|
1584
|
18/10/72
|
کتم در نم و نا و خالهای ریز آبی
|
|
1
|
2
|
|
868
|
|
♣ تمام خواب : یکی از صحنه های خوابهای من که جزو آخرین صحنه های دیده
شده بود ، این بود که خواب دیدم کتم در شرایطی روی زمین پهن بوده و مثل اینکه من
روی آن خوابیده بودم ، میدانستم مدت زیادی روی آن خوابیده بوده ام بطوریکه شکل
خاصی پیدا کرده بود . ضمناً میدانستم بدلیل ماندن روی زمین و تر بودن روی زمین کُت
من نم کشیده و به نظرم رسید باید پوسیده باشد . بعد یادم است کتم دستم بود و
داشتم فکر میکردم آیا قابل استفاده هست یا نه ، و آیا میشود آنرا پوشید یا خیر .
اول فکر میکردم دیگر به درد نمیخورد و غیر قابل استفاده است و باید آنرا دور
بیندازم ، حتی به نظرم رسید بدلیل ماندن توی نم و نا دکمه آن زنگ زده است و خود
کت هم پوسیده است ، ولی کم کم فکر کردم ممکن است بشود از آن استفاده کرد ، و به
مرور زمان احساس میکردم شاید بشود آنرا پوشید . در چنین حالی که توجهم به کتم
جلب بود متوجه رنگ و شکل آنهم شدم . کتی به نظرم رسید دارای خالهای ریز آبی که
به مرور رنگی قشنگ و زیبا پیدا میکرد . یادم نیست در بیداری تا حالا چنین کتی
داشته باشم ولی در خواب میدانستم کت خودم است که مدتی زیاد توی نم و نا در روی
زمین مانده و دیگر پوسیده است . قبل از دیدن این صحنه یک بار خواب دیده بودم توی
باغچه ای خوابیده بودم ، این صحنه یادم است که تازه متوجه شده بودم توی باغچه آب
جمع شده و پتوی زیرم توی باغچه و رختخواب من خیس شده و من متوجه نبوده ام ،
داشتم با عجله خودم را و پتو و رختخوابم را از توی آبهای توی باغچه جمع و جور
میکردم و در فکر بودم چرا اینطور شده . باغچه مورد نظر من یک باغچه توی حیاط یک
منزل بود ، البته صحنه های زیاد دیگری هم پریشب خواب دیدم ولی یادم نیست . دیشب
هم منزل ♀ بودم و خوابی دیدم که موقع شروع به
نوشتن این یادداشت یادم بود ولی الان یادم نیست اگر یادم آمد آنرا مینویسم .
الان یادم آمد یکی از صحنه های دیده شده دیشب این بود ، یک
جا چهره خودم را داشتم میدیدم و میدانستم چهره خودم است و خودم میباشم ، بعد مثل
اینکه شک کردم که چهره خودم نباید باشد و چهره خودم جور دیگری بود ، دوباره نگاه
کردم متوجه شدم چهره مشخص خاصی دارم ، الان که بیدارم میدانم چهره دیده شده دیشب
من این چهره زمان بیداری ام نبود ، بلکه دیشب چهره خودم را بصورت دراز تر و شکل
دیگری دیدم اما میدانم چهره خودم بود . طرز دیدن چهره خودم مثل نگاه کردن توی
آینه در زمان بیداری بود که انسان توی آینه نگاه میکند ، و بعد از اینکه دیگر
نگاه نمیکند به دلیلی باز بر میگردد و توی آینه نگاه میکند ، اما این بار با فکر
خاصی و توجهی به نقطه ای از چهره . دیشب دو سه بار من بعد از اینکه دیگر چهره
خودم را نمیدیدم توجهم به آن جلب میشد و بر میگشتم دو باره به چهره ام نگاه
میکردم اما یادم نیست توی آینه نگاه کرده باشم . وقتی دوباره به چهره خودم نگاه
میکردم متوجه میشدم این چهره چهره خودم است ولی باز جور خاصی بود که شک داشتم ،
اما هر بار بیشتر از دفعه قبل اطمینان پیدا میکردم که این چهره چهره خودم است . ♠
یافته ها : . ¶ . همانند و یکی بودن : نم و نا : : گلهای ریز آبی 2.34 . ¶ . همانند و یکی بودن : چهره : : کت 2.118 . ¶ . معانی و مفاهیم : آبی : : در یک صحنه از این خواب میدانستم روی
کتم در شرایط نم و نا خوابیده ام وفکر میکردم به همین دلیل کتم پوسیده است ... ،
به این ترتیب رنگ آبی در این خواب به معنی وجود آب در لابلای تاروپود پارچه کت
بوده 3.11 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : دکمه کت : : پوست آلت تناسلی 12.181 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : چهره : : پوست بدن 12.230 . ¶ .
تفسیرها : 19/10/72 - . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : کتم : : پوست
بدنم . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۴ مهر ۲۰, دوشنبه
کتم در نم و نا و خالهای ریز آبی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر