش کردم بنویسم بعد هم یادم رفت . اینطور میدانم که شماره آن
2082 بود ولی اطمینان صد در صد ندارم . اطمینان صددرصد من روی این مساله است که
شماره اول و آخر آن دو بود . بعد ...
|
|||||||
۱۳۹۴ دی ۲۰, یکشنبه
بیاد آمده ها شماره چهارده : تعداد بیست و هفت عدد
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر