۱۳۹۴ آبان ۱۹, سه‌شنبه

فرق دست و پا چیست

1362
18/12/71
فرق دست و پا چیست
×
1
1

655
تمام خواب : ساعت شش و ده دقیقه صبح . دیشب تا حالا چندین بار خواب و بیدار شده ام ولی یادم نبود سؤالی کرده باشم ، الان هم که از خواب بلند شدم تا این یادداشت را نخواندم نمیدانستم چه سؤالی کرده ام . یک بار دیشب خوابی دیده بودم ولی یادم رفته . همین آخرهای خواب یادم است خواب دیدم جائی مثل منزل سابق دایزه بودم . تقریباً جائی مثل جلو ایوان اطاق و . جلو ایوان با دختر نوجوانی ایستاده بودیم . او آشنا و اقوام بود ولی الان یادم نیست چه کسی بود . اول یادم است اوطرف ایوان و من طرف حیاط بودم . محل ایستادن او تقریباً جلو ایوان وجلو محل ورود به خانه بود . میدانستم کسی توی خانه نیست و ما دو نفر تنها هستیم . بصورت دوستانه نزدیک او رفتم ، دلم میخواست او را بغل بگیرم او هم چنین چیزی میخواست . چون دیدم او هم بدش نمیآید با دو دستم کتف و شانه او را از سمت چپ او در بغل گرفتم . او هم خودش را توی بغلم کشید و سرش را نزدیک سینه ام آورد و تقریباً روی سینه ام گذاشت ، حرفی زد که مفهوم آن تقریباً به این صورت بود که میخواست به من بگوید میداند چرا زن نگرفته ام . او با حالتی دوستانه و علاقه مندانه میخواست به من بنمایاند که به دلیل مرد نبودن زن نگرفته ام . البته این حرف را مستقیماً نمیگفت ولی در لفافه و چسباندن خودش به من میگفت . من اول تصمیم نداشتم از نظر سکسی و جنسی با او ور بروم فقط از نظر دوستی او را بغل گرفتم ، ولی با این حرف او هوس کردم حالا که توی خانه کسی نیست و او هم آمادگی دارد کمی به او ور بروم . البته تصمیم نداشتم با او ... کنم بلکه فکر کردم بهتر است لباس خودم و او را در بیاورم وخودم را بیشتر به او بچسبانم تا داشتن ... را احساس کند . نظر من چسبیدن و روی او افتادن با شورت و مایو بود یعنی میخواستم من با شورت باشم و او با مایو . در این حال داشت کم کم ... بلند میشد اما لباسهایمان مانع این بود که او احساس تماس ... را با خودش بکند . به همین دلیل همانطور که او در بغلم بود او را به سمت اطاق دایزه سمت جنوبی حیاط آوردم . صحنه بعد یادم است جائی توی اطاق دایزه بودیم . در اینجا یادم است ... . هرچند میدانستم او دختر نوجوان وآشناست اما ضمن درآوردن لباس ناراحت آمدن کسی یا کسانی هم بودم و فکر میکردم کاش کسی نیاید . در اینجا یادم است همینطور که جلو درب توی اطاق ایستاده بودم و لباسم را بیرون میآوردم به بیرون و حدود جلو ایوان و اطاق و محل ورود به حیاط هم نگاه میکردم . دیدم از توی دالان وارد حیاط شد و به طرف ما آمد . فاصله ما و دالان خیلی زیاد بود و من فکرکردم تا آمدن خیلی طول میکشد . ولی همین دیدن مرا به شک و دو دلی انداخت که نکند نتوانم کارخودم را بکنم و تصمیمم را اجرا کنم . بعد مسائل بودن شخص یا اشخاصی بر مسائل فکری چربید و توجه من بیشتر به مسائل بیرون از اطاق جلب شد تا درون اطاق و آن دختر . در اینجا در حالی که اول یادم است بخوبی ... بلند شده بود و داشتم لباسم را در میآوردم ، با دیدن و ترس آمدن او به طرف ما از فکر و لذت در کنار آن دختر بودن خارج شدم و به در آوردن لباس خودم سرعت دادم ! . در این حال که انتظار داشتم توی منزل بیاید ( اطاق ) این فکر را هم داشتم تا او میآید بیاید خیلی طول میکشد . یادم است یک بار از در اطاق به بیرون و سمت چپ نگاه کردم شاید یکی دو سه تا نوجوان پسر توی حیاط نزدیک راهرو کناری اطاق دایزه دیدم . مثل اینکه آنها گفتند با دایزه از توی راهرو مشغول حرف زدن بوده و رفته اند طرف صحرا . من فکر کردم تا دایزه و میآیند حرفهایشان را بزنند و برگردند خیلی طول میکشد ولی باز همین احساس بودن آنها در آن نزدیکی مرا از فکر آن دختر و کارم غافل کرده بود .    
یافته ها : . . گفتمان خواب و بیداری : خانه دایزه در سرپل : : پوست بالا تنه بدن از جمله پوست کف دست و انگشتان 12.399 . . تفسیرها : - . . رؤیا و برنامه داده شده به مغز : خواب در پاسخ به سؤال و در رابطه با کار دستها و پاهاست . . ذرات بنیادی : دست : : ذرات بنیادی موج. . پا : : ذرات بنیادی جاذبه 3/2/72  . . علمی / وظایف وکار : امروز هنگام وارد کردن خواب فرق دست و پا تاریخ 18/12/71 در وبلاگ متوجه شدم مدیریت و نظارت بر دستهای ( ما انسان های کوانتوم مانند ) پرده های مغز و پوست بدن ، و درکوانتوم غشاء کوانتوم است . اما مدیریت و نظارت بر پاهای ما با مغز میانی است که در کوانتوم لایه قرمز کانون کوانتوم میباشد 20/8/94 . .

هیچ نظری موجود نیست: