۱۳۹۴ آبان ۶, چهارشنبه

رفتن به اهواز با ♀ و خواب او

1490
15/6/72
رفتن به اهواز با و خواب او




×

تمام خواب : ساعت دو و سی و یک دقیقه بعد از ظهر ، اهواز خیابان پهلوی سابق چلوکبابی کرامت قسمت خانواده . امروز صبح با به اهواز رسیدیم اول به اداره دارائی رفتیم ... ، ... فعلاً چیزی در رابطه با مسائل خواب و رؤیا و یادداشت هایم به ذهنم نمیرسد بنویسم اما دیشب توی ماشین به بهانه ای با حرف خواب و رؤیا را پیش کشیدم و مقداری صحبت کردیم . او گفت خواب چند شب پیش او در باره من به این صورت بوده که خواب دیده من مرده ام و به همین دلیل توی خواب برای من گریه کرده .

# یادداشت این خواب تکمیل خواهد شد #



هیچ نظری موجود نیست: