|
1275
|
10/9/71
|
بزرگ شدن ابعاد کوچک در خواب
|
|
|
|
×
|
|
|
♣ تمام یادداشت و
یافته ها : ساعت هشت و چهل و پنج دقیقه
صبح . ... ، یادم است در یکی دو خواب دیگر و همین خواب کارسلول های دو قطبی
4/9/68 ¶
متوجه شده ام صحنه های خواب بصورت خاصی دنبال هم و یکی است ¶ وآن
بزرگ شدن یک صحنه کوچک درصحنه ای دیگر است . برای مثال در همین خواب کار سلولهای
دو قطبی یک جا دیده ام ♂ روی پارچه ای دارد خاک و پِهِن وعلف
میریزد ، و در جائی دیگر یک طوری چهارخانه درشت دیده ام که توی آن سیب زمینی و
بادام زمینی بوده . یک مورد دیگر هم از این خواب بیاد دارم و آن تکان خوردن این
بار و بسته در بین راه ، و ریختن بعضی از آن سیب زمینی یا بادام زمینی ها است .
اما تا آنجا که دریافته ام ¶ آن طوری با چهارخانه های درشت همان
پارچه ای است که روی آن خاک ، پهن ، و علف بار شده ، یا همان فرش است که تکانده
میشود . ¶ اصل
موضوع در این خواب رساندن این مساله است که در جریان حمل و نقل اطلاعات از
سلولهای دو قطبی تا قشر منتشر بعضی از اطلاعات به سیستم های مختلف وارد شده به
آخر نمیرسند . در مرحله اول یادم است♂ روی پارچه
ای پِهِن ، خاک ، و علف میریخت . ¶ به نظر من جور بودن پارچه و
آن مواد به این دلیل است که مقداری از این مواد در جریان حمل و نقل آن پارچه
ازآن بیرون میریزد و مغز من در خواب خیلی خوب این دو مورد را با هم جور کرده .
زیرا ¶ اگر
در این پارچه سیب زمینی و بادام زمینی ریخته میشد مسلماً تا آخر خط و پایان حمل
ونقل هیچیک از آن سیب زمینی یا بادام زمینی ها بیرون ریخته نمیشد و مغز من دو
چیز متناسب را برای این کار انتخاب کرده . اما در صحنه بعد آن پارچه بصورت درشت
تر و بزرگتر نشان داده شده (♣
) و مسلماً اگر مغز من باز خاک و علف و پهن توی آن نشان میداد پیام اصلی درک
نمیشد و تا آخر خط تمام آن خاک ها و پهن ها از آن طوری بیرون ریخته میشد . لذا ¶ در
اینجا مغز من برای محتوای این طوری که جانشین آن پارچه شده سیب زمینی و بادام
زمینی به تصویر کشیده ، زیرا با بودن اینها در این طوری در بین راه کمی از آنها
( نه همه آنها ) بیرون میریزد . ¶ یعنی همان کاری انجام میشود که با
حمل آن پارچه انجام میشد . البته هر دو این موارد باز در صحنه بعدی بصورتی دیگر
ظاهر شده . ¶ درآنجا
این طوری با محتویات آن و یا آن پارچه با محتویات آن بصورت فرش محتوی خاک نشان
داده شده . مسلماً هر فرش را اگر ما تکان بدهیم مقداری خاک ( نه همه خاکهای آن )
از آن بیرون میریزد و باز در این صحنه هم منظور خواب بصورتی دیگر نمایانده شده .
¶ آنچه
منظور من از نوشتن این یادداشت بود همین بزرگتر نشان دادن یک صحنه کوچک است ،
باید این موضوع بیشتر مورد توجه من برای تفسیر خوابهایم قرار گیرد . مثلاً یادم
است در یک خواب زنی را دیدم که روی صورت خود طوری چهارخانه ای کشیده بود . خواب
... باید توجه بیشتری کنم چون ¶ با این شناختی که دارم پیدا میکنم
باید بعد یا قبل از آن صحنه در آن خواب مورد یا مواردی پیدا کنم که آن طوری با
خانه های ریزتر یا درشت تر نمایانده شده باشد . یا چیزهائی نزدیک به این مساله
در آن خواب پیدا شود . میدانم اگر به رمز و راز خواب و رؤیا دست یابیم به دنیائی
شگفت بر خواهیم خورد هر چند من هر روز به این شگفتیها برمیخورم .
|
|||||||
۱۳۹۴ آذر ۳, سهشنبه
بزرگ شدن ابعاد کوچک در خواب
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر