|
1473
|
7/5/72
|
تفسیرخواب شیشه شراب
|
|
|
|
×
|
|
|
♣ تمام تفسیر و یافته
ها : ساعت نه و چهل و شش دقیقه
صبح . امروز اداره نرفتم و مرخصی گرفتم . دو سه روز است تصمیم دارم تفسیری بر
خواب 5/5/72 با موضوع شیشه شراب بنویسم . تا کنون رسم من در یادداشت نویسی این
بوده مسائل روزمره زندگی ام را که ربطی به خواب و رؤیا ندارد وارد مطالعاتم نکنم
. کوشش دومم این بوده با حقیقت جلو بروم و اتفاقات خواب را آنطور که افتاده
بنویسم زیرا میدانم نماد های خواب از نظر افراد و مسائل مطرح شده
میتواند نادرست و حقیقت نداشته باشد . بهمین دلیل اگر برای مثال در صحنه ای دیده
ام زنی را بوسیده ام یا با او نزدیکی کرده ام عیناً نوشته ام و سانسور نکرده ام
چون آن مساله مطرح شده مربوط به خواب بوده و ربطی به بیداری ندارد . برای نمونه
من چندین بار خواب دیده ام توی بغل ... خوابیده ام یا با او نزدیکی کرده ام این از نظر هر کس مشخص است نمیتواند در
بیداری حقیقت داشته باشد . یا یک بار خواب دیدم من و ... هر دو آلت تناسلی زنانه
و مردانه داشتیم ... من آلت مردانه ام را توی آلت زنانه ... کرده بودم و در عین
حال میدانستم او هم آلت مردانه اش را توی آلت زنانه من کرده . این خلاصه را برای
این نوشتم که مجبور هستم امروز مساله جدیدی را مطرح کنم که تا حالا از مطرح کردن
آن پرهیز داشتم اما به دلیل اجبار و بدلیل دیدن خواب 5/5/72 و اینکه با این خواب
درستی نظرات من اثبات شده بهتر میدانم بصورت واقعی موضوع بررسی شود . منظور من
فقط بحث علمی پیرامون مسائل خواب و رؤیا است . یکی دو سال است با دوست دخترم♀
رابطه خاصی بر قرار کرده ام به این صورت که بعضی مواقع خیلی گذرا و خیلی کم دستی
به تن و بدن او میمالم و شاید سه چهار بار هم او را بوسیده باشم . داستان مورد
نظر من مربوط بودن خواب شیشه شراب به این مساله است زیرا این خواب با واقعیت های
زمان بیداری مربوط بوده و دیدن آن باعث شده درستی خیلی از نظراتم در باره خواب و
رؤیا اثبات شود . روز قبل از دیدن این خواب دوست دخترم را دیدم . طبق معمول قصد
داشتم اورا به تنهائی گیر بیاورم ... ولی موقعیت جور نمیشد ، تا اینکه متوجه شدم
توی آشپزخانه مشغول شستن ظروف است و کسی اطرافش نیست . یواشکی از پشت سر به او
نزدیک شدم و از سمت راست او او را در بغل گرفتم . او یک لحظه عکس العمل نشان
نداد و مشغول کارش بود اما وقتی خواستم او را ببوسم کمی خودش را عقب کشید و من
بیشتر او را بغل کردم و به خودم فشار دادم . ترس من از آمدن و دیدن کسی مرا هول
زده کرده بود ، عکس العمل او هم باعث شد فکر کنم نکند نگذارد به او ور بروم ،
بهتر دیدم او را ببوسم و بروم ولی او کوشش داشت صورتش را از من دور نگه دارد .
من همانطور که او را در بغل داشتم ... با
دست چپ سرش را به سمت خود آوردم . ... او هر چند با سر و بدن مقاومت کرد ولی او
را به طرف خودم کشیدم و بوسه جانانه ای به گونه سمت راست او زدم . این بوسه برای
من بی اندازه لذت بخش بود ، مخصوصاً سفتی گونه های او برایم جالب بود و به من
لذت مضاعف داد . در همین حال وقتی خواستم از او جدا شوم ... . این داستانی بود
از رفتار من با دوست دخترم که باعث دیدن خواب 5/5/72 و برای چندمین بار به من
ثابت شده مسائل خواب و رؤیا در رابطه با حیات جسمی و روحی ما و هر خواب داستانی
از مسائل درونی ما است . البته قبل از اینکه شروع به تفسیر این خواب کنم از تمام
کسانی که به نحوی اسامی آنها در خوابها و یادداشت هایم مطرح میشود که نباید بشود
عذر خواهی و یاد آوری میکنم قصد من بررسی علمی مسائل خواب و رؤیا است و هیچ قصد
توهین و اهانت به کسی ندارم . با عرض پوزش مجدد میروم برای تفسیر خواب 5/5/72 با
موضوع شیشه شراب . 1 - خواب فوق ... ، 2 - نوشته ام جلو اطاق یا منزلی توی کوچه
بودم و اینطور یادم است کوچه شمالی جنوبی و اطاق پشت سر من سمت شرق بود . ¶ بنظر
من کوچه در اینجا وجود سیستم مردانه و اطاق سیستم زنانه بوده . ¶ در اینجا
من حد واسط بین دو گروه جسم و روح یا پیام بوده ام . ¶ البته
با شناختی که از مسائل خواب و رؤیا دارم در اینجا من احساس سکسی لبها و دستهایم
بوده ام که در همان حال جسم این احساسها هم بوده ام یعنی ¶ در
اینجا من لبها و احساس لبهایم بوده ام . ¶ معنی
دیگر کوچه و شمالی جنوبی بودن آن نشانه ارتباط با درون از نقطه شروع بیرون است
که این هم میتواند همان احساس لبها و ارتباط آن با مغز و درون باشد . 3 - رفتن
من توی اطاق و بیرون آمدنم معانی مختلف دارد ¶ یکی
اینکه من یا همان احساس لبها در آن موقع با درون و مغز خودم درارتباط بوده ام ¶ و
یکی اینکه من در این خواب ، هم جسم و هم روح بوده ام . ¶ موقتی
بودن من توی اطاق همان توجه بیش از حد من به♀ و
مسائل روانی مربوط به او بوده . 4 - نوشته ام یک بار یادم است زن و مردی
شاید ارمنی و مسن رفتند داخل اطاق یک بار هم یادم است خودم رفتم داخل اطاق . 5 -
این زن و مرد ارمنی در اصل خودم بوده ام که ¶ من
در اینجا مسن بودن و پیر بودن آنها را همان پیری و بالای سن بودن خودم در
چهارچوب شناخت ذهنی و جسمی خودم میدانم . ¶ من
فکر میکنم آن زن ارمنی همان لذت پیر شده احساسی لبهای من ¶ و
پیر مرد همان سابقه ذهنی این احساس در درون من است که البته این هر دو ¶ باز
همان خود من توی کوچه جلو اطاق و توی اطاق بوده ام . 6 - بعد نوشته ام خودم رفتم
داخل اطاق و دیدم ♂ و ♀
توی اطاق هستند کاری میکردند و میدانم صحنه ای شاد بود . الف : ¶ ♂ و ♀ در
اینجا جسم و روح جوان و شاد من در آن لحظه بوده یعنی لحظه ای که من توجهم به♀
بوده و او را بوسیده ام و آن هنگامی بوده که لبهای پیر شده من به گونه جوان و
دخترانه ♀ بوسه زده و احساس درک شده این لحظه
همان ♂ جوان در کنار ♀ بود ، یعنی این دو احساس
جوان در کنار هم قرار گرفته . اگر توجه شود قبلاً در باره یادداشتهایم نوشته ام ¶ احساسهای
درک شده در زمان حال بصورت کودک و نوجوان ( جوان تر از من و سال واقعی ) در خواب
نمایان میشود . ¶ اینجا
هم ♀ و ♂
احساس درک شده لحظه بوسیدن ♀ در وجود من بوده ¶ و
من در آن لحظه با نماد های ♂ و ♀
تصویر شده ام . ب : بدلیل مسائل بعدی خواب باید در اینجا یادآوری کنم در بیداری
به من گفته شده بود ... . ادامه دارد ... ♂ و ♀ با
هم وعده هائی گذاشته اند و قرار است ♂ برای
خواستگاری بیاید بهمین دلیل مغز من تقریباً این دو را با هم و در کنار هم
میدانست و یکی از دلایل تصویر شدن این دو در کنار هم همین افکار و اطلاعات من
بوده . ج : دومین مساله این است که مدتی پیش ♂
برای ختنه کنان ♂ دعوت ناهار گرفت وقتی آنجا رفتیم ♂
برای ناهار مفداری شراب جور کرده بود و من بعد از مدتها کمی شراب خوردم . ¶ فکر
میکنم سابقه ذهنی من نمادی برای داستان خواب فوق شده . البته
در آن روز ♀ ، ♀ ♂ ،
و دیگران هم بودند و ذهن من در آن جمع ♀ و ♂ را
در کنار هم میدانست . 7 - تمام مسائل این خواب از نظر خواب شناسی تا اینجا بصورت
زیر جمع بندی میشود . ¶ کوچه ، پیر مرد ، و ♂
روح و سیستم مردانه وجودی من ¶ و در کنار آن خانه پیر زن و ♀
سیستم زنانه وجودی من بوده اند . 8 - بعد نوشته ام شاید در این موقع مساله ای
توی اطاق میگذشت ولی ندیدم کسی کاری کند اگر هم بود شاید موضوع خوردن بود .
نمیدانم همان موقع یا دفعه ای دیگر به من کباب داده شد بخورم البته درست یادم
نیست ولی مثل اینکه به من کباب پَر داده شد بخورم . 9 - داستان کباب و کباب پر
از نظر شناخت زمان بیداری بر میگردد به همان دعوت ... . اما از نظر خواب و خواب
شناسی باین صورت است که میدانم ¶ گوشت در گروه مرد یا روح قرار دارد ¶ و
در اینجا کباب مورد نظر همان کوچه ، پیر مرد ارمنی ، یا همان ♂ بوده
¶ و من
همان خانه یا پیر زن ارمنی و یا ♀ بوده ام ¶ که
در این صورت ♂ و ♀ در
کنار هم در این خواب همان کنار هم بودن سیخ کباب و کباب است (♂
کباب و ♀
سیخ کباب ) ¶ پس
وقتی من کباب خورده ام همان ♀ در کنار ♂
بوده ام و ♂ روح جوانی بوده که در من نفوذ کرده ¶ و
اگر برگردیم به بیداری و مسائل بیداری من همان لبهای تحریک شده و جوان خودم در
لحظه بوسیدن ♀ بوده ام و ♂
لذت این بوسه به من یا ♀ بوده ¶ پس
وقتی نوشته ام کباب خوردم همان خوردن احساس جوان و لذتبخش دریافت شده از گونه ♀
بوده . 10 - بعد نوشته ام یادم است باز بیرون جلو اطاق یا منزل توی کوچه بودم و
میدانستم کسانی توی اطاق هستند یک بار هم یادم است رفتم توی اطاق زن و مردی را
دیدم روبروی هم نشسته اند و کاری میکنند . ¶ این
درون و بیرون رفتن از اطاق چندین معنی میتواند داشته باشد . یکی از معانی آن رد
وبدل شدن احساس درونی با مسائل پیرامون و بیرون از بدن است مثل همان افکار من در
باره ♀ و
هول و هراس لذتبخشی که داشتم ، یعنی احساس و احساسهای موجود در ذهن من در گیر با
مسائل حسی و احساسی لحظه ای من بوده و این دو ، بصورت جوان و پیر در خواب در
کنار هم و با هم بوده . ¶ زمانی احساس پیر و گذشته و زمانی
احساس جوان و نو بوده ام . 11 - نوشته ام بعد یادم است همان زن مسن که نمیدانم
خارجی بود یا ارمنی یک ظرف شراب به من داد و تأکید او کم خوردن بود و مثل اینکه
گفت سه قلوپ بخورم . من میدانستم باید کم بخورم و ظرف را به او برگردانم ، ¶ به
نظر من آن زن هم خارجی بوده و هم ارمنی ، ¶ خارجی
بودن آن همان مرد مسنی بوده که قبلاً با او دیدم یا همان شراب توی ظرف ، ¶ آن
زن مسن هم همان ظرف شراب بوده که به من داد . ¶ در
اصل در اینجا من همان خانه ، همان پیرزن ، همان سیخ کباب یا همان ♀ ،
همان ظرف شراب ¶ و
در اصل همان جسم و بدن پر سلولی بوده ام در حال آماده شدن برای خوردن شراب ، ¶ و شراب
در اصل همان کوچه ، همان مرد مسن ، همان سیخ کباب همان ♂
همان شراب و در اصل لذت بوسه و احساس بوسه ای بوده که من در بیداری میخواسته ام
از ♀
بگیرم . پس خارجی بودن یعنی تماس داشتن با خارج اما معنی ارمنی بودن را تا حالا
نمیدانستم هر چند در یکی دو خواب دیگر هم افراد ارمنی دیده ام ¶ فعلاً
میتوانم جسم مادی خودم را ارمنی و زن مسن ارمنی بدانم که شاید در اینجا کنایه ای
از لبهای من باشد . فعلاً از سه قلوپ خوردن و کم خوردن چیزی نمیدانم . 12 -
نوشته ام یادم است هر بار میخواستم بخورم به ظرف شیشه ای و شراب داخل آن نگاه
میکردم ، بنظرم رسید هنوز انگورهای شراب داخل آن است . یعنی شراب و انگور شراب
گرفته شده باهم توی ظرف شیشه ای بود . من وقتی میخواستم بخورم میدیدم شراب از
لای انگور به قاصله زمانی مدت دار یعنی با گذشت زمان بیرون میآید . الف : ¶ ظرف شیشه ای
شراب در اینجا میتواند کنایه ای از تن و بدن ♀
باشد ¶ و
شراب آمده از لابلای انگور همان احساس بوسه دریافت شده از تن و بدن او . ب : ¶ پیرزن
در اینجا همان جسم و تن و بدن خودم است ¶ و
این تن و بدن خودم بوده آن ظرف شراب را به من داده . ج : ¶ قبلاً نوشته ام شیشه در گروه جسم و ماده قرار
دارد ¶ که
در اینجا آمدن شراب از لابلای انگور میتواند همان خروج شراب از درون ظرف شیشه ای
باشد ¶ در
این صورت انگور جای شیشه قرار میگیرد و باید در گروه جسم و ماده باشد . دال : ¶ بنظرم
جمله هر بار میخواستم بخورم به ظرف شیشه ای و شراب داخل آن نگاه میکردم کنایه از
هر بار تصمیم من برای بوسیدن ♀ است . ¶ یعنی
♀ همان ظرف شیشه ای ¶ و
احساس منتقل شده از او به من همان شراب بوده . ¶ پس
نگاه من به ظرف همان نگاه به ♀ ¶ و
دیدن شراب داخل آن همان دانستن لذت نهفته در این ظرف شیشه ای یا ♀
است . توضیح : ¶ این
برای اولین بار است با این صراحت میفهمم مسائل خوابهایم در رابطه با مسائل
پیرامون و بیرون است . ¶ تا کنون تا این حد جلو نرفته بودم
هرچند هنوز هم نمیتوانم بین جسم و روح خودم و جسم و روح نماد
مقابلم در بیداری فرق بگذارم . ولی تا آنجا که به این خواب مربوط میشود ¶ میپذیرم
جسم و روح جوان در این خواب مربوط به ♀ و جسم و روح پیر مربوط به
خودم است . هه : ¶ الان
میتوانم بفهمم چرا یک مرد بعد از خوردن شراب به سمت زن جلب میشود و دوست دارد در
کنار زن باشد . این به آن دلیل است که ¶ احساس
گرفته شده از نشئه شراب همانند احساس گرفته شده از وجود زن است و مغز من در آن
شب این مساله را خوب درک کرده . و : ¶ لحظه دادن شیشه شراب به من
توسط آن زن مسن لحظه تماس جسمی من با ♀ بوده ،
یعنی درست لحظه در بغل گرفتن و بوسیدن او . ز : ¶ نوشتم
شیشه و انگور جای هم قرار میگیرند و ¶ خارج شدن شراب از درون شیشه
همان خارج شدن شراب از لابلای انگور بوده ¶ در
این صورت انگور میتواند همان جسم یا بدن ♀ ¶ وشراب
خارج شده از لابلای انگور همان احساس داده شده به من از تن و بدن او باشد . ح :
در اینجا یادم به خواب کار کروموزوم شماره یک 21/4/68 و خواندن خاطرات ♂ از
روی خوشه انگور افتاد . باید مطالعه دقیق تری روی این خواب بکنم چون با این
شناخت جدید ¶ اولاً
خاطرات ♂ باید چیزی مانند همین شراب باشد که در این صورت ¶ چون
شراب در گروه مرد میباشد خاطرات ♂ هم در گروه مرد قرار میگیرد . دوماً
¶ نظر
به اینکه امروز دانستم جسم مطرح شده در خواب میتواند جسم خود من نباشد ¶ شاید
در آن خواب خوشه انگور جسم مادی خودم نبوده و جسم مادی کروموزوم شماره یک تخمک ¶ یا
در مجموع جسم مادی هسته تخمک بوده البته اگر در آن لحظه من هسته اسپرم باشم . ¶ اما
اگر بر عکس باشد به این صورت که من در آن لحظه جسم مادی هسته سلول تخم باشم ¶خوشه انگور
باید جسم مادی هسته اسپرماتوزوئید باشد . ¶ در
اصل میخواهم اینطور بگویم ...
|
|||||||
۱۳۹۴ آبان ۶, چهارشنبه
تفسیرخواب شیشه شراب
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر