۱۳۹۴ مهر ۲۲, چهارشنبه

بندر ماهشهر ، جلو منزل یدی

1561
15/9/72
بندر ماهشهر ، جلو منزل یدی

1
1

859
تمام خواب : ساعت یک و پانزده دقیقه بامداد . خواب دیدم بندر ماهشهر بودم ، یادم است روبروی منزل یدی بودم و داشتم به سبقی روبرو نگاه میکردم ، بین دو لین روبرو کمی سمت راستِ نگاه من درختی بلند که حالت عمومی آن بصورت کهنه و مانده بود اینطور دیدم که بالای آن و بالای شاخه ای در سمت راست آن یک آشیانه کلاغ است ، من اینطور میدانستم که قبلاً این آشیانه کلاغ نبوده ، البته کلمه کلاغ به ذهنم نرسید ولی اینطور فهمیدم ، غیر از آن درخت بلند مانده و کهنه روبروی من در محل سبقی هم کشت و کار شده بود و هم درخت و سبزه بود ولی درخت و سبزه آن مانده و کهنه بود ، بعد یادم است در امتداد لین منزل یدی نگاهم به منزل قدیمی خودمان نزدیک خانه بود ( ) ، اینطور میتوانم بگویم که داشتم از سر لین یدی و لین خودمان به آن منزل و منازل نگاه میکردم ، درست در امتداد دید من دیوار ودرهای منازل پیدا بود ومن در اینجا متوجه شدم بر عکس صحنه قبل که نسبت به گذشته کهنه و مانده شده بود اینجا بعضی خانه ها نوسازی شده و حتی دیوار یکی یا چند تا از منازل را دیدم سنگ کاری و تمیز و نو نسبت به گذشته شده بود ، سبقی روبروی آنهم همانند جلو منزل یدی سبزی کاری و درخت کاری شده بود ، این درخت و سبزه هم به تبعیت لین و دیوار منازل نو و تازه بود ، مثل سبقی جلو منزل یدی کهنه و مانده نبود ، مثل اینکه جلو آن منزل دیوار سنگی و تازه شده ، زنی را هم دیدم نشسته بود و نگاهش به طرف سبقی بود ، در آنطرف مسیر نگاه آن زن یعنی در جائی روبروی لین روبروی آن زن هم منظره خاصی دیدم که نمیتوانم آنرا تشریح کنم ، مثل اینکه زنی بود و مقداری آب روی زمین بصورتی خاص دیدم ، در جائی هم توی یک سخمواری ... را دیدم که هیکلی درشت وگرد قشنگی داشت و تقریباً میشود گفت پیراهن حاملگی پوشیده بود ، او شکلاً و عموماً یک زیبائی و چاقی خاصی داشت ، صورتش خندان ( با لبخند ) و نگاهی شاد و با لبخند داشت ، نمیدانم چی بود ولی او را توی یک سخمواری اینطور دیدم و مسائلی بود که یادم نیست ، شاید آن سخمواری و جای جائی در لین روبروی منزل یدی بوده ولی چیزی نمیدانم . کلاً در این خواب بندر ماهشهر بودم و منازل آنرا میدیدم که از اینها منازل کهنه و قدیمی و بعضی نوسازی و تازه شده بود . سبقی روبروی این منازل هم کشت و کار و درخت کاری شده بود که به همان ترتیب که نوشتم بعضی جاها کهنه و بعضی جاها نو و تازه شده بود .
یافته ها : . . تفسیرها : - . . گفتمان خواب و بیداری : منزل یدی / : : گیرنده های حسی پیرامونی 19/8/89 . . زبان رؤیا : بندر ماهشهر : : موقعیت شبانه شهر کنار دریا که با ماه توی آسمان در ارتباط است . . زبان رؤیا / گفتمان خواب و بیداری : دریا : : پیرامون بدن . . زبان رؤیا / گفتمان خواب و بیداری : کنار دریا : : پوست و آن بخش از گیرنده های حسی مستقر در پوست بدن که با بیرون بدن در تماس است . . زبان رؤیا / گفتمان خواب و بیداری : آسمان : : بالا وبالاترین بخشهای مغز . . زبان رؤیا / گفتمان خواب و بیداری : ماه : : پرده های مغز . . گفتمان خواب و بیداری : بندر ماهشهر : : آن بخش از پوست بدن که پیامهای بیداری دوران خواب rem از پرده های مغز به آن رسیده باشد 19/8/89 . .

هیچ نظری موجود نیست: