۱۳۹۴ مهر ۲۰, دوشنبه

معنی کشور اسرائیل چیست / دو

1578
7/10/72
معنی کشور اسرائیل چیست / دو
×
1
2

866
تمام خواب : ساعت شش و بیست دقیقه صبح . یادم است دیشب یک بار بیدار شدم و خوابی دیده بودم . تصمیم داشتم بلند شوم بنویسم ولی بلند نشدم و دوباره خوابم برد . بعد هم خوابهائی دیگر دیدم که یادم نیست . خواب اول به این صورت بود که جائی مانند پل رودخانه سرپل و محله سرپل بودم . صحنه اول به این صورت یادم است که از طرف کوچه استاد و جلو مسجد روی پل رفتم ، در اینجا یادم است میدانستم سیل آمده و شرایط خاص چنین صحنه ای در ذهنم بود . یادم است روی پل متوجه سمت چپ و پائین رودخانه و پل شدم ، دیدم تا ارتفاع لبه پل در پشت پل آب وجود دارد ، من این آب را آب سیل میدانستم ، ولی باز میدانستم این آب زیاد سیل چیزی بصورت انبار شده است و الان سیل به این اندازه نیست . من همینطور که در حال گذشتن از روی پل بودم و توجهم به سمت آنطرف پل و آبهای زیاد جمع شده پل بود آقای کارمند بانک صادرات را هم روی پل دیدم که پشتش به من و توجهش به آبهای سیل جمع شده آنطرف پل بود . در آن لحظه میدانستم این آبها ، آبهای سیل است که قبلاً از زیر پل گذشته و آنطرف جمع شده ، و میدانستم همین الان هم باز آب سیل دارد به این آبها اضافه میشود ، و به همین ترتیب ضمن اضافه شدن آب به این آبها از این آبها هم کم میشود و جریان رودخانه بصورت طبیعی ادامه دارد . در اینجاحتی به این فکر هم افتادم که این آبهای جمع شده در پائین و پشت پل باید پایه های دیوار منزل را خیسانده باشد و احیاناً ضرر برساند اما به نظرم میآید فکرم اینطور بود که ضرر نمیرساند . بعد شاید تقریباً از روی پل گذشته و در جائی مثل بغل خانه استاد بودم که توجهم به رودخانه و مسیرآب به زیر پل جلب شد ، دیدم الان هم آب سیل منتها بصورت کم دارد به زیر پل میرود ، حدس زدم همین مقدار آب از آبهای انبار شده آنطرف پل هم دارد خارج میشود و آبهای انبار شده پشت پل از همین سیل ولی در گذشته است ، من وقتی روی پل بودم دیدن آبهای پشت پل به این صورت بود که کسی از روی سدی مشغول تماشای آبهای پشت سد باشد ولی در اینجا بصورت طبیعی داشتم آبها و جریان معمولی رودخانه را میدیدم . در خواب میدانستم ارتفاع آبهای پشت پل خیلی خیلی بالاتر از جریان آب رودخانه این طرف است ولی برایم چیز مهمی نبود و مساله طبیعی بود ، ولی الان که بیدارم میدانم چنین چیزی امکان ندارد که ارتفاع آب وارد شده به محلی که آب جمع است پائین تر و کوتاهتر باشد ، در صورتیکه در صحنه خواب دیشب چنین بود و ارتفاع آب جمع شده پشت پل به اندازه ارتفاع پل بود ، در این طرف آب در حال جریان به سمت آنطرف پل از زیر پل بصورت معمولی کف رودخانه بود که خیلی پائین تر از آب پشت پل بود . بهر صورت در اینجا توجهم به آب جریان یافته رودخانه به زیر پل جمع بود و اینکه میدانستم آبهای جمع شده پشت پل همین آب است .
بعد یادم است مسیر حرکتم به سمت منزل دایزه بود . این مسیر حرکت من کمی سر بالائی بود و من توجهم به کوچه محل مسیر جلب بود ، زیرا میدیدم کوجه حالت آب بردگی سیل مانند دارد ، متوجه بودم منظره روی زمین طوری است که من میدانستم قبلاً اینجا مسیر سیل بوده . البته در آن لحظه از خواب سیل و آبی ندیدم ولی حالت زمین کوچه طوری بود که میدانستم قبلاً سیل زیادی از اینجا گذشته و حتی مسیر برایم تازه بود ، یعنی سیل منظور من در گذشته دور نبود بلکه مثل این بود که من بعد از گذشتن سیل داشتم از آن نقطه میگذشتم ، مسیر سیل منظور من از روبرو یه طرف من بود و من داشتم در سربالائی آرام کوچه تقریباً به سمت خانه دایزه میرفتم . هر چند کوچه خواب من تقریباً جائی در امتداد کوچه موجود زمان بیداری بود ولی کوچه خواب من حالت رودخانه ای و بیابانی داشت و جور خاصی بود که نمیشود تعریف کرد . فقط میدانم توجهم به زمین کوچه و مسیرهای بوجود آمده توسط سیل بود . بعد یادم است در دنباله این خواب و دنباله این مسیر باز در مسیر سر بالائی فضای بازی بودم که آنرا منزل دایزه میدانستم ولی تقریباً آنجا هم حالت کوچه ای بزرگ را داشت ولی من آنجا را خانه دایزه میدانستم . همینطور که داشتم به رفتنم ادامه میدادم میدانستم اطاق دایزه در سمت راست من است ولی مثل اینکه من از آن مکان گذشتم ، نمیدانم هوس رفتن توی آنرا کردم یانه ولی میدانم توی کوچه بودم و داشتم به رفتنم ادامه میدادم ، متوجه بودم اینجا این مسیر خانه دایزه است و باز میدانستم اطاق دایزه  در سمت راست من است . مساله جالبی که در خواب میدانستم این بود که واقعیت منزل دایزه را در خواب همانطور میدانستم که میدیدم در صورتی که در بیداری واقعیت منزل قدیمی دایزه جور دیگری بود . من دیشب میدانستم اینجا خانه دایزه است و حتی بعد از بیدار شدن متوجه شدم در خوابهای دیگری هم من در این مکان بوده ام و شناخت قبلی روی این مکان دارم ، حدس زدم باید در گذشته هم چنین منظره ای در خوابهایم دیده باشم ولی الان میدانم در یادداشتهایم چنین صحنه ای یادداشت نشده ، اما قبول دارم در خوابهائی در گذشته چنین صحنه ای دیده ام . ساعت شش و پنجاه صبح بهتر است بلند شوم بروم اداره دیگر چیزی یادم نیست .
یافته ها : . . همانند و یکی بودن : آقای کارمند بانک صادرات : : در این خواب آقای بر روی پل سرپل ...  نمادی همانند آب سیل در روی پل سرپل ... در خواب دومین گویچه قطبی تاریخ 17/5/70 بوده . 2.46  . . همانند و یکی بودن : آب سیل جمع شده پشت پل رود خانه ... : : آقای کارمند بانک صادرات نامه رسان و مأمور ابلاغ بانک 2.46 . . همانند و یکی بودن : آب سیل : : آب سیل جمع شده پشت پل رودخانه ... در این خواب نمادی همانند آب سیل در حرکت روی این پل در خواب دومین گویچه قطبی 17/5/70 بوده 2.46 . . معانی و مفاهیم : سیل : : کلمه سیل در این خواب به معنی نگاه کردن و تماشا کردن است و سیل جمع شده در پشت پل همان نگاه ها و احساس های زمان بیداری است که در قشر منتشر جمع شده و بایگانی گردیده 3.10 . . من یا دیگران : : در این خواب آقای و من یکی و هر دو نمادی بوده ایم برای پیامهای حرکتی حسی آمده از قشر منتشر مغز ناحیه حرکتی به ماهیچه های محرک چشمها انتقال داده شده به بالای مغز 4.35 . . درستی دیدگاه : پل در خواب نمادی برای پوست بدن و چشمها : : در بیداری پل به مفهوم ارتباط دهنده دو بخش از یک سیستم یا ارتباط دهنده دو سیستم جدا از هم به یکدیگر است ، با این مفهوم این نظر ابراز شده قبلی من میتواند نظر درستی باشد که گفته ام پل در خوابهای ما نمادی برای پوست بدن است اما میدانم قشر منتشر مغز در خوابهای من با نماد سرپل ظاهر میشود - پل سرپل در این خواب - به این ترتیب پل در این خواب میتواند نمادی برای چشمها که پل ارتباطی بین پیرامون بدن و قشر منتشر مغز است باشد 1/12/77 - 5.74 . . گفتمان خواب و بیداری : آقای کارمند بانک صادرات : : ایمپالس های غشاء سلول های مخروطی 12.15 . . گفتمان خواب و بیداری : آب سیل : : افکار بینائی انبار شده در قشر پس سری 12.265 . . گفتمان خواب و بیداری : محله سرپل ... : : ناحیه حسی حرکتی قشر منتشر مغز 12.522 . . گفتمان خواب و بیداری : استاد : : ناحیه حرکتی حسی قشر منتشر مغز . . گفتمان خواب و بیداری : ادامه کوجه استاد : : فیبرهای حرکتی حسی ماهیچه های محرک چشمها . . گفتمان خواب و بیداری : جلو مسجد سرپل : : چشمها . . گفتمان خواب و بیداری : آب سیل : : پیامهای حسی حرکتی . . گفتمان خواب و بیداری : کارمند بانک صادرات : : پیامهای حرکتی حسی . . گفتمان خواب و بیداری : بانک صادرات : : قشر حرکتی حسی وحسی حرکتی مغز . . گفتمان خواب و بیداری : مشهدی : : پیامهای انبار شده در ناحیه حسی حرکتی قشر منتشر مغز . . تفسیرها : - . . رؤیا و برنامه داده شده به مغز : خواب در پاسخ به سؤال است با توجه به معانی و مفاهیم به دست آمده از  خواب اتفاق فردا تاریخ 2/4/68 . . گفتمان خواب و بیداری : دیوار منزل ( ) : : نرم شامه پرده های مغز . . گفتمان خواب و بیداری : منزل سلطون : : پرده های مغز . . گفتمان خواب و بیداری : باتک صادرات : : قشر منتشر مغز . . معانی و مفاهیم : سِیل : : در زبان محلی ... به معنی نگاه ، دیدن ، تماشا ، و آب گِل آلود و پر حجم باران در حال حرکت بر روی زمین . . گفتمان خواب و بیداری : آب جمع شده سِیل : : پیام های حسی حرکتی ارسال شده به قشر منتشر مغز از جمله پیام های بینائی . . گفتمان خواب و بیداری : کارمند ( نامه رسان ) بانک صادرات : : پیامهای حرکتی حسی بر گشت شده به ماهیچه ها ، پوست و گیرنده های حسی مستقر در پوست از جمله چشم ها . . زبان رؤیا : میدانستم همین الان هم باز آب سیل دارد به این آبها اضافه میشود : : اطلاعات بینائی همان لحظه در حال انبار شدن در قشر بینائی مغز 6/9/90 . . گفتمان خواب و بیداری : کارمند مأمور ابلاغ بانک صادرات : : پیامهای بیداری ارسال شده ازقشر بینائی مغز رسیده به ماهیچه های محرک چشم ها در خواب  rem. 7/9/90  . . گفتمان خواب و بیداری : بانک صادرات : : قشر بینائی مغز . 7/9/90 . . گفتمان خواب و بیداری : کوچه استاد و جلو مسجد به سمت پل : : مسیر عصب چهارم تروچلار فعال کننده ماهیچه مایل بالائی چشم 8/9/90 . . من یا دیگران : من در حال حرکت توی کوچه استاد و جلو مسجد به سمت پل : : من پیامهای حرکتی حسی رسیده به ماهیچه مایل بالائی چشم با مدیریت قشر بینائی بوده ام . . گفتمان خواب و بیداری : جلو مسجد : : قرنیه چشم . . گفتمان خواب و بیداری : روی پل سر پل : : محل تماس ماهیجه های چشم با صلبیه . . گفتمان خواب و بیداری : پشت پل سرپل : : قشر بینائی در پس سر . . گفتمان خواب و بیداری / زبان رؤیا : پل سرپل : چشمها ، پلی که در رابطه با سر است ، پل ورود به قشر بینائی . . گفتمان خواب و بیداری : پل رودخانه سرپل : : چشمها . . گفتمان خواب و بیداری : رودخانه سرپل : : مسیر ورود نور به چشم تا رسیدن به قشر بینائی . . درستی دیدگاه : آبهای انبار شده پشت پل از همین سیل ولی در گذشته است : : این نگاه ، درستی نظر من را اثبات میکند که یافته ام آبهای سیل انبار شده در پشت پل ، بایگانی شده های بینائی در قشر بینائی است 8/9/90 . . من یا دیگران : من در حال گذشتن از روی پل و توجهم به سمت آنطرف پل : : من آقای کارمند و مأمور ابلاغ بانک صادرات بوده ام 9/9/90 . . گفتمان خواب و بیداری : آبهای سیل : : پیامهای بینائی آمده از چشمها به قشر بینائی پسِ سر از دو مسیر اپتیک ( آب سیل ) و مسیر ماهیچه های چشم ( لِرده یا خاک همراه سیل ) . 9/9/90 . . درستی دیدگاه : دیدم الان هم آب سیل منتها بصورت کم دارد به زیر پل میرود و حدس زدم همین مقدار آب از آبهای انبار شده آنطرف پل هم دارد خارج میشود و آبهای انبار شده پشت پل از همین سیل ولی در گذشته است : : از اولین شناختها و یافته هایم در رابطه با خواب و رؤیا این مسأله بوده و هست که برای بیدار شدن از خواب باید در مرحله اول طی یک پروسه زمانبر پیامهای بیداری از بالای مغز به بافتها و هسته های سلولی زیر پرده ها ی مغز و قشر منتشر رسیده سپس به مغز میانی و بعد به پوست بدن و گیرنده های حسی مستقر در پوست برسد تا بعد که این پروسه کامل و همه یِ بافتها و اعضای بدن بیدار شدند با بیدار شدن آخرین که با شناخت من بیدار شدن ماهیچه بالا برنده پلک بالائی چشم است ما بیدار شویم . حال با توجه به مفاهیم این خواب که معلوم میگردد پیامهای بینائی قبلاً گرفته شده از پیرامون انبار شده در قشر بینائی از بالای مغز به پیرامون ( اختصاصاً در این خواب به چشمها ) ارسال شده دوباره همراه با پیامهای جدید بیداری به بالای مغز و قشر بینائی برمیگردد درستی نظر من اثبات میگردد 25/7/91 . . معانی و مفاهیم : سِیل : در فرهنگ عامیانه ... ها به نگاه و نگاه کردن سیل میگویند . . گفتمان خواب و بیداری : رودخانه ... در محدوده پل سرپل : : مسیر عبور نور در چشم 25/7/91 . . همانند و یکی بودن : پل سرپل ، در این خواب : : دیوار بین بدن و سر مرده در خواب 20/10/72 با سؤال کار سربرال پدونکل ( پایه مغزی ) 7/11/91  . .

هیچ نظری موجود نیست: