|
1332
|
21/11/71
|
معنی نوشته و خط چیست
|
×
|
1
|
3
|
|
732
|
|
♣ تمام خواب : ساعت شش و ده دقیقه صبح ، جائی مثل توی امامزاده بودم و
با شخصی دیگر میخواستیم از در محوطه امامزاده بیرون و توی کوچه بیائیم ، به دری
که حالت قدیمی و دیوار گلی داشت رسیدیم و میخواستیم بیائیم بیرون ، دیدم در بسته
است و شخصی یک دیگ برنج نذری توی راهرو منتهی به در گذاشته ، یادم نیست چیزی
گفته باشم ولی آن شخص با تندی با ما برخورد کرد و من متوجه شدم درب را اشتباهی
آمده ایم و چند قدم قبل از این در ، در خروجی است . مثل اینکه میخواستم از آنجا
برویم ولی او قبول نکرد و ما از در اول که از آن رد شده بودیم و پیش آن مرد رفته
بودیم از امامزاده بیرون و توی کوچه آمدیم . از توی کوچه به سمت همان در که آن
مرد دیگ برنج نذری داشت رفتیم . در اینجا دیدم یک نفر ظرفی به آن مرد داد و او
آنرا پر از برنج پخته کرد . البته اینطور یادم است برنج های پخته دراز دراز نبود
و حالتی مثل وصل بودن بهم داشت . آن مرد وقتی آن برنج را گرفت آمد ( بیشتر )
آنرا توی جوب ریخت چون زیادش بود . من و آن شخص همراه من معترض شدیم و نظرمان
این بود چرا به ما برنج پخته نمیدهد ولی به آن شخص اینقدر داده که زیادی است و
توی جوب میریزد . در اینجا یادم است طرف من شروع به داد و قال کرد و طرف آن مرد
رفت . بعد یادم است آن مردی که برنج پخته میداد دنبال آن مرد همراه من مشغول داد
و قال و رفتن هستند . من هر جند برنج نمیخواستم ولی باز از روی لجبازی میخواستم
و نظرم این بود چرا به آن شخص داده که توی جوب بریزد ولی به ما نمیدهد . بعد
یادم است توی همان کوچه در حالی که آن دو جلوتر از من دنبال هم مشغول یک و بدو
بودند من توی دستم مقداری برف بود و داشتم برف میخوردم . البته سرمای برف را حس
نکردم ولی خوردن و احساس گذاشتن برف توی دهانم و احساس تماس برف با دهانم را
داشتم . توضیح : 1- ما از دیوار و در غربی
محوطه امام زاده بیرون آمدیم . البته توی محوطه امامزاده حرکت ما شمالی جنوبی در
امتداد دیوار بود که بعد دانستیم از در خروجی رد شده ایم . 2 - توی کوچه هم باز در امتداد دیوار غربی
امامزاده منتها از طرف غرب بصورت شمالی جنوبی حرکت ما بود .
خوابی دیگر : همانطور که
نوشتم قبل از دیدن این خواب دوسه تا یا سه چهار تا خواب دیگر هم دیده و بیدار
شده ام . یکی از خوابها که فکر میکنم اولین خواب ما بود به این صورت بود که توی
کوچه جلو منزل ♀ در تیران حدود خانه سابق ♂ و
پدر ♀ بودم . یادم بود کاری حدود جلو منزل♀
انجام داده ام کارهائی هم همانجا انجام دادم . وقتی بیدار شدم کارهایم یادم بود
ولی الان یادم نیست مساله چی بود .
خوابی دیگر : الان
یادم آمد یکی از خوابهایم باین صورت بود که من یا ما ، در سمت جنوب ایستاده
بودیم و داشتیم به سمت شمال نگاه میکردیم . جلو ما در دورتر تپه ای بصورت کوه
مانند بود ( شمال شرقی ما ) . داشتم میدیدم یک فیل در دامنه تپه که خیلی شیب
داشت دارد کوشش میکند خودش را به قله کوه برساند ( روی فیل به سمت شرق بود ) .
من ناظر این کار بودم و داشتم نگاه میکردم ببینم میخواهد چکار بکند . آن فیل با
آن جثه بزرگ ، با احتیاط دستهایش را بالا میبرد و جلوتر میگذاشت و مواظب بود لیز
نخورد . من احساس میکردم سنگینی جسم او مانع رفتن او بالا و روی این قله کوه است
، ولی آن فیل با احتیاط داشت بالا میرفت . بهر صورت یک بار هم دیدم لیز خورد و
در همان دامنه کوه بصورت طاقباز افتاد و بنا کرد فعالیت کند تا بتواند دوباره سر
پا بایستد . فکر میکنم زمانی گذشت و بعد یادم است دوباره او داشت فعالیت میکرد
خودش را به قله بالای کوه برساند اما اینبار از دامنه و شیب تپه استفاده نمیکرد
بلکه دیدم در سمت راست تپه ( طرف من ) دیواری آهنی است ، یعنی دیدم بیم آهنی توی
زمین بصورت عمودی وجود دارد و به ترتیب به این بیم یا بیم های آهنی کار شده توی
زمین قطعات آهن جوش داده هست ، آن فیل داشت کوشش میکرد با گرفتن این قطعات آهنی
جوش داده به آن بیم یا بیم های کار شده توی زمین هیکل و بدن خودش را بالا بکشد و
با این طریق بالای کوه برود . در اینجا یک صحنه به خوبی یادم است که دیدم آن فیل
دست خودش را بالا برد و آن قسمت آهنی جوش داده را گرفت ( دست فیل را به همان
صورت حقیقی اش یعنی بصورت بزرگ و پهن دیدم ) . من در اینجا احساس کردم اگر
بخواهد آن فیل به این طریق بالا رود آن میله جوش داده آهنی توی دستش فرو میرود
چون تنه فیل سنگین است و بخاطر همین سنگینی ، آن قسمت آهنی توی دستش میرود و دلم
میخواست آن فیل این کار را نکند ( قسمت آهنی هم بزرگ و در شرایطی بود که با
دستهای بزگ فیل جور بود ) . بهر صورت دیدم آن فیل دستش را به آن قسمت آهنی گرفت
، البته با احتیاط و میخواست بالا برود . در همین حال من میدانستم الان آهن توی
دستش فرو میرود و داشتم ناراحت این وضع میشدم و نمیخواستم آن فیل چنین کاری کند
. در این حال دیدم آقای ♂ همکار پستی ام از بیم آهن آن بالا
رفته ( از آن بیم بالا رفته ) و همانطور که دست چپش را به بیم آهنی دارد و به
این طریق تعادل خودش را حفظ کرده با دست راست دست آن فیل را گرفته و دارد زور
میزند آنرا از آن قسمت آهنی جدا کند . من متوجه شدم ♂ هم
مساله را درک کرده و دارد به آن فیل کمک میکند ، در حالی که میدانستم آن فیل
نادانسته به اینجای بخصوص دست گذاشته . بهر صورت خوشحال بودم که ♂
دارد کمک آن فیل میکند و نمیگذارد آهن توی دست فیل رود . البته متوجه بودم ♂
زورش نمیرسد بتواند دست فیل را از آن قسمت جدا کند ولی او داشت زور خودش را میزد
و من احساس میکردم سنگینی فیل باعث شده ♂ نتواند
درست کار خودش را انجام دهد ولی خوشحال بودم که همین مقدار هم خوب است . چون هر
چند شاید ♂ نتواند دست فیل را کاملاً از آن قسمت رها سازد ولی همین
حرکت و کار او باعث میشود اقلاً دست فیل کمتر درد بیاید . ضمناً اینطور هم
میدانستم که اگر آن آهن توی دست فیل قرو رود شاید دیگر آن فیل نتواند به قله کوه
برود و میدانستم این کار ♂ باعث خواهد شد آن فیل از راهی دیگر
و شاید از همان راه شیب تپه بتواند بالا و برسر قله کوه رود ولی بعید میدانستم
چون هر دو راه را نا امیدانه میدانستم . توضیح : دیروز قرار بود ♀ با
بچه ها بیایند ولی نیامدند . من دیشب رفتم مخابرات تلفن بزنم ولی کسی گوشی را بر
نداشت هنگام برگشتن به منزل ، ♂ همکار پستی ام را دیدم و توی خیابان
ایستادیم مقداری با هم حرف زدیم . خوابی دیگر
: خوابی دیگرهم یادم است با ♂ دایزه مساله ای داشتیم و اتفاقی یا
اتفاقاتی افتاد . چیزی هم از دایزه ♂ یادم است ولی میدانم اورا ندیدم .
ساعت شش و پنجاه و سه دقیقه صبح دوباره میخوابم . ♠
یافته
ها : . ¶ . همانند
و یکی بودن : فیل : : ... 2.41 . ¶ . همانند و یکی بودن : امام زاده : : دیگ برنج نذری / تپه کوه مانند 2.51 . ¶ . همانند و یکی بودن
: تپه : : فیل 2.51 . ¶ . همانند و یکی بودن : ♂ ♂ : :
بیم آهن / خط و نوشته 2.51 . ¶ . معانی و مفاهیم : ♂ ♂ : : در این خواب ♂ با
معنی دوست و رفیق ظاهر شده چون داشته به آن فیل کمک میکرده . البته آن فیل در
شناخت ذهنی من سمبلی از ... 3.6 . ¶ . من یا
دیگران : : در این خواب پیش از دیدن ♂ دلم مبخواسته به
آن فیل کمک کنم و بعد دیده ام ♂ چنین کرده در نتیجه خود من ♂ بوده
ام ، از طرفی من یا ♂ با معنی ومفهوم دوست ... به فیل کمک کرده
ایم در نتیجه آن فیل در این خواب ... یا ... و خود من همه موارد دیده شده درخواب
بوده ام 4.4 . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : بیم آهن : : رؤیا 12.27 . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : امامزاده : : قشر منتشر مغز 12.27 . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : امامزاده : : پیام های ارسال به
پیرامون و برگشت شده به قشر منتشر 12.28 . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : ♂ : : رؤیا 12.29 . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : خط و نوشته : : رؤیا 12.31 . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : جائی حدود منزل ♂ : : مغز
میانی و تشکیلات مشبک 12.51 . ¶ . گفتمان
خواب و بیداری : امامزاده : : میتوکندری 12.290 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : دیگ برنج نذری : : میتوکندری 12.290 . ¶ . تفسیرها : 22/11/71 - . ¶ . رؤیا و برنامه داده شده به مغز : خواب در پاسخ به سؤال است -
چون فیل سمبل و نشانه افکار و اطلاعات مردانه وجود من میباشد و خط و نوشته هم افکار و تخیلات و احساس های دریافتی من از
پیرامون است .
¶ . گفتمان
خواب و بیداری : بیم آهن : : مسیرمستقیم و اختصاصی
رفت رؤیاها از گیرنده های حسی مانند آلت تناسلی تا پرده های مغز در دوران خواب rem با نظارت بعضی از هسته های
سلولی مانند هسته قرمز . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : یکی از بیم آهن
های جوش داده شده به بیم آهن های اصلی : : هسته قرمز . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : خود من / ♂ : : هسته قرمز . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : ♂ دایزه : : فضای غاری میانی آلت تناسلی . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : ... : : گلانس پنیس . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : دیگ برنج نذری : : ... . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : برنج های پخته که دراز دراز نبود و حالتی
مثل وصل بودن به هم داشت : : رؤیاهای تشکیل شده در گلانس پنیس در دوران خواب rem ، در اصل همان : بیم های آهن
توی زمین / شیب تپه به سمت بالا / سربالائی کوه . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : آن در که وارد امامزاده شده بودیم : :
پایانه اعصاب خود مختار وارد شده به ... . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : جوبی که آن مرد برنج های پخته اش را توی آن
ریخت : : پیشابراه . ¶ . گفتمان
خواب و بیداری : منزل ♀ : : گلانس پنیس . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : کوچه جلو منزل ♀ : : پیشابراه . ¶ . گفتمان
خواب و بیداری : منزل ♂ و پدر ♂ : : هسته قرمز . ¶ . همانند و یکی بودن : کوه : : امام . ¶ . همانند و یکی بودن : تپه : : زاده
یِ کوه .
¶ . همانند و یکی بودن : امام زاده : :
تپه و کوه .
¶ . گفتمان
خواب و بیداری : تپه : : بخش فوقانی مغز میانی - باتوجه
به مفاهیم بدست آمده از خواب 1/9/72 با سؤال فرق بین جسم و روح . 18/8/90 . ¶ . مجموعه و زیر مجموعه : فیل : : فیل در این خواب مجموعه یِ تمام
حیوانات ( تارزان در خواب ... ) و در اصل همه یِ نوشته و خط ها و در حقیفت تمام
ذرات بنیادی جاذبه ارسال شده از بخش فوقانی مغز میانی به پرده های مغز بوده .
18/8/90 . ¶ . احساس حس شده در خواب : احساس گذاشتن وتماس برف با دهانم : : در
این خواب توی دهانم برف گذاشته ام ولی احساس سرمای برف نکرده ام اما احساس خوردن
و گذاشتن وتماس برف با دهانم را داشته ام 28/8/90 . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۴ آبان ۲۲, جمعه
معنی نوشته و خط چیست
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر