۱۳۹۴ آبان ۱۵, جمعه

بحثی پیرامون شناخت انگور در خواب های من

1427
12/3/72
بحثی پیرامون شناخت انگور در خواب های من



×

تمام یادداشت و یافته ها : ساعت هفت و پنج دقیقه عصر . نیم ساعتی پیش یادداشت شناخت 10/3/72 در رابطه با خوابهای مربوط به کار زبان 25/8/68 را  پاکنویس میکردم ، در آنجا برای اثبات اینکه این خواب در رابطه با کار زبان است مسائلی از آن مثل بندر ماهشهر ، فرودگاه ، انگور ، جاده خوانسار ، ، و جِن ها را مطرح کرده ام ولی تأکیدم بر روی دل ریسه رفتن و فشار برگلویم درخواب بوده . بهر صورت وقتی پاکنویس میکردم توجهم به این مساله بود که فقط دل ریسه رفتن میتواند دلیلی باشد و مسائل دیگر نمیتواند زیاد دلیل باشد . اما در یک لحظه با توجه به انگور ، و انگور چیدن با دست در این خواب ، یاد خواب کار کروموزم شماره یک 21/4/68  افتادم که در آن خاطرات یوسف را از روی خوشه انگور میخواندم و بازتوجهم به خواب معنی 3/12/69 جلب شد که انگور در دستم بود وآنرا میخوردم و انگور از دستم روی زمین افتاد . بهر صورت متوجه شدم درخوابهای من بقول خواب کارکروموزوم شماره یک انگور خاطرات یوسف باشد که این خاطرات هم جز اطلاعات دریافتی از پیرامون بدن توسط گیرنده های حسی چیز دیگری نیست ، و اینجا بود که ربطی بین این خوابها و انگور تصویر شده در آنها پیدا کردم و قبول کردم چیدن انگور در خواب کار زبان همان دریافت پیام و نوعی احساس توسط سلولهای زبان است که غیر از حس ذائقه چیز دیگری به نظرم نرسید . پس با این شناخت که انگور  اطلاعات دریافتی از پیرامون بدن است خوابهای فوق را بررسی و مطالب مشابه آنرا دوباره نویسی میکنم . مثلاً یکی از تشابهات دیگر این خوابها زرد بودن است که در همین خواب کار زبان ، با پیراهن زرد دیده شده ، یا خواب دامن زردکه من آنرا در رابطه با سلولهای مخروطی پرده شبکیه چشم میدانم ، و یا خواب معنی که انگورهای زردی در دستم بود و بعد روی زمین افتاد . 1 - اولین خوابی که میتوانم در این رابطه مثال بزنم خواب دامن زرد است که هر چند درآن انگور ندیده ام ولی آنرا در رابطه با کار سلولهای مخروطی شبکیه چشم میدانم زیرا در تاریخ 2/6/68 با سؤال کار سلولهای مخروطی شبکیه همان مکان وهمان صحنه های خواب دامن زرد دوباره تصویر شده ، اطلاعات تحقیقی منهم نشان میدهد این خواب در رابطه با کار سلولهای مخروطی ، و دامن زرد همان ارغوان بینائی موجود در پیرامون و اطراف سلولهای مخروطی است . البته از نظر ظاهر هم محل تجمع این سلولها زرد رنگ است و بنام لکه زرد شناخته میشود . دومین خوابی که اکنون میخواهم مورد توجه قرار دهم خواب 21/4/68  کارکروموزوم شماره یک است . در صحنه ای از این خواب من توی مسافرخانه بوده و داشتم خاطرات یوسف را از روی خوشه انگور میخواندم . طبق یادداشتهای متعدد من این خواب را در رابطه با ورود اسپرماتوزوئید به درون سلول تخم و شکل گیری و آماده شدن سلول تخم برای تقسیم میدانم ، خواندن خاطرات یوسف هم یکی شدن کدهای ژنتیکی یا به اصطلاح من یکی شدن روح های اسپر ماتوزوئید و تخمک است . بنظر من این لحظه از خواب فاصله زمانی بین ورود اسپرماتوزوئید به داخل تخمک و شروع به تقسیم سلول تخم است . البته آنچه منظور من در این یادداشت است کلمه خاطرات یوسف است که من در آن خواب داشتم از روی خوشه انگور توی دستم میخواندم . با شناخت اکنون من خوشه انگور و خاطرات اطلاعات احساسی و بایگانی شده قبلاً دریافت شده موجود در سلول تخم ( تخمک و اسپر ماتوزوئید ) است که البته چون خوشه انگور در دستم بوده باید خوشه انگور ماده وراثتی و خاطرات روی آن کدهای ژنتیکی و در اصل در آن لحظه من همان مولکول dna موجود در سلول تخم بوده باشم که خاطرات یوسف یا همان خاطرات گم شده و یا همان خاطرات را از روی خوشه انگور که روی یا درون خودم باشد میخوانده ام . بهر صورت منظور من در اینجا توضیح در باره آن خواب نیست بلکه نشان دادن این مطلب است که انگور خودش ماده وراثتی و درونش خاطرات است و درکل انگور وخوشه انگور پیامهای مادی است که حامل و حاوی خاطرات است یعنی حاوی اطلاعات احساسی و دریافتی از پیرامون است . این مساله در یادداشتهای زیادی مطرح شده ، حتی نوشته ام این ماده همان mrna در سلول یا ماده ترشح شده از سلول های مخروطی در ترمینال سلولهای دوقطبی است . 3 - در خواب معنی که ضمن یادداشت تفسیر خواب مرد شدن پرنده غازمانند 2/3/72 در باره آن مطلب نوشته ام یک جا در خیابان مسجد سید از اداره بیرون آمده و بعد به محلی وارد شده ام و خوشه انگوری در دستم بوده . بعد خوشه انگور روی زمین قاطی خوشه های انگور روی زمین شده و ... این صحنه ها بنظر من مربوط به گیرنده های احساسی و بیشتر در رابطه با سلولهای مخروطی است در اینجا انگور در دست من همان ارغوان بینائی موجود در درون سلول مخروطی است که بعد روی زمین میافتد یعنی وارد زمین میشود که معنی اش خارج شدن از غشاء سلول مخروطی به پیرامون است . انگورهای روی زمین هم بنظر من همان ارغوان بینائی است که در کنار و اطراف سلولهای مخروطی است . بر داشتن یا خریدن دو باره آن انگورها هم همان ورود مجدد ارغوان بینائی از طریق غشاء سلولهای مخروطی به درون سلول است منتها باز این انگورها همراه با اطلاعات دریافتی جدید از پیرامون یا همان احساس بینائی است که در خواب کار کروموزوم شماره یک بصورت خاطرات بحث شده . 4 - یکی از خوابهای دیگری که در آن انگور دیده ام همین خواب کار زبان است 25/8/69 . ساعت هشت و بیست دقیقه شب . برای درک بهتر ، آن خواب را آوردم خواندم و به مسائل جدیدی رسیدم . الف : همانطور که نوشتم انگور دیده شده و چیده شده در این خواب باید همان دریافت پیام از پیرامون توسط گیرنده های حسی موجود در زبان باشد . ب - گریدر این خواب همان زبان ، و دوتا موش این خواب باید دو ... باشد . البته با این توجه که در خوابهای ما برای جور شدن نماد ها حتی از یک حرف یا کلمه استفاده میشود مثل خواب معنی خیال 8/12/69  و حرف کاف در اول اسامی ، ، و که با حرف اول کتاب در رابطه با جور بود . ج : گاراژ در این خواب باید محوطه دهان و تمیز شدن دهان باشد . دال : آت و آشغال وگونی نان خشک همان غذاهای وارد شده به دهان است که توسط زبان یعنی همان گریدر و دوتا موش به سمت راست یعنی سمت سیستم گروه مرد که همان احساس دریافتی از پیرامون است برده شده . در اصل معنی این کار دریافت پیام یا گرفتن احساس توسط زبان و گیرنده های احساس با جابجا کردن و تغییر مکان دادن غذاهای وارد شده به دهان است . هه : نوشته ام گریدر وآن موشها قد هم بودند . این نشان دهنده یکی بودن زبان و احساسهای موجود در زبان است یعنی تمام زبان تمام احساس شوری و تمام احساس شیرینی است . و : در این خواب نوشته ام آن موشها را جن خطاب کرد اولاً همان تمیز شدن و پاکیزه شدن دهان از غذا است وجن ها هم همان احساس های شور و شیرین است که این احساسها در گروه مرد قرار میگیرد و همان گروه روح و هیچ جسم است . ز : در این خواب خوشه انگور را یک جا انار و باز خوشه انگور نوشته ام بنظر من باید خوشه انگور و انار جای هم قرارگیرند و یکی باشند . ح : یک جا نوشته ام بچه ها توی گاراژ مشغول بازی بودند که من تکیه روی و پیراهن زرد او داشته ام ، و نوشته ام من پشت پیراهن زرد او را دیدم . بنظر من این پیراهن همردیف دامن زرد در خواب دامن زرد است و چون آنجا دامن زرد ارغوان بینائی است در اینجا باید پیراهن نوعی ماده زرد پیرامون سلولهای دریافت احساس در روی مخاط زبان باشد یعنی این پیراهن زرد همان خوشه زرد رنگ انگور یا همان برگ زرد انگور باشد که باید بعداً روی پیراهن زرد وفرق آنها فکر کنم چون الان عقلم بیش از این نمیکشد . ط : ، ، و دیگر مسائل خواب بنظر من مربوط به درون زبان و سیستمهای بعد از دریافت پیام است . مخصوصاً این مورد برایم جالب شده که فشاری بر نای خودم احساس کرده ام ، چون نای و زبان نزدیکی هائی با هم دارند میتوان با تحقیق روی فیزیولوژی زبان این مساله را شکافت و به معنی آن پی برد . 5 - الان بهتر است روی خواب معنی کار زبان بیش از این بحث نکنم چون ممکن است به بیراهه بروم همینقدر که فهمیدم خودش بی اندازه پیشرفت است . فعلاً خوابی دیگر هم یادم نیست که در آن انگور دیده باشم ولی ممکن است چنین خوابی در بین خوابهایم باشد . نتیجه اینکه انگور وخوشه انگور در خوابهایم به معنی پیام و دریافت پیام و همان خاطرات باشد . باید در هر خوابی من انگور دیدم توجهم به گیرنده های احساسی پیرامون بدن جلب شود . 6 - یکی از موارد دیگری که در این خواب کار زبان مطرح شده کلمه بهبهان است . من در بعضی از خوابهایم به بهبهان توجه داشته ام و اکنون که فهمیدم این خواب در رابطه با کارزبان است باید خوابهای دیگری را که در آنها مساله بهبهان مطرح شده مطالعه کنم شاید همانندی هائی بین آنها و این خواب پیدا کنم . 7 - البته همانطور که نوشته ام تمام تصاویر و مسائل خوابهای من در سه گروه جسم و روح و پیام قرار میگیرد ولی در هر خواب مسائل همان خواب با معنی های خاص نماد های آن خواب مطرح میشود برای مثال در اینجا متوجه شدم انار و انگور جای هم قرار میگیرند یا که در اینجا مطرح شده نمیتواند اختصاصاً مربوط به همین مکان یعنی کار سلولهای زبان باشد ولی داستان خواب طوری است که میتوان مفاهیم مورد نظر را از آن برداشت کرد . 8 - هرچند نمیخواستم در باره این خواب بیشتر بنویسم ولی ذره ذره چیزهائی یادم میآید . یکی از موارد دیگری که میتواند مورد توجه در این خواب باشد بندر ماهشهر است که شناخته ام بندر ماهشهر در بیشتر خوابهای من مربوط به مکانهای دریافت احساس در پیرامون بدن مثل چشم ها و اینجا زبان است . جالب اینکه در خواب مربوط به کار ادرار در کلیه ها حالب و مثانه 12/9/70  هم خواب بندر ماهشهر دیده ام که فکر میکنم دلیل آن بازیافت دو باره این سیستم از ادرار و مواد دفع شده باشد مثل جذب نمک و سدیم و ... 9 - مساله دیگر فرودگاه بندر ماهشهر است . فکر میکنم قرار دادن غذا در دهان برای سلولهای حسی زبان نوعی فرود باشد و خانه ما نزدیک فرودگاه در اصل همان مکانهای دریافت احساس روی زبان است . ساعت هشت و چهل و هفت دقیقه شب فعلاً بس است .

هیچ نظری موجود نیست: