۱۳۹۴ مهر ۲۰, دوشنبه

کتم در نم و نا و خالهای ریز آبی

1584
18/10/72
کتم در نم و نا و خالهای ریز آبی

1
2

868
تمام خواب : یکی از صحنه های خوابهای من که جزو آخرین صحنه های دیده شده بود ، این بود که خواب دیدم کتم در شرایطی روی زمین پهن بوده و مثل اینکه من روی آن خوابیده بودم ، میدانستم مدت زیادی روی آن خوابیده بوده ام بطوریکه شکل خاصی پیدا کرده بود . ضمناً میدانستم بدلیل ماندن روی زمین و تر بودن روی زمین کُت من نم کشیده و به نظرم رسید باید پوسیده باشد . بعد یادم است کتم دستم بود و داشتم فکر میکردم آیا قابل استفاده هست یا نه ، و آیا میشود آنرا پوشید یا خیر . اول فکر میکردم دیگر به درد نمیخورد و غیر قابل استفاده است و باید آنرا دور بیندازم ، حتی به نظرم رسید بدلیل ماندن توی نم و نا دکمه آن زنگ زده است و خود کت هم پوسیده است ، ولی کم کم فکر کردم ممکن است بشود از آن استفاده کرد ، و به مرور زمان احساس میکردم شاید بشود آنرا پوشید . در چنین حالی که توجهم به کتم جلب بود متوجه رنگ و شکل آنهم شدم . کتی به نظرم رسید دارای خالهای ریز آبی که به مرور رنگی قشنگ و زیبا پیدا میکرد . یادم نیست در بیداری تا حالا چنین کتی داشته باشم ولی در خواب میدانستم کت خودم است که مدتی زیاد توی نم و نا در روی زمین مانده و دیگر پوسیده است . قبل از دیدن این صحنه یک بار خواب دیده بودم توی باغچه ای خوابیده بودم ، این صحنه یادم است که تازه متوجه شده بودم توی باغچه آب جمع شده و پتوی زیرم توی باغچه و رختخواب من خیس شده و من متوجه نبوده ام ، داشتم با عجله خودم را و پتو و رختخوابم را از توی آبهای توی باغچه جمع و جور میکردم و در فکر بودم چرا اینطور شده . باغچه مورد نظر من یک باغچه توی حیاط یک منزل بود ، البته صحنه های زیاد دیگری هم پریشب خواب دیدم ولی یادم نیست . دیشب هم منزل بودم و خوابی دیدم که موقع شروع به نوشتن این یادداشت یادم بود ولی الان یادم نیست اگر یادم آمد آنرا مینویسم .
الان یادم آمد یکی از صحنه های دیده شده دیشب این بود ، یک جا چهره خودم را داشتم میدیدم و میدانستم چهره خودم است و خودم میباشم ، بعد مثل اینکه شک کردم که چهره خودم نباید باشد و چهره خودم جور دیگری بود ، دوباره نگاه کردم متوجه شدم چهره مشخص خاصی دارم ، الان که بیدارم میدانم چهره دیده شده دیشب من این چهره زمان بیداری ام نبود ، بلکه دیشب چهره خودم را بصورت دراز تر و شکل دیگری دیدم اما میدانم چهره خودم بود . طرز دیدن چهره خودم مثل نگاه کردن توی آینه در زمان بیداری بود که انسان توی آینه نگاه میکند ، و بعد از اینکه دیگر نگاه نمیکند به دلیلی باز بر میگردد و توی آینه نگاه میکند ، اما این بار با فکر خاصی و توجهی به نقطه ای از چهره . دیشب دو سه بار من بعد از اینکه دیگر چهره خودم را نمیدیدم توجهم به آن جلب میشد و بر میگشتم دو باره به چهره ام نگاه میکردم اما یادم نیست توی آینه نگاه کرده باشم . وقتی دوباره به چهره خودم نگاه میکردم متوجه میشدم این چهره چهره خودم است ولی باز جور خاصی بود که شک داشتم ، اما هر بار بیشتر از دفعه قبل اطمینان پیدا میکردم که این چهره چهره خودم است .
یافته ها : . . همانند و یکی بودن : نم و نا : : گلهای ریز آبی 2.34 . . همانند و یکی بودن : چهره : : کت 2.118 . . معانی و مفاهیم : آبی : : در یک صحنه از این خواب میدانستم روی کتم در شرایط نم و نا خوابیده ام وفکر میکردم به همین دلیل کتم پوسیده است ... ، به این ترتیب رنگ آبی در این خواب به معنی وجود آب در لابلای تاروپود پارچه کت بوده 3.11 . . گفتمان خواب و بیداری : دکمه کت : : پوست آلت تناسلی 12.181 . . گفتمان خواب و بیداری : چهره : : پوست بدن 12.230 . . تفسیرها : 19/10/72 - . . گفتمان خواب و بیداری : کتم : : پوست بدنم . .

هیچ نظری موجود نیست: