|
1590
|
20/10/72
|
کار سربرال پدونکل یا پایه مغزی
چیست
|
×
|
2
|
3
|
|
871
|
|
♣ تمام خواب اول : ساعت یک و پنجاه و پنج دقیقه بعد از
نيمه شب ، الان بیدار شدم .خوابهائی دیده ام که هیچوقت در بیداری اتفاق نمی افتد
. خوابهائی با داستانهائی مشخص و دنبال هم ولی یادم نیست . یکجا یادم است در
جائی شکل سرداب مانند بودم . کسان دیگری هم بودند و اتفاقاتی افتاد که یادم نیست
. یک جا یادم است جلو من مرده ای دراز بود و شخصی داشت آن مرده را میشست ، مرده
بصورت گوشت و پوست و استخوان روبرویم بود ولی سر او را نمیدیدم ، کسی هم طرف سر
او بود و با کیسه ای در دست داشت آن مرده را میسائید و میشست ، آن مرده همانند
یک مرده واقعی دست و پایش و بدنش خشک شده بود و با فشار هائی که آن شخص ( مرده
شوی ) میآوردآن مرده به همان شکل اولیه اینطرف آنطرف غلطیده میشد ، آن شخص با
سختی و فشار بدن آن مرده را میسائید ، همانطور که نوشتم خودش طرف سر مرده بود (
تقریباً پشت دیواری ) و مرده به طرف سمت راست دید من دراز بود ، کسان دیگری هم
اینجا بودند ولی الان یادم نیست کی بود . از ظاهر گوشت و پوست مرده و فشاری که
آن شخص مرده شوی به دستهایش برای سائیدن بدن مرده میداد معلوم بود بدن مرده زیاد
سائیده و شسته شده ولی هنوز آن شخص ادامه میداد و نقطه ای دیگر از بدن مرده را
میشست و میسائید .
بعد در صحنه ای دیگر یادم است در جائی دیگر بودم و منظره
جور خاصی بود . کسانی بودند ولی الان یادم نیست چه کسانی بودند . میدانم بیشتر
آنها آشنا بودند . یک جایادم است مثل اینکه میدانستم ♀
زائیده یا زائید و بعد میدانستم کسی مرده ولی نمیدانستم بچه ♀
بوده اما بعد کسی حرفی زد ، شاید زن دائی ♀ که
فهمیدم آنکه مرده بوده بچه ♀ بوده ، یک جا مثل اینکه مادر
♀ را دیدم ، همانطور که نوشتم صحنه خاصی بود و نمتوانم
آنرا بصورت یادداشت روی کاغذ بیاورم . یک جا هم کسانی را خوابیده پائین تر
ازخودم دیدم ، یک جا هم از بالابه طرف پائین دمپائی یا چیزی دیگر پرت میکردم که
یادم نیست برای چی اینکار را میکردم ، اما یک جا یادم است با این کار میخواستم
میمونی را بترسانم حالا چرا نمیدانم ، بهر صورت صحنه های خاصی خواب دیدم که خیلی
زیادتر بود ولی یادم نیست ، آنهائی هم که یادم است طوری است که نمیتوانم به رشته
تحریر در آورم . ساعت دو و ده دقیقه شب . باز با همان سؤال کار پایه مغزی چیست
میخوابم و میخواهم بدانم پایه مغزی چه کاری در مغز انجام میدهد . ♠
تمام خواب دوم : ساعت شش و
نیم صبح . الان بیدار شدم ، اول یادم نبود خوابی دیده باشم بعد صحنه هائی یادم
آمد که باز باورم نیست خوابهای الان باشد ، ولی اینطور در نظرم است از کوچه
امامزاده ... داشتم به طرف غرب میآمدم ، یادم است جلو مغازه ای رسیدم که سرکوچه
بود ، یادم است همیتطور که داشتم میآمدم به سمت چپ نگاه کردم و مغازه چیتگری سر
نبش قبل از رسیدن به پل روی جوب را نگاه کردم ، دیدم مغازه نو شده و توی آن ظروف
شیشه ای برای فروش است ، همینطور که از جلو مغازه رد میشدم و آن مغازه ظروف
فروشی را داشتم نگاه میکردم ، میدانستم این مغازه قبلاً چیتگری بوده و عوض شده
به این صورت در آمده ، بعد یادم است توی کوچه بعدی دنبال جوب بودم که به دروازه
هادی میآمد ، در اینجا وقتی آمدم به کوچه بپیچم به سمت چپ نگاه کردم دیدم کوچه
مانند کوچه های قدیمی طاق دارد ، هر چند روی آن فکر کردم ولی پذیرفتم همینطور
باید باشد ، بعد به طرف دروازه هادی آمدم ، البته این کوچه قبل از اینکه خیابان
شود جوئی در سمت راست آن بود ولی دیشب جوئی ندیدم ، اما باز کوچه را طاقدار دیدم
و همینطور که جلو میامدم داشتم تعجب میکردم چرا اینطور است ، داشت یادم میامد که
این کوچه عوض شده و دیگر نباید طاقدار باشد . یعنی میدانستم اینجا نباید طاقدار
باشد و طاقدار بودن آن مال گذشته است و فکری بودم . شاید جائی نزدیک مغازه سابق
آقای ♂ دیدم کوچه طاق ندارد ولی باز در ادامه آن کوچه طاق داشت
. من هرچه جلوتر میرفتم بیشتر یادم میآمد که این کوچه الآن نباید اینطور باشد و
عوض شده است و متعجب بودم چرا اینطور است ، مثل اینکه با کسی یا کسانی هم مساله
را مطرح کردم ولی یادم نیست چی شد . ♠
یادداشت : ساعت شش
عصر . 1 - در خواب اسم دروازه هادی به ذهنم نرسید ولی داشتم به آنطرف میرفتم . 2
- خیلی گنگ یادم است دوران کودکی من سر کوچه امامزاده دکان چیتگری بود ولی خیلی
زود و همان دوران یادم است دیگر نبود و یادم نیست مخصوص کار دیگری شده باشد . 3 -
همان زمانها وقتی از کوچه امامزاده میخواستیم به کوچه جلو مسجد سید به پیچیم از
روی پلی سنگی که بر روی جوی بزرگ کنار کوچه جلو بود می پیچیدیم ولی دیشب چیزی از
پل سنگی به ذهنم نرسید ، ولی منظره کوچه امامزاده و کوجه جلو مسجد سید مثل همان
اوان کودکی من بود . 4 - فرق صحنه های واقعی آن زمان و خواب دیشب این بود که جای
مغازه چیتگری مغازه ظروف شیشه ای فروشی دیدم و کوچه جلو مسجد سید هم بصورت
طاقدار بود ( همانطور که نوشتم ) . 5 - صحنه های مشخص دید من یکی جلو مغازه
چیتگری و نگاه به مغازه ، یکی موقع وارد شدن به کوچه جلو مسجد سید و نگاه کردن
به سمت چپ ، بعد توی کوچه بطرف دروازه هادی و... .
یافته ها : . ¶ . همانند و یکی بودن : سرداب : : مرده شوی خانه 2.202 . ¶ . درستی دیدگاه : خواب های دیده شده در رابطه با مسائل درونی و
جسمی ماست : ☺ : الان
در فهرست مطالب توجهم به خواب سربرال پدونکل یا پایه مغزی چیست جلب شد . در این
خواب صحبت از جائی سرداب مانند ، زائیدن ♀ ، و شستن مرده شده
. ضمناً صحبتی هم از مردن بچه ♀ شده . این موضوع
مرا یاد خواب بولونی توی زمین تاریخ 30/11/72 انداخت که در آن خودم بصورت بچه ♀ در حال
زاده شدن بوده ام و جائی مثل قبرستان قلاغی تیران ♂ بچه ♀ را
دیده ام . با توجه به تفاسیر این دو خواب میتوانم بپذیرم مردن بچه ♀ در
خواب کار سربراال پدونکل همان مردن خودم بعد از زاده شدن در خواب بولونی توی
زمین بوده ، که به این ترتیب معلوم میشود قبرستان قلاغی ... همان سربرال پدونکل
یا پایه مغزی است ، واین دو خواب اثبات کننده درستی دیدگاه من در باره مربوط
بودن رؤیاها به مسائل جسمی و درونی ما است 6/3/79 - . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : مرده شوی : : پایه مغزی 12.4 . ¶ . گفتمان
خواب و بیداری : سرداب / مرده
شوی خانه : : پایه مغزی 12.506
. ¶ .
تفسیرها : 21/10/72 - 22/2/73 - 9/9/80 - . ¶ . همانند و یکی بودن : زائیدن و مردن
بچه♀ در خواب کار پایه مغزی یا سربرال پدونکل
20/10/72 : : خود من در حال زاده شدن به عنوان بچه ♀ و بعد مردن ( قبرستان قلاغی ، ♂ ) در خواب30/11/72 با
عنوان بولون توی زمین . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : جائی سرداب مانند : : پایه مغزی . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : جلو من مرده ای دراز بود : : از بالاترین
نقطه پایه مغزی تا نوک انگشتان پای من در مرحله یِ خواب rem . ¶ . معانی و مفاهیم : مرده بصورت گوشت و
پوست و استخوان روبرویم بود ولی سر او را نمیدیدم : : مرده بصورت گوشت و پوست و
استخوان بخش پائین تنه یِ من در خواب ، از نوک انگشتان تا بالاترین بخش پایه
مغزی ، و سر مرده که من آنرا نمیدیدم ، بالاتنه ی بیدار من ، از بالاترین بخش
پایه مغزی تا پرده های مغز . ¶ . معانی و مفاهیم : کسی هم طرف سر او بود و با کیسه ای که در دست داشت آن مرده را میسائید و
میشست : : کسی طرف سر او یعنی همان سر او ( سرمرده ) از بالاترین بخش پایه مغزی
تا پرده های مغز که بخش بیدار آن لحظه ی دوران خواب من - خواب rem - بوده . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : آن شخص یا مرده شوی : : بالاترین بخش پایه
مغزی تا پرده های مغز . ¶ . پزشکی / معانی و
مفاهیم : کسی هم طرف سر او بود و با کیسه ای در
دست داشت آن مرده را میسائید و میشست : : سائیدن و شستن مرده در این خواب به
معنی تماس داشتن بخش بیدار بالای مغز با « گوشت و پوست و استخوان » بخش خواب
پائین تنه ی من در دوران خواب rem برای دریافت و انتقال اطلاعات به پرده های مغز بوده و هست . ¶ . معانی و مفاهیم : یک جا میدانستم ♀ زائیده یا زائید و بعد میدانستم کسی مرده : : با توجه به مفاهیم و یافته
های خوابِ دلم میخواهد خواب ♀ و ♀ را ببینم تاریخ 10/10/70 که فهمیده ام ♀ در آن خواب نمادی برای قشر منتشر مغز
بوده ، و یافته های خواب بولونی توی زمین تاریخ 30/11/72 که من کودک در حال زاده
شدن ♀ بوده ام ، ♀ در این خواب نمادی برای قشر منتشر مغز
ونظارت این قشر بر بیداری در دوران خواب rem بوده در نتیجه : الف : جمله « ♀ زائیده یا زائید » رساننده تکرار مکررات زائیدن ♀ است ، ب : نوزاد و نوزاد های ♀ پیامهای حسی
حرکتی تازه دریافت شده ی « گوشت و پوست و استخوان » پائین تنه از نوک انگشتان پا
تا بالاترین نقطه پایه مغزی در دوران خواب rem بوده ، ج : این « کسی مرده » که
در ادامه خواب معلوم شده بچه ♀ بوده ، مردن
یا غیر فعال شدن پیامهای بیداری توضیح داده شده در( ب ) بوده . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : دمپائی : : فکر و افکار . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : میمون : : فکر و افکار . ¶ . من یا دیگران : کوچه جلو مسجد سید مثل اوان کودکی من بود : : با این نگاه
، من در این صحنه از خواب یک کودک در حال حرکت به سمت دروازه هادی از کوچه های
امامزاده و مسجد سید بوده ام 6/9/90 . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : مرده بصورت گوشت و پوست و استخوان : : بخش
تحتانی مغز میانی که شروع پایه مغزی باشد تا نوک انگشتان 6/11/91 . ¶ . همانند و یکی بودن : آن شخص پشت دیوار : : سر مرده و به عبارتی
بخش فوقانی مغز میانی تا پرده های مغز . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : سر مرده : : بخش فوقانی مغز میانی تا
پرده های مغز . ¶ . مرز مشترک / گفتمان خواب و بیداری : دیوار بین بدن و سر مرده :
: این دیوار خط جدا کننده دو نیمه فوقانی و تحتانی مغز میانی است که در اصل جدا
کننده مرده شوی و مرده ، جدا کننده سر و تن انسان ، جدا کننده آن دنیا و این
دنیا از نگاه بیداری ، جدا کننده دنیای روح و دنیای جسم ، جدا کننده موتور جاذبه
و وسیله حرکتی موج ( با توجه به مفاهیم خواب 2/4/68 با سؤال اتفاق فردا ) ، و
جدا کننده ... میباشد 6/11/91 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : دروازه هادی : : بخش فوقانی مغز میانی
12/12/91 . ¶ . گفتمان
خواب و بیداری : دروازه هادی : : مرز مشترک بخش فوقانی و تحتانی مغز میانی
12/12/91 . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۴ مهر ۲۰, دوشنبه
کار سربرال پدونکل یا پایه مغزی چیست
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر