۱۳۹۴ آذر ۸, یکشنبه

تفسیر جامعی درباره معنی کوچه

1261
26/8/71
تفسیر جامعی درباره معنی کوچه



×

تمام تفسیر : ساعت دوازده ظهر . تا کنون دریافته بودم کوچه ، خیابان ، ماشین ، هوا و مانند آن دارای یک معنی است و در خواب جای هم ظاهر میشوند ولی تا کنون درک نکرده بودم معنی اصلی اینها چیست . مثلاً چرا من توی یک کوچه هستم و بعد توی کوچه ای دیگر تا اکنون که داشتم خواب چهارراه را میخواندم . در این خواب بعد از دیدن زنی که او را میدانستم و در حال گریه بود نوشته ام توی کوچه ای دیگر رفتم و در آنجا یک خیلی کم نوجوان دیدم . این مساله مرا به فکر واداشت که کوچه باید یک سیستم خاص و یک مجموعه سلولی در بدن باشد زیرا میدانم آن زن و گریه او فعالیت و کار سلولهای ماده سیاه و کار آن نوجوانان کار و فعالیت سلول های هسته های سجافی است . پس وقتی نوشته ام در کوچه ای دیگر بودم یعنی در سیستم حیاتی دیگر و در حوزه عمل و فعالیت یک مجموعه سلولی دیگری بوده ام ، و چون کوچه و خیابان و ماشین و هوا و ...دارای یک معنی است باید عوض شدن هر کوچه عوض شدن کار و فعالیت یک سیستم در بدن باشد . مثلاً وقتی آن زن را در حال گریه میدیدم باید در حوزه فعالیت سلولهای ماده سیاه باشم و بعد وقتی آن نوجوانان را دیدم باید در حوزه فعالیت هسته های سجافی باشم که به این ترتیب آن نوجوانان جای آن کوچه قرار گرفته اند و در اصل آن کوچه بوده اند . با این شناخت افراد هم میتوانند جای کوچه و خیابان قرار گیرند ، و اگر به همین ترتیب جلو برویم همه چیز جای همه چیز قرار میگیرد تا برسیم به همان سه مورد جسم و روح و پیام . البته چون پیام مجموعه جسم و روح است باز مساله برمیگردد به جسم و روح . در خواب چهار راه یک جا نوشته ام آن کبوترها جان نداشتند . بهتر است روی این مساله جان توجه بیشتری بکنم . در مورد عوض شدن سیستم هم که الان به آن رسیدم بهتر است بیشتر مطالعه شود و معلوم گردد در چه موقعی سیستم عوض میشود و در چه موقعی صحنه دیده شده تکرار صحنه قبل است . نتیجه ای که امروز و الان میگیرم این است . هر گاه توی خوابی نوشته ام توی کوچه ای دیگر بودم معنی اش این است در حوزه فعالیت بافت یا سیستم حیاتی دیگری بوده ام که البته میتواند مربوط به قبل هم باشد . یک مورد دیگر هم در رابطه با این خواب چهارراه الان یادم آمد که باید بعداً بیشتر مطالعه شود و آن مشخص بودن آینده خواب در خواب است . یعنی خواب ما بی رویه دیده نمیشود و صحنه ها بصورت بی رویه دنبال هم نیست بلکه حتی صحنه هائی که در آینده باید تصویر شوند در برنامه خواب قرار دارد . دلیل من این صحنه این خواب است که اول دیدم کسانمی شعار میدهند در حالی که آنها را ندیدم و بعد آن زن را دیدم گریه میکرد و پس از آن ، آن جوانان را دیدم شعار میدهند ، یعنی اینها همانهائی بودند که در صحنه قبل صدای آنها را شنیده بودم . کلاً نتایجی که از این قسمت میگیرم یکی پیدا شدن تصاویر در خوابهای ما بر اساس برنامه از قبل معین شده است و یکی اینکه میتواند چند سیستم در یک سیستم تصویر شود . برای مثال آن زن و آن نوجوانان و ... همه همان چهارراه است در حالی که هرکدام جدا هستند . در جائی دیگر نوشته ام آن نوجوانان از طرف فرمانداری آمده بودند . البته من تا کنون میدانستم فرمانداری همان استانداری و استانداری همان دولت است ولی محدوده فعالیت دولت را نمیدانستم و فکر میکردم ممکن است دولت فقط قشر منتشر مغز باشد ولی چون آن نوجوانان هسته های سجافی موجود در تشکیلات مشبک پایه مغزی هستند باید این هسته ها در رابطه با فرمانداری یا همان دولت باشند که در این صورت محدوده فعالیت دولت با این شناخت من فعلاً تا تشکیلات مشبک پایه مغزی قابل قبول است . الان به ذهنم رسید شاید موضوع بصورتی دیگر باشد زیرا در لحظه ای که آن کبوترها را دیده و دانسته ام از طرف فرمانداری آمده اند نوشته ام فرمانداری در بدن آنها دستگاهی قرار داده که از طریق آن گشت زده و دوباره برمیگشته اند یعنی برگشتن آن کبوترها بر اساس دستوری بوده که فرمانداری در بدن آنها گذاشته لذا در اینجا که من میدانسته ام آن نوجوانان از طرف فرمانداری آمده اند باید آنها همان دستور فرمانداری باشند . البته این فکرمن به این دلیل قابل قبول است که میدانم افراد و اشیاء دیده شده خود ما در جریان یک خواب هستیم . میتوان موضوع را به طریقی دیگر هم مورد بررسی قرار داد . یعنی اینطور فکر کرد که کُد و رمز و دستور قرار داده شده در بدن آن کبوتر کُد و رمزی برای نوعی فعالیت برای بافت یا بافتهای در تماس  با آن سیستم باشد مثلاً آن رمز یا کُد یا دستور موجود در بدن کبوتر فعال کردن سیستمی در هسته های سجافی باشد که آن فعالیت کبوتر را برگشت بدهد . بهر صورت این موضوع قابل بحث و بررسی میباشد ولی آنچه الان درباره آن شک میکنم نتیجه گیری چند لحظه پیش است ریرا در آنجا نوشته ام هسته های سجافی در محدوده دولت قرار میگیرند در صورتی که اگر مطالب این قسمت درست باشد هسته های سجافی جزء دولت یا فرمانداری نیستند ولی سیستمی هستند که با دستور فرمانداری یا دولت کار و فعالیت میکنند ولی خود دولت یا فرمانداری نیستند .
ساعت نه و ده دقیقه شب توی منزل . اکنون با خواندن دوباره این یادداشت برای پاکنویس به این نتیجه رسیدم . کوچه یا خیابان ویا هر چیز دیگری که جای کوچه قرار گیرد به معنی بافت یا سیستمی است که من بطور موقت در آن هستم و در آینده از آن خارج میشوم. برای مثال وقتی در همین خواب چهارراه نوشته ام در کوچه ای دیگر بودم نشان دهنده این است که آن زن قبلی یا همان ماده سیاه ، خود کوچه ای بوده که من از آن خارج شده ام ، و بعد این کوچه جدید هم سیستمی است که من از آن خارج میشوم و خارج هم شده ام . در اصل معنی کوچه باید مکانی موقت برای نماد خواب باشد که از آن بعداً خارج شده و به مرحله ای دیگر برود . ساعت یازده شب . الان هنگام نوشتن این یادداشت به این نتیجه رسیدم که میتواند تشکیلات مشبک پایه مغزی دولت و قشر منتشر مغز فرمانداری محسوب شود چون معنی دولت زنده کردن و میراندن است ولی قشر منتشر جایگاه مرده هاست . بعداً فکر شود استانداری کجای مغز است . تمام

هیچ نظری موجود نیست: