|
1532
|
1/8/72
|
مرده ها زنده می شوند
|
|
|
|
×
|
|
|
♣ تمام یادداشت و
یافته ها : ساعت یازده و بیست و پنج
دقیقه شب . الان داشتم پاکنویس میکردم . لازم شد تاریخ و نام خوابی را پیدا کنم
که در آن راه پله ای به سمت شرق و پیراهن و قیچی دیده ام . اتفاقاً چشمم به خواب
9/4/71 با موضوع آیا مرده ها زنده میشوند افتاد . وقتی خواب را خواندم خیلی جالب
متوجه معنی آن شدم . این در حالی است که از آن تاریخ تا کنون فکر نمیکنم یادداشت
و تفسیری در باره آن نوشته باشم . در این خواب زن و کودکی با من بود و من
میدانستم دیگران نمیخواهند آن زن با من باشد ولی خودم موضوع را عادی میدانستم .
در جائی از خواب هم کلمه بمان گفته شده و من نوشته ام بمان یا بمانعلی . ¶ بنظر من آن
کودک من هستم که همراه آن زن میباشم . در اصل یک پیام همراه با گروه زن ، ¶ یعنی همان
کودکی که در خواب کار سلولهای دو قطبی قنداق شد . ¶ یا مردی که
در خواب دولت چیست و چه ساختاری در وجود من است 28/10/68 کنار خیابان بدورش
چهارچوب کشیدم ¶
و یا همان مرده خوابهایم . ¶ آن زن هم در این خواب باید پیله یا کفن دور من
باشد . از نظر من بِمان در اینجا به معنی ماندن و جدا نشدن از آن زن یا پیله است
. ¶ البته
قبلاً نوشته ام پیله یِ دور مرده جسمی و مادی است و در خوابها بصورت زن ، پارچه
، چوب و امثال آن ظاهر میشود . ¶ بهر صورت این خواب در رابطه با سؤال و بهتر است
در وقتی دیگر تفسیری بر آن نوشته شود . در این خواب این جمله خیلی جالب میتواند
پاسخ سؤال من باشد . ¶ من سؤال کرده و نوشته ام آیا مرده ها زنده میشوند
و پاسخ من در این خواب به این صورت است . فقط میدانم آن زن با من زندگی میکرد
ولی میتوانست زندگی نکند . این جواب از قول من که مرده خواب یا آن کودک هستم این
است که تا آن زن با من است ( پیله ای دور من یا تابوتی برای من و یا کفنی برای
من ) من مرده هستم ، ولی وقتی او نباشد من زنده خواهم بود . و چون او میتواند
نباشد من زنده میشوم ¶ در نتیجه : مرده ها زنده میشوند !
|
|||||||
۱۳۹۴ مهر ۲۳, پنجشنبه
مرده ها زنده می شوند
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر