|
1628
|
5/12/72
|
تفسیر خواب بولونی توی زمین .
|
|
|
|
×
|
|
|
♣ تمام تفسیر و یافته
ها : ساعت نه و ده دقیقه صبح .
دیروز ...1 - ¶ هر
چند تا کنون در خوابهایم زمین را حد فاصل بین دو بافت میدانستم اما بیشتر توجه
من به دو زمین خاص یکی دنیای پیرامون از دید و نگاه جسم پر سلولی و یکی قشر
منتشر بود ، اما با دیدن خواب بولونی توی زمین الان بهتر میتوانم روی نماد زمین
در خوابهایم شناخت داشته باشم . در خواب بولونی توی زمین یک جا خودم روی تپه ای
بوده ام و آنرا قبرستان قلاغی ... میدانستم ، در همان حال تپه در سمت چپ من به
اندازه یک دیوار گود بود و باز زمین را در پائین تپه و پائین تر از خودم
میدانستم . این در حالی بود که یک بولونی توی زمین تپه بود و دیدم ته بولونی روی
زمین پائینی است . ¶ نظر
به اینکه نماد های جسمی این خواب را میشناسم میتوانم بفهمم زمین در خوابهای من
چه مفهومی دارد . ¶ از
نظر من خواب مذکور به این صورت بوده که من در آن لحظه از خواب همان تپه و مسائل
آن تپه بوده ام و ¶ آن
تپه بنظر من تشکیلات مشبک پایه مغزی بوده ، به این صورت که ¶ آسمان
آن تپه قشر منتشر ، ¶ و زمین پائینی پیرامون بدن که در این
صورت ¶ بولونی
نخاع و سیستم اعصاب پائین تنه میبوده . ¶ به
این ترتیب زمینهای مورد شناخت من به سه عدد میرسد که میشود آنها را به این صورت
تفسیر کرد . ¶ البته
میتوان کل سیستم اعصاب را به سه بخش تقسیم کرد که عبارت است از قشر منتشر ، مغز
میانی و نخاع در حالی که هر سه اینها
میتواند برای خود دارای نماد زمین باشد . الف : ¶ برای
مثال در خواب بولونی توی زمین تپه و زمین تپه تشکیلات مشبک ، ¶ آسمان
قشر منتشر ، ¶ بولونی
نخاع و زمین در تماس با بولونی پیرامون ما . ب : ¶ این
اطلاعات این شناخت را به ما میدهد که این سه بخش ، سه بخش کامل و مخصوص به خود
هستند که در فضای محیطی خود فعالیت مخصوص به خود را دارند ، البته خروج از آنها
با شرایط خاصی انجام میشود به همین دلیل حد فاصل بین هر بخش با بخش دیگر بصورت
زمین در خواب نمایان شده . 2 - چون در اینجا ... 3 - ¶ برای
بهتر درک شدن مطلب تا آنجا که میشود نمادهای خواب بولونی توی زمین را با شرایط
جسمی آن مطابقت میکنم . الف : ¶ آسمان قشر منتشر مغز و اولین سیستم
مغزی که از نظر کل سیستم همیشه در مرحله بالا قرار دارد . ¶ از
این قسمت در مراحل رؤیا اطلاعات بایگانی شده مغزی به سیستم تشکیلات مشبک وارد
میشود . ب : ¶ قلاغ
یا همان کلاغ نمادی است برای اطلاعات جابجا شده از قشر منتشر به تشکیلات مشبک و
بالعکس که ¶ این
اطلاعات با نمادهای مرده هم ظاهر میشود . ¶ در
خواب چهار راه ... با نماد کبوترهائی که جان نداشتند ظاهر شده بودند . ح : ¶ قبرستان
یعنی جائی که مرده ها در آن هستند و این نماد برای هر دو محل قشر منتشر و
تشکیلات مشبک ظاهر میشود زیرا ¶ در این دونقطه اطلاعات بایگانی شده
مغزی قرار دارد . البته در قشر منتشر بصوت دائم و در تشکیلات مشبک بصورت موقت و
گذرا . دال : ¶ قبرستان
قلاغی همانطور که در یادداشت معنی قبرستان قلاغی 30/11/72 نوشته ام به معنی
قبرستان موقتی و غیر دائمی است زیرا در این قبرستان مرده ها بصورت موقت قرار
دارند و بصورت دائم نیستند ( ¶ این محل درخواب چهارراه بصورت
چهارراه بیمارستان ظاهر شده ) . تذکر : با این ترتیب ¶ بیمارستان
به معنی مکانی است که مرده ها را زنده و زنده ها را مرده میکند و این ¶ بهترین
نماد برای تشکیلات مشبک است زیرا مرده های وارد شده به این مکان ( آمده از قشر
منتشر ) زنده و فعال میشوند و بعد در همین مکان میمیرند و به قشر منتشر میروند .
تذکر دو : ¶ باین
ترتیب چهارراه بیمارستان یا تشکیلات مشبک میتواند همان دولت خوابهای من باشد
زیرا ¶ در
خواب دولت چیست و ... دیدم مردی زنده شد و بعد در صحنه ای دیدم خودم مردی را
میراندم و بصورت مرده در آوردم . هه : ¶ بولونی
در خواب بولونی توی زمین باید سیستم نخاع و اعصاب پائین تر از تشکیلات مشبک و در
رابطه با همان لحظه ای باشد که در خواب پرواز روح دیدم دارم خواب میروم و بادی
شروع به وزیدن کرد ¶ البته
این مساله تا لحظه ای در رابطه با نخاع بوده که من میدانستم دارم خواب میروم ،
اما وقتی متوجه شدم دارم میمیرم مساله مربوط به تشکیلات مشبک میشده و آن لحظه ای
بوده که خواب رفتن من به تشکیلات مشبک رسیده و دیگر میدانسته ام دارم میمیرم .
تذکر مجدد : الان یادم به مساله ای افتاد که بهتر میدانم در همینجا بنویسم و آن
علت دیدن خواب پرواز روح است ، من مدتی قبل از دیدن آن خواب خیلی دلم میخواست
مرحله بخواب رفتن خودم را خواب ببینم ، یعنی میخواستم خواب ببینم چگونه بدن ما
به خواب میرود ، ¶ اطمینان
بالای صد در صد دارم که خواب پرواز روح نشان دهنده همین خواست من بوده ¶ یعنی
در آن خواب مرحله بخواب رفتن بدن پر سلولی تصویر شده و این بدنبال فکر و خواست خودم بوده که میخواسته ام چنین
صحنه ای خواب ببینم . البته ¶ همین موضوع نشان دهنده درست بودن این
شناخت من است که خوابهای ما بازگو کننده مسائل جسمی و روانی ما در خواب است . در
حاشیه : الان به بیرون نگاه کردم برف سنگینی دارد میبارد و من دارم مینویسم ،
بقیه هم توی آن اطاق پای ویدئو نشسته اند دارند شو رنگارنگ میبینند . و : ♀ و
دیگران مشغول پختن آش و ... ز : الان یادم آمد در خواب بولونی توی زمین یک جا ♂ را
نزدیک خودم دیدم ( سمت راست ) . بنظر من ♂ موارد زیر
است . ز یک : ¶ ♂
همان سنگ و ریگهای تپه یا قبرستان قلاغی است . ¶ ♂
همان کلاغها یا مرده هائی است که به این قبرستان میآیند و میروند . تذکر : ¶ در
این خواب این پیامها از نخاع آمده و به قشر منتشر میروند ¶ اما
در خواب چهارراه از قشر منتشر آمده دوباره به همانجا برگشته اند . ز دو : ¶ ♂ به
معنی غمگین و غمزده است و این غمگینی و غمزده ای چیزی مانند نیمه مرده و نیمه
زنده بودن است . به عبارتی دیگر همان مرده های نیمه فعال . ز سه : همانطور که در
یادداشت قبلی نوشته ام ¶ من در مرحله بالا آمدن از آن چهارگوش
( بولونی ) ♂ یا برادر ♂ بوده ام و ¶ به
همین دلیل باید بزرگ شده و سالمند شده پیام باشم ، ¶ یعنی
♂ بیرون آمده از بولونی تبدیل به ♂
شده . ح : ¶ بولونی
سیستم نخاع من و در اصل همان ♀ خواب آن شب بوده به دلایل
زیر . ح یک : وقتی من توی بولونی ( فضای چهارگوش ) بودم ♀ را
بالای سرخود و وقتی بالای بولونی بودم ♀ را پائین
دیدم . ح دو : ¶ قد
بلند ♀ همانند قد بلند بولونی بود . ح سه : ♀
مادر ♂ است و همانطور که در یادداشت قبل نوشته ام ¶ بیرون
آمدن من از بولونی همانند زائیده شدن من توسط ♀
بوده و ¶ به
همین دلیل ♀ میتواند آن بولونی باشد . ح چهار : ¶ دهانه
بولونی را من توی جوی لبه تپه ، و ته آنرا روی زمین پائینی دیدم که این بالا و
پائین بودن همان بالا و پائین بودن ♀ در آن خواب است . ح پنج : ¶ وقتی
توی بولونی بودم و بالا نگاه کردم چهره خندان ♀
مورد توجهم قرار گرفت و وقتی ♀ پائین پرید پاهای او مورد
توجهم بود و این همان دیدن دهانه و ته بولونی است . ح شش : باین ترتیب ¶ دهانه
بولونی چهره ♀ ، ¶ ته
بولونی پاهای ♀ و ¶ فضای
چهارگوش شکم بولونی است . یادآوری : در اینجا این نظر من اثبات میشود که ¶ معنی
پا در خوابهای ما محل تماس یک سیستم یا بافت با سیستم و بافتی دیگر است . ¶ برای
مثال پوست بدن ما میتواند نماد پاهای ما قرار گیرد که البته قبلاً نوشته ام
نمادی برای دستهای ماهم هست ( سیستم گیرنده های عصبی ) . ط : ¶ من
در آن خواب تمام این مسائل یا چیزی در ارتباط با تمام این مسائل بوده ام و کلاً
فکر میکنم ¶ من
پیامی دریافت شده از پیرامون بوده ام که از طریق نخاع به تشکیلات مشبک رسیده ام
و از آنجا مثل کلاغ پرواز کرده به قشر منتشر رفته ام . ی : با توجه به مسائل
همین یادداشت و دیگر یادداشتها ، ¶ باید کار دولت که همان
تشکیلات مشبک است کار تصمیم گیری ، و ¶ چهار راه سیستم اعصاب ما باشد
، یعنی جائی که تصمیم گرفته میشود چه راهی انتخاب و چه عملی انجام شود و این
عجیب ترین شناختی است که میتوانم تا کنون ارائه دهم زیرا در پزشکی هنوز معلوم
نشده مرکز تصمیم گیری کدام بخش از سیستم اعصاب ما است . ک : فعلاً از جوی لب تپه
و ♀ و مادرم اطلاعی ندارم غیر از اینکه شاید بشود موارد زیر
را قبول کرد . ک یک : آنطور که اثبات کرده ام ♀
مادر من بوده و در همان حال ♀ مادر♀ و
این میتواند به این معنی باشد که ♀
مادر بزرگ من و یا همان مادر من باشد و این با مساله خواب جور است که نوشته ام
شاید مادرم را دیده ام ، البته این مساله درست است زیرا من واقعاً مادرم را دیده
ام و مادرم همان ♀ بوده . ل : فعلاً فکر میکنم بس باشد
اگر به مساله جدیدی رسیدم میآیم مینویسم . ساعت ده و نیم صبح تیران .
|
|||||||
۱۳۹۴ مهر ۱۴, سهشنبه
تفسیر خواب بولونی توی زمین .
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر