۱۳۹۴ آبان ۱۶, شنبه

معنی خواهرم ♀ چیست

1407
17/2/72
معنی خواهرم چیست
×
1
1

772
تمام خواب : ساعت شش و ده دقیقه صبح . شاید نیم ساعتی باشد خواب و بیدارم ، خوابی دیده ام که نمیشود آنرا بصورت داستان روی کاغذ آورد چون جور بخصوصی است خیلی از مسائل خواب هم فراموشم شده . بعد از مسائلی که یادم نیست یک جا توی بیابانی بودم و آنرا بندر معشور میدانستم . میدانستم من میخواسته ام بندر ماهشهر باشم ولی در معشور کهنه بودم . نگاه من به سمت غرب بود و یک بیابانی خاص جلو نظرم بود . مثل اینکه در جائی که من ایستاده بودم بصورت تپه وسنگلاخ بود ، ولی میدانستم برای رفتن جلوتر باید از یک سرازیری سنگلاخی که سنگهای لیزی داشت پائین بروم . بهر صورت منظره دور دست نگاه من تقریباً میشود گفت دو بیابان بزرگ بود که این دو بیابان با یک زمین مردابی از هم جدا شده بود ، بطوری که وقتی من به سمت غرب نگاه کردم متوجه بودم این طرف که من هستم معشور کهنه و آنطرف ماهشهر است ولی یک فضای باتلاقی بزرگ در بین این دو فضا میدیدم هست ، و داشتم نگاهم را به سمت شمال میکشیدم ببینم از کجا میشود به آنطرف رفت . این مناظر دید من هرکدام کیلومترها طول داشت و فضای خیلی وسیعی در دید و نظرم بود . یعنی نگاهم تا افق طولانی بود . بعد مثل اینکه با کسی یا کسانی اینجا مشورت کردم و منظورم این بود چگونه به آن قسمت ماهشهر بروم . مسائلی اینجا خیلی مبهم در نظرم است و نمیدانم چگونه اتفاقاتی افتاد . در یک صحنه یادم است حالی من شد روی این آب پهناور بین این دو قسمت کشتی هائی هست که پول میگیرند . اینطورکه فهمیدم گفته شد این کشتی ها یک نفره است ، یعنی برای بردن هر نفر به آنطرف یک کشتی یک نفره یک بار مصرف هست . البته اینرا ننوشتم که منظره آن باتلاق و آبی که من از دور دیدم همانند آبهای راکد زمین بیابانهای ماهشهر بود یعنی بنظرم میآید شوره زار بود و درختی یا سبزه ای نداشت . یک جا همینجا ، همین طور که نگاهم به سمت غرب بود دیدم برای رفتن جلوتر زمین سنگلاخ و سرازیری و لیز است . فکر کردم اگر پائین بروم لیز و زمین میخورم ، اما در همین لحظه دیدم یک نفر مرد جوان رفت و هرچند من ترس داشتم هر لحظه سُر بخورد او با سرعت پاهایش را از سنگی روی سنگی دیگر گذاشت و جلوتر و پائین رفت . البته من در باره پائین رفتن چیزی نمیدانم ولی میدانم باید پائین میرفتم . یک جا هم شاید در همان مکان ، شخصی را دیدم و میدانستم او شاید میخواهد به ماهشهر و از آب به آنطرف بروم ( برود ) . نمیدانم از او خواستم مرا ببرد یا بارهای همراه مرا ، و او داشت میگفت و عمل میکرد چگونه میشود از آب گذشت و آنطرف آب رفت . در اینجا نگاه من به سمت جنوب غربی و آن شخص روبرویم بود و ما مثل اینکه در نقطه ای بالاتر نسبت به بیابان پشت سرم ایستاده بودیم . آن شخص مثل اینکه بارها را بصورت خاصی به خودش آویزان کرد و چیزی از آن بار را هم بصورت کلاه توی سرش گذاشت . بهر صورت آن بارها را به طرز خاصی به خودش آویزان کرد و در این حال من میدانستم او میخواهد از آب بگذرد . البته هنوز من شروع آب و گذشتن از آنرا در دور دست و با فاصله زیاد نسبت به خودمان میدانستم ولی او ، از طرفی داشت نشان من میداد چکار باید کرد و از طرفی میدانستم داردکمک من میکند . و باز از طرفی تلویحاً او را همان کشتی یک نفره میدانستم که میتواند مرا از روی آب به قسمت ماهشهر ببرد . در خواب دیشب من ، صحنه هائی هم بود ولی یادم نیست . جائی هم یادم است توی ساختمان یا توی کوچه بوده ام ولی یادم نیست . اما تماماٌ آنرا به معشور کهنه و ماهشهر ( معشور نو ) نسبت میدهم ، مسائل خواب من در آن فضا بود که البته میدانستم من میخواسته ام ماهشهر یا معشور نو باشم ولی در قسمت معشور کهنه بودم و برنامه ام بود ماهشهر یا معشور نو بروم .
یافته ها : . . همانند و یکی بودن : باطلاق بین دو بیابان در این خواب : : محل بر خورد دو گروه صادر کنندگان کشمش در خواب معنی عروسی 23/6/70 - 2.103 . . گفتمان خواب و بیداری : باطلاق بین دو بیابان : : نقاط ( مشترک ) تناسلی زن و مرد 12.165 . . تفسیرها : - . . معانی و مفاهیم : معشور کهنه در این خواب : : تناسلی زن 16/10/92 . . معانی و مفاهیم : معشور نو ، بندر ماه شهر  : : تناسلی مرد 16/10/92 . .  

هیچ نظری موجود نیست: