|
1362
|
18/12/71
|
فرق دست و پا چیست
|
×
|
1
|
1
|
|
655
|
|
♣ تمام خواب : ساعت شش و ده دقیقه صبح . دیشب تا حالا چندین بار خواب و
بیدار شده ام ولی یادم نبود سؤالی کرده باشم ، الان هم که از خواب بلند شدم تا
این یادداشت را نخواندم نمیدانستم چه سؤالی کرده ام . یک بار دیشب خوابی دیده
بودم ولی یادم رفته . همین آخرهای خواب یادم است خواب دیدم جائی مثل منزل سابق
دایزه ♂ بودم . تقریباً جائی مثل جلو ایوان اطاق ♂ و ♀ .
جلو ایوان با دختر نوجوانی ایستاده بودیم . او آشنا و اقوام بود ولی الان یادم
نیست چه کسی بود . اول یادم است اوطرف ایوان و من طرف حیاط بودم . محل ایستادن
او تقریباً جلو ایوان وجلو محل ورود به خانه بود . میدانستم کسی توی خانه نیست و
ما دو نفر تنها هستیم . بصورت دوستانه نزدیک او رفتم ، دلم میخواست او را بغل
بگیرم او هم چنین چیزی میخواست . چون دیدم او هم بدش نمیآید با دو دستم کتف و
شانه او را از سمت چپ او در بغل گرفتم . او هم خودش را توی بغلم کشید و سرش را
نزدیک سینه ام آورد و تقریباً روی سینه ام گذاشت ، حرفی زد که مفهوم آن تقریباً
به این صورت بود که میخواست به من بگوید میداند چرا زن نگرفته ام . او با حالتی
دوستانه و علاقه مندانه میخواست به من بنمایاند که به دلیل مرد نبودن زن نگرفته
ام . البته این حرف را مستقیماً نمیگفت ولی در لفافه و چسباندن خودش به من میگفت
. من اول تصمیم نداشتم از نظر سکسی و جنسی با او ور بروم فقط از نظر دوستی او را
بغل گرفتم ، ولی با این حرف او هوس کردم حالا که توی خانه کسی نیست و او هم آمادگی
دارد کمی به او ور بروم . البته تصمیم نداشتم با او ... کنم بلکه فکر کردم بهتر
است لباس خودم و او را در بیاورم وخودم را بیشتر به او بچسبانم تا داشتن ... را
احساس کند . نظر من چسبیدن و روی او افتادن با شورت و مایو بود یعنی میخواستم من
با شورت باشم و او با مایو . در این حال داشت کم کم ... بلند میشد اما
لباسهایمان مانع این بود که او احساس تماس ... را با خودش بکند . به همین دلیل
همانطور که او در بغلم بود او را به سمت اطاق دایزه ♂
سمت جنوبی حیاط آوردم . صحنه بعد یادم است جائی توی اطاق دایزه ♂
بودیم . در اینجا یادم است ... . هرچند میدانستم او دختر نوجوان وآشناست اما ضمن
درآوردن لباس ناراحت آمدن کسی یا کسانی هم بودم و فکر میکردم کاش کسی نیاید . در
اینجا یادم است همینطور که جلو درب توی اطاق ایستاده بودم و لباسم را بیرون
میآوردم به بیرون و حدود جلو ایوان و اطاق ♂ و
محل ورود به حیاط هم نگاه میکردم . دیدم♂ از توی
دالان وارد حیاط شد و به طرف ما آمد . فاصله ما و دالان خیلی زیاد بود و من
فکرکردم تا آمدن ♂ خیلی طول میکشد . ولی همین دیدن ♂ مرا
به شک و دو دلی انداخت که نکند نتوانم کارخودم را بکنم و تصمیمم را اجرا کنم .
بعد مسائل بودن شخص یا اشخاصی بر مسائل فکری چربید و توجه من بیشتر به مسائل
بیرون از اطاق جلب شد تا درون اطاق و آن دختر . در اینجا در حالی که اول یادم
است بخوبی ... بلند شده بود و داشتم لباسم را در میآوردم ، با دیدن ♂ و
ترس آمدن او به طرف ما از فکر و لذت در کنار آن دختر بودن خارج شدم و به در آوردن
لباس خودم سرعت دادم ! . در این حال که انتظار داشتم ♂
توی منزل بیاید ( اطاق ) این فکر را هم داشتم تا او میآید بیاید خیلی طول میکشد
. یادم است یک بار از در اطاق به بیرون و سمت چپ نگاه کردم شاید یکی دو سه تا
نوجوان پسر توی حیاط نزدیک راهرو کناری اطاق دایزه ♂
دیدم . مثل اینکه آنها گفتند♂ با دایزه ♂ از
توی راهرو مشغول حرف زدن بوده و رفته اند طرف صحرا . من فکر کردم تا دایزه ♂ و ♂
میآیند حرفهایشان را بزنند و برگردند خیلی طول میکشد ولی باز همین احساس بودن
آنها در آن نزدیکی مرا از فکر آن دختر و کارم غافل کرده بود . ♠
یافته ها : . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : خانه دایزه ♂ در سرپل : : پوست بالا تنه
بدن از جمله پوست کف دست و انگشتان 12.399 . ¶ . تفسیرها : - . ¶ . رؤیا و برنامه داده شده به مغز : خواب در پاسخ به سؤال و در
رابطه با کار دستها و پاهاست . ¶ . ذرات بنیادی : دست : : ذرات بنیادی موج. ∞ . پا : : ذرات
بنیادی جاذبه 3/2/72 . ¶ . علمی / وظایف وکار
: امروز هنگام وارد کردن خواب فرق دست و پا تاریخ 18/12/71 در وبلاگ متوجه شدم
مدیریت و نظارت بر دستهای ( ما انسان های کوانتوم مانند ) پرده های مغز و پوست
بدن ، و درکوانتوم غشاء کوانتوم است . اما مدیریت و نظارت بر پاهای ما با مغز میانی
است که در کوانتوم لایه قرمز کانون کوانتوم میباشد 20/8/94 . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۴ آبان ۱۹, سهشنبه
فرق دست و پا چیست
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر