|
1424
|
9/3/72
|
فرق تناسلی زنانه و مردانه
|
×
|
1
|
1
|
|
779
|
|
♣ تمام خواب : ساعت شش و بیست دقیقه صبح . الان بیدار شدم خوابهای روشن
و زیبای زیادی بطور سریال دیده ام ولی الان غیر از دو صحنه آخر چیزی یادم نیست .
بعد از یک داستان طولانی و دیدن صحنه هائی در دنباله آن وارد محوطه ای باز شدم .
دیدم کمی جلوتر از من ، ♂ برادر ♂
بایک کت و شلوار سفید شیری رنگ و تیپ خیلی عالی ، جلو من دارد با کسی صحبت میکند
و میخواهد کاری برای او بکند . اینطور درک کردم شاید بخواهد برای او چیزی به
شهرستان ببرد که تقریباً به نظر میآید در فکرم همان بندر ماهشهر و معشور کهنه
بود . آن شخص حرفش این بود مزد این کار را به او خواهد داد ولی ♂
میگفت اصلاً حرفش را هم نزن و برنامه داشت بصورت دوستانه این کار را بکند . بهر
صورت صحبتی این چنینی داشتند . در این موقع من داشتم به طرف آنها میرفتم . البته
زمین و فضا و مسائل آن بنظر من اطراف و کنار یک شهر کوچک بود و چیزی هم از شور
بودن زمین و خاک زمین میدانستم یعنی فضا و مکان اینطور به نظرم رسید . ♂ در
سمت جنوب غربی در دید و نظر من بود و بین من و او محوطه خیلی کم سرازیری بود .
همینطور که من به طرف آنها رفتم و ♂ با آن تیپ داشت با آن دیگری صحبت
میکرد متوجه من شد . من میخواستم آشنائی ندهم ببینم مرا میشناسد یا نه چون سالها
است همدیگر را ندیده ایم . او وقتی چشمش به من افتاد حالت تفکرانه شادی به خودش
گرفت و شروع به گفتن نام من کرد و اینکه مرا میشناسد ولی با معطلی و بطور مقطع
نام مرا بیان کرد . او گفت ♂ ، ♂ ، ♂ و
این سه کلمه را بطور مقطع و با حالت شک به یقین ادا کرد . من مثل اینکه همانطور
که بطرف او میرفتم گفتم ♂ و خیلی خوشحال بودم از اینکه بعد از
سالها او را میبینم او هم از دیدن من خوشحال بود ، بهر صورت تیپ و چهره زیبا با
سن و سال چهل پنجاه داشت . در اینجا یادم است نمیدانم با او یا بدون او در همان
محوطه بطرف چند نفر در سمت شمال غربی رفتم که دیدم دارند از توی گودالی از توی
زمین ماهی میگیرند . من همینطور که داشتم جلو میرفتم فکر کردم چطور اینجا ماهی
هست ، و وقتی به گودال وآنها رسیدم دیدم گودالی که حدوداً یک متر هم نیست بصورت
چهار گوش توی زمین است و این گودال آب کمی هم دارد و فکر کردم نمیتواند ماهی
داشته باشد . بعد متوجه شدم زیر زمین بطرف آن جوانهائی که قلاب ماهیگیری توی آب
انداخته اند گودال گودتر است . یعنی میشود گفت زیرِ زمین محل ایستادن آنها در
کنار گودال ، گودال گودتری بود . من میدانستم آب این گودال اول ، و آن گودال
گودتر چهارگوش زیر زمین زیر پای آنها ، به دریا راه دارد . دریا را هم اینطور
میدانستم که در سمت جنوب و پشت سر من است . ولی میدانستم این گودالهای توی هم به
دریا راه دارد . آنوقت بود که فکراً قبول کردم میتواند این گودال ماهی داشته باشد
در صورتی که اول فکر کردم نمیتواند ماهی داشته باشد . بعد همینطور که اینجا
روبروی گودال چهارگوش رو به سمت شمال ( کمی مایل به غرب ) ایستاده بودم توجهم به
گودال زیر زمین زیر پای آن جوان یا جوانان ماهی گیر جمع شد . دیدم آنها نخی توی
آب توی دستشان است که میدانستم سر این نخ قلاب ماهیگیری است . این نخ اول توی
این آب گودال کم عمق بود و بعد دنباله آن توی گودال گودتر توی زمین زیر پایشان .
در اینجا دیدم مثل اینکه ماهی گرفتند و کشیدند بالا و انداختند همانجا که
ایستاده بودند . در این حال من دیگر جای آن ماهیگیران ماهی دیدم به این صورت :
اول دیدم ماهی یِ گرفته شده انداخته شد روی زمین آنطرف گودال روبروی من ، و این
ماهی ها سه عدد است که هر سه توسط چوبی یا نیزه ای گرفته شده ، یعنی دیدم نیزه
کوتاهی در درون بدن هر سه ماهی هست و فکر کردم چرا اینطوری است زیرا یا باید نخ
باشد یا آن نیزه ولی بهر صورت یک نیزه کوچک توی دهان ماهی بزرگتر دیدم . اول سه
ماهی دیدم و بعد توجهم به ماهی بزرگتر جلب شد که نیزه توی دهان او فرو رفته بود
. آن ماهی همینطور که روی زمین افتاده بود داشت تکان جان کندن میخورد و بطرف
گودال روی زمین سُر میخورد . فکر کردم ممکن است بیاید بیفتد توی گودال ولی چنین
نشد و همانجا بالای گودال ( جای آن ماهیگیران ) کم کم بی حرکت شد . در چنین
موقعی من میدانستم کسانی دیگر هم اطراف من و گودال هستند . ولی من توجهم فقط به
گودال با آن ریخت و سیستم و آن ماهی ها و مخصوصاً آن ماهی بزرگتر و نیزه توی
دهان او و دیگر مسائل جمع بود . به نظرم در اینجا هنوز ♂
بود ولی در دید و نظر من نبود و اگر هم بود در جائی پشت سر من بود . من در اینجا
یک بار توجهم به آخوندی ( سیدی با عمامه سیاه ) جلب شد که دیدم سمت چپ من
ایستاده و اینطور حس کردم توجه او به من جلب است ، در حالی که من توجهم به آن
حوضچه یا گودال توی زمین جلب بود که فکر میکردم به دریا راه دارد ( آب آن آب دریا
است ) ساعت شش و پنجاه دقیقه صبح . ♠
افکار و رفتارهای قبل از خواب :
ساعت دوازده و هفت دقیقه شب . امروز عصر مقداری پاکنویس کردم و الان بیست دقیقه
ای قدم زدم و روی خیلی از مسائل فکر کردم . تصمیم گرفته بودم سؤالی طرح کنم و
همه گونه فکری کردم و عاقبت الان تصمیم گرفتم سؤال کنم آلت تناسلی زن و مرد چه
فرقی دارند . این سؤال به این دلیل میشود که در خوابهایم تناسلی مردانه و زنانه دیده
ام . امشب میخواهم بدانم فرق این دو چیست . میخواهم بدانم از نظر مغز من این دو
دستگاه تناسلی چه فرقی دارند .
یافته ها : . ¶ . همانند و یکی بودن : ♂ : : گودال آب
کوچکتر 2.86 . ¶ . همانند و یکی بودن : ♂ : : گودال آب
بزرگتر 2.87 . ¶ . همانند و یکی بودن : بندر ماهشهر : : ♂ 2.87 . ¶ . همانند و یکی بودن : معشور کهنه : : ♂ 2.87 . ¶ . معانی و مفاهیم : ♂ : : با توجه به خواب 9/3/72 با سؤال
فرق آلت تناسلی زنانه و مردانه ودیدن ♂ و ♂ که
سمبلی برای آلت تناسلی مرد و زن بوده اند و با توجه به کار گلانس پنیس که دریافت
احساس از پیرامون و نگهداری موقت آن است و با توجه به ... میتوان پذیرفت کلمه
امین و ♂ در خوابهای مطرح شده به معنی نگهدارنده و حافظ چیزی بودن است ،
در اصل امین یا ♂ حالت نگهداری و نگاهبانی اطلاعات رسیده به
گیرنده های حسی حرکتی مانندتناسلی و سلول های مخروطی چشم است 3.28 . ¶ . من یا دیگران : من در این خواب هنگام رفتن به سمت ♂ که
نمادی برای تناسلی زنانه بوده ♂ یا تناسلی مردانه بوده ام . ¶ . من یا دیگران 29/11/74 : من تناسلی مردانه و ♂ تناسلی
زنانه بوده 6.13 .
¶ . گفتمان خواب و بیداری : ♂ : : آلت تناسلی مرد 12.122 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : ♂ : : آلت تناسلی زن . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : شهر : : آلت تناسلی زنانه و مردانه . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : پیرامون شهر : : پیرامون تناسلی زنانه و مردانه . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : سرازیری بین من و ♂ : : حد فاصل بین تناسلی مردو تناسلی زن . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : ♂ : : آلت تناسلی مرد با شناخت آلت تناسلی مرد . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : ♂ : : آلت تناسلی مرد با شناخت آلت تناسلی زن . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : گودال آب کوچکتر : : آلت تناسلی مرد . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : گودال آب بزرگتر : : آلت
تناسلی زن . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : دریا : : پیرامون بدن . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : گرفتن ماهی از توی گودال : : گرفتن احساس از تناسلی زن . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : جوان ماهیگیر : : فضای غاری شکل مرکزی پنیس . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : دوجوان دیگر ماهیگیر : : دو فضای غاری شکل طرفین پنیس . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : ماهی : : احساس دریافتی از تناسلی زن . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : نخ توی گودال کم عمق و دنباله اش توی
گودال بزرگتر : : ارتباط احساسی
داشتن بین آلت تناسلی مرد و زن . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : سه ماهی دیده شده : : سه فضای غاری شکل تناسلی مرد. ¶ . گفتمان خواب و بیداری : دهان ماهی : : سوراخ تناسلی مرد . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : نیزه کوچک توی دهان ماهی بزرگتر : : پیشابراه تناسلی مرد . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : ماهی و تکان جان کندن : : تناسلی مرد در لحظه انزال . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : مردن ماهی : : شل و بی حرکت شدن تناسلی مرد . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : سر ماهی بزرگتر : : گلانس پنیس . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : برادری ♂ و ♂ : : برادری پیامهای مردانه تناسلی مرد و زن . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : بندر ماهشهر :
: پنیس .
¶ . گفتمان خواب و بیداری : معشور کهنه : :
تناسلی زن 12.127 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : حومه شهر : :
پیرامون دستگاه تناسلی12.134 . ¶ . تفسیرها : - . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۴ آبان ۱۶, شنبه
فرق تناسلی زنانه و مردانه
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر