۱۳۹۴ آبان ۵, سه‌شنبه

کار پوست آلت تناسلی در محل ختنه گاه چیست

1493
19/6/72
کار پوست آلت تناسلی در محل ختنه‌گاه چیست
×
2
2

818
تمام خواب اول : ساعت سه بعد از نیمه‌شب. خواب‌دیده‌ام درجایی و مکانی شاید صحرا بودم و علف‌های خاصی اطرافم بود، من یک علف خیلی بزرگ شکل ترخون را از زمین کنده بودم و داشتم از سمت ریشه‌یِ آن، آن را پاک می‌کردم و می‌خواستم ساقه آن در آن قسمت پیدا شود تا نوک آن تیز باشد، تصمیم داشتم این ساقه بزرگ علف را بعد از پیدا شدن ساقه و تیز بودن آن توی هوا به‌طرف جلو پرت کنم، در جایی هم می‌دانستم ممکن است با پرت کردن من باد زیرپوسته علف برود و باد کند یکجا هم دیدم نوک این ساقه بزرگ علف طوری است که پوسته از روی ساقه برآمده و مثل‌اینکه در آن قسمت باد زیر آن رفته درجایی دیگر هم این ساقه بزرگ علف در دستم بود و زیرپوسته آن باد رفته بود و حجیم‌شده بود. داشتم در قسمت ساقه طرف ریشه، نخی یا چیزی می‌بستم تا این پوسته در آن نقطه به دور ساقه جمع گردد. در اینجا می‌توانم آن ساقه علف را چیزی مثل یک چوب‌لباسی بدانم (چوب‌لباسی پایه‌دار) ولی می‌دانم ساقه علف بود، طرز کار من مثل این بود که بخواهم به قسمت سمت پایه و طرف روی زمین آن روی زمین آن (شاید چرمی) یک نخ ببندم، که در اینجا متوجه بودم اسکلت این ساقه علف یا همان چیزی که شکل چوب‌لباسی بود، به دلیل داشتن ساقه‌های فرعی نمی‌شد به‌صورت صحیح،  نخ را به دور، و روی روکش آن بست، درست نمی‌توانم موضوع را تشریح کنم.
تمام خواب دوم : ساعت شش ونیم صبح. درجایی مثل کوچه بغل خانه جای حصار سابق در ... بودم، این کوچه به‌صورت خیابانی مستقیم شرقی غربی بود و من مثل‌اینکه از جایی مثل کوچه جوب شاه وارد آن شدم، خیابان حالت نیمه بیابانی داشت، یعنی شاید تک‌وتوک خانه اطراف آن بود ولی درست نمی‌دانم چگونه بود، منظره حالت زمانی را داشت که باران آمده و بند آمده باشد، به دلیل خلوتی و نبودن کسی توی این خیابان، من وسط خیابان نشسته بودم، رویم به سمت غرب بود و داشتم مدفوع می‌کردم، در همین حال داشتم آب یا برف و آب روی خیابان را که در جلو رویم بود جارو می‌کردم (در همان حال نشسته). بعد یادم است داشتم منظره مدفوع خودم را می‌دیدم و دیدم سه عدد سُنده (سِنده) گِرد کنار هم روی خیابان کرده‌ام. فکر کردم آب بریزم آنها جابجا شوند و از بین بروند، مثل‌اینکه یک‌بار آب با فشار ریختم ولی تماماً از بین نرفتند و فقط جابجا شدند، من‌ بازمی‌خواستم آب بریزم و تعجیل داشتم تا کسی نیامده و ندیده این کار را بکنم ولی مثل‌اینکه آب نداشتم، در این حال دیدم از محل کوچه جوب شاه چند کودک به سمت من پیچیدند. مثل‌اینکه یک نفر را هم مقابل خودم دورتر دیدم. بعد همان نزدیکی رفتم جایی برای آب آوردن و مسائلی پیش آمد که یادم نیست، این هم یادم است در یک‌لحظه صدای تودماغی دخترانه‌ای را شنیدم که سؤال کرد سُنده (سِنده) گرد است یا دراز، مثل اینکه حس کردم گفته شد گرد و دراز است. و باز صدای آن دختر را شنیدم که با حالت تعجب و خجالت گفت من گفته بودم گور پدر ... که سنده دراز و گرد می‌کند، توضیح اینکه در اینجا نمی‌دانم نام کسی را برد یا کلمه دیگری مثل (کلمه کسی) را به کار برد، خلاصه من این‌طور درک کردم که آن دختر فحش یا متلک به کسی گفته گه سنده دراز و گرد می‌کند ولی الآن خودش این کار را کرده. درصحنه دیده شده، من سنده دراز ندیدم و فقط سنده گرد آن‌هم سه عدد دیدم، ساعت شش و پنج دقیقه عصر.
 یادداشت و یافته‌ها : صبح وقتی به اداره می‌رفتم متوجه شدم سنده‌های دیده‌شده در خواب هرچند به‌صورت گرد دیده شد ولی در اصل دراز بودند، یعنی با شکل دراز به‌صورت گرد در‌آمده بودند که در این صورت حرف زده‌شده در خواب درست است و آن سنده‌ها، هم گرد بوده و هم دراز، درحالی‌که من وقتی بیدار شدم سنده دراز برایم نامفهوم بود و تعجب کرده بودم. اما بعدازآن و حالا متوجه هستم سنده دراز به‌صورت گرد روی زمین قرار داشت.
یافته‌ها : . . همانند و یکی بودن : سه سُنده گرد دراز : : خیابان 2.87 . . همانند و یکی بودن : گور پدر : : سه سنده دراز و گرد 2.90 . . درستی دیدگاه : پوست محل ختنه گاه در ارتباط با فضاهای غاری تناسلی است : : اکنون با اطلاع از مطلب کتاب بافت شناسی پایه که در آن نوشته شده پره‌پوس همانند فضاهای غاری دارای بافت همبند و ماهیچه صاف است درستی نظر ابراز شده من اثبات می‌شود 25/4/75 - 5.49 . . گفتمان خواب‌وبیداری : چوب لباسی : : آلت تناسلی مرد 12.11 . . گفتمان خواب‌وبیداری : علف خیلی بزرگ : : آلت تناسلی مرد 12.12 . . گفتمان خواب‌وبیداری : روکش چرمی چوب لباسی : : پوست آلت تناسلی 12.25 . . گفتمان خواب‌وبیداری : تَرخون : : آلت تناسلی 12.63 . .  گفتمان خواب‌وبیداری : حصار کوچه بغل خانه : : آلت تناسلی 12.128. . گفتمان خواب‌وبیداری : سه سنده گرد دراز : : سه فضای غاری شکل تناسلی . . گفتمان خواب‌وبیداری : خیابان مستقیم شرقی غربی : : آلت تناسلی مرد 12.128 . . گفتمان خواب‌وبیداری : دختر : : دستگاه تناسلی 12.138 . . گفتمان خواب‌وبیداری : دماغ دختر : : آلت تناسلی مرد . . گفتمان خواب‌وبیداری : گور پدر : : سه فضای غاری شکل آلت تناسلی . . گفتمان خواب‌وبیداری : پدر : : اطلاعات حسی جمع آوری شده در سه فضای غاری تناسلی 12.139 . . تفسیرها : 25/6/72 - 28/10/72 - 29/10/72 - 23/1/75 - . . رؤیا و برنامه داده شده به مغز : خواب در پاسخ به سؤال است . گفتمان خواب‌وبیداری : علف خیلی بزرگ : : پنیس . . گفتمان خواب‌وبیداری : دستم : : پوست پنیس . . گفتمان خواب‌وبیداری : باد : : فکر و افکار . . گفتمان خواب‌وبیداری : پوسته علف : : پوست پنیس . . گفتمان خواب‌وبیداری : چوب لباسی : : پنیس . . گفتمان خواب‌وبیداری : روکش چرمی : : پوست پنیس . . گفتمان خواب‌وبیداری : نخ به دور روکش چرمی : : پوست پنیس در ناحیه ختنه گاه . . گفتمان خواب‌وبیداری : کوچه بغل خانه جای حصار در ... : : ختنه گاه پنیس ، محل تقاطع و با هم بودن سه فضای غاری . . گفتمان خواب‌وبیداری : خانه : : فضای غاری سمت راستی پنیس . . گفتمان خواب‌وبیداری : حصار جوب شاه : : فضای غاری سمت چپی پنیس . . گفتمان خواب‌وبیداری : مدفوع : : اطلاعات دفع شده سه فضای غاری در ختنه گاه پنیس . . گفتمان خواب‌وبیداری : آب : : اطلاعات احساسی جنسی نزدیکی پنیس . . گفتمان خواب‌وبیداری : برف : : اطلاعات احساسی معمولی و غیر جنسی پنیس . . گفتمان خواب‌وبیداری : جارو کردن آب یا برف : : جمع کردن انواع احساس‌های جنسی و غیر جنسی بخش‌های مختلف پنیس در نقطه‌ای مانند ختنه گاه توسط شخص من (پوست آلت تناسلی در محل ختنه گاه) . . گفتمان خواب‌وبیداری : سه عدد سنده گرد کنار هم : : سه فضای غاری پنیس یا به عبارتی صحیح‌تر اطلاعات احساسی دفع شده سه فضای غاری . . گفتمان خواب‌وبیداری : گور پدر : : ختنه‌گاه پنیس . . من یا دیگران : جارو کردن آب یا برف و دیدن سه عدد سنده گرد کنار هم توسط من : : ازآنجا که نگاه من در داستان خواب هنگام جارو کردن و دیدن سه سنده گرد دراز روی زمین ، از بالاتر از زمین بوده من سؤال مطرح‌شده یا پوست تناسلی در محل ختنه‌گاه بوده‌ام . . پزشکی : ختنه کردن : Sc : با توجه به موضوعات مطرح‌شده در خواب و این شناخت که پوست آلت تناسلی در محل ختنه‌گاه وظایفی حیاتی ازجمله جمع آوری و انتقال پیام‌های احساسی پوست پنیس به ختنه‌گاه پنیس دارد باید ... . . گفتمان خواب‌وبیداری : حصار جوب شاه : : ختنه‌گاه پنیس . 3/9/90  . . گفتمان خواب‌وبیداری : آب و برف : : آب احساس‌های جنسی اَلآن گرفته‌شده از پیرامون، برف احساس‌های قبلاً گرفته از پیرامون انبارشده در پنیس . . . گفتمان خواب‌وبیداری : ریشه : : گلانس پنیس . . گفتمان خواب‌وبیداری : برگ یا ساقه کوچک : : ماهیچه‌های صاف پنیس . . معانی و مفاهیم : ترخون : : خونی که تر است ، خونی که همراه آن آب (احساس) است . . گفتمان خواب‌وبیداری : ترخون : : خون همراه با‌احساس جنسی (آب) گرفته شده از پیرامون . 3/9/90 . . مرز مشترک : ختنه‌گاه پنیس : : ختنه‌گاه پنیس مرز مشترک بین سلول‌ها بافت‌ها و اعضای دستگاه تناسلی مثل دو فضای غاری کناری، قضای غاری میانی، گلانس پنیس، پوست پنیس و ... با پیرامون است 23/6/91 . . گفتمان خواب‌وبیداری : ساقه علف : : سه فضای غاری تا ختنه‌گاه پنیس . . گفتمان خواب‌وبیداری : ریشه علف : : گلانس پنیس . . گفتمان خواب‌وبیداری : قسمت ساقه‌یِ طرف ریشه : : ختنه‌گاه پنیس . 23/6/91 . . گفتمان خواب‌وبیداری : ساقه علف : : فضای غاری میانی پنیس 4/11/91 . . گفتمان خواب‌وبیداری : ریشه علف : : فضاهای غاری کناری، پوست، و گلانس پنیس . . همانند ویکی بودن : نوک این ساقه بزرگ علف در این خواب : : غنچه نیلوفر آبی در خواب 4/11/74 با سؤال من امروز روی کلمه توت چه افکاری داشته‌ام 4/11/91 . . علمی / معانی و مفاهیم / گفتمان خواب‌وبیداری : گور پدر : Sc : سه فضای غاری پنیس / من در خواب‌هایم تا کنون گور و قبرستان با شرایط و نام‌های مختلف دیده و می‌دانم تمام اینها مکان‌های بایگانی و انبارشده‌یِ اطلاعات و احساس‌ها در وجود ماست، همچنین با توجه به معانی و مفاهیم بعضی کلمات و جملات و خواب‌ها ازجمله خواب 27/6/68 با سؤال همانندسازی متوجه شده‌ام پدر در خواب‌ها ذرات بنیادی جاذبه است که با کوچک و کوچک‌تر شدن همانندسازی می‌کند این لحظه هم به این نتیجه رسیده‌ام که فضاهای غاری پنیس بانام گور پدر مکانی برای انبار شدن احساسات و عواطف جنسی با شکل و صورت ذرات بنیادی جاذبه است 4/11/91 . . گفتمان خواب‌وبیداری : پدر و گور پدر : : با توجه به یافته‌های اخیر، در این خواب پدر نماد «سینوس ساژیتال برتر» در پرده عنکبوتیه مغز، و گور پدر نماد «فضاهای غاری پنیس» بوده . 5/8/94 . . نکته‌ها و دلایل / علمی : امروز پنج‌شنبه بیست‌وهفت آبان ماه سال نودوپنج به نتیجه قطعی رسیده‌ام که خاطرات و احساس‌های زمان بیداری پوست و گیرنده‌های حسی مستقر در پوست در فضاهای غاری پنیس انبار و بایگانی می‌شوند تا بعد با شکل‌گیری اسپرماتوزوئید، از راه غشاء و میتوکندری‌های اسپرم به تخمک منتقل شوند. 27/8/95 . .

هیچ نظری موجود نیست: