|
♣ تمام خواب اول : ساعت سه و پانزده دقیقه شب، داشتم خوابی میدیدم، نتیجه
این خواب فکری بود و مثل اینکه این فکر تکراری بود، من جملهای به این صورت در
نظرم است که نتیجهای از یک مسئله تکراری در خواب بود، آن جمله این است، دکتری
که زال است. دیگر چیزی از این خواب در ذهنم نیست درصورتیکه میدانم مسائلی بود.
وقتی هم بیدار شدم یادم بود که سؤالم در باره تحویلداریان و معنی آن است. ♠
تمام خواب دوم : ساعت پنج و
چهل دقیقه صبح. یک صحنه اینطور یادم است که در محوطهای چهار گوش کودکانی نشسته
بودند داشتند امتحان میدادند، اینطور در نظرم است معلم آنها هم آنجا بود و بر
امتحان آنها نظارت داشت، من نمیدانم چگونه بود که رفتم کنار یک تیر برق چوبی و
میخواستم چیزی روی کاغذی بنویسم، البته حرکت من اینطور بود ولی از کاغذ در
دستم چیزی یادم نیست، به نظر من آن تیر برق در کنار و یک گوشه از آن محوطه بود،
من کاغذ خودم را در همان حال ایستاده روی تیر برق گذاشتم و میخواستم مطلب خودم
را بنویسم که یکی از این کودکان از آن طرف تیر برق در محوطه امتحان سؤالی از من
کرد، سؤال او این بود که میخواست پاسخ یکی از سؤالهای داده شده به او را بداند،
او این کار را یواشکی و دور از دید معلم حاضر کرد، من در یک لحظه ماندم چه بگویم
چون میدانستم نباید جواب او را بدهم، از طرفی هم دلم میخواست پاسخ او را بدهم،
تا من آمدم تصمیم بگیرم جواب او را بدهم یا ندهم وقت امتحان تمام شد و معلم از
آنها خواست دیگر چیزی ننویسند و مشغول جمع آوری اوراق امتحانی آنها شد، در اینجا
من، هم راضی بودم هم ناراضی، از طرفی راضی بودم وقت امتحان تمام شد و من مجبور
نشدم جواب آن کودک نوجوان را بدهم و از طرفی ناراضی بودم و دلم میخواست به آن
نوجوان کمک میکردم، به هر صورت معلم مشغول جمع آوری شد و ورقه اول کسی را که
گرفت ورقه همان کودک نوجوان بود که از پشت تیر برق چوبی آن سؤال را از من کرد،
بعد از این صحنه و در دنباله ماجرا یادم است معلم امتحان آن کودک نوجوان سؤال
کرده را قبول نداشت و نظرش این بود که آن نوجوان تقلب کرده، من در اینجا میخواستم
به آن معلم ثابت کنم که من چیزی به آن جوان نگفتم ولی او باور نداشت، نظر او این
بود که آن جوان سؤالی کرده که نمیباید میکرد و من به دلیل اینکه پاسخی به سؤال
او نداده بودم آن را مهم نمیدانستم و به طرفداری از او با معلم بحث داشتم، میخواستم
ثابت کنم که مسئلهای نبوده و او باید امتحان آن نوجوان را قبول کند، آن معلم
نمیپذیرفت و من برای آن کودک نوجوان ناراحت بودم، عاقبت فکری به نظرم رسید و
برای اثبات نظر خود دلیلی برای معلم آوردم، نمیدانم دلیلم چی بود ولی وقتی
بیدار شدم یادم بود اما فعلاً یادم نیست. ♠
توضیحات : ا - به
نظر من آن کودکان در یک محوطه چهار گوش نشسته بودند ، حالا این چهار گوش مربع
بود یا مستطیل یا لوزی یادم نیست . 2 - به نظر من تمام آن کودکان نوجوان یک
سیستم و مثل هم بودند، البته نمیتوانم بگویم یکی بودند ولی میدانم از هر نظر
مثل هم بودند . 3 - آن تیر برق چوبی که من میخواستم از روی آن چیزی بنویسم در
یک گوشه از این محوطه چهار خانه بود 4 - آن تیر برق چوبی حد فاصل بین آن محوطه و
اطراف آن محوطه بود . 5 - دیواری دور آن محوطه ندیدم ولی میدانم آن محوطه بهصورتی
محصور بود . 6 - تقریباً آن محوطه را من بهصورت یک لوزی متوازیالاضلاع دیدم (البته
شاید) 7 - وقتی من کاغذم را روی آن تیر برق چوبی گذاشتم و میخواستم بنویسم در
حال ایستاده بودم ولی در همین حال آن کودک که در آن محوطهیِ محل گرفتن امتحان
بود سؤالی کرد که من به نظرم میرسد او در حال نشسته این سؤال را کرد، در این
لحظه میدانم او پشت تیر برق چوبی بالاتر یا پائین تر از من نبود بلکه از صدای
او تشخیص دادم که او آنطرف مقابل من است.
یافتهها : . ¶ . تفسیرها : - . ¶ . معانی و مفاهیم : زال : : پیر، فرتوت، پیر سفید موی، و نام پسر
سام و پدر رستم که هنگام تولد موهای سرش سفید بود - فرهنگ عمید صفحه 548 - 2/8/89
. ¶ . زبان رؤیا : دکتر / پزشک : : هر یک از اعضای بدن و بافتها، سلولها ، و
ارگانلهای سلولی که توان میراندن و زنده کردن و به عبارتی توان فعال و غیر فعال
کردن خود یا دیگر سلولها و بافتها را داشته باشند مثل تناسلی مرد و زن و یا هر
گیرنده حسی دیگر دارای این توان . ¶ . زبان رؤیا / گفتمان خوابوبیداری : دکتری که زال است : : حدود هفده سال بعد از دیدن این رؤیا امروز بیستم
آبان ماه سال 1389 متوجه شدم دکتری که زال است در این خواب با سؤال تحویلداریان
یعنی چه، نمادی است برای مغزمیانی 20/8/89 ≥ . ¶ . گفتمان خوابوبیداری / معانی و مفاهیم : دکتری که زال است : : در لغت زال به معنی سپید موی، و
موی سپید در خوابها با معنی و مفهوم فکر اندیشه و احساس گرفته شده از پیرامون
در دوران بیداری، اما از آنجا که دکتر در خوابها در رابطه با میراندن و زنده
کردن است و خواب و بیدار کردن انسان نوعی میراندن و زنده کردن، دکتری که زال است
در این خواب نمادی بوده برای بخش تحتانی مغزمیانی در
دوران بیداری چرا که این بخش از مغزمیانی در دوران بیداری پیامهای بیداری رسیده
به خود را با کمک بخش فوقانی مغزمیانی میرانده و به بالای مغز ارسال میدارد .
28/10/90 ≤ . ¶ . همانند و یکی بودن : تیر برق چوبی در این خواب : : همانند است با میلهیِ
ستون مانند عمودی در خواب 16/10/76 با سؤال پتو یعنی چه و معنی پتو چیست.
23/10/95 . ¶ .
|
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر