|
1213
|
10/7/71
|
بیاد آمده ها شماره هفده : تعداد
هجده عدد .
|
|
|
|
×
|
|
|
♣ تمام بیاد آمده ها :
شماره اول 19/6/71 : امروز
عروسی ♀ با ♂ برادر♂
است . من دعوت هستم و الان منزل ♂ در ... هستم . میهمانها هنوز نیامده
و خلوت است . این یادداشت را من به عنوان یادبود از چنین روزی نوشتم . شماره دوم 21/6/71 : الان یادداشتی در باره معنی و
علل دیدن قفل وکلید درخواب نوشتم ، بعد هنگام پاکنویس دنباله یادداشت نُه صبح
تفسیر خواب 19/6/71 با سؤال کار غشاء سلول های مخروطی به این مطلب رسیدم که در
قسمت پانزده این یادداشت نوشته ام ¶ شاید بتوان به کسی مغازه دارگفت که
چیزی داده و چیزی بگیرد و این کار میتواند در شرایط پوست بدن پر سلولی یا غشاء
هر سلول باشد ... در دنباله این فکر به ذهنم رسید که در خوابی که در محل منارجنبان
و گورتون بودم ( خواب معنی مربای هویج 12/3/69 ) یادم است به مغازه داری پول
دادم و نوشابه گرفتم . بعد هم کیفم را به طرف ♂
پرتاب کرده و میدانستم دوباره خودم میخواهم بگیرم ، یعنی برداشت من در این خواب
منعکس شده که میتواند برداشت صحیحی باشد . شماره
سوم 24/6/71 : ¶ الان به ذهنم رسید بودن با کسی درخواب درحالی که
او را نمی بینیم نشانه بودن برنامه ای برای ما با معنی و مفهوم آن شخص همراه ما
است و هنگامی که آن برنامه به اتمام رسید ما آن شخص را خواهیم دید مثل خواب خانه
پیرزن و گذشتن من از دیوار تاریخ 1/4/69 که میدانم با ♂
بودم و بعد که از دیوار گذشتم ♂ ( آنسوی مرز ) را دیدم . ¶ یا خواب
کار کروموزوم شماره یک تاریخ 21/4/68 که
میدانستم ♂ با من است و به مسافرخانه میرویم ولی او را ندیدم و
هنگامی که به مسافرخانه رسیدم و توی مسافرخانه بودم ♂ را
دیدم . شماره چهارم 30/6/71 : دیروز تا حالا
فکرم روی ...¶
الان به ذهنم رسید تهرانی هم میتواند درآن خواب آمده باشد یعنی اگر ما تهران را
بصورت ته + ران درک کنیم به مکانی مثل تناسلی در بدن خواهیم رسید که در پایان
ران یا ته ران میباشد . باید بیشتر روی این مسائل فکر کرد چون این یادداشت
میتواند اثبات کند برداشت من از آن خواب درست بوده که نوشته ام من در آن خواب
... بوده ام یا اینکه غلط بوده . شماره پنجم 2/7/71
: امروز مرخصی بودم . اول صبح رفتم ... . شماره ششم
4/7/71 : اکنون یاد خوابی افتادم که از سه گوشه یک دیوار میخواستم بالا
روم 22/4/70 و بعد روی دیوار بودم و سه سیم برق بالای سرم بود . ¶ بنظر من آن
سه سیم برق جانشین سه گوشه دیوار شده و چون سیم برق فلز است و در گروه مرد قرار میگیرد سه گوشه دیوار هم باید در گروه
مرد قرار گیرد . ضمناً فکر میکنم ¶ پیام بودن دیوار یعنی مرد و زن بودن
دیوار به این صورت باشد که وسط دیوار گروه زن و این طرف و آنطرف دیوار یعنی
پایان دیوار گروه مرد باشد اما اگر مساله دیوار را به این صورت فرض کنیم معلوم
میگردد ¶ در
خواب همانند سازی 27/6/68 وقتی من کنار لین سید ♂
بوده ام همان سید ♂ یا گروه مرد بوده ام و یا ¶ در خواب دامن
زرد 11/12/65 وقتی آن کودک (♂ )
توی کوچه جوبشاه چوبی پرتاب کرد وسط چوب گروه زن و این سر و آن سر چوب که نوشته
ام نوک تیز بود باید در گروه مرد باشد ¶ همچنین در
خواب معنی ♂ 24/10/69 که چنین شکلی دیدم (♣ )
باید نقطه پایان و شکست خطوط در گروه مرد و اصل خطوط در گروه زن یا ماده باشد . شماره هفتم 6/7/71 : قبلاً یادم است یادداشت هائی
در باره خارج و خارجی داشته و مطالبی نوشته ام . دیروز تا حالا هم با شناخت بهتر
و تطبیق خواب چهار راه.27/4/68 با خواب دوستم توی فرمانداری 9/2/71 ¶ متوجه شده
ام خارج و خارجی ربطی به بیرون بدن پر سلولی ندارد وخارج و خارجی میتواند سیستم
و بافتی دیگر در بدن باشد . ¶ مثلاً کلمه خارجی آمده در خواب 9/2/71 به معنی
خارج از بدن پر سلولی نیست بلکه منظور خارج از قشر منتشر مغز و در اصل خارج از
تشکیلات مشبک پایه مغزی است ! . بهتر است آن یادداشتها را بخوانم شاید بهتر
متوجه مطلب شوم . شماره هشتم 6/7/ 71 : ¶ شماره های
143 و 145 و 146 آمده درخواب چهارراه 27/4/68 شماره های نوبت ♀
برای رفتن پیش دکتر بوده و همچنین در خواب 9/2/71 با عنوان دوستم توی فرمانداری
. ¶
کارت سفید در دست دوستم در رابطه با سه زبان خارجی بود . ¶ البته چون ♀ و
کاغذ و دست در گروه زن قرار میگیرد باید کدها و رمزهای آمده بصورت اعداد و
همچنین زبان خارجی چیزی باشد در رابطه با زن و گروه زن که جسم و ماده است . ¶ در اصل
باید جسم و ماده پیام آمده از مغز در جریان رؤیا دارای کد و رمز شود . شماره نهم 6/7/71 : با توجه به خواب چهار راه ...
و تفسیرهای آمده در رابطه با آن و همچنین خواب 9/2/71 و تفسیرجالب 5/7/71 در
باره آن و تطبیق این دو با هم ¶ باید آن راهر و یا سالن انتظار دکتر در خواب
چهارراه 27/4/68 سیستم و بافتی مغزی
برای دادن کد و رمز به پیامهای وارده به تشکیلات مشبک باشد . ¶ این سیستم
از نظر من باید در حد فاصل بین قشر منتشر مغز و سلولهای غول پیکر تشکیلات مشبک
قرار داشته باشد و فکر میکنم بتوانم با تحقیق به این سیستم برسم . شماره دهم 7/7/71 : در خواب چهارراه 27/4/68 یکجا
نوشته ام آن کبوترهای چوبی از طرف فرمانداری به هوا فرستاده شده بود و باز نوشته
ام در بدن آنها دستگاهی کار گذاشته شده که دوباره به فرمانداری باز گشت میشده
اند . 1 - ¶ آن
دستگاه در درون بدن این کبوتر های چوبی باید سه رمز و کدی باشد که بصورت شماره
های نوبت ♀ آمده بود. 2 - در مطالعات این دو سه
روز ¶
متوجه شده ام این کد و رمز به سیستم مادی و جسمی پیام داده میشود . 3 - با روی
هم ریختن اطلاعات یک و دو میتوان درک کرد ¶ بدن باید
در گروه جسم و ماده قرار گیرد . 4 - فعلاً نمیتوانم تصمیمی در باره گروه کلمات ،
دستگاه ، 143 ،145 ، 146 و همچنین سه زبان خارجی که هر سه آنها کدها و رمزهاست
بگیرم . شماره یازدهم 7/7/71 : چند روز پیش
توی اداره دکتر ♀ متخصص مغز و اعصاب پیشم آمد . ¶ من در باره
ماده ترشح شده سلولهای مخروطی و همچنین ماده مغزی سؤال کردم ، او اطلاعاتی داد
از جمله گفت ¶
ماده مغزی در جریان خون هم قرار دارد و با خون در گردش است ولی نتوانست در باره
ماده ترشح شده سلولهای مخروطی و اینکه آیا این ماده مستقیماً به مغز میرود یا در
مسیر رسیدن به مغز تغییر مییابد اطلاعاتی بدهد .
شماره دوازدهم 9/7/71 : صبح وقتی داشتم به اداره میآمدم صحنه خوابی به
ذهنم رسید که یک جا توی آب رودخانه ای بودم و آب با آرامی از کنارم میگذشت . بعد
جائی دیگر روبرویم زن جوانی بود ( دختر ) و داشت با من صحبت میکرد . بعد هم
رودخانه دیگر آب نداشت و آن دختر طاقباز کف رودخانه خوابیده بود . خواب عده ای
در صف 8/10/69 . درآن خواب ، بودن من توی آب رودخانه و جریان آن و صحبت آن دختر
با من بی اندازه لذت بخش بود . بعد با این افکار مطالبی یادم آمد . 1 -¶ آب رودخانه
و آن دختر یکی و جریان رودخانه همان حرف زدن آن دختر با من بوده . 2 - ¶ جریان
نداشتن آب همان بی حرکت بودن آن دختر ، ¶ و بی حرکت
بودن آن دختر همان حرف نزدن با من بوده . شماره
سیزدهم 9/7/71 : مطالب متنوع زیادی در مغزم است که بصورت جداگانه در گروه
بیاد آمده ها مینویسم . آخرین مطلبی که به ذهنم رسیده قرار گرفتن ♂ در
گروه پیام است زیرا در خواب دولت چیست و چه ساختاری در وجود من است 28/10/68 او را
دیدم روی کرت و مرزی در حرکت بود . ¶ چون کرت و مرز در گروه پیام قرار
دارد ♂ باید در گروه پیام قرار گیرد . شماره
چهاردهم 9/7/71 : امروز ساعت بالای هفت ونیم شب بود که از کانال دوم
تلویزیون سری جدیدی از برنامه علمی افق پخش شد . در این برنامه در باره ساعت
بیولوژیک بدن اطلاعاتی داده شد که قبلاً من به بعضی از آنها رسیده بودم . بر روی
هم برنامه خوب و جالبی بود . یک جا در این برنامه دو کلمه بیوشیمی و بیوفیزیک
بکار برده شد . من فکر میکنم بیوشیمی در گروه زن و بیوفیزیک باید در گروه مرد
قرار گیرد . شماره پانزدهم 9/7/71 : امشب
بعد از اخبار علمی کانال دوم تلویزیون یک برنامه آموزش ریاضی پخش شد . موقع دیدن
این برنامه این مطلب به ذهنم رسید که ¶ علت ده تائی بودن اعداد و تکرار ده
گانه آن ، ده تائی بودن انگشت دست بوده و این ده انگشت بوده که این طریق شمارش
رواج پیدا کرده . برای مثال اگر دستان انسان مثلاً هشت انگشت داشت اکنون شمارش
اعداد با گردش و تکرار هشت تائی میبود . شماره
شانزدهم 10/7/71 : الان داشتم خواب دیشب را میخواندم ، خواب 10/7/71 که
بر اساس توجه من به ♀ دیده شده . خواب جالبی به نظرم
رسیده مخصوصاً موضوع بودن ریگ توی کفشم . باید یادداشت جداگانه ای درباره مسائل
اخلاقی آن بنویسم ولی فعلاً اینطور به ذهنم میرسد موارد گروه مرد در سمت چپ مثل
همین ریگ توی کفش سمت چپم باید پیامهای گروه مرد در رابطه با گروه زن معنی دهد
همچنین موارد گروه زن در سمت راست من باید معنی جسم و ماده در رابطه با گروه مرد
باشد . البته باید بعداً این موضوع را بیشتر بشکافم . شماره
هفدهم 10/7/71 : دیشب درهمان خواب در دست مردی تفنگ دیده ام . بعد متوجه
شده ام آن تفنگ چوب قلاب ماهیگیری است . بنظر من 1 - ¶ در این
خواب تفنگ و چوب قلاب ماهیگیری جانشین هم شده و هر دو یک معنی میدهند . 2 - ¶ چون قبلاً
تفنگ را در گروه ماده و جسم قرار داده ام چوب قلاب ماهیگیری هم در گروه جسم و
ماده قرار میگیرد 3 - تفنگ وسیله ای است که با آن دیگران کشته میشوند . چوب قلاب
ماهیگیری هم چیزی همانند تفنگ است چون ماهی شکار میکند . شماره هجدهم 10/7/71 : درستی صحنه های غیر عادی
این خواب بصورت شناختی در کلاسور شناخت یادداشت شود مثل تفنگ و جانشین آن چوب
قلاب ماهیگیری .
|
|||||||
۱۳۹۴ آذر ۲۴, سهشنبه
بیاد آمده ها شماره هفده : تعداد هجده عدد .
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر