۱۳۹۴ دی ۵, شنبه

تفسیر خواب دیشب ( معنی ♀ )

1188
16/6/71
تفسیر خواب دیشب ( معنی )



×

تمام تفسیر : ساعت ده و ده دقیقه صبح . دیشب معنی را سؤال کرده و خوابی دیده ام . نمیدانم خواب دیده شده در رابطه با سؤال است یا نه اما مطلبی جالب در این خواب توجهم را جلب کرده . من در خواب دیشب یک جا را دیده ام و بعد دست توی جیب کوچک کتم کرده ام ( جیب کوچک روی سینه سمت چپ ) و بعد دو عدد پستانک بچه در آورده ام یکی از این پستانک ها معمولی بود ولی یکی دیگر حلقه لاکی پستانک نداشت اما در ته پستانک یک سنجاق بود . من فعلاً هیچ شناختی از مسائل این خواب ندارم ولی یک مورد بخصوص به ذهنم رسیده و آن مربوط بودن مسائل خواب با تصویرهای دیده شده آن خواب است . البته تا کنون موارد مشخص خوابهایم را متوجه میشده ام ولی موارد نا مشخص به ذهنم نمیرسیده غیر از یک مورد که چند روز پیش در باره آن یادداشتی نوشته ام . اما در این مورد . آنچه من از شناخت دارم همکار بودن او با من و بیماری خانم اولش است که اثرات روحی روی من گذاشت و من در جوّ مسائل و بیماری او بودم . سرطان ... گرفت و بعد هم با درد و رنج زندگی را تمام کرد . البته خانم دوم هم سرطان ... گرفت و فوت شد ولی مسائل زن دوم او چندان تأثیری روی من نداشت چون اصلاً او را ندیدم و در جریان مسائل او قرار نگرفتم . تا اینجا که نوشتم مسائل زن اول بود و این قابل قبول است هر وقت در بیداری چشمم به میافتد و یا یاد او میافتم مسائل و برداشتن ... او به ذهنم برسد اما مساله ای که میتواند در رابطه با سؤال دیشب باشد این است که دیشب وقتی سؤال فوق را مطرح کردم نظرم زن بود و های دیگری در ذهنم نبود و این هم بدان دلیل است که چهره او بیشتر از دیگر ها در خوابهای من نمایان شده ولی موضوع اصلی این است که چند روز پیش وقتی با و و به اصفهان رفتیم تعریف کرد دونه ای ( کورک ) روی ... او در آمده که به شوخی گفت یقین سرطان ... گرفته ای و بعد همگی یاد زن و بیماری سرطان ... افتادیم اما موضوع فوری فراموش شد و حرفی دیگر به میان نیامد . حالا این مساله برای من جالب شده که دیشب سؤال من معنی بوده ولی را در خواب دیده و دست توی جیب کوچک کتم که روی سینه سمت چپ است کرده ام و دوتا پستانک ( پستان کوچگ ) در آورده ام و ... این موضوع برایم خیلی جالب شده چون همه چیز مربوط به هم است ولی چیزی از آن سر در نمیآورم . شاید دیشب من در خواب زن بوده ام و شاید ... و هزاران شاید دیگر . تا سرطان مغز نگرفته ام تمام میکنم .

هیچ نظری موجود نیست: