1341
|
30/11/71
|
کوچه (kuche ) ، نقشه و کروکی منزلمان
|
2
|
2
|
739
|
||
♣ چکیده خواب اول : ساعت شش بامداد ، يادم است ... حسين را توي كوچه شايد
جلو منزل ♂ و دايزه ديدم ، به طريقي خاص لبه جائي كه شايد لبه سكو
مانند يك ماشين سواري بود نشسته و از من سراغ ♀ را
ميگرفت و من مثل اينكه به او گفتم ♀ توي منزل است و او گفت
پانزده روز است ♀ را نديده و ميخواهد او را ببيند ...
، به من گفتند دو نفر سیاهپوست سراغ مرا
ميگيرند ، جائي مثل پيچ كوچه سقاخانه به طرف خانه ♀ ،
سياهي آنها مثل سياهي مردم زنگبار ، اصغر ... يا ... حسن يا پسر عمويم ، يكي از
اين سه نفر همراه من آمده بود ، چون خارجي بودن حرف آنها حالي من نميشد ، آيا
شما در ذوب آهن كار ميكنيد ، يك نفر مرد خارجی دیگر كه سياهپوست نبود به جمع ما
اضافه شد ، او خارجي و با ريخت و قيافه تقريباً آمريكائي بود ، ...
چكيده خواب دوم : در جائي مثل
كوچه بن بست جلو منزل پدري در تيران بودم و نگاهم به طرف ته كوچه بن بست بود ،
در اينجا ديدم وسط كوچه يك باجه سنگی ( ديواري سنگي بصورت باجه ) در وسط كوچه بصورتي
است كه مقابل من از سمت چپ به ديوار و سمت راست آن تا وسط كوچه آمده و بعد تا
آخر كوچه ته بن بست ادامه دارد ... ، ♂ ، كروكي
منزل و انحصار وراثت ، پوستر يا آگهي چاپي رنگي ، علامت شمال ، kuche، عینک ، نور
، ماشین دوج يا وانت سرپوشيده ، چند مأمور انتظامی ، ...
یافته ها : . ¶ . تفسیرها : - . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۴ آبان ۲۲, جمعه
کوچه (kuche ) ، نقشه و کروکی منزلمان
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر