|
1205
|
31/6/71
|
با توجه به افکار ی مثل ... ، ...
و دیو افسانه ای
|
×
|
2
|
2
|
|
662
|
|
♣ چکیده خواب اول : ... ، ساعت دوازده و سی و پنج دقیقه شب . الان از خواب
بیدار شدم داشتم خوابی میدیدم که یادم نیست فقط این صحنه یادم است . مثل اینکه
در جائی بودم و کسی آمد روبروی ما میخواست غذا بخورد و شخصی دیگر میخواست برای
او غذا ببرد ( هردو مرد بودند ) . بعد دیدم آن شخصِ آمده برای غذا خوردن در جائی
جلو ما بالاتر و مثل اینکه بالاتر از دری نشسته ( در محوطه بالای در ) و آن شخص
دیگر میخواهد برای او ظرف برنج ببرد . من افکاری در باره بردن غذا ...
چكيده خواب دوم : ساعت ساعت
پنج و پنج دقیقه صبح . بعد از اینکه دوباره خوابیدم چند بار بیدار شده خواب هائی
دیده بودم اما بلند نشدم بنویسم . یک خواب طولانی با صحنه های روشن اینطور یادم
است . در منزل پدری ام لب خط در همسایگی استاد ♂
بودم و حدوداً پای ایوان ایستاده بودم . فکر میکنم عروسی بود و کسانی دعوت عروسی
بودند و داشتند میآمدند ...
♀ ، ♂ ، ♀
ایستاده بود ، ♂ توی اطاق ، میهمان ، عروسی ،
هندوانه ، خربزه ، من پائین ایوان بودم ، ...
یافته ها : . ¶ . تفسیرها : - . ¶ .
# این خواب ها تکمیل خواهند شد #
|
|||||||
۱۳۹۴ دی ۴, جمعه
با توجه به افکار ی مثل ... ، ... و دیو افسانه ای
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر