۱۳۹۴ مهر ۲۵, شنبه

میهمان کامران ... بودم

1526
26/7/72
میهمان کامران ... بودم

1
1

837
تمام خواب : ساعت پنج و بیست دقیقه صبح . الان از خواب بیدار شدم ، در سالنی بزرگ و دراز به سمت شمال بودم که میدانستم خانه است ، و میدانستم سالن دیگری به همین صورت در سمت راست این سالن است ، اما بین آنها دیوار و هرکدام مجزا بود . در این سالن من یک جا یادم است کنار دیوار غربی آن بودم و توجه داشتم سالن به سمت شمال کمی سرازیری است . در کنار من و دیوار سمت غرب سالن ، زنها و شاید مردهائی بودند و میدانم من میهمان بودم ولی مثل اینکه با بقیه فرق نداشتم . مسائلی پیش آمد که یادم نیست . یک جا میدانم میدانستم مادر مرده و باز شاید پدر در بین افراد داخل اطاق بود ولی درست نمیدانم . زنهای کنار من و من شاید بصورت غربی شرقی بغل دیوار غربی اطاق سمت چپی کنار هم کنار هم و شاید هم کنار هم نزدیک هم بودیم . از مسائلی که در اینجا گذشت هر چند زیاد بود ولی یادم نیست اما یک جا فکر میکنم خواهر هم بود . چون صحنه ها بدنبال هم یادم نیست هرچه را یادم است بصورت جدا جدا مینویسم . 1 - یک جا یادم است ادرار داشتم و دو سه بار با سرعت و فشار زیاد ادرار توی شلوارم کردم و بعد به این دلیل که الان شلوار تر میشود و پیدا میشود جلو ادرار خودم را گرفتم . البته درست نمیدانم این لحظه توی اطاق ( سالن ) سمت چپی بودم یا سمت راستی اما مثل اینکه بیشتر در اطاق سمت چپی بود که بعد داشتم دنبال توالت میگشتم بروم توالت . گشتن من به دنبال توالت به این صورت بود که توی اطاق سمت چپی به چند دری که به دیوار سمت راست نزدیک سمت شمال اطاق بود نگاه میکردم و سویچ های برق آنها را میزدم ( سویچ های روی دیوار ) زیرا شکلاً این درها باریک و دراز بود و کمی هم از از سطح اطاق بالاتر بود ( زمین کف اطاق ) و من حدس میزدم باید یکی از اینها توالت باشد ولی نمیدانم چرا سویچ برق آنها را روی دیوار میزدم . چون یادم نیست درها را فشار داده باشم .شاید هم فشار داده ام یادم نیست . خلاصه اینکه گشتن دنبال توالت در این مرحله یکی از کارهای من بود . 2 - در یک صحنه دیگر یادم است آخر اطاق در سمت شمال بودم و داشتم دنبال چیزی توی وسایل روی زمین میگشتم فکر میکنم دنبال شلوارم میگشتم چون متوجه شده بودم آن چیزی که پایم است یک زیر شلواری یا شلوار کردی از صاحب منزل است ومن باید در بیاورم و آنرا عوض کنم و شلوار خودم را بپوشم ، اما چیزهائی که من در یین آنها میگشتم مقداری لوازم منزل بود که من با سرعت و تعجیل داشتم آنها را روی زمین اینطرف و آنطرف می انداختم و دنبال شلوارم میگشتم . در بین اینها دوجا یادم است عکس امام را دیدم ( ) یک جا شاید درون قاب عکس و یکجا هم مثل اینکه تلویزیون یا چیزی شبیه آنرا قاطی وسایل منزل روی زمین هل دادم و بعد دیدم روی صفحه آن عکس امام تصویر است . 3 - یک صحنه دیگر که یادم است توی سالن ( اطاق ) سمت راستی بودم و توجهم به سمت جنوب بود در اینجا باز بین سالن شرقی و غربی دیوار بود و من توجه داشتم که در سمت جنوب جلو دو سالن یک فضای باز هست که دیگر بین آنها دیوار نیست و از طریق آن فضای باز میشود توی سالن سمت راستی ( سالن سمت غرب ) رفت . البته همانطور که نوشتم من نزدیک این فضای باز در اطاق شرقی بودم و توجهم و نگاهم به سمت جنوب این اطاق بود . میدانستم این اطاق ها به سمت شمال سرازیری است به همین دلیل روبروی من کمی سر بالائی بود و متوجه بودم بعد از این فضای باز شاید هشت یا ده متر جلوتر دیواره زمین است و شاید دوسه یا سه چهارمتر ارتفاع داشت و کسانی از همسایه ها که بیشتر زن بودند و من مرد ندیدم بالای آن ایستاده اند . اول این موضوع را تشریح کنم که در اصل سطح زمین ، آنجا بود که همسایه ها آن بالا ایستاده بودند و میشود گفت فضای باز جلو دوتا اطاق و اطاقها حالت گودی بودن توی زمین داشت که باز این حالت هم کمی به سمت شمال سرازیری بود من در اینجا اینطور میدیدم که کسانی از همسایه های ( عده ای زن ) روی آن بلندی هستند و عده ای هم که بیشتر آنها را زن میدانم جلو اطاق ما بین اطاق سمت چپی بودند و من پشت سر آنها بودم . اینطور میدانستم که آن زنهای همسایه دارند با این زنهای توی اطاق ما و احیاناً اطاق بغلی دعوا میکنند و نتیجه این دعوا غیر از دادوقال و حرف آنها و پرتاب سنگ یا چیزهای دیگری بطرف ما بود . نمیدانم منظور آنها از دعوا چی بود ولی میدانم آنها دادوقال میکردند و به طرف ما سنگ و چیزهای دیگر پرتاب میکردند . البته ندیدم کسی این زنهای مقابل من را هل دهد چون آنها دورتر و بالاتر بودند ولی یک بار دیدم دایزه مثل اینکه هل داده شود پَس پَسِکی آمد طرف من و نزدیک بود زمین بخورد ولی خودش را کنترل کرد و زمین نخورد ( پس پسکی تا نزدیک و در زاویه سمت راست من ) . یک صحنه دیگر هم باز دیدم یکی از زنهای مقابل من که دورتر از من یعنی جلوتر از من بود پس پسکی به طرف من آمد و نزدیک بود زمین بخورد که من از پشت سر اورا گرفتم و نگذاشتم زمین بخورد . او نیز کاملاًدر مقابل سمت چپ دید من نبود بلکه میتوان گفت در مقابل من ولی کمی مایل به سمت راست بود . بهرصورت من از پشت سرِ او اورا گرفتم زمین نخورد و زمین نخورد و روی پایش ایستاد . این زن آنطوری که از پشت سر دیدم چادر نداشت و لباس چسبان پوشیده بود و موهای او هم کوتاه بود . وقتی دایزه پس پسکی آمد من از سمت چپ او به او نگاه کردم و توانستم نیمه سمت چپ او را ببینم و بشناسم . میدانم او چادر سرش بود ولی چادر او مشکی نبود بلکه شاید قهوه ای باز بوده ولی زن دومی که پس پسکی در مقابل من به عقب آمد و میخواست زمین بخورد چادر سر نداشت و لباس چسبان پوشیده بود . غیر از این دو کسان دیگری را ندیدم بخواهند اینطور به عقب سقوط کنند ولی میدانستم با پرتاب سنگ و چیزهای دیگراز طرف آن زنهای آن بالا اینها در جنب و جوش و دفاع هستند و مواظبند سنگی یا چیزهای دیگر به آنها نخورد . در این صحنه متوجه بودم زنهای روبروی من برای دفاع به عقب و ایتطرف آنطرف حرکت میکنند ولی ندیدم به جلو و سمت آنها بروند . من در اینجا اینطور میدانستم ، اطاق سمت راستی یعنی سالن در امتداد این سالن هم به همین نحو شاید باشد چون هر دو این سالن ها را خانه میدانستم ولی چنین صحنه ای در آن اطاق ندیدم بلکه در آن اطاق همان صحنه هائی را دیدم که در اول این خواب نوشتم . البته ادرار کردن را که توضیح دادم نمیدانم در کدام یک از اطاقها بود ولی آن صحنه یِ دنبال توالت گشتن در همان اطاق غربی بود که نوشتم . 4 - صحنه ای دیگر که دنباله همین خوابها ولی آخر از بقیه صحنه ها بود این بود که باز یادم است داشتم دنبال توالت میگشتم و مساله باز دنباله همان دنبال توالت گشتن قبلی بود . یعنی خواب دنباله همان منزل و پدر و خواهر او بود ولی صحنه جور دیگری بود و فکر میکنم اتفاق در این دو سالن نبود و اگر هم بود میدانم منظره جور دیگری بود . یادم است داشتم دنبال توالت میگشتم و یکی دوجا درهای دو لنگه چوبی قدیمی دیوار گلی دیدم و حدس میزدم میشود توی این خرابه ها ادرار کرد ولی صحنه ها یادم نیست . یک جا هم مثل اینکه توالت هائی دیدم که شاید این توالت ها ی توی یکی از این محل های خرابه بود ولی توی هر کدام میخواستم بروم مثل اینکه یا کسی قبل از من میرفت یا جوری بود که من نمیپذیرفتم توی آن ادرار کنم . بالاخره ایطور یادم است رویم به سمت شرق بود و یک زمین تخت احیاناً سیمانی دیدم که اول آن ، یک دیوار سیمانی چند سانتی متری روی زمین بود ، من فکر کردم بهتر است اینجا ادرار کنم و دیدم مثل اینکه کمی آب هم کف آن است که شاید آن آبها هم ادرار بوده . این محل در همان فضای بسته خرابه ای بود که من آنجا را محل توالت های متعدد میدانستم و میدانم این فضا دارای دیوار احیاناً گلی بود . این جائی هم که من پیدا کردم و میخواستم ادرار کنم بیشتر به نظرم اطاق و دیوار ه ای گلی داشته ولی چیزی از اطاق و دیوار یادم نیست دیده باشم ، فقط میدانم داشت و حتی میدانم طاق آن کوتاه و سمت آخر شاید طاق و زمین بهم رسیده بودند ، البته اینطرف که من ایستاده و رویم به شرق بود فقط دیواری سیمانی چند سانتی متری روی زمین جلو من بود و من مشغول ادرار کردن با دل درستی توی این زمین احیاناً سیمانی شدم که کف آن شاید آب یا ادرار بود ، و در این حال بود که بیدار شدم . ساعت شش و ده دقیقه صبح .  
توضیحات و یافته ها : 1 - دیشب بعد از دیدن فیلم رفتم توالت ، موقع ادرار توجهم به پنیس و گلانس پنیس جلب شد ، این مساله یادم آمد که در هواپیمای سوخت رسان رابط بین هواپیمای تانکر و هواپیمای سوخت گیر را شکل تناسلی مرد ساخته اند ... . 2 - بعد از بیدار شدن متوجه شدم این خواب باید در رابطه با بیضه ها باشد چون در خواب کار من در شکم مادر را دیده و بعد متوجه شده ام آن خواب در رابطه با بیضه و پنیس بوده . در اینجا هم فکر میکنم دو سالن کنار هم که آنرا منزل میدانستم دو بیضه و دیوار وسط احیاناً پنیس باشد . مساله دیگر اینکه الان به نظرم میرسد آن دو سه بار ادرار کردن توی شلوارم همان دوسه بار انزال سریع هنگام نزدیکی با جنس مخالف است زیرا در خواب فشار ادرار و طرز عمل شدن آن همانند فشار و جهش از پنیس هنگام نزدیکی بود .
یافته ها : . . همانند و یکی بودن : دادوقال وحرف های زنها : : سنگ های پرتاب شده 2.190 . . معانی و مفاهیم : : : در این خواب همانند خواب کار من در شکم مادر 17/3/68 با معنی عیاش همیشگی نمادی بوده برای بیضه ها 3.9 . . معانی و مفاهیم : : : در این خواب نمادی بوده برای فضاهای غاری تناسلی که با معنی عیاش همیشگی در خواب ظاهر شده 3.51 . . گفتمان خواب و بیداری : سالن بزرگ ودراز به سمت شمال : : فضای غاری پشتی سمت راستی پنیس 12.455 . . گفتمان خواب و بیداری : سالن دوم در سمت شرق سالن اول : : فضای غاری پشتی سمت چپی پنیس . . گفتمان خواب و بیداری : دیوار بین دو فضای سالن مانند : : فضای غاری میانی پنیس . . گفتمان خواب و بیداری : دیوار سمت غرب سالن : : سفید پرده . . گفتمان خواب و بیداری : زنها / مادر : : احساس های موجود در بافت نعوظی فضاهای غاری . . گفتمان خواب و بیداری : مردها / : پدر : : احساسهای موجود در فضاهای وریدی غاری . . گفتمان خواب و بیداری : دوسه بار ادرار : : جهش انزال . . گفتمان خواب و بیداری : شلوار : : پیشابراه . . گفتمان خواب و بیداری : تلویزیون : : حد فاصل پوست پنیس و پوست کف دست . . گفتمان خواب و بیداری : عکس ... : : پیامهای پاراسمپاتیک در پنیس . . گفتمان خواب و بیداری : فضای باز بین دو سالن : : گلانس پنیس . . گفتمان خواب و بیداری : دیوار بین سالن شرقی وغربی : : سفید پرده . . گفتمان خواب و بیداری : دیواره زمین در سمت جنوب : : سطح بیرونی گلانس پنیس . . گفتمان خواب و بیداری : دو یا سه چهار متر ارتفاع دیواره زمین : : اوج قسمت بر جسته گلانس پنیس با فضاهای غاری . . گفتمان خواب و بیداری : همسایه ها آن بالا روی زمین : : پوست کف دست و انگشتان . . گفتمان خواب و بیداری : سطح زمین : : محل تماس گلانس پنیس با پیرامون . . گفتمان خواب و بیداری : حالت گود توی زمین : : فضای درونی گلانس پنیس . . گفتمان خواب و بیداری : زنها جلو اطاق مابین اطاق سمت چپی : : بافت نعوظی گلانس پنیس . . گفتمان خواب و بیداری :  اطاق مابین اطاق سمت چپی : : گلانس پنیس . . گفتمان خواب و بیداری : پرتاب سنگ و داد وقال : : دادن اطلاعات به پنیس . . گفتمان خواب و بیداری : دایزه : : پوست کف دست و انگشتان 12.461 . . تفسیرها : - . . گفتمان خواب و بیداری : دو سالن کنار هم : : دو فضای غاری پنیس . . گفتمان خواب و بیداری : دیوار وسط دو سالن کنار هم : : فضای غاری میانی پنیس . . گفتمان خواب و بیداری : : : دو فضای غاری پشتی آلت تناسلی . .

هیچ نظری موجود نیست: