۱۳۹۴ آذر ۵, پنجشنبه

فضای سر پوشیده راهرو مانند و رئیس جمهور

1265
1/9/71
فضای سر پوشیده راهرو مانند و رئیس جمهور

1
2

696
تمام خواب : یک صحنه یادم است در یک فضای سرپوشیده راهرو مانند بودم و به دیوار سمت شمال تکیه داده بودم، این راهرو غربی شرقی و جمعیت زیادی در اینجا بود، بیشتر جمعیت در کنار دیوار شمالی و دیوار جنوبی جمع بودند، در بین این راهرو هم به‌طور پراکنده کسانی بودند، من یک بار یادم است نگاهم به مقابل بود و می‌دانستم روبرو و کمی سمت راست دری هست (فضای باز در مانند) و داخل آن یعنی آن طرف و پشت آن فضایی هست که رئیس جمهور در آن است و با کسی یا کسانی دارد صحبت می‌کند، من تمام این فضا چه راهرو و چه فضای منزل مانند روبرو را منزل خودم می‌دانستم. و باز می‌دانستم رئیس جمهور مهمان من است و این کسانی را هم که در این مکان (مرد) می‌دیدم، کسانی می‌دانستم که یا همراه رئیس جمهور هستند یا آمده‌اند رئیس جمهور را ببینند. در جایی هم متوجه شدم کنار همان در ورودی روبرو مأمورین انتظامی ایستاده‌اند. یک بار متوجه شدم یک نفر را گرفته‌اند و نمی‌گذارند برود داخل با رئیس جمهور صحبت کند و او را متوقف کرده‌اند. باز می‌دانستم مأمورین، هم با لباس و اسلحه به‌صورت انتظامی هستند و هم می‌دانستم به‌صورت شخصی و اطلاعاتی.
توضیح : اَلآن یادم افتاد آن راهرو و آن فضای روبروی وصل به این راهرو در سمت جنوب، باید همان راهرو شمالی خوابی باشد که با موتور از دیواری رد شدم. یا همان راهرویی باشد که دیدم جوان‌هایی کنار دیوار شمالی آن خوابیده‌اند. یعنی ستون ششم قشر منتشر مغز (از روی سر ستون اول). بهر صورت من صحنه‌های این چنینی دیدم. چه آن راهرو و چه آن فضای منشعب از این راهرو را در سمت جنوب، خانه خودم و رئیس جمهور را میهمان خودم می‌دانستم.
صحنه بعد باز در همین نقطه‌یِ دیوار شمالی بودم منتها نگاهم به دیوار شمالی بود. داشتم می‌دیدم یک نوار فلزی دو سه سانتی دارد از سمت چپ یعنی از غرب راهرو چسبیده به دیوار می‌آید. این نوار فلزی کاملاً به دیوار چسبیده بود و سر آن دارای فِلش (نشان دادن جهت حرکت) بود ()، تقریباً پهنای آن و شکل آن به اندازه یک سیخ کباب پهن بود، ولی می‌دیدم چسبیده به دیوار از سمت غرب دارد به سمت راست نگاه من می‌رود. حرکت آن طوری بود که اگر دیوار پستی و بلندی داشت باز همان پستی و بلندی را طی می‌کرد و کاملاً چسبیده به دیوار بود. فاصله آن از زمین با دید من به‌صورت همین خط رنگی روی دیوار اتاقم یعنی تقریباً نزدیک یک متر بود. من داشتم می‌دیدم از سمت چپ من دارد می‌آید (سمت غرب) و به سمت راست من (سمت شرق) می‌رود. و باز می‌دانستم از دورترها کسی دارد این نوار فلزی فلش دار چسبیده به دیوار را به این صورت هل می‌دهد تا به سمت راست برود. من شروع این کار را از سمت غرب می‌دانستم و این‌طور نمی‌دانستم که کسی یا کسانی و یا دستگاهی دارد این نوار فلزی را هل می‌دهد. ضمناً این کار را هم در رابطه با بودن همان رئیس جمهور می‌دانستم و می‌دانستم به دلیل اینکه رئیس جمهور میهمان من است دارد این کار می‌شود. حتی این توجه را هم کردم که اگر مانعی روی دیوار در مقابل آن فلش قرار گیرد آن فلش فشار بیشتر می‌آورد و از آن رد می‌شود. یک جا هم دیدم مثل اینکه دیوار حالت گچی پفکی (گچ مرده) داشت و فلش آن نوار فلزی بجای اینکه از روی آن رد شود وارد دیوار شد و من دیگر فلش آن را ندیدم ولی می‌دانستم دارد این نوار فلزی وارد دیوار می‌شود. در اینجا یک بار این‌طور فکر کردم. این نوار همین طور داخل دیوار می‌رود و در یک فضای سر بسته گنجه مانند جمع می‌شود. شاید هم این‌طور فکر کرده باشم که بعد از گذشتن از این قسمت دوباره روی دیوار آمده به راه خود ادامه می‌دهد. با وجودی که شخص هل دهنده این نوار فلزی را نمی‌دیدم او را کسی در سمت چپ خودم و دورتر می‌دانستم، می‌دانستم از نوک این نوار فلزی یعنی از آن فلش خبر دارد و می‌داند این نوار فلزی به کجا می‌رود و چه مرحله‌ای را طی می‌کند یعنی می‌دانستم که آن شخص می‌داند - نوک فلش مانند این نوار - اَلآن در کجا است و کجا دارد می‌رود. به همین جهت در اینجا هم می‌دانستم آن شخص می‌داند فلش توی دیوار رفته و احیاناً در فضای سر بسته گنجه مانند توی دیوار جمع می‌شود. صحنه بعدی یادم است داشتم یک فضای گنجه مانند توی دیوار را نگاه می‌کردم و می‌خواستم ببینم نوک فلش کجا است و فعلاً در چه مرحله است ولی چیزی از این مرحله یادم نیست. باز در اینجا می‌دانستم در کنار دیوار شمالی آن راهرو هستم و نگاهم به دیوار شمالی است و آن فضای گنجه مانند روی دیوار را هم توی همان دیوار شمالی می‌دانستم.
بعد یادم است در جایی مثل خیابان جلو مسجد سید ... بودم و نگاهم به سمت شرق و حدوداً دیوار مسجد و آن حدود بود. از مغازه و مسائل فعلی خیابان چیزی یادم نیست. بیشتر منظره این قسمت باید حال و هوای قبل از خراب شدن این خیابان و به‌صورت قدیمی آن بوده باشد. یادم است من یک وسیله نقلیه مثل ماشین داشتم و کسی دیگر هم با من بود، دیدم خانم یزدانی مشتری ... با همان لبخند و آشنایی معمولی که با من دارد آمد و سوار ماشین من شد (من پیاده بودم). او چیزی نگفت ولی فهمیدم او می‌داند رئیس جمهور میهمان من است و می‌خواهد بیاید از این فرصت استفاده کند و با او حرف بزند. اما من می‌خواستم او نیاید، چون رئیس جمهور را میهمان خودم می‌دانستم و درست نمی‌دانستم او بیاید حرفی بزند. در اینجا یعنی در خیابان جلو مسجد سید این‌طور می‌دانستم که رئیس جمهور در خانه ما یعنی خانه پدری لب خط ما است و این خانم یزدانی می‌خواهد با من بیاید آنجا تا با موقعیت من بتواند با رئیس جمهور صحبت کند. من نمی‌خواستم بیاید و محترمانه داشتم با او صحبت می‌کردم که او را از آمدن منصرف کنم. بالاخره می‌دانم من موفق شدم و او دلخور شد. یک موضوع دیگر که یادم رفت بنویسم این بود که در اول خواب وقتی موقعیت و بودن رئیس جمهور را می‌دانستم فکر کردم حالا که موقعیت جور است با رئیس جمهور هاشمی ... در باره خواب و رؤیا صحبت کنم و به او بگویم من چنین کاری کرده‌ام و با او مسائل مطالعات خودم را مطرح کنم. ولی دو دل بودم و بیشتر فکر کردم فعلاً نگویم اما دوست داشتم بروم با او مطرح کنم. توضیح آمده در دنباله خواب خوانده شود.  
توضیحات و یافته‌ها : ... ، ساعت یازده و پانزده دقیقه شب. اَلآن هنگام پاکنویس این خواب یادم آمد یکی دو بار در باره مسائل سیاسی و کارهای رئیس جمهور با خانم یزدانی صحبت کرده‌ام و او یکی دو بار هم گفته می‌خواهد برود پهلوی ... وزیر پست و تلگراف و در باره ارسال امانت با او صحبت کند. باید بین خواب دیشب و آن مسائل رابطه باشد. موضوع دیگر اینکه صحنه دیدن خانم یزدانی و بحث با او که پیش رئیس جمهور نرود همان صحنه قبلی فکر من برای گفتن یا نگفتن مسائل خواب‌هایم به رئیس جمهور است. یعنی این صحنه‌ها یکی و همه خودم بوده‌ام.
یافته‌ها : . . تفسیرها : - . . توضیحات در رابطه با : با توجه به یافته‌های اخیر در رابطه با پرده‌های مغز، دیروز تا حالا متوجه خواب 1/9/71 با موضوع فضای سرپوشیده راهرو مانند شده مشغول مطالعه هستم تا بتوانم نتیجه گیری‌های جدیدم را یادداشت نمایم . . گفتمان خواب‌ و بیداری : فضای سرپوشیده راهرو مانند : : فضای زیر آراکنوئید 2/12/88 . . گفتمان خواب ‌و بیداری : دیوار سمت شمال : : پرده آراکنوئید . . معانی و مفاهیم : در یک فضای سر پوشیده راهرو مانند بودم و به دیوار سمت شمال تکیه داده بودم : : من فضای زیر آراکنوئید چسبیده به پرده آراکنوئید بوده‌ام . . گفتمان خواب ‌و بیداری : راهرو غربی شرقی : : مسیر پایان و شروع . . گفتمان خواب ‌و بیداری : فضای باز در مانند : : نقطه ورود به داس مغزی از فضای زیر آراکنوئید . . گفتمان خواب ‌و بیداری : فضای "منزل مانند" روبرو که منزل خودم بود و رئیس جمهور توی آن مهمان من بود : : داس مغزی . . گفتمان خواب ‌و بیداری : دیوار با حالت گچ پفکی (گچ مرده) : : فضای زیر آراکنوئید . . گفتمان خواب ‌و بیداری : فضای گنجه مانند : : بخش دانه دار پرده آراکنوئید مغز . . گفتمان خواب ‌و بیداری : خانه پدری لب خط که رئیس جمهور توی آن بود : : داس مغزی . . گفتمان خواب ‌و بیداری / معانی و مفاهیم : فضای سرپوشیده راهرو مانند : : پرده عنکبوتیه مغز . به دلیل اینکه هم فضا ، هم پوشاننده سر و هم راهرو مانند است . 13/11/90 . . گفتمان خواب ‌و بیداری : نوار فلزی دو سه سانتی به شکل و اندازه یک سیخ کباب پهن : : ذرات بنیادی جاذبه در پرده عنکبوتیه مغز . . همانند و یکی بودن : نوار فلزی دو سه سانتی به شکل و اندازه یک سیخ کباب پهن : : گوشت چرخ کرده در خواب 25/9/72 با سؤال یعنی چه . . گفتمان خواب ‌و بیداری : مأمورین با لباس و اسلحه به‌صورت انتظامی : : ذرات بنیادی جاذبه در گردش بین عنکبوتیه ، و پوست و گیرنده‌های حسی مستقر در پوست در مسیر سیستم اعصاب و مغز . . گفتمان خواب ‌و بیداری : مأمورین با لباس و اسلحه به‌صورت شخصی و اطلاعاتی : : ذرات بنیادی جاذبه در گردش بین پرده‌های مغز، و بافت‌ها و سلول‌های مرتبط با  اعصاب خود مختار 13/11/90 . . گفتمان خواب ‌و بیداری : خانم یزدانی : : پرده آراکنوئید در ناحیه نخاع ، با توجه به سؤال کار نخاع و پاسخ داده شده در خواب 15/2/73 خانم یزدانی نمادی بوده برای پرده آرکنوئید در ناحیه نخاع 19/2/91 . . علمی / پزشکی / درستی دیدگاه : پرده آراکنوئید ... درون ماست : Sc : اکنون ساعت یک و سی و هفت دقیقه بامداد پنج شنبه نوزدهم اردیبهشت سال نود و یک در ... خیابان ... خانه ...  سمت راست ، با توجه به مفاهیم این خواب و مفهوم خواب 15/2/73 با سؤال کار نخاع ، بالای نود در صد متوجه شدم پرده آراکنوئید در هر نقطه‌ای از وجود ما ... درون ما می‌باشد 19/2/91 . . همانند ویکی بودن / گفتمان خواب ‌و بیداری : امروز نوزدهم دی ماه سال نود و دو ساعت ده و نیم صبح در منزلم ویلا شهر با توجه به این یافته « همانند و یکی بودن : در این خواب آمده « یک جا مثل اینکه سوار بر وسیله‌ای بودم که بیشتر می‌توانم نام لکوموتیو برای آن ببرم . همین مورد شاید جور دیگری بود که نمی‌دانم. شاید همین سوار بودن بر وسیله‌ای را بتوان گفت همراه کسانی بودم و وظیفه من هدایت آنها بود » : : فکر می‌کنم من یا لکوموتیو این خواب همان علامت فِلِش سر سیخ کباب ، و کسان همراه من بدنه سیخ کباب در خواب 1/9/71 با عنوان فضای سرپوشیده راهرو مانند و رئیس جمهور باشد که نوشته‌ام « این نوار فلزی کاملاً به دیوار چسبیده بود و سر آن دارای فِلِش (نشان دادن) جهت حرکت بود ( )، تقریباً پهنای آن و شکل آن به اندازه یک سیخ کباب پهن بود، ولی می‌دیدم چسبیده به دیوار از سمت غرب دارد به سمت راست نگاه من می‌رود 19/10/92 » و اکنون به یافته‌های خواب 11/7/71 با سؤال خواب یعنی چه و معنی خواب چیست اضافه شد. متوجه شدم فِلِش (نشان دادن) جهت حرکت همان رئیس جمهور بوده. 19/10/92 . . همانند و یکی بودن : نوار فلزی جهت دار این خواب : : زنجیر معمولی یا زنجیر طلای خواب 0/0/67 با عنوان ارزیابی بلوز کش باف .  5/11/93 . . همانند و یکی بودن : نوار فلزی جهت دار این خواب : : گوشت چرخ کرده خواب 0/0/67 با عنوان ارزیابی ... . 5/11/93 . . همانند و یکی بودن : نوار فلزی جهت دار این خواب : : گوشت چرخ کرده خواب 25/9/72 با عنوان معنی ایزدی چیست . 5/11/93 . . گفتمان خواب ‌و بیداری : نوار فلزی چسبیده به دیوار : : ذرات بنیادی انرژی فعال دریافت شده‌یِ پوست، خاموش و غیر فعال شده توسط مغزمیانی، اکنون رسیده به پرده آراکنوئید مغز، وارد شده به گرانول‌های آراکنوئید در سینوس ساژیتال مغز و تو رفتگی جمجمه . 5/8/94 . . پزشکی : درد و سوزش و داغ شدن سمت راست مغز سر من : : چند سال قبل دچار چنین بیماری همراه با سرگیجه وضعیتی شدم و گاه و بیگاهی هم بدون سرگیجه به چنین وضعی گرفتار می‌شوم. امروز متوجه شدم آن چیزی که در مغز من حساس است و به چنین وضعی می‌افتد گرانول‌های پرده عنکبوتیه مغز در سینوس ساژیتال و در تو رفتگی جمجمه است 5/8/94 . . پزشکی : علل درد و سوزش و داغ شدن سمت راست مغز سر من : : علل این بیماری یکی مطالعه زیاد و دیگری حساسیت به بعضی از مواد غذائی هیستامین دار مثل خربزه، انگور، گوجه، و ... جالب اینجاست با این شناخت که فهمیده‌ام غشاهای مرتبط با پوست بدن همانند پوست، زیر نظر و مدیریت پرده‌های مغز می‌باشند نتیجه گرفته‌ام سوزش و داغ شدن مغز سر من غیر از مطالعه، حساس شدن به مواد غذائی هیستامین دار از راه غشاء دهان و زبان و گلو و این موارد است. با این شناخت راه درمان ساده‌ای هم برای این نوع حساسیت به نظرم رسیده و اعمال کرده‌ام، آن این است که بعد از خوردن هر غذای حساسیت زا فوراً فضای گلو و دهان خود را با خوردن لقمه‌ای نان یا زدن مسواک و یا به گونه‌ای دیگر از ماندن در شرایط حساس پدید آمده خارج کنم 11/8/94 . . گفتمان خواب و بیداری : فضای سرپوشیده‌یِ راهرو مانند : : فضای زیر پرده عنکبوتیه مغز 3/11/95 . . گفتمان خواب و بیداری : دیوار شمالیِ فضای سر پوشیده راهرو مانند : پرده سخت شامه مغز 4/11/95 . . گفتمان خواب و بیداری : نوار فلزی جهت دار به شکل سیخ کباب پهن چسبیده به دیوار شمالی ... : : پرده آراکنوئید مغز . . گفتمان خواب و بیداری / من یا دیگران : در یک فضای سر پوشیده راهرو مانند بودم و به دیوار سمت شمال تکیه داده بودم : : من در اینجا پرده عنکبوتیه مغز چسبیده به پرده سخت شامه بوده‌ام . . گفتمان خواب و بیداری : مأمورین به‌صورت اطلاعاتی و شخصی : : پیام‌های اطلاعاتی و شخصی جا بجا شونده در پرده عنکبوتیه مغز . . گفتمان خواب و بیداری : مأمورین با لباس و اسلحه به‌صورت انتظامی : : پیام‌های انتظامی همراه شده با مایع مغزی نخاعی در فضای زیر پرده عنکبوتیه مغز 4/11/95 . . گفتمان خواب و بیداری : فضای "منزل مانند" روبرو که منزل خودم بود و رئیس جمهور توی آن مهمان من بود : : پرده‌یِ نرم شامه مغز 14/11/95 . . گفتمان خواب ‌و بیداری : دیوار با حالت گچ پفکی (گچ مرده) : : فضای زیر سخت شامه 28/11/95 . . گفتمان خواب ‌و بیداری / معانی و مفاهیم : فضای سرپوشیده راهرو مانند : : فضای زیر پرده عنکبوتیه مغز . به دلیل اینکه هم فضا ، هم پوشاننده سر و هم راهرو مانند است 28/11/95 . .

هیچ نظری موجود نیست: